پنجشنبه 27 آذر 1393 - 7:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمد علي ميرزايي مقدم

 

الگوهاي سبك زندگي ايرانيان

 

گزارشي از همايش تخصصي الگوهاي سبك زندگي ايرانيان در مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام

همايش تخصصي الگوهاي سبك زندگي ايرانيان، در مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام برگزار گرديد.

الگوي سبك زندگي در ايران، قدرت و ثروت و سبك‌هاي زندگي در ايران، سبك زندگي و شالوده‌ هويت اجتماعي در مدرنيته متاخر، تمايززدايي در سبك زندگي، تحول سبك زندگي روستايي در ايران و... از جمله مباحث مورد نظر در اين همايش بود.

در اين همايش يك‌روزه، كارشناسان و صاحب‌نظران به ايراد سخن پرداختند:

دكتر تقي آزاد ارمكي؛ الگوي سبك زندگي در ايران

تقي آزاد ارمكي جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه تهران در سخناني كوتاه در اين همايش گفت: الگوي سبك زندگي در جامعه غرب كاملاً طبقاتي است و تكليف نظام اجتماعي در آن‌ها مشخص است.

وي افزود: دو مبحث مهم به لحاظ اجتماعي در سبك زندگي ايرانيان وجود دارد كه شفافيت‌يافتن بيشتر جامعه مدرن و انسان مدرن از جمله مواردي است كه نقش بسزايي در زندگي آنان ايفا مي‌كند.

وي گفت: بحث نسل، ساماندهي جامعه، جنسيت، شهري بودن و شهري شدن در جامعه غربي به صورت طبقاتي بوده اما در جامعه ايراني اين امر بدون گذر از جامعه سرمايه‌داري، خود را نشان داده است.

اين جامعه‌شناس با بيان اين‌كه يكي از مهم‌ترين سبك‌هاي زندگي تكثر آن است، گفت: چنانچه به ما اجازه داده مي‌شد در توليد طبقه جديد نوآوري داشته باشيم، مي‌توانستيم سبك‌هاي زندگي بهتري را ارائه كنيم چرا كه سبك زندگي ما متأثر از دين و خانواده است.

دكتر شهابي؛ قدرت، ثروت و سبك‌هاي زندگي در ايران

دكتر شهابي در ابتداي سخنان خود با تكيه بر نظريه ماكس‌وبر گفت براي تمايز و تفكيك طبقه اجتماعي نمي‌توان تنها به درآمد و مصرف توجه كرد. امروزه نظريه‌پردازان جديد سبك زندگي ديدگاه‌هاي ديگري دارند، اين‌كه سبك زندگي محل بروز فرديت است و شخص مي‌تواند با تكيه بر اين، سبك زندگي خودش را انتخاب كند. در مورد ايران نيز مي‌توانيم با نگاه كمي و نسبي به اين موضوع بپردازيم چرا كه هم ديدگاه واپس‌گرا و هم ديدگاه جديد مي‌گويد اين قضايا صورت فردي دارد كه در مورد ايران هم صادق است.

وي با فرض اين‌كه ما مي‌توانيم سبك زندگي توليد كنيم با طرح اين سؤال كه چرا در ايران قدرت با سبك زندگي ارتباط دارد، اظهار داشت: در عرصه قدرت و ثروت، جامعه ما پرانشعاب است و در چنين جامعه‌اي سبك‌هاي زندگي، فرصت‌هاي برابر براي همه قرار نمي‌دهد. به همين دليل اين سبك‌هاي زندگي غير‌قانوني شده و از بازنمايي آن‌ها هم جلوگيري مي‌شود و تا زماني‌كه قدرت از طريق هنجارها جلوي شكل‌گيري سبك‌هاي زندگي را مي‌گيرد طبيعي است كه در سبك‌هاي زندگي جوانان دو‌گانگي ايجاد شده و لازمه زندگي در اين محيط اين است كه افراد حوزه‌هاي زندگي خود را جدا مي‌كنند.

تفكيك و تقطيع هويت‌هاي متكثر زندگي

افراد سعي مي‌كنند در فرآيند جامعه‌پذيري رسمي بتوانند نقش‌هاي متفاوتي را برگزينند؛ البته بعضي از اين سبك‌ها در جامعه به صورت فرهنگ رسمي در مي‌آيند. حال بخش‌هايي از سبك زندگي را از طريق تفسير واقعيت اجتماعي با تسامح مي‌پذيريم اما اعضاي خرده‌فرهنگ همواره در مرز اين دايره تسامح شركت مي‌كنند و چانه‌زني را آنقدر ادامه مي‌دهند كه شعاع دايره روز به روز بزرگ‌تر شود، يا منجر به شكست شود و دايره روز به روز كوچك‌تر شود.

او بحث بعدي را ثروت دانست و عنوان كرد: سبك‌هاي زندگي به طبقات افراد معطوف مي‌شود؛ يكي از عوامل محدود‌كننده سبك زندگي اين است كه معتقد باشيم لازمه پذيرفتن سبك زندگي، داشتن سرمايه است.

وي تصريح كرد: سبك‌هاي زندگي نماينده تنوع شكاف طبقات زندگي هستند و طبقه اجتماعي ملازم يك‌نوع هم‌گرايي است اما همچنان قابل استفاده بوده و فاكتور مهمي است. نگاه ما به طبقه به عنوان يك متغير است. اگر چه در جامعه ما ساختار اجتماعي تعيين كننده است ولي به دليل سلسله‌مراتب اجتماعي و اقتصادي دسترسي به كالا يك اندازه نيست. به همين دليل همچنان مي‌توانيم به فردي شدن توجه كنيم و در آخر اين‌كه سبك‌هاي زندگي در ايران به دليل رسانه‌اي شدن عناصر مشتركي دارند و نسبتي كه بين سبك‌هاي زندگي وجود دارد همان نسبتي است كه بين فرهنگ و خرده‌فرهنگ وجود دارد.

دكتر نعمت‌الله فاضلي، تحول سبك زندگي روستايي در ايران

دكتر فاضلي مطالب خود را بر پايه 18 سال تجربه و تحقيق در روستا دانست و گفت: در مطالعات علوم‌اجتماعي اساساً نگاهي كه به روستا داريم معطوف به نگاه اقتصادي است و هنوز مشاهده نشده كه فرهنگ به معناي سبك زندگي روستايي مورد تجربه و بررسي قرار گرفته شود.

عضو هيأت علمي دانشگاه علوم اجتماعي تهران گفت: مفهوم سبك زندگي در دهه‌هاي نخست قرن 20 بوجود آمد و در مورد وسايل زندگي هم صادق است. مفهوم سبك زندگي يكي از معيارهايي بود كه مي‌شد خرده‌فرهنگ را از هم متمايز كرد، چون در زندگي روستايي يك نوع همگني وجود دارد، و ديگر وجود خرده‌فرهنگ‌هاست و نيز تفاوتي در بين گروه‌هاي اجتماعي وجود ندارد. مسأله ديگر اين‌كه ارزش‌هاي بنيادين به‌گونه‌اي نيست كه بر پايه مصرف تعريف شود بلكه بر پايه توليد است. زندگي روستايي مبتني بر تداوم و استمرار سنت‌هاست نه بر نوع‌آوري.

او در ادامه مباحث خود توضيح داد كه در حال حاضر زندگي روستايي از اين تقابل‌ها بيرون آمده است. وي فرآيند‌هاي بوجود آمده را تحت تأثير ملي شدن، ارتباطي شدن، مهاجرت و گسترش معادلات و تعاملات شهر و روستا و تحت تأثير فرآيند‌هاي جهاني به سوي يك نوع تحول و شهري شدن دانست؛ همان‌طوري كه زندگي شهري هم به سوي روستايي شدن در حال حركت بوده است.

وي افزود: در زندگي روستايي اولين قدم‌ها به سوي شهري‌شدن موارد زير مي‌باشد:

1) وارد شدن كالا‌هاي مصرفي زياد به روستاها

2) عوض شدن تفكر روستاييان

ديگر زندگي روستايي يك كليت يك‌پارچه فرهنگي نيست.

3) ظهور خرده‌فرهنگ‌ها و گسترش رسانه‌ها

وسايل ارتباط‌جمعي باعث به وجود آمدن خرده‌فرهنگ‌ها مي‌شود.

الهام رحمت‌آبادي؛ سبك زندگي، شالوده هويت اجتماعي در مدرنيته متأخر

سبك زندگي جوانان شهري در دهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اخير اغلب بنيان‌گرايانه و عمدتاً مهيج، پويا و لذت‌گرا مي‌باشد.

مدرس دانشگاه علامه طباطبايي در توضيح هويت اجتماعي گفت: هويت اجتماعي در جوامع مدرن و سنتي تمايز دارد. در جامعه مدرن جايگاه فرد در نظام توليد است كه به آن هويت مي‌بخشد و دستاورد آن مفهوم سبك زندگي است كه داراي معاني نمادين هستند.

خانم رحمت‌آبادي تحقيقات كمي را داراي شاخص‌هايي دانست كه شاخص‌هاي سنتي هنوز هم در ايران وجود دارد و ديگر اين‌كه اين شاخص‌ها شاخص‌هاي فراغتي هستند. او در توضيح اين شاخص‌ها گفت شاخص‌هاي فراغتي در ايران يا فعال و يا غير‌فعال هستند كه تمايل به فراغت‌هاي غيرفعال در بين جوانان ايراني خيلي بيشتر از فراغت‌هاي فعال مي‌باشند.

وي فضاهاي فراغتي را به رسمي و غير‌رسمي تقسيم كرد و اظهار داشت: فضاها در ايران براي جوانان در حال رشد است و اغلب به صورت غيررسمي نمود پيدا مي‌كند.

دومين شاخص، مصارف فرهنگي هستند كه به دو صورت رسمي و غيررسمي در بين جوانان وجود دارد. در حالي كه شاخص‌هاي پراكنده‌اي وجود دارد كه جوانان به عنوان سبك زندگي در جامعه ما نيز از آن استفاده مي‌كنند. هم‌چنين در دهه‌هاي اخير به نظر مي‌رسد در حوزه اجتماعي فعاليت‌هاي فراغتي با استقبال بي‌سابقه‌اي دنبال مي‌شود.

وي در خاتمه افزود: جوانان ايراني با وجود اين‌كه ممكن است در سطح شهر پراكنده باشند ولي شباهت‌هاي بسياري بين آن‌ها است و در فضاهاي مختلفي مي‌توان آنها را ديد و آن‌ها مي‌توانند فضاها را كنترل كرده و به يك قدرتي برسند.

خانم سميه‌سادات شفيعي؛ مطالعه جنسيتي اوقات فراغت؛ به سوي تبيين سبك زندگي

وي مطالعات خود را براساس پايان‌نامه كارشناسي ارشد رشته جامعه‌شناسي دانشگاه علامه طباطبايي سال 138۳ حمايت شده از طرف معاونت آموزش و پژوهش مركز امور مشاركت زنان برشمرد.

او اظهار داشت همه ما ساعات خسته کننده و طولاني کار را به اميد اوقات فراغت سپري مي‌کنيم. اين مهم خصوصاً در کارهاي دستمزدي چهره واقعي خود را نشان مي‌دهد. چرا که اساسا اوقات فراغت به معناي فراغت از کار و به نوعي زمان راحتي از دل‌مشغولي‌هاست. روز تعطيل آخر هفته روزهايي به ياد ماندني است که دست‌کم شاغلين سراسر جهان انتظار رسيدن آن را دارند. چگونگي گذران اوقات فراغت از دير‌باز مورد توجه‌ بشر بوده است.

مدرس دانشگاه علامه طباطبايي گفت: زنان به عنوان نيمي از جمعيت ايران داراي نيازها و علائق خاص خود هستند که تاکنون به اوقات فراغت آنها و نحوه گذران آنها به طور اختصاصي پرداخته نشده است؛ اما به دليل وجود شرايط فرهنگي، اقتصادي و غيره پرداختن به اوقات فراغت براي زنان ايراني شرايط و موانع خاص خود را دارد.

وي هدف اصلي اين تحقيق را آگاهي از ميزان پرداختن زنان به فعاليت هاي گذران اوقات فراغت، ميزان گذران اوقات فراغت زنان در درون و بيرون از خانه، بررسي ميزان اوقات فراغت آنها و ميزان رضامندي زنان از گذران آن دانست.

وي در ادامه روش تحقيق در اين پژوهش را پيمايش در کنار روش اسنادي شمرد و همچنين تصريح نمود جامعه آماري تحقيق شامل کارکنان و اساتيد زن متأهل دانشگاه علامه طباطبايي در سال 1382 بوده است. و تعداد نمونه‌ها 117 نفر بوده است.

وي در خاتمه به بيان يافته‌هاي تحقيق خود پرداخت: رابطه معکوس معني‌داري بين قدرت تصميم‌گيري مردان در خصوص گذران اوقات فراغت همسران با ميزان پرداختن همسران به فعاليت‌هاي گذران اوقات فراغت وجود دارد.

همچنين بين ميزان مشارکت مردان در انجام کار خانگي با ميزان اوقات فراغت زنان رابطه معني‌دار قابل قبولي وجود دارد.

بين تعداد فرزندان خردسال با ميزان رضامندي زنان از گذران اوقات فراغت رابطه معني‌داري وجود دارد.

بين پايگاه اقتصادي اجتماعي زنان با رضامندي آن‌ها از گذران اوقات فراغت در حد قابل قبولي رابطه وجود دارد.

بين درآمد زنان با ميزان پرداختن آنان به فعاليت‌هاي گذران اوقات فراغت رابطه ضعيفي وجود دارد.

در مجموع به نظر مي‌رسد ميان عوامل غيرمادي موجود در عرصه زندگي خصوصي زنان از يک سو و عوامل اقتصادي و اجتماعي از سوي ديگر با گذران اوقات فراغت زنان، چه از لحاظ ميزان اوقات فراغت و چه به لحاظ گذران اوقات فراغت در درون يا بيرون از خانه، ميزان پرداختن زنان به فعاليت هاي گذران اوقات فراغت و رضامندي آنان از گذران اوقات فراغت رابطه‌ وجود دارد و بر اين اساس بهبود و ارتقاي فراغت زنان همواره دستخوش عوامل محسوس و نامحسوس انکارناپذيري است و در نتيجه بيشتر از اختصاص درآمد و امکانات، نيازمند بسترسازي فرهنگي خاص خود است.

دكتر ذكايي؛ تحول الگو‌هاي سبك زندگي جوانان در ايران

استاد دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي اظهار داشت: انسان امروزي و مدرن چنان به استفاده از الکتريسته، اتومبيل شخصي، دوربين عکاسي و فيلمبرداري، تلفن، آپارتمان‌نشيني، راديو، ضبط، تلويزيون رنگي، آرايش در خيابان و مکان‌هاي عمومي، آموزش مدرسه‌اي، ابزارها و روش‌هاي ضدبارداري، موسيقي پاپ، ساندويچ و غذاهاي سرد و آماده، تکنولوژي‌هاي خانگي مانند ماشين لباس‌شويي، جارو برقي، اجاق گاز، ظرف‌شويي و وسايل آشپزي، چرخ خياطي، يخچال و فريزر، تکنولوژي‌هاي بازي و سرگرمي کودکان و بزرگسالان و ديگر محصولات و کالاها و روش‌هاي مدرن خو کرده و در آن مستغرق شده است که دو نکته مهم درباره آن‌ها را هرگز احساس نمي‌کند. اول اين‌که، اين «سبک زندگي» پديده جوان و نوظهور است و کمتر از نيم قرن از عمر آن نمي‌گذرد. دوم، ورود هر يک از روش‌ها و تکنولوژي‌هاي فوق، تغييرات بنياديني در زندگي، احساس، تفکر، شيوه زيست و فرهنگ انسان امروزي بوجود آورده و مي‌آورد.

وي ادامه داد با اين اوصاف شاهد تغيير جهان از جامعه‌اي بزرگسال‌محور به جهاني کودک‌محور هستيم. بچه‌هايي که در فضاي آزادتر رشد يافته‌اند به نوجوانان آزادي‌جو تبديل شده‌اند. اين فضا باعث مي‌شود که نوجوانان و جوانان، موسيقي، لباس، مد، ورزش و قهرمانان و به طور کلي سبک زندگي خاص و دلخواه خودشان را خلق کنند. رفتار و الگوهاي فرهنگي نوجوانان و جوانان براي پدران و مادران قابل درک نيست. از تبعات اجتناب‌ناپذير سلطه فرهنگ کودک‌سالار و جوان‌محور، گسترش ارزش‌هاي لذت‌گرايانه، نوجويانه، مصرف‌گرايانه و عامه‌پسند است. جوانان اين مزيت نسبي را دارند كه سريع‌تر ياد مي‌گيرند و فعال‌ترند و در استفاده از وسايل ابتكار و نوآوري هم نشان مي‌دهند.

وي در خاتمه طولاني شدن دوره جواني و نوجواني، رواج شيوه‌هاي جديد رفتار اجتماعي براي‌ پر كردن فضاي زندگي، فردي‌شدن و كم‌رنگ‌شدن شكاف‌هاي متداول اجتماعي، اهميت يافتن سبك زندگي و «سياست زندگي» براي جوانان، از هم پاشيدگي شبكه‌هاي سنتي همسايگي و نوسازي شهري را از جمله زمينه‌هاي اصلي دانست كه شرايط جديدي را پيش روي جوانان قرار مي‌دهد.

شايان ذكر است دكتر عباس كاظمي‌وريج، تمايز‌زدايي در سبك زندگي و خانم زهرا پورغلام، تفاوت سبك زندگي و خرده‌فرهنگ بين دختران نوجوان، سخنرانان باقيمانده از جدول برنامه سمينار سبك زندگي بودند كه مطالب و تحقيقات آن‌ها ارائه نگرديد.

 

شنبه 19 خرداد 1386 - 9:59


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری