جمعه 27 مهر 1397 - 22:51
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

عباس الف

 

تبليغات ديني ما هويت مي‌خواهد

 

ناگهان همه‌چيز در هم فرو ريخته است. شايد حتي به فاصله‌اي كمتر از نيم‌قرن، به شكلي باورناپذير، تمام عناصر، تمهيدات، ابزار و مجاري‌اي كه هزاره‌ها براي انتقال پيام، آن را اصالت بخشيده بودند به‌ناگاه جايگاه خود را دگرگونه يافته‌اند.

عصر «شنيدار»، هنگامه‌ «پذيرش روايات كلان»، دوران «سلطه فنون خطابه و بلاغت»، زمانه «راحت‌پذيري به استناد بيان»، زمانه‌ «يك‌گويي و همه‌شنوي»، روزگار «داشتن مخاطبان ساختارمند» و فصل «خطيب‌محوري» سر آمده است.

حالا زمانه ديگري است. همه‌چيز و همه‌كس دارند سخن مي‌گويند، با روايت‌هايي خرد و جزئي. فاصله‌‌ي زماني بين پذيرش و ابطال حتي گاهي با ثانيه‌ها رقم مي‌خورد. مخاطب، اكنون «پيام» را مي‌پذيرد و  لحظه‌اي بعد در جستجوي جايگزيني براي اوست. احساس همواره‌ي «عدم قطعيت» آزارش مي‌دهد. عصر عصر همه‌گويي است و استيصال گيرنده‌ي پيام در ميان تهاجم بي‌امان «واژه‌ها»، «تصاوير»، «ايده‌ها» و «خرده‌روايات».

هيچ ساختاري در انديشه مخاطب به ‌صورت ثابت شكل نمي‌گيرد. هر مخاطبي خطيب است و هر خطيبي مخاطب. در اين بازار مكاره‌ي ارتباط و تعامل بي‌مرز و بوم، تبليغات ديگر يك «هنر» نيست بلكه يك «بازي» است؛ يك كلافه كه هر لحظه در دست يك بازيگر قرار مي‌گيرد، و مخاطبي كه پيوسته در پي هر بازيگري سر مي‌چرخاند تا خود نيز كلافه شود.

چيزي تمامي مرزهاي تعميق و باورپذيري اصولي را مخدوش نموده است؛ چيزي مثل «سرعت»، «كاسبكاري» و «فرصت‌دزدي». و تنها واژه «تبليغ» است كه جايگزين هرگونه حقيقتي شده است.

در اين پريشاني و به هم ريختگي تبليغات دنياي نو، «جوهره و اصالت» و «حقايق و معاني» رنگ خود را باخته‌اند؛ چيزي عرضه مي‌شود كه مخاطب و سليقه‌اش مي‌پسندد و مي‌پذيرد.

جنس «دين» از نوع حقيقت و اصالت است. پذيرش «جوهره» و «روايت»‌هاي كلان آن ريشه در دريافت‌هاي متفكرانه و عميق دارد. عرضه سست و حباب‌وار معاني معنوي و محتواي ديني نه‌تنها پاسخگوي بي‌كرانگي معنا و حقيقت آن نخواهد بود، بلكه آن را به سوي تهي‌شدن و نابودي تمامي‌ دستاورد‌هايش پيش خواهد برد.

تبليغات ديني عرصه متفاوتي در بازار مكاره تبليغات دنياي امروز است. اين «بازار قلب» خود در حوزه انتقادي تبليغات ديني قرار مي‌گيرد. يعني مبارزه با اين بازار تزوير در دستور كار تبليغات ديني قرار دارد. چرا كه آلوده به ريا، تقدس‌زدايي و ارزش‌كاهي از حرمت و كرامت انسان است. با وجود اين، يك شائبه و يا يك سوء تفاهم بزرگ عده‌اي را بر آن داشته تا اين دو جنس نامتجانس (تبليغات ديني و تبليغات مرسوم دنياي امروز) را در يك بعد عرضه كنند.

منشا اين سوء برداشت تكنولوژي است. امكانات، ابزار و مجاري تازه‌اي كه تكنولوژي با خود به همراه آورده است، با شيوه و راه و رسمي كه سردمداران و كارگزاران تبليغاتي دنياي مدرن به آن دست يازيده‌اند همخواني فراواني دارد. اما اين به ارتباط ذاتي اين دو مربوط نمي‌شود، بلكه «رهبران تبليغات» پيوسته تحولات و سمت و سوي اين امكانات و ابزار را پي گرفته‌اند و امواج تبليغي خود را متناسب با شناخت فراوانشان از ظرفيت‌ها و قدرت اين امكانات بر روي آن گسترده و عرضه نموده‌اند. اما در مقابل، مبلغان و كارگزاران عرصه تبليغات ديني به جهت اطمينان و وابستگي فراواني كه به شيوه‌هاي قوام‌يافته خويش داشته‌اند از درك و دريافت ابزارهاي تكنولوژي ابا داشته و يا گريزان بوده‌اند.

تبليغات عمومي در كشور ما با طي هزاران سال در عصر شنيداري (بيان چهره به چهره) كمتر از 100 سال قبل وارد مرحله شنيداري- مكتوب شد؛ دوراني كه در آن با توجه به افزايش سواد و دانش عمومي، اسناد و مكتوبات پايگاه تازه‌اي را در مقبوليت تبليغ و مبلغ با خود به همراه آوردند.

تبليغات ديني در عصر شنيداري دوران موفق و ايده‌آلي را سپري نمود. چرا كه در اين عرصه تجربيات فراوان جهان سنت و مخاطب‌شناسي مناسب، موجبات اثرمندي آن را فراهم كرد. دوران شنيداري- مكتوب نيز عرصه مطلوب و مناسبي براي تبليغات ديني در كشور ما بود. مبلغان ما به راحتي به استناد آثار مكتوب و غني به‌ جا مانده از اسلام و تمدن اسلامي، به‌ويژه قرآن و احاديث و روايات توانستند بنيان‌هاي اعتقادي و آرماني مخاطبان را تعميق بخشند.

اما حادثه در ده سال اخير رقم خورده است. تبليغاتي كه در دوران گذشته به خاطر تسلط بر ابزار و امكانات تثبيت‌شده‌ي خود موفق عمل كرده بود به‌ناگهان در عصر فرارسانه‌ها، عصري كه دوران رسانه‌هاي ديداري و چندرسانه‌اي است، به دليل ذات «معناگريز»، «حرمت‌شكن»، «بي‌پروا»، «‌ضعيف‌استناد» و «كم‌عمق» رسانه‌هاي دنياي پسامدرن، دچار خودباختگي و عدم تسلط شده است.

بخشي از اين تزلزل مربوط به ويژگي‌ و فطرت رسانه‌هايي است كه مخاطبان خود را به سمت بي‌اعتمادي، خودرايي، تنوع‌طلبي و ارزش‌زدايي از ارزش‌ها سوق مي‌دهد.

اما بخش وسيع‌تر آن به عدم تسلط مبلغان و كارگزاران فرهنگي ما بر امكانات و توانايي‌هاي اين رسانه‌ها در دنياي جديد مربوط مي‌شود. اين كمبود، همان‌چيزي است كه موجب شده است تا از محتوا و مفاهيم غني و ارزشمند ديني بر روي امواج سطحي و كم‌عمق رسانه‌ها و ابزار دنياي جديد ارزش‌زدايي شود و سطح اين مفاهيم با سطح تبليغات بازاري، تجاري و حتي مبتذل در يك تراز قرار گيرد و بدينوسيله حرمت و قداست آن مورد تهاجم واقع شود.

شايد در اولين نظر اين همنشيني گريزناپذير تصور شود، اما واقعيت چيز ديگري است. علت اين هم‌ترازي آن است كه كارگزاران فرهنگي ما قصد دارند به دليل اقبال مخاطبان به ابزار و امكانات نو، محتوا و انديشه‌هاي عميق و اعتباري را به ساده‌ترين شيوه‌اي در درون اين ابزار و تكنولوژي عرضه كنند.

همانگونه كه يادآوري شد مبلغان فرهنگي بيگانه قرن‌هاست كه پي‌گير روند تكاملي اين ابزار هستند و بنابراين با فلسفه و ساختار آن به‌خوبي مأنوس و آشنا هستند و حتي هرلحظه تلاش ‌دارند تا نقاط آسيب‌پذير و ضعيف آن را در راستاي اهداف خود مرتفع نمايند؛ در حالي كه كارگزاران فرهنگي ما بدون هيچ بينش و سليقه‌اي نسبت به ويژگي‌ها و ظرايف اين رسانه‌ها و عدم بررسي‌هاي بينارشته‌اي از جمله «ارتباط رسانه با مخاطب و جامعه» و بسياري از اصول ديگر به‌راحتي خطر «عرضه رسانه‌اي» و در نتيجه «ارزش‌زدايي از مفاهيم» را پذيرفته‌اند.

البته نگارنده معتقد است كه در اين دنياي پرشتاب و سكون‌ناپذير ارتباط فرارسانه‌اي، نمي‌توان دست روي دست گذاشت. تبليغات ما به‌ناگاه در پس دوران‌هايي كه قالب‌ها آهسته و پيوسته حركت مي‌كرده اكنون با جهش نامحدود و شيوه‌هاي نامتجانسي روبرو شده‌ است كه حتي تصور انطباق آن با شيوه‌هاي گذشته نيز امكان‌ناپذير است. اما اين سيل حادثه، دليل مناسبي براي زدن چوب حراج به سرمايه‌هاي معنوي و ديني نيست.

ما لااقل بايد غرق امواجي كه در تلاش است تا سطح «تبليغات معنوي» را به «تبليغات تجاري» تنزل دهد نشويم. لازم نيست هر چه را مخاطب ذوق‌زده و هيجاني در دنياي معاصر از ما مي‌خواهد با شتاب برآورده كنيم؛ بايد از درون امواج خروشان رودخانه‌اي كه ما را به مرداب بي‌هويتي و سطحي‌نگري هدايت مي‌كند خارج شويم و با تعمق در سرعت و قدرت اين رودخانه راه چاره‌اي را براي مهار و كنترل آن بيابيم.

تبليغات ديني ما هويت مي‌خواهد. اين هويت بايد ناب باشد. اين ويژگي با تن دادن به خواست ديگران حاصل نمي‌شود. ما نيازمند طراحان زبده‌اي براي ساماندهي ساختار و هويت تبليغات اسلامي هستيم.

 

سه‌شنبه 5 تير 1386 - 17:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری