جمعه 3 اسفند 1397 - 4:7
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

ويژه نامه

 

جمال الدين آذري

 

سازمان در حوزه‌هايي وارد شود كه تهاجم در آن زياد است

 

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سيدابراهيم رئيسي، معاون اول قوه قضاييه و عضو مجلس خبرگان رهبري

اشاره:

نام سيد ابراهيم رئيسي نامي آشناست. او در حال حاضر معاونت اول قوه قضاييه را بر عهده دارد و همچنين عضو مجلس خبرگان رهبري است. حجت‌الاسلام رئيسي پيش از اين 10 سال مسئول سازمان بازرسي كل كشور بوده است. در گفت‌وگويي كه با وي انجام داده‌ايم نظرش را در مورد مسائل تبليغي و ارشادي جامعه جويا شده‌ايم. اين گفت‌وگو در حوزه علميه الزهرا كه به‌نوعي دفتر كار فرهنگي و علمي حجت‌الاسلام رئيسي است انجام گرفته است.

 

با توجه به مسئوليت‌هايي كه در طول سال‌هاي پس از انقلاب داشته‌ايد، نظرتان درباره ضرورت‌هاي ارشادي در تبليغات اسلامي چيست؟

در اين راستا اولاً به وظيفه و مسئوليتي كه امت اسلامي در قبال تبليغ دين دارد بايد اشاره كرد و ثانياً به ساختاري كه در جامعه اسلامي مسئوليت اين كار را دارد. هيچ كدام از آحاد جامعه اسلامي در قبال تبليغ دين و ارشاد جامعه اسلامي بي‌مسئوليت نيستند. به موجب آيات نوراني قرآن كريم و روايات ائمه ما امتي هستيم كه بايد دعوت به خير را جزو اصول كاري داشته باشيم. امر به معروف، نهي از منكر، امر به گسترش همه خوبي‌ها و نهي از همه آنچه كه زشتي‌ها و پليدي‌هاست وظيفه همه آحاد است و همه در قبال اين مسئوليت وظيفه سنگيني دارند. اين از ويژگي‌هاي امت اسلامي است.

علاوه بر اين، اين كار به صورت سازمان يافته در بعضي از بخش‌هاي كشور كه وظيفه تبليغي و ارشادي دارند نهادينه شده است. طبيعتاً اين‌جا سه نكته قابل توجه است: ضرورت نگاه دقيق به پيام، ابزارهاي ارسال پيام و پيام‌گيرنده و مخاطب. به نظرم ضرورت ايجاب مي‌كند كه بعد از قريب سه دهه كه از پيروزي انقلاب گذشته است نگاه دقيق‌تري هم به محتواي پيام شود، هم به قالب‌هايي كه در آن قالب‌ها پيام مي‌خواهد به پيام گيرنده منتقل شود. بايد ببينيم اين قالب‌ها مناسب‌اند؟ جذابيت اين قالب‌ها چگونه است؟ آيا همان روش‌هايي كه تاكنون براي انتقال پيام استفاده مي‌شد همچنان كارآمد است يا بازنگاه و بازتعريف نوع كاري كه مي‌شود ضرورت دارد.

معتقديد روش‌هاي سنتي تبليغات ديني در جامعه بايد بازنگري شوند؟

الان اين بازنگري ضرورت جدي دارد. شما به روش‌هايي كه امروزه در دنيا كاربرد دارد نگاه بكنيد. چه در ارتباط با محتواي پيام‌ها، چه در ارتباط با قالب‌هايي كه براي انتقال پيام استفاده مي‌شود ببينيد چه حركت‌هايي مي‌شود. نگاه كنيد به آنچه كه در واتيكان مي‌گذرد. حركت تبشيري كه در مسيحيت وجود دارد از روستاهاي آفريقا تا دانشگاه‌هاي بنام دنيا مخاطب دارد. تفاوت را در مخاطبان و در عين حال گستردگي كاري كه از نظر حجم و محتوا انجام مي‌دهند ببينيد.

شما مي‌خواهيد محتواي انسان‌ساز اسلام را با چه قالبي ارائه كنيد؟ امروزه در مسائل تبليغاتي استفاده از سينما و ساير هنرها در انتقال مفاهيم به مخاطبان با توجه به سرعت انتقال و ثباتي كه دارد در دنيا مطرح است.

طبيعتاً ضرورت دارد يك بازنگاهي هم به ابزارهاي تبليغي و هم به روش‌هاي تبليغي شود و هم بررسي كارشناسانه در مورد مخاطبان انجام شود. اصولاً روش‌هاي سنتي را كه تاكنون موثر بوده و توانسته كار بكند در شرايط فعلي حداقل براي بخش‌ عمده‌اي از جامعه موثر نمي‌دانم. نسبت به بخش‌هاي سنتي شايد بشود با همان روش‌هاي سنتي كار كرد. اما براي بخش جديد جامعه و جوانان كه بخش عظيمي از جامعه‌اند با اين دستگاه‌هاي ارتباط‌جمعي و تكنولوژي‌هاي نويني كه در انتقال اطلاعات وجود دارد حتماً بايد كار جدي‌تري در عرصه تبليغ و ارشاد داشته باشيم.

هجمه به ما خيلي بالاست. قرآن كريم در مورد تبليغ مي‌فرمايد كه در تبليغ و رساندن پيام دين فقط از من بترسيد. از هيچ‌كس وحشت نداشته باشيد. اين چه فلسفه‌اي دارد؟ چرا در مورد تبليغ دين اين‌گونه مي‌فرمايد؟ چرا در مورد ماموريت‌هاي ديگر چنين پيامي در قرآن كريم نيست؟ معلوم مي‌شود كه در مقابل رساندن پيام دين كساني سنگر گرفته‌اند كه نگذارند پيام انسان‌ساز دين به همگان برسد. در مقابل اين هجمه بايستي زمان‌شناس بود، مكان‌شناس بود و از ابزار متناسب استفاده كرد.

اين ماموريتي است كه حواريون مخصوص به خود را مي‌طلبد. حتماً حواريوني مي‌خواهد كه انصار دين شوند. آن حواريوني كه بخواهند انصار اين پيام و تبليغ شوند همه نيستند، آنهايي هستند كه متناسب با اين ماموريت باشند. اين يك اراده و تصميم و شناخت كافي و كامل نسبت به اصل پيام را مي‌خواهد. بايستي آن نگاه قديمي كه نسبت به تبليغ و مبلغ بود عضو شود و تعريف جديدي از تبليغ و مبلغ ارائه شود.

فكر مي‌كنيد قوه قهريه مي‌تواند جزو ابزارهاي تبليغ باشد؟

در شكل‌گيري جامعه ديني به هيچ عنوان در ابتدا از قوه قهريه استفاده نشده است. پيام و خواندن به دين ما بايد با موعظه و حكمت باشد. با برهان و دليل باشد يا از راه دل باشد يا از راه عقل و برهان. در نظام تربيت ديني ابتدا شمشير نيست. ما اگر بخواهيم جامعه را به سمت ارزش‌ها و دين دعوت كنيم راهش قرآن، منطق، موعظه و حكمت است و يا ساختن زمينه‌هايي است كه آن زمينه‌ها خود به نوعي تاثيرگذارند.

چه زمينه‌هايي؟

ببينيد براي مثال بسياري از زمينه‌هاي معيشتي و رفاه از جرم و جنايت جلوگيري مي‌كند. يكي از راه‌هاي پيشگيري از وقوع جرم بالا بردن فرهنگ ديني و ارتقاي اخلاق اجتماعي است.

گاهي آنقدر مسائل اقتصادي و معيشتي سخت مي‌شود كه دينداري براي دينداران كار سختي مي‌شود، به‌خصوص كساني كه پايه‌هاي ديني خيلي محكمي ندارند. در كل جامعه اگر به مسائل معيشتي توجه نشود گاهي دينداري دچار آسيب مي‌شود. چنانكه در روايات ما هم هست كه گاهي فقر به كفر مي‌كشد.

اسلام يك برنامه و پكيج ارائه كرده است. دين يك برنامه است كه در اين برنامه، هم مسائل فكري و  عقيدتي بايد حل شود، هم مسائل معيشتي و رفاهي، هم مسئله كار و مسكن. هم به جمع توجه دارد هم به فرد.

پس اگر بازگرديم به سوال شما، اول نوبت قهريه نيست. بايد زمينه‌هايي در جامعه ايجاد كرد كه از وقوع جرم پيشگيري شود. اگر جواني زمينه ازدواجش فراهم شود و ازدواج كند در روايات داريم كه نصف دينش را حفظ كرده است. از نظر اجتماعي جلوي بسياري از خلاف‌ها گرفته مي‌شود. ازدواج آسان مي‌تواند زمينه‌هاي وقوع جرم را كاهش دهد. همچنين بيكاري از زمينه‌هاي جرم است و... .

وقتي مي‌گوييم دين يك برنامه است يعني با گسترش فرهنگ ديني و اخلاق اجتماعي جلوي خيلي از مشكلات گرفته مي‌شود. حالا اگر تمام اينها شد و كسي رفت جرم كرد. اينجا نوبت قوه قهريه است كه با مجرم برخورد كند.

من از سخنان شما اين برداشت را كردم كه بحث معيشت و ازدواج و شرايط اجتماعي- فرهنگي جامعه به نوعي پشتوانه مقوله ارشاد هستند، يعني اگر آنها  فراهم نباشند ممكن است اصلاً بحث ارشاد ما مؤثر نيفتد.

بله، همين طور است.

حال با توجه به شرايط فعلي جامعه، شما فكر مي‌كنيد كه قوه قهريه در تبليغ و اشاعه آموزه‌هاي ديني و شعائر مذهبي در جامعه ضرورت پيدا مي‌كند؟

در نظامات اجتماعي بايد بحث فرهنگي را دنبال كرد اما در عين حال براي اينكه نظم اجتماعي برقرار بماند بايد قوه قهريه هم باشد. يعني ما نمي‌توانيم بگوييم كه براي مثال تا براي اين دخترخانم از نظر استدلالي و برهاني اثبات شود كه حجاب امر خوبي است اجازه بدهيم كه امنيت اخلاقي جامعه را تهديد بكند. هم بايد نظامات اجتماعي را محكم اجرا كرد، هم كار فرهنگي و ارشادي كرد. در ارتباط با فرهنگ ديني، ما جامعه را مثل ماركسيست‌ها طبقه‌بندي نمي‌كنيم و مي‌گوييم كه پيام دين مي‌تواند همه انسان‌ها را مخاطب قرار دهد. مخاطب هم فقير است هم غني، هم عالم است هم جاهل. تاثيرش هم همينطور است. يعني پيام ديني روي يك فقير علي‌رغم شدت فقر مي‌تواند تاثير بگذارد و او ديندار باشد. همين طور در مورد اغنيا. غنا مانع از دريافت تاثير پيام دين نيست. پس، از اين جهت مشكلي وجود ندارد. اصولاً قوه قهريه وقتي مي‌آيد در ميدان كه راهكارهاي ديگر اجتماعي و راهكارهاي اثباتي جواب نداده باشد. در مسائل ديني آخرين راه حل دستگاه قضايي و قوه قهريه است. رحمت دايره وسيعي دارد. يك بابش همان تبليغ و ارشاد است و يك بابش برخورد است. همه‌اش در بسته‌ي رحمت مي‌گنجد. اگر آن نباشد در جامعه نظم و اخلاق و استواري برقرار نمي‌ماند. درست مثل كاري كه يك جراح مي‌كند؛ او بدن را مي‌برد اما نمي‌شود گفت كه نسبت به بدن شخص بيمار خشونت و دشمني به خرج مي‌دهد. اين رحمت كار اوست.

قوه قهريه با قواي ديگر يك رسالت دارند و آن رسالت اين است كه همه اينها در جهت اصلاح به كار گرفته مي‌شود. سمت و سوي همه قوا ارشادي است.

برخي معتقدند كه دين حداقل‌هايي دارد و از عموم مردم همين حداقل‌ها خواسته شده است. مي‌خواهم بپرسم در حوزه مسئوليت شما آيا چنين بحث‌هايي مطرح است؟ حداقل‌ها تعريف شده‌اند؟ و آيا برخوردهايي كه صورت مي‌گيرد متناسب با آن حداقل‌هاست؟

منظورتان از برخوردها، همين برخوردهايي است كه در مسائل امنيت اجتماعي است؟

مصداق و نمونه بارزش كه اتفاقاً الان هم مطرح است بحث برخورد با بدحجابي است.

در برخورد با پديده‌هاي نابهنجار يا آسيب‌هاي اجتماعي، آن مواردي كه نياز مي‌شود برخورد شود جرم‌ها هستند.

يعني بحث آن از مباحث تربيتي جداست؟

اينها جرم است. قانونگذار اين موارد را جرم تلقي كرده است و با جرم‌ها بايد برخورد شود، البته متناسب با جرم.

هر كدام از چيزهايي كه جرم تلقي شده است فلسفه‌اي پشت جرم‌تلقي‌‌شدنش است. براي مثال، مواد مخدر چون تخدير جسم، روح و انديشه مي‌كند و در پرتو اين مواد جرائم متعددي در جامعه اتفاق مي‌افتد توليد، حمل، فروش و مصرف آن جرم تلقي شده است.

در مورد مسائل اخلاق اجتماعي و رعايت شئونات اجتماعي و امنيت اخلاقي جامعه هم همينطور است.

اسلام البته در همه اين موارد مي‌گويد كه ابتدا بايد تذكر داد و امر به معروف و نهي از منكر كرد. اما وقتي اين مسائل گسترش پيدا كرد طبيعتاً امنيت اخلاقي در جامعه دچار خدشه مي‌شود. اگر امنيت اخلاقي جامعه دچار خدشه شد زمينه بسياري از جرائم و فجايع را فراهم مي‌كند.

همانطور كه در ابتدا هم اشاره شد ابزارهاي ما در حال حاضر نمي‌تواند ابزارهاي سنتي باشد. بايد به دنبال ابزارهاي جديدي در مسئله تبليغ و ارشاد باشيم در همين مبحث امنيت اخلاقي و اجتماعي هم به هر حال مسئله ارشاد مطرح است. در يك مرحله‌ ممكن است جرم تلقي شود ولي پيش از آن مسئله ارشاد و امر به معروف و نهي از منكر مطرح است. در اين مرحله براي مثال يك ضابط قوه قضاييه مي‌آيد و به اين شخص تذكر مي‌دهد. خود اين به نظر شما جزو همان شيوه‌هاي سنتي نيست؟

چرا همينطور است. ببينيد، راديو و تلويزيون ما بيشترين اثرگذاري را در ارتباط با الگودهي در جامعه دارد. برخي از فيلم‌هاي صداوسيما الگوهاي مناسبي را براي جامعه نمي‌دهند. اساساً طريقه زندگي‌ها را كه تصوير مي‌شوند ببينيد، مگر زندگي همه مردم همين شيوه‌هايي است كه در فيلم‌ها مطرح مي‌شود؟ به نظر من صداوسيما مي‌تواند به عنوان يكي از جاهايي كه الگو مي‌دهد در جامعه نقش مهمي داشته باشد.

حوزه ديگر، نظام اداري ماست. قبل از اينكه به مسئله حجاب تذكر داده شود بخش زيادي از اينها مي‌تواند در ادارات حل شود، تعداد زيادي از اين افراد كارمند دولت‌اند. كارمند دولت به مجموعه دولت نزديك‌تر است و مي‌توان در آنجا او را مكلف كرد كه اين كار را انجام دهد.

يعني خود دولت در مجموعه خودش مي‌تواند الگوسازي بكند؟

بله، خود دولت الگوسازي بكند. اين اولين قدم است. دختر دبيرستاني به معلمانش نگاه مي‌كند. اگر ببيند آنها حجابشان درست است او هم سعي مي‌كند همانطور باشد. وقتي ببيند در راديو و تلويزيون همينطور است، معلمش هم همينطور است به ادارات هم كه مراجعه بكند ببيند كه نظام  اداري ما يك الگوي مناسب حجاب دارد به طور غيرمستقيم تاثير مي‌پذيرد و اين امر به طور غيرمستقيم بعضي وقت‌ها از دستورالعمل‌هاي مستقيم بيشتر تاثير دارد.

خيلي از خانم‌هايي كه گاهي در اين مورد با آنها صحبت مي‌شود مي‌گويند اول برويد راديو و تلويزيون‌تان را درست كنيد.

براي اين چه بايد كرد؟

من مثال را از راديو و تلويزيون زدم. در مورد سينما هم همينطور است. عوامل سينما هم در الگودهي مي‌توانند نقش بسيار مهمي داشه باشند.

من معتقدم كه بعد از 27سال‌، ما حتماً بايد براي حجاب يك الگوي قطعي ارائه بدهيم. يك الگوي حداقلي براي حجاب تعيين كنيم. كف را تعيين كنيم و اين كف حجاب بايد به عنوان الگوي قطعي، هم از طرف دولت ارائه شود، هم سينما، هم راديو و تلويزيون، هم سيستم اداري، هم نظام آموزش و پرورش و ديگران. همه بايد از اين الگو پيروي كنند و اين بحث تمام شود. هميشه اول سال كه مي‌رسد اين بحث آغاز مي‌شود، پاييز كه مي‌رسد فتيله‌اش كمي پايين مي‌آيد و باز دو مرتبه اول سال بعد آغاز مي‌شود. يك بار براي هميشه يك الگوي حجاب بايد داده شود و همه موظف شوند عمل كنند.

قوه قضاييه در مجموعه فعاليت‌هاي خود، براي ارشاد اسلامي مجرمان چه برنامه‌هايي داشته است؟

مجرم يك مجازات‌هايي دارد. در زندان بايد شخصيت فرد بازسازي شود. اينجا ارشاد يك آسيب‌ديده اجتماعي مطرح است. لذا امام فرمودند كه زندان‌هاي ما بايد دانشگاه باشد. يعني با اين افراد بايد به مثابه آسيب‌ديده اجتماعي برخورد شود. درست است كه اين فرد ظلم كرده و جرمي مرتكب شده است و در يك نگاه بايد كيفر شود، اما در نگاه ديگر وقتي مجازات شد بايد به او به عنوان يك آسيب‌ديده اجتماعي نگاه كنيم و او را را اصلاح كنيم تا دوباره به جامعه برگردد. از اين جهت مي‌شود گفت كه يكي از مسئوليت‌هاي دستگاه قوه قضاييه كار ارشادي است، همانند كاري كه در مجموعه‌هاي ارشادي و تبليغي انجام مي‌شود.

به عنوان يك كارشناس، نظرتان نسبت به فعاليت‌هاي سازمان تبليغات اسلامي چيست؟

سازمان تبليغات اسلامي از نهادهاي انقلابي است كه پس از انقلاب متكفل امر تبليغ در كشور شده است. ما يكسري دستگاه‌هاي سنتي قبل از انقلاب داشتيم كه بعد از انقلاب بازسازي شدند. مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. اما اول انقلاب به نظر مي‌رسيد در كنار اين مجموعه بايد يك مجموعه‌اي كه متناسب با نيازهاي انقلاب باشد تولد پيدا كند و كاملاً با انقلاب همگام باشد. در حوزه تبليغ، سازمان تبليغات اسلامي جزو اين نهادها بوده و رسالتش اين بوده است كه در جهت تبليغ دين و انقلاب گام‌هايي بردارد. قطعاً در اين مدت كارهاي خوبي در مجموعه سازمان تبليغات اسلامي انجام شده است. اما من به نظرم مي‌رسد با توجه به اينكه به رغم گذشت اين زمان همچنان سازمان تبليغات اسلامي با اراده مقام معظم رهبري مانده است انتظار از اين دستگاه اين است كه آن رسالت انقلابي را كه براي آن به وجود آمده است به كار روزمره تبديل نكند و دچار روزمرگي نشود.

يكسري كارها وجود دارند كه از ديگران هم برمي‌آيد‌ و بخش‌هاي ديگري مي‌توانند انجام دهند. ولي كارهايي هم هستند كه با يك ماهيت انقلابي ساخته مي‌شوند. آن ماهيت انقلابي را سازمان تبليغات اسلامي بايد همچنان حفظ كند چون فرزند انقلاب است. نظر محوري من درباره سازمان تبليغات اسلامي اين است. برخي كارها را دستگاه‌هاي ديگري هم انجام مي‌دهند و ويژگي خاصي ندارد.

مثلاً چه نوع كارهايي؟

نوشتن برخي از كتاب‌ها و جزوات كه خيلي عادي است يا برخي كارهاي تبليغي كه ديگر دستگاه‌ها هم انجام مي‌دهند.

اگر بخواهم يك مثال مثبت بزنم، در بخش فيلم آن كاري كه در حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي انجام شده است از آن دسته كارهايي است كه جاي خالي‌اش كاملاً احساس مي‌شد. يعني يك مجموعه‌اي كه به نام انقلاب و جريان حزب‌اللهي بتواند مسائل هنري و سينمايي ما را به سمتي سوق دهد كه در آن، نگاه مرتضي آويني‌وار وجود داشته باشد. سمت و سوي كارها نهادينه كردن، انقلابي فكر كردن و انقلابي بودن باشد. يعني در آن جاهايي كه جايش خالي است بايد بيشتر وارد شود و در آن جاها جريان‌ سازي بكند.

كاري كه در ارتباط با مؤسسه تبيان انجام شده كار خوبي است. چون اين حوزه حوزه‌اي بوده است كه با گسترش فن‌آوري جديد، فعاليت در آن ضرورت داشت.

سازمان تبليغات اسلامي نمي‌تواند فقط به اعزام مبلغ بسنده كند. روش اعزام مبلغ خيلي نمي‌تواند كارآمد باشد. مي‌توان همچنان به آن توجه كرد ولي با روش‌هاي جديد. الان گسترش كاري مثل تبيان مي‌تواند كار خوب و قابل قبولي باشد. كما اينكه تا آنجا كه من اطلاع دارم تبيان توانسته است در مدت كوتاهي جاي خودش را باز كند.

البته ممكن است عده‌اي در مقابل فعاليت‌هاي سازمان بايستند و فضاي كاري در اختيارش قرار ندهند، ولي نبايد متوقف شد و بايد رفت جلو. چون فلسفه اصلي سازمان تبليغات اسلامي همين است. بايد در حوزه‌هايي وارد شود كه در آن تهاجم بسيار است. بايد نسبت به فضاي هجوم دشمن به بنيادهاي فكري- فرهنگي نسل جوان و جامعه شناخت پيدا كند و درست همان جا را هدف قرار دهد. حركت‌اش فقط دفاعي نباشد و حركت تهاجمي داشته باشد. تمام بنيادهاي فكري آنها را بر باد بدهد. بايد مباني فكري و فرهنگي دشمن را مورد حمله قرار داد.

كارهاي تئوريك را هم از زمينه‌هاي كاري سازمان تبليغات اسلامي مي‌دانيد؟

كاملاً عقيده‌ام اين است كه كاري از اين‌گونه بايد صورت بگيرد و مي‌دانم كه ما براي انجام اين كار قادريم.

مخاطبان چه نقشي در تعيين شيوه‌هاي ارشاد و تبليغات اسلامي دارند؟

از مهم‌ترين راه‌هاي تاثيرگذاري تبليغ، شناخت مخاطب است. مخاطب‌شناسي بسيار مهم است. اين‌كه ما نسخه‌اي بدهيم و روشي ارائه كنيم كه همه مخاطبان بپسندند كار سختي است. البته نمي‌گويم امكان‌پذير نيست. درست مثل فيلمي مي‌ماند كه هم اصحاب قلم، هم نخبگان، هم جوان ما و هم مردم عادي پيام خودشان را از اين فيلم دريافت كنند. اين كار نشدني نيست، اما دست يافتن به آن سخت است. لذا به نظرم مي‌رسد كه در برنامه كاري سازمان تبليغات اسلامي بايد اولويت‌سنجي شود و اولويت را به نسل جوان بايد داد.

اگر سازمان تبليغات اسلامي بخواهد تمام نيرويش را بسيج كند بهترين جايي كه جواب مي‌دهد نسل جوان است. اولاً‌جامعه ما جامعه جواني است. ثانياً فراگيري مخاطبان جوان خيلي سريع‌تر، دقيق‌تر و زود‌بازده‌تر است و مي‌تواند براي آينده‌سازي كشور نقش جدي‌تري داشته باشد.

شناخت مخاطب خيلي ضرورت دارد. خصوصاً با توجه به دسترسي‌هايي كه مخاطبان امروز به ابزارهاي فراگيري دارند. دسترسي ديروز كم بود اگر طرف مي‌خواست چيزي ياد بگيرد يا مي‌آمد مدرسه يا مي‌رفت مسجد محله‌‌اش. اما امروز او در يك فضاي مجازي با كل كتابخانه‌هاي دنيا، صفحه‌هاي اينترنتي و... در ارتباط است با اين نگاه، مخاطب‌شناسي بسيار مهم است و خصوصاً شناخت اين‌كه دسترسي مخاطب به همه چيز و همه جا خيلي آسان شده است.

اين براي ما هم فرصت است هم تهديد، هم مي‌توان از اين ابزارها براي رساندن پيام خودمان استفاده كنيم هم اين‌كه اگر ضعف داشته باشيم مخاطب وقعي به پيام‌هاي ما نمي‌نهد.

همين‌طور است و اگر ما دقيق كار بكنيم مي‌توانيم همه تهديدات را تبديل به فرصت‌ها بكنيم. كما اين‌كه همين فن‌آوري جديد يك تهديد است ولي در هر صورت اگر دقيق كار كنيم مي‌توانيم به فرصت تبديلش كنيم. در مورد تبيان كه گفتم نوع كار و جنس كار از آن حركت‌هاي تبديل تهديد به فرصت است.

در بحث مخاطبان اولويت را به نسل جوان داديد. مهم‌ترين چالش‌هاي تربيتي نسل جوان را چه مي‌دانيد و چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

ما اگر درست انقلاب اسلامي خودمان را بشناسيم مي‌دانيم كه تهديد هم الان روي اين چيزهاست. انقلاب اسلامي ما يك انقلاب فكري و فرهنگي است و بيشترين تاثير را هم اتفاقاً روي نسل جوان دنيا داشته است. عمده‌ترين هجمه روي بخشي است كه دين‌مداري را در جوانان زنده كند و به آنان مباني عميق فكري و فرهنگي بدهد كه آنها به دين پايبند باشد و آثار اين قضيه نيز در فرهنگ مقاومت بروز كند. من براي اين‌كه دقيق‌تر سخنانم را روشن كنم سخنان پاپ را در مورد اسلام يادآور مي‌شوم. به صحنه آمدن پاپ در راستاي نقشي است كه جريان سلطه به او داده است؛ جرياني كه به دنبال گسترش فرهنگ ظلم‌پذيري است. اين جريان به نظر من مي‌رسد كه الان وقت به ميدان آمدن عالي‌ترين مقام مسيحيت و حمله‌اش به دين اسلام است. چه چيز اين دين را مورد حمله قرار دهد؟ بگويد در دنيا بيش از يك ميليارد مسلمان نيست؟ خوب اين‌كه مشخص است. بگويد اسلام تمدن‌ساز نبوده است؟ اين را كه تمام محققان و مورخان غربي معترف‌اند. مي‌گويد اسلام دين خشونت است. اين جمله نشانگر اين است كه آنان از كدام بخش كار مي‌ترسند و كدام جنبه اسلام آنها را تهديد مي‌كند. آنها از آن اسلامي كه مقاوم است، اسلامي كه از آن سيد حسن نصرالله و حزب‌الله لبنان سر برمي‌آورد و در مقابل اسرائيل مي‌ايستد و در جنگ 33 روزه آنها را مي‌شكند، اسلامي كه در عراق و افغانستان مقابل آمريكا ايستاده است و اسلامي كه در خود ايران مقابل استكبار مقاومت مي‌كند، مي‌ترسند. اين درست آن نقطه‌اي است كه امروز دشمن رويش حساس شده است. اين‌كه جواناني با اتكا به خدا و به نام دين هم در ساختن خويشتن و جامعه‌شان هم در مقابله با ظلم قد برافراشته‌اند، به نظرم اين جهت مورد هجوم دشمن است. دشمن مي‌خواهد روحيه ظلم‌ستيزي، دشمن‌ستيزي، استكبارستيزي را در جامعه هدف قرار بدهد تا از آن، فرهنگ مقاومت و ايستادگي در نيايد، فرهنگ انتظار در نيايد، به جايش فرهنگ انظلام در بيايد. راه اين‌كه جوان مقاومت نكند اين است كه فحشا گسترش پيدا كند، فساد گسترش پيدا كند، امنيت اخلاقي و امنيت نسل جوان آسيب ببيند. دشمن براي دست‌يابي به اين هدف به هر كاري دست مي‌زند. اشاعه مواد مخدر يكي از اين راه‌هاست. مواد مخدر امروزه مواد مخدر سنتي نيست. مواد مخدر صنعتي است. اين مواد مخدر صنعتي كار افغاني‌ها نيست كار غربي‌هاست. لابراتوارهايش مال آنهاست. اين مسئله قابل توجه است.

راه اين‌كه جوان ديندار نباشد و در مقابل دشمن ايستادگي نكند اين است كه او را از درون تهي بكنند. راهش اين است كه هم فكر او و هم جسمش را تخدير كنند. خواه از طريق فحشا، فساد و مواد مخدر، خواه با افكار و انديشه‌هايي كه ذهن را تخدير مي‌كند. رسالت سازمان تبليغات اسلامي اين است كه توجه به اين جهت را در اولويت قرار بدهد.

 

دوشنبه 4 تير 1386 - 15:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری