يكشنبه 4 تير 1396 - 21:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

زهرا بنيانيان:در بحث هنر كميت مهم نيست بلكه كيفيت اهميت دارد

 

زهرا بنيانيان مدير آموزش و رئيس سازمان آموزش و پژوهش حوزه هنري است. چند هفته‌اي است كه به ساختمان جديد حوزه هنري منتقل شده است اما قفسه‌هاي كتابخانه وي آخرين بخش از فضايي است كه احتمالاً قرار است طي چند روز آينده رنگ كتاب را به خود ببيند. ميز شلوغ و درهم برهم او با ظاهر آراسته و مرتب و منظمش هيچ همگوني ندارد. سعي مي‌كند خودش را آرام نشان دهد اما وقتي صحبت از سياست‌هاي فرهنگي حوزه هنري به ميان مي‌آيد بسيار گله دارد. وي مسئوليت ستاد كشف استعدادهاي درخشان را نيز به عهده دارد. شناسايي، حمايت و سياست‌هايي كه پيرامون نخبگان كشور لحاظ مي‌شود مبناي گفتگوي ما با زهرا بنيانيان است كه در پي مي آيد:

در ابتدا تعريفي از وظايف سازمان آموزش ارائه كنيد.

تربيت و آموزش هنرمندان جوان ، ارتقاي مهارت‌هاي آموزشي و هنري كاركنان حوزه هنري، نمونه‌سازي در آموزش‌هاي هنري.

در حال حاضر در هريك از حوزه‌هاي گفته شده چه فعاليت‌هايي مي‌كنيد؟

در بحث تربيت و آموزش هنرمندان جوان، طبعاً نگاه ما به سمت استانها مي باشد. سعي شده است ارتباط و تعامل حوزه هنري با شهرستان با هدف ارتقاي سطح آموزشي و فراهم نمودن بستري مناسب براي رشد استعدادها فراهم شود. پس از بستر سازي و آموزش‌هاي مناسب، در استان ها يك سري آزمون‌هاي اوليه  از هنرجويان تحت آموزش گرفته مي‌شود و پس از شناسايي استعدادهاي خلاق، آن افراد به مركز معرفي مي‌شوند. مركز نيز به نسبت رشته هنري هر فرد براي او به صورت گروهي آموزش‌هاي جدي‌تري را پيش‌بيني مي‌كند. افراد را با بسته‌هاي آموزشي فرهنگي آشنا مي‌كنيم كه با استفاده از اين بسته‌ها بتوانند آثار هنري‌شان را خلق و يا فرصتي براي خلق اثر هنري بيابند. در حقيقت هدف ما تلاش براي يافتن هويت گروهي هنرمندان است كه براساس رسالت حوزه هنري تنظيم و اجرا مي شود. ما قصد داريم اين عزيزان را به سمت تشكيل گروه ها و يا ngo هاي مختلف سوق دهيم. در مقطعي براي دستيابي به اين هدف در استانها، سعي شد تا استعدادهاي درخشان شناسايي و در مرحله بعد بستري مناسب براي انجام گرفتن فرآيندهاي آموزشي هنرمندان پديد آيد. طبيعتاً در اين بستر بچه‌هاي نخبه رشد خواهند كرد و در فضاهاي عمومي خودشان را نشان خواهند داد. با اين هدف مي‌توان براي آنان برنامه‌ريزي كرد. حال براي رسيدن به اين هدف در استان ها به يك سري اطلاعات از شرايط آموزشي استان‌ها نياز بود. حاصل بررسي به صورتي شد كه متوجه شديم در بسياري از استان‌ها سرفصل آموزشي نداريم و آموزش براساس سليقه استاد صورت مي‌گيرد. بنابراين در ابتدا سعي كرديم به تدوين سرفصل‌هاي آموزشي بپردازيم. به دنبال اين موضوع گروهي در تهران مامور طراحي نظام جامع آموزشي كوتاه مدت و آزاد در حوزه هنري شدند.

مبناي تدوين سرفصل هاي آموزشي چه بوده است؟

دو عضو از اعضاي اين كميته را مديران آموزشي آن رشته خاص تشكيل مي دهند. همچنين برحسب آن رشته خاص مدير خاص آن رشته در حوزه هنري به اتفاق دو هنرمند در آن رشته در كميته وجود دارند. همچنين سرفصل هايي  آموزشي وزارت ارشاد نيز در تدوين سرفصل هاي آموزشي حوزه هنري مورد استفاده قرار گرفت.

پس از منابع خارجي در جهت تدوين نيز استفاده شده است؟

بله. ما به منابع بيروني نيز توجه كامل داشتيم. و از سرفصل‌هاي مجامع علمي و آكادميك نيزاستفاده كرديم.

تا به حال به استفاده از اساتيد بين‌المللي فكر كرديد؟

بله

عمل چطور؟

خير. ما خيلي برنامه‌ها داريم كه بايد براساس اهداف ما شكل بگيرند. يعني بايد لزوم استفاده از يك استاد خارجي براي ما مشخص باشد. آيا صرف اينكه او خارجي است بايد از او استفاده كرد؟ آيا نبايد تخصص هاي ويژه او را با نيازهايمان مطابقت دهيم. من معتقدم هنوز نتوانسته ايم از ظرفيت هاي داخلي به نحو عالي استفاده كنيم. پس چه لزومي دارد كه داخل را رها كنيم و به اساتيد بين المللي روي بياوريم. معتقدم آموزش يك كار تدريجي است. ما هنوز اول راه هستيم. نكته ديگر آنست كه وقتي قصد اجراي اين گونه برنامه ها را داريم نام برنامه بين المللي مي شود و به تناسب هزينه ها نيز سير صعودي پيدا مي كند. بنابراين بايد براي دعوت از يك استاد خارجي هزينه اي به مراتب بيشتر از يك استاد داخلي متحمل شويم.  ما هنوز در هزينه هاي اوليه آموزشي خودمان هم مشكل داريم. در نتيجه نگاه معطوف به آن سمت نيست.

از فعاليت‌هاي حمايتي حوزه هنري پيرامون استعدادهاي درخشان بگوييد.

در سال گذشته متوجه شديم ويژگي افراد نخبه كه به ما معرفي مي شوند بسيار نزديك به هم بوده است و چون شاخص هاي ما هم بسيار كلي بود در نتيجه فاصله علمي و عملي بين هنرمندان بسيار زياد بود. كلاس هاي ما هم به صورت گروهي تشكيل مي‌شد و متاسفانه بعضي از اساتيد به دليل وجود چنين فاصله اي در امر تدريس دچار سردرگمي مي شدند كه در كدام سطح تدريس كنند. بنابراين تصميم گرفتيم شاخص‌هايمان را ريزتر و جزئي تر كنيم. بنابراين سعي شد اين افراد را بنابر سابقه تحصيلي و عملي شان در بانك اطلاعاتي حوزه هنري طبقه بندي كنيم. و براساس توانايي هاي هر طبقه از گروهها حمايت كنيم. از طرفي به دليل درگير بودن سازمان آموزش با حقوق معوقه اساتيد، متاسفانه درصد زيادي از بودجه حمايتي خرج تسويه حساب با اساتيد شد. بنابراين نتوانستيم در سال گذشته حمايت ويژه اي از نخبه گان داشته باشيم كه قصد داريم در سال 86 جبران كنيم.

بسته هاي علمي و فرهنگي تان را معرفي كنيد.

خوب ما يك سري منابع عمومي داريم كه در شهرستان‌ها در اختيار بچه ها نيست چرا كه هزينه تهيه آن منابع سنگين است. آنچه در ابتدا در اختيار اين افراد قرار ميدهيم كتب و لوح فشرده‌هايي است كه متناسب با رشته عمومي و تخصصي آن شخص مي باشد. همچنين نشريات مربوط به آن رشته را در اختيار وي قرار ميدهيم. تمام اين منابع به صورت رايگان در اختيار بچه ها قرار مي گيرد. اولين دوره اعطاي اين بسته ها سال گذشته در اردوي اشراق بود كه به بچه هاي نخبه يك بسته و به اساتيد دو بسته آموزشي تقديم كرديم چرا كه احساس شد بايد اساتيد را با ويژگي هاي استعدادسنجي هنري بچه ها آشنا كنيم.

اين بسته ها در اختيار چند درصد از افراد نخبه قرار گرفته است؟

به لحاظ آنكه تعداد نمونه هايي كه ما در اردوي اشراق داشتيم بسيار كم بودند. ما سطح وسيعي را پوشش نداديم و قرار هم نيست به صورت گسترده عمل كنيم. فعاليت افرادي كه ما بر روي آنان برنامه ريزي مي كنيم حداكثر 400 نفر خواهد بود البته بايد توجه داشت كه در بحث هنر كميت مهم نيست بلكه كيفيت اهميت دارد.

در بحث اعزام دانشجو به خارج از كشور چطور؟

فكر كرديم اما توانايي اجرايي نداريم.

چرا؟

ببينيد يك سري عناوين، عناوين دهن پركني هستند قبلاً هم گفتم حركت آموزشي يك حركت تدريجي است. بايد ابتدا و انتهاي آن مشخص باشد بايد كار با هدف انجام شود. اگر در طي مسير رسيدن هدف نياز به اعزام دانشجو به خارج از كشور بود اين عمل صورت خواهدگرفت اما اين موضوع كه بنده به عنوان يك مدير مياني كشور در حوزه هنري در مقطعي خاص ده نفر را به روسيه اعزام كنم براي چه؟ بنده با اين حركت چه هدفي را دنبال مي كنم؟ چه اتفاقي براي حوزه هنري خواهد افتاد؟ نمي خواهم اين موضوع را نفي كنم اما معتقدم اين حركت بايد زماني روي دهد كه فرآيند آموزشي كاملاً‌ تعريف شده باشد. ما شتابي براي انجام اين كار نداريم.

اين بي توجهي باعث مي شود فرد خودش راه را بيابد و از كشور خارج (گريزان) شود؟

در اينجا دو موضوع مطرح مي شود يكي آنكه جوان بماند و ديگري فرار او از كشور است. ما با توجه به خيلي از نكات ساده آموزشي مي توانيم اين جوان را در كشور نگاه داريم. ابتدا بايد بستر آموزشي مناسب را فراهم كرد و از همه امكانات و فرصت هاي داخلي استفاده كرد و بعد اگر لازم شد وي را براي فراگيري علم به كشورهاي ديگر اعزام مي كنيم. ما هنوز ظرفيت هاي خودمان را به صورت كامل استفاده نكرده ايم.

وظيفه شماست كه اين امكانات را براي او فراهم كنيد.

هنر من اين است كه با بسترسازي مناسب محيط را براي استفاده افراد نخبه از امكانات فراهم كنيم.

حالا شايد اين بسترسازي روندي بسيار كند داشته باشد تكليف استعداد درخشان ما چه مي شود؟

اگر قصد حل مسائل را داشته باشيم بايد اين موضوع را از دو جنبه كشوري و حيطه كاري من مورد بررسي قرار دهيم. اگر همه دست اندركاران برنامه هاي فرهنگي و هنري در كشور به راهبردهاي فرهنگي هنري براي حل اين مشكل توجه كنند. بايد نمود اين نگاه را در دستورات برنامه پنجم توسعه ملاحظه كرد. مجلس بايد تكليف حوزه فرهنگي را روشن كند كه آيا قصد هزينه كردن دارد يا خير؟ الويت ها را مشخص كند به من بودجه بدهد بعد از من سوال شود. به اندازه كه به من بودجه تعلق مي گيرد بايد انتظار حركت و رشد داشت با اين بودجه محدود نمي توانم شق القمر  بكنم. من به عنوان مدير  يك نفرهستم. اگر مديري در جايگاه فرهنگي خودش بداند كه چه بايد بكند و حركت هاي شتاب زده نداشته باشد مشكلات در بحث آموزش سير نزولي قابل توجهي خواهد داشت. تربيت يك فرآيند است. آنچه من به عنوان يك مدير مياني كشور مي توانم انجام دهم بستر سازي مناسب فرهنگي آموزشي در حيطه كاري خودم مي باشد.

ضعف را در كجا مي بينيد؟

در ابتدا بايد گفت جو بين المللي و فضاهاي خارجي تاثير بسزايي در امر آموزش كشور دارد. در حال حاضر  ما درگير بحث انرژي هسته اي هستيم. اين موضوع تقريباً تمام مسائل كشوري را تحت الشعاع قرار داد است. بنابراين مسئولان و مديران كشوري سعي مي كنندبيشتر به مذاكره ، توجه به تهديد و تحريم و غيره توجه كنند تا مباني فرهنگي و آموزشي كشور. موضوع ديگر بحث پيرامون عمر مديريتي در كشور است. متاسفانه عمر مديريت در كشور ما بسيار كوتاه است. در كشور شاهد مديريت هاي 2 و 3 و 5 ساله هستيم. كمتر مديري را مي توان پيدا كرد كه فرصت كاشت و داشت و برداشت فعاليت هايش را داشته باشد. اين فكر در ذهن مديران ما وجود دارد كه بگذار تا هستيم برداشت هايي بكنيم كه نشان دهيم كاري كرده ايم. اين ضعف مديريت كشوري ماست كه متاسفانه تمام اركان كشور از آن رنج مي برند. كار بايد ساماندهي شده، اساسي و اصولي پيش رود.

1-   فراهم نمودن امكانات محتوايي در تهران و شهرستان ها

2-   فراهم نمودن بسترهاي مناسب در جهت فرآيندي كردن فعاليت هاي آموزشي و تربيتي

3-   شناسايي نيروهاي كارآمد و شايسته در بخش هاي مختلف فرهنگي و آموزشي كشور مي تواند باشد.

معتقدم اين سه ركن از عوامل اصلي رشد نظام فرهنگي و آموزشي كشور است.

 

شنبه 19 خرداد 1386 - 10:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری