دوشنبه 29 مهر 1398 - 2:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

محمد عصاريان

 

سرگرداني بازديدكنندگان در بيستمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب

 

با لهجه شيرين مازندراني سؤال كرد: مصلي ميره ديگه... نمايشگاه كتاب

با سر جواب مثبت دادم و دستم را محكم‌تر به ميله عمودي واگن قطار گرفتم. او هم در كنارم ايستاد و دستش را در كنار دستم محكم به ميله گرفت. شلوار پيله‌دار كه به كمك كمربند رنگ و رو رفته، بر قامت لاغر و نحيفش زار مي‌زد. پيراهن چهارخانه آبي رنگ كه بر اثر شستشوي مداوم طي سالها، رنگش به سفيدي مي‌زد. هنگامي كه جلوي آينه ايستاده است و دكمه‌هاي پيراهن را يكي پس از ديگري با متانت و آرامش هرچه تمام‌تر مي‌بندد سپس دستي به سر كم مويش مي‌كشد. كيف كوچك مسافرتي را به دست گرفته و آرام و سر به زير مسير سرسبز خطه مازندران تا شهر پردود و تيره تهران را گز مي‌كند.

صداي ضبط شده قطار مترو تخيلم را از هم مي‌گسلد: ايستگاه شهيد بهشتي، نمايشگاه كتاب!

همسفر شمالي در ميان سيل جمعيت گم مي‌شود و من را با تخيلاتم تنها مي‌گذارد پله‌هاي طاقت‌فرساي مترو را يكي پس از ديگري درمي‌نوردم و خودم را به فضاي باز محوطه مي‌رسانم. اولين نكته‌اي كه نظرم را جلب مي‌كند تپه‌اي از زباله است كه در كنار سطل زباله مملو از مواد زائد جمع شده‌اند. سرم را مي‌چرخانم و اولين تابلوي هدايت كننده نمايشگاه بين‌المللي كتاب را نظاره مي‌كنم. تابلويي كه به گفته دست فروشاني كه همان نزديكي بساط كرده‌اند بيش از دو روز از عمر نصب شدن آن نمي‌گذرد. مردم كتاب‌خوان و دوستدار كتاب، به صورت انفرادي يا گروهي در حال آمد و شد هستند. عده‌اي چاقاله بادام به دست و عده‌اي گوجه سبز، عده‌اي كيسه‌اي مملو از كتاب و عده‌اي ديگر در حال همراهي با گوشي همراهشان هستند. جمع كثيري از بازديدكنندگان بر روي چمن‌زارهاي اطراف مصلي تهران روزنامه يا پارچه‌اي پهن كرده‌اند و پاها را از كفش‌هاي خاكي و فرسوده درآورده‌اند و به درختان آويزان كرده‌اند. كف محوطه باز مصلي پر از كاغذ باطله و تراكت‌هاي تبليغاتي است. از تبليغ شامپو و خميردندان گرفته تا برپايي كلاس كنكور.

در گوشه‌اي ديگر اولين ايستگاه اطلاع‌رساني نمايشگاه كتاب را مي‌بينم كه مجهز به 16 دستگاه رايانه است كه نيمي از گيشه‌هاي آنها خالي از متصدي مي‌باشد. از كنار علاقمندان به كتاب و كتابخواني كه مي‌گذرم احتمال مي‌دهم بيشترين فروش ناشران متعلق به بخش كتاب‌هاي آموزشي و كمك درسي بوده است. انگار عزيزان پشت كنكوري تازه يادشان افتاده است كه دو ماه ديگر كنكور دارند.

ماشين خدماتي زمين شوي مشغول شستشوي زمين مملو از كاغذ باطله است. شايد آب‌پاشي كاغذهاي زائد كه روي كف زمين نمايشگاه مشغول بادخوردن هستند، باعث طراوت بخشيدن به روح نمايشگاه مي‌شود. در كنار پله‌هاي اصلي ورودي به صحن روبروي شبستان‌ها به روي نبرهاي بزرگ، اسامي تمامي ناشران شركت كننده در تمام بخش‌هاي نمايشگاه نوشته شده است. مكاني كه براي نصب اين تابلوها در نظر گرفته شده بسيار نامناسب به نظر مي‌رسد. چرا كه به دليل بازبودن فضا و انعكاس نور خورشيد بر سنگ‌هاي كف محوطه مصلي، بازديدكنندگان براي تماشاي اسامي ناشران با مشكلاتي مواجه مي‌شوند.

از پله‌ها كه پايين مي‌روي در وسط صحن سالن‌هاي سراي اهل قلم، آموزش و پرورش و امداد و نجات به چشم مي‌خورد. چند اتومبيل مرسدس بنز راهنمايي و رانندگي هم وجود دارد كه تا اين لحظه كه اين گزارش را مي‌نويسم هنوز علت حضور آنها را در صحن مصلي متوجه نشده‌ام. در سمت راست سالن‌هاي مخصوص انتشارات دانشگاهي وجود دارد كه همچنان از كمبود فضا، برق رساني نامناسب و پرت بودن مكان گله‌مندند. در شبستان مصلي هم ناشران خارجي و داخلي حضور دارند سالن‌هاي مولوي و رودكي كه مخصوص ناشران خارجي و داخلي است در طرف چپ شبستان خودنمايي مي‌كنند.

داخل شبستان كه مي‌شوم اولين ناشر كه با آن برخورد مي‌كنم با «ه» شروع مي‌شود. انگار بازديد از نمايشگاه را از آخر آن شروع كرده‌ام. چند قدم جلوتر كه مي‌روم با حرف «ت» مواجه مي‌شوم. بله من از آخر شروع به بازديد نكرده‌ام. حروف الفباي فارسي ما مشكل دارد. به طرف غرب شبستان حركت مي‌كنم و كم‌كم راه خودم را به طرف شمال پي مي‌گيريم. به انتشارات سوره مهر برخورد مي‌كنم.

انتشارات سوره مهر، زيرمجموعه‌اي از حوزه هنري است كه آثار تاليف شده در دفاتر حوزه هنري را به چاپ مي‌رساند. داخل غرفه مي‌شوم با انبوهي از جمعيت كتاب خوان روبرو مي‌شوم. راه خود را از ميان جمعيت مي‌شكافم و خودم را به متصدي غرفه مي‌رسانم. سراغ آقاي ايمني مسئول روابط عمومي انتشارات سوره مهر را ميگيرم.اما ايشان گويي هنوز به نمايشگاه نيامده‌اند. پس راه خودم را به سوي حسن رستم خاني، مسئول بازرگاني فروش انتشارات سوره مهر كج مي‌كنم تا پيرامون فعاليت‌هاي اين انتشارات در بيستمين نمايشگاه بين المللي كتاب با وي صحبت كنم.

رستم‌خاني، مسئول بازرگاني فروش انتشارات سوره‌مهر:

به دنبال نياز مخاطبيم و نه خواست او

رستم‌خاني سوره مهر را اينگونه معرفي مي‌كند: ما ناشر تخصصي ادبيات دفاع مقدس و ادبيات انقلاب اسلامي هستيم. يعني اين برنامه اصلي ماست. سوره مهر داراي يك ويژگي خاص مي‌باشد و آن اين است كه بخش توليد محتوا توسط دفاتر حوزه هنري انجام مي‌شود. ما با توجه به وجود 6 دفتر در حوزه هنري به توليد محتوا در خود حوزه هنري مشغوليم. سوره به دليل اين ويژگي از عمق محتوايي بالايي برخوردار است. وي چند دفتر را فعال‌تر معرفي مي‌كند و ادامه مي‌دهد: اما در اين ميان 4 دفتر ما به صورت جدي‌تر به توليد محتوا مشغولند: دفتر ادبيات مقاومت و دفاع مقدس، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، دفتر مركز آفرينش‌هاي ادبي و پژوهشكده فرهنگ و هنر اسلامي.

رستم‌خاني در ادامه مي‌افزايد: شعار ما اين است كه ناشر انديشه و هنر ايران اسلامي هستيم و خارج از اين چهارچوب هم كار نمي‌كنيم. مسئول بازرگاني فروش انتشارات سوره مبناي طراحي اين شعار را از وظايف كاري انتشارات سوره مهر مي‌داند و مي‌گويد: شعار ما وظيفه ماست. در  اين زمينه اگر ناشري هم بخواهد با ما كار كند ما حاضر به همكاري با اين ناشران در زمينه‌هاي فروش و توزيع كتاب‌هايشان هستيم.

وي پيرامون استقبال بازديدكنندگان از انتشارات سوره مهر مي‌گويد: مخاطبان، ما را به عنوان ناشر ادبيات جنگ و مقاومت مي‌شناسند و تأليفات ما در اين 4 دفتر جدي و خوب و حول ادبيات جنگ و مقاومت بوده است.

ما سعي مي‌كنيم مشتري‌هايمان را راضي نگاه داريم. غرفه ما در نمايشگاه مكان مناسبي ندارد و به نوعي گنگ است. اما اينكه شما مي‌بينيد مخاطبان، ما را پيدا مي‌كنند و به خريد اقدام مي‌كنند، در حقيقت اين دوستان ادامه آثار قبلي خودشان را خريد مي‌كنند. اينگونه نيست كه در يك سيستم تصادفي مخاطبان را جذب كنيم.

وي پيرامون آثار ويژه انتشارات سوره مهر نيز حرف‌هايي دارد: بعضي از آثار ما بسيار ويژه هستند. مثلاً پژوهشكده ما در توليد آثار مرحوم دكتر محمد مددپور يك نوع كار كاملاً انحصاري را انجام داد. ما در ادبيات دفاع مقدس آثاري را داشتيم كه مستقيماً مورد عنايت رهبري قرار گرفته است. كتاب «فرمانده من»، «زنده باد كميل» و چند كتاب ديگر از اين دست هستند. در دفتر ادبيات انقلاب اسلامي نيز كتاب‌هاي دكتر عزت‌شاهي داراي وزنه بسيار سنگيني است. مركز آفرينش‌هاي ادبي هم بيكار ننشسته و كتاب‌هايي همچون «شطرنج با ماشين قيامت» نوشته حبيب احمدزاده را كه به عنوان دومين كتاب برتر سال لقب گرفت توليد كرده است؛ همچنين كتاب «سفر به گراي 270 درجه» كه توسط احمد دهقان تاليف شده است و در آمريكا هم به چاپ رسيده است. كتاب «من او» نوشته رضا اميرخاني نيز به چاپ پانزدهم رسيده است.

وي با بي‌سابقه خواندن تجديد چاپ‌هاي كتب در يك سال گفت: در حال حاضر بعضي از كتاب‌هاي ما در يك سال به چاپ شانزدهم و هفدهم هم مي‌رسند. مثلاً كتاب «فرمانده من» نزديك به 15 سال چاپ نشد، اما در سال گذشته كه اولين نسخه آن چاپ شد تا به امروز هفده بار تجديد چاپ شده است.

حسن رستم‌خاني آثار توليد شده در سوره مهر را هماهنگ با مكش و نياز مخاطب مي‌داند و ادامه مي‌دهد: بايد براي مخاطب مكش ايجاد كنيم. اگر مخاطب داراي مكش خوبي باشد يعني ما خوب كار كرده‌ايم. چهار دفتر ما داراي مكش بالايي هستند. اما نبايد اين نكته را فراموش كرد كه توليد محتوا بايد با نياز و مكش خواننده هماهنگ باشد. اگر كتاب خوب فروخته شود و مخاطب نيز به نحو مناسبي استقبال كند، نويسنده ما دلگرم خواهد شد و از لحاظ مادي و معنوي اقناع مي‌شود‌. از طرفي هم ديگران به عرصه نويسندگي تشويق و علاقه‌مند خواهند شد و اين عرصه را شغل تلقي خواهند كرد. رعايت اين سبك باعث قوي شدن دفاتر ما خواهد شد. مصرف محتوا باعث توليد محتواي بهتر خواهد شد و بالعكس. اين رابطه در حال حاضر در حوزه و دفاتر آن شكل گرفته است. يعني دفاتر اطلاع دارند كه كارشان را كجا متمركز كنند كه باعث توليد محتواي بيشتري شود.

رستم‌خاني مي‌گويد: ما در اين عرصه به دنبال نياز مخاطب هستيم و نه خواست مخاطب. وي معتقد است رعايت خواست مخاطب، منجر به توليد محتواي زرد خواهد شد. رستم‌خاني بعضي از روزنامه‌ها و كتاب‌ها را مثال مي‌زند و در ادامه مي‌افزايد: توجه به نياز مخاطب باعث مي‌شود محتواي توليد شده داراي كيفيت بالايي باشد. بايد ادبيات دفاع مقدس و جنگ را به مردم بشناسانيم و نيازهاي آنان را در رابطه با جنگ شناسايي كنيم، در نتيجه مي‌توانيم آثاري را ارائه كنيم كه هم نياز مخاطب را برطرف كند و هم بتوانيم جنگ را بشناسيم. اگر بخواهيم خواست را در نظر بگيريم مي‌شود فيلم‌هاي امريكايي كه 5 نفر مي‌روند 1000 نفر را مي‌كشند و بر مي‌گردند.

وي با بيان اينكه تعريف نيازسنجي ما با تعريفي كه از نيازسنجي در جامعه ارائه شده است تفاوت دارد، گفت: تعريف جامعه از نيازسنجي، آن چيزي است كه در بخش صنعت وجود دارد. مثلاً‌يك كارخانه 50 محصول توليد مي‌كند و سپس نظر مخاطب را دريافت مي‌كند كه كدام محصول مورد استقبال بيشتر واقع شده است، سپس برنامه‌ريزي‌ها و سرمايه را روي آن محصول معطوف مي‌كند و جواب مي‌گيرد. اما در سوره مهر اينگونه نيست؛ اينكه يك فرم را بدهيم و بپرسيم شما از كدام كتاب خوشتان آمد و بشود يك نيازسنجي. اين روال كاملاً دو سويه است.

رستم‌خاني تأكيد دارد كه دنبال كار سفارشي هم نيست. معمولاً‌ منويات ذهني آدم در طول مدتي جمع مي‌شود و بر اساس دانايي و توانايي او منجر به اثر ادبي مي‌شود. ما دنبال كار سفارشي نيستيم؛ به دنبال كساني مي‌گرديم كه اگر اثري در خور توجه دارند بياورند و ما روي آن سرمايه‌گذاري كنيم.

در عرصه كتاب كودك و نوجوان هم سوره مهر كارهاي قابل توجهي كرده است: تصور ما بر اين است كه شهدا و فرماندهان جنگ پرندگان سفيدي بودند كه به آسمان لايتناهي پرواز كردند. شهداي ما به جامعه اينگونه معرفي شده‌اند. ادبيات جنگ كارش اين است كه بگويد چه اتفاقي افتاد كه اين شهدا تبديل به كبوترهاي سفيد شدند. چگونه همت، همت شد؟ ما دنبال نوشتن قطعات ادبي و چسباندن عكس شهدا به در و ديوار نيستيم. ما مي‌توانيم نمود اين فكر را در مجموعه قصه فرماندهان كه در 20 جلد تأليف و چاپ شده است ببينيم. تيراژ اين 20 جلد بالاي يك ميليون و 200 هزار نسخه است. اين كتاب براي كودك و نوجوان است با مشخصه‌هاي خاص خودش. البته چاپ 4 كتاب را هم در نظر داريم (نبرد دلالوگ، پنهان زير باران، جاده‌هاي سربي، چزابه) كه اين چهار كتاب در واقع خاطرات فرماندهان جنگ است كه هم‌اكنون در قيد حيات هستند.

وي در پاسخ به اين سوال كه نمايشگاه بيستم چه دستاوردهايي براي شما داشته است گفت: ما يك حرف كلي براي وزارت ارشاد داريم كه ممكن است خيلي خوششان نيايد. وزارت ارشاد به دليل تغيير مديريت‌ها داراي يكسري افت و خيزهايي است. به همين دليل ما معمولاً خودمان را با آنها تنظيم نمي‌كنيم. خريد ارشاد براي ما مهم است، اما ما باز هم مجبور نيستيم خودمان را با آنها تنظيم كنيم. ما به مخاطباني فكر مي‌كنيم كه براي خريد كتاب‌هاي ما حاضر هستند هزينه بپردازند و برنامه‌هاي ما در عرصه‌هاي توليد، توزيع و فروش كتاب‌هاي سوره مهر بر اين اساس است كه بتوانيم به نيازهاي مخاطب پاسخ دهيم. به نكته مهمي كه فكر مي‌كنيم اين است كه انتشارات يك بنگاه اقتصادي است تا يك نمايشگاه فرهنگي. ما طبق سياست‌هاي رئيس حوزه هنري به سمتي حركت مي‌كنيم كه سوره خودگردان شود. به همين دليل ما خيلي روي ارشاد حساب نمي‌كنيم.

وي در ادامه به مقايسه نمايشگاه نوزدهم با دوره بيستم پرداخت و گفت: ما به صورت كلي نمايشگاهي را كه در آن اقدام به فروش كتاب شود مفيد نمي‌دانيم، به دليل آنكه بخشي از هزينه‌ها را مي‌توانيم از روي هزينه توزيع برداريم. نمايشگاه عرصه‌اي براي ارائه كتاب توسط ناشر است. وقتي مردم مي‌آيند و نيازهاي خود را به صورت ارزان‌تر تهيه مي‌كنند، كتاب‌فروشان نابود مي‌شوند. به همين دليل هم در كشور 5000 ناشر داريم و 1000 كتاب‌فروشي. نسبتي كه بسيار خنده‌د‌ار است و در هيچ صنعتي در هيچ كجاي دنيا سابقه ندارد. از ثمرات اين نمايشگاه، جريان‌سازي است كه سوره مهر بر روي مخاطبان خود انجام مي‌دهد. امسال بخش اشتراك كتاب را ايجاد كرديم كه بخش بسيار ويژه‌اي مي‌باشد. ما امسال بيش از 1000 مخاطب را مشترك كرديم تا بتوانيم مخاطبان وفادار توليد كنيم.

در پايان رستم‌خاني مسئول بازرگاني فروش انتشارات سوره مهر با بيان اينكه ما امسال براي بازديدكنندگان امتيازات خاصي را در نظر گرفته‌ايم، گفت: مشتركاني كه در طول سال با ما ارتباط داشتند از تخفيف35% بهره خواهند برد. عموم بازديدكنندگان هم مي‌توانند از تخفيف 10% بهره ببرند. همچنين كتب خريداري شده براي مشتركين در تهران طي 24 ساعت و در شهرستان‌ها طي 48 ساعت توسط پست پيشتاز و پيك فرهنگي سوره ارسال خواهد شد. همچنين امسال سعي شده است بسته‌بندي كتاب‌ها متنوع‌تر باشد تا بتوانيم در جذب مخاطبان موفق‌تر عمل كنيم.

ده‌دشتي، مسئول غرفه انتشارات اميركبير:

نمايشگاه نبايد فروشگاه حراجي كتاب باشد

در ادامه بازديد از نمايشگاه، از غرفه سوره مهر بيرون مي‌آيم و مسير غربي شبستان را پي مي‌گيرم. غرفه انتشارات اميركبير در اينجا مستقر است. اميركبير نامي آشنا براي اهالي فرهنگ و ادب است و از اولين ناشران ايراني محسوب مي‌شود كه سرمايه خود را در اختيار صنعت چاپ و تأليف كتاب گذاشت. ده‌دشتي مسئول اداره غرفه انتشارات اميركبير است. ده‌دشتي كه مشاور فرهنگي انتشارات اميركبير نيز است وضعيت صنعت چاپ و نشر انتشارات اميركبير را در بيستمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران تشريح مي‌كند:

مجموع كتاب‌هايي كه سال گذشته عرضه كرديم 120 عنوان چاپ اول بود و 300 عنوان تجديد چاپ. يعني به ازاي هر روز يك عنوان كتاب چاپ كرديم. امسال در غرفه اصلي 700 عنوان كتاب با آرم اصلي اميركبير، 300 عنوان كتاب شكوفه و 400 عنوان در نشر چاپ بين‌الملل عرضه شده است.

وي با بيان اينكه انتشارات اميركبير به عنوان يك ناشر عمومي شناخته شده است، مي‌افزايد: كتاب‌ها از سطوح كودكان و نوجوانان تا كتاب‌هاي تخصصي تحت عناوين آثار اميركبير جاي مي‌گيرد. البته امسال به كتاب‌هاي مذهبي و كودك و نوجوان توجه بيشتري شده است. هرچند كه طبق روال هر سال، اميركبير اقدام به انتشار فرهنگ‌ها و كتاب‌هاي مرجع هم ‌كرده است.

ده‌دشتي مدعي است انتشارات اميركبير در بخش كودك و نوجوان به نوآوري دست زده است: نظر دوستان بر اين بود كه سعي كنيم فرم و قالب كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان را از فرم سنتي آن خارج كنيم بنابراين شاهد جذابيت كتاب‌هاي اين سطوح خواهيم بود. امسال سعي كرديم كتاب‌هاي كودكان را از لحاظ گرافيك، طراحي، قالب، بافت و محتوا و حتي جنس كاغذ تغيير دهيم و از نظر قيمت نيز انصاف را رعايت كنيم.

وي در خصوص مخاطبان انتشارات اميركبير توضيح مي‌دهد: كساني كه اميركبير را انتخاب مي‌كنند اگر نگاه و ديد آگاهانه‌اي دارند به اين معني كه اميركبير شناخته‌شده است انتخاب مي‌كنند. بنابراين خيلي از مشتري‌هاي ما ادامه كارهاي هر ساله‌شان را از ما درخواست مي‌كنند. كتاب‌هاي ما كتب متنوعي است كه همه سطوح سني و علمي را پوشش مي‌دهد. بنابراين اكثراً دنبال كتاب‌هاي خاصي مي‌آيند كه مي‌دانند ما داريم. البته بعضي انواع كتاب‌ها را هم نداريم. مثلاً ما در عرصه رمان كار نمي‌كنيم. فعاليت در عرصه شعر نو را چند سالي است قطع كرده‌ايم، اما شعر كلاسيك را كاملاً تحت چاپ داريم.

مشاور فرهنگي انتشارات اميركبير پيرامون ارتباط با ناشران خارجي مي‌گويد: متأسفانه ارتباط ارگانيكي با ناشران خارجي نداريم. بزرگ‌ترين مانع بر سر اين كار را هم مسئله كپي‌رايت مي‌دانيم. اگر اين مشكل حل شود يك معضل اساسي ميان ارتباط ما و ناشران خارجي حل خواهد شد. اين موضوع در همه جاي دنيا پذيرفته شده است اما ما همچنان با آن مشكل داريم. بازار كتاب ايران بر اثر ارتباط با ناشران خارجي دچار تحول عظيمي خواهد شد، هرچند هزينه‌هايي را هم بايد بپردازد. اما از امكاناتي هم بهره‌مند خواهد شد. ده‌دشتي مشكلات نمايشگاه بيستم را قابل تحمل مي‌داند و مي‌گويد:

فضاي داخلي شبستان از فضاي سالن‌هاي پارسال خيلي بهتر است. هم به دليل اينكه كف آن سنگ است و از گرد و خاك خبري نيست و هم تهويه كافي دارد. معضل ترافيك را تا بخش زيادي حل كرده است و به نوعي نمايشگاه در مصلي براي مردم قابل دسترس‌تر مي‌باشد. اما نبايد اين نكته را فراموش كرد كه اينجا مصلي است، و به‌نوعي مسجد است و مسجد در فرهنگ ما داراي حرمت زيادي است. فضايي است كه داراي ويژگي‌هاي خاص است. وقتي تصويب شد كه نمايشگاه در اين مكان برگزار شود بايد يك فرهنگ‌سازي بين مسئولان، ناشران و شركت‌كنندگان ايجاد مي‌شد تا متوجه باشند كه در يك فضاي روحاني هستند و حرمت اين مكان را نگاه دارند. همچنين ناكافي بودن فضاي سبز و مراكز غذايي و امكانات بهداشتي مشكلاتي را براي بازديدكنندگان بوجود آورده است.

وي در ادامه با بيان اينكه متاسفانه فضاي نمايشگاه‌هاي كتاب ما به جاي اينكه فضايي براي تبادل نظر بين ناشران و نويسندگان و خوانندگان باشد به حراجي كتاب تبديل شده است. افزود: چون در كشور ما تبليغات كتاب بسيار محدود است متاسفانه اينگونه فرصت‌ها به‌ندرت در اختيار مردم قرار مي‌گيرد. نمايشگاه تبديل شده است به فروشگاه. در حال حاضر ناشران و خريداران تمام برنامه‌ريزي‌شان براساس مبادله خريد و فروش صورت گرفته است. به همين دليل هم بعد فرهنگي آن كاهش پيدا كرده است. در نمايشگاه، اين فرصت بالقوه براي برگزاركنندگان و ناشران و خريداران كتاب وجود دارد تا افكارشان را مورد نقد و بررسي قرار دهند. بهتر است مخاطب اينگونه بيانديشد كه او كه هرگز ناشر يا نويسنده و مترجم كتاب دلخواه خود را نمي‌بيند؛ پس بهتر است از اين فرصت استفاده كند. ناشر هم مي‌تواند بنا بر موقعيت به نيازسنجي بپردازد. ناشران هم به‌نوعي درگير خلأهاي خودشان هستند. ناشران مشكل نقدينگي دارند. وقتي ناشري كتابي را طي 8 ماه مي‌فروشد مي‌تواند اين نقص را به خوبي در جريان نمايشگاه جبران كند. در حال حاضر بدون رودربايستي بايد گفت جنبه فرهنگي نمايشگاه زير سؤال رفته است.

وي پيرامون حمايت مراكز دولتي از نشر و چاپ مي‌گويد: كتاب يك كالاي فرهنگي است و شرايط خاص خودش را دارد. دولت به كارهاي فرهنگي به دو صورت هدايتي و ارشادي نظارت مي‌كند. جامعه  ما بر اساس ارزش‌هاي خاصي بنيان نهاده شده است. بنابراين دولت روي توليد كالاي فرهنگي حساسيت و نظارت لازم و كافي دارد. اين به آن معني نيست كه دولت خودش توليد كتاب را در دست بگيرد. بلكه بايد اتحاديه ناشران و دولت به يك اتفاق نظر و تعامل برسند. در آن صورت، هم اصول مورد نظر دولت رعايت مي‌شود و در عين حال كميت و كيفيت كالا نيز تامين مي‌شود. مي‌شود روي حداقل‌ها به نتيجه رسيد.

وي در پايان به معرفي چند آثار به صورت منتخب از ميان آثار ارائه شده به نمايشگاه بيستم پرداخت. از ميان اين آثار مي‌توان به كتاب‌هايي چون «هفت اقليم كتاب» نوشته سيدعلي آل داوود، «نقد و تحليل شروح مثنوي» اثر رفعا شجري، «ادبيات تطبيقي» اثر ايو شورل، «فلسفه و تجدد» نوشته كريم مجتهدي، «رودكي زندگي و آثار او» نوشته ميرزا ملااحمد اوف، «سراج الملوك»، «مضامين و تركيبات اعداد در ادبيات فارسي»، «خسرو و شيرين»، «به دنبال ردپاي مسلمانان»، «از روز آفرينش خاك»، «سربازان مزدور»، «دره من چه سبز بود» و... اشاره كرد.

ميركريمي، مدير نشر چاپ بين‌الملل:

ارتباطمان با ناشران خارجي قطع است

در سمت شمال غربي شبستان چند متر آن، چسبيده به انتشارات سروش، «نشر چاپ بين‌الملل» به مديريت ميركريمي قرار گرفته است. اين غرفه 75 متري در بخش ناشران عمومي فعاليت دارد كه در حوزه «علوم ديني و حديث» فعاليت مي‌كند. پاي صحبت‌هاي ميركريمي مدير اين انتشارات مي‌نشينم تا از وضعيت نشر بين الملل باخبر شوم.

ميركريمي پيرامون آثار ارائه شده امسال گفت: 18 عنوان كتاب جديد داشتيم كه براي اولين بار در نمايشگاه عرضه كرديم و خوشبختانه با استقبال مناسبي هم مواجه شدند.

وي در ادامه به آفت‌هايي كه كتاب‌هاي ديني و مذهبي ما را تهديد مي‌كند پرداخت و گفت: متاسفانه برخي از كتاب‌هاي ديني ما با محتواي عوام‌پسندانه چاپ مي‌شوند و يا كتاب‌هايي از روي كتب ديگر اقتباس مي‌شوند. يعني وقتي چند كتاب ديني را كنار يكديگر قرار مي‌دهيم مي‌بينيم محتوا يكي است، اما طرح روي جلد آن تفاوت دارد و داراي مؤلفه‌هاي تحقيق و تفحص نيست.

وي علت اين آفت را عدم ارتباط با ديگر ناشران در عرصه داخلي و خارجي مي‌داند و مي‌گويد: ما در اين حوزه ارتباطمان با ديگر ناشران قطع مي‌باشد و تنها به مؤلفان داخلي اكتفا مي‌كنيم. ارتباط با ناشران خارجي 2 نكته در بر خواهد داشت: اگر فكر جديدي مطرح كرده‌اند ما دنبال آن را خواهيم گرفت و اگر سخن نادرستي زده‌اند ما با آثار خود پاسخي به آنها خواهيم داد.

وي در ادامه به مشكلات نمايشگاه بيستم پرداخت و گفت: ما دو سال است كه با برگزاركنندگان نمايشگاه كتاب با مشكل برخورد مي‌كنيم. سال قبل نام ما را در ليست ناشران قرار نداده بودند و امسال هم سهميه ما را روي سهميه انتشارات اميركبير لحاظ كرده بودند. عوامل ما با زحمت بسيار توانستند ساعت 3 بامداد روز برگزاري نمايشگاه غرفه‌ را تحويل بگيرند و يك روز از فرصت نمايشگاهي‌مان را به تجهيز غرفه اختصاص داديم. متأسفانه تمام اين موارد به ضعف مديريت برمي‌گردد.

از شبستان مصلي كه بيرون مي‌آيم روبرويم موكت‌هايي كه فرش صحن شده‌اند پذيراي پاهاي خسته مشتاقان كتاب و كتابخواني هستند. عده‌اي در گوشه‌اي كيسه‌هاي مملو از كتاب را روي موكت‌ها قطار كرده‌اند و چند كتاب را زير سرشان گذاشته‌اند تا اندكي به پاهاي خسته فرصت دهند. چند جوان در گوشه‌اي ديگر سر به روي پاهاي يكديگر نهاده‌اند و مشغول گفتگو هستند نظرم را جلب مي‌كند. به سمتشان مي‌روم. شب گذشته از اراك به تهران آمده‌اند و امروز بعدازظهر هم پس از بازديد كامل از نمايشگاه قصد ترك كردن تهران را دارند. محسن كه به تجربه حضور در نمايشگاه‌هاي گذشته را دارد مي‌گويد به نظر مي‌رسد عده اي از ناشران شركت نكرده‌اند و اين به روح نمايشگاه صدمه زده است. سال‌هاي قبل افراد بيشتري براي بازديد شركت مي‌كردند اما امسال بالعكس شده است. هم به ما ملحق مي‌شود: علاوه بر گفته‌هاي محسن تعدادي از ناشران را هم يا پيدا نكرديم يا براي يافتن آنان دچار دردسر  و سردرگمي زيادي شديم. پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني هم كمك چنداني به ما نكردند. حامد كه در خواب به حرف‌هاي دوستانش خوب گوش داده بود سر از پاي محسن برمي‌دارد و اعتراض مي‌كند كه: اصلاً‌ در محوطه صحمن آب خوري وجود ندارد. تعداد سرويس هاي بهداشتي هم كه است و هر وقت مي خواهي دستشويي بروي انگار توي صف نفت ايستاده‌اي.

كم كم از جا بلند مي شوند و راه شان را به سمت سالن انتشارات دانشگاهي پي مي‌گيرند.

روبروي سالن هاي مربوط به انتشارات دانشگاهي سكوهايي تعبيه شده است كه سربسته مي باشد و بازديدكنندگان خسته را از هجوم پرتوهاي سوزناك آفتاب طلايي در امان نگه مي دارد. گروهي از دانشجويان كه براي خريد به نمايشگاه مراجعه كرده اند از پا افتاده و بر روي سكوها در حال استراحت هستند. چند دقيقه وقتشان را مي گيريم و انصافاً هم به خوبي از ما استقبال مي كنند. گروه چهارنفره دانشجو هستند و در رشته آمار مشغول به تحصيل هستند. هدفشان از بازديد از نمايشگاه بيشتر خريد كتاب هاي دانشگاهي است كه آرمين دل پري از اين موضوع دارد: اصلاً تخفيف مي دهند اما براي كتاب هاي كاربردي هيچ تخفيفي درنظر گرفته نشده است. ميلاد خرسند كه اهل گيلان است در ادامه صحبت‌هاي آرمين مي گويد: از نظر مكان بهتر از دوره هاي گذشته است اما براي يافتن ناشران مورد نياز با سرگرداني مواجه شدم. در بعضي از سالن ها ناشراني كه معرفي مي كردند اصلاً در آن سالن حضور نداشتند.

فاطمه رضايي هم تمام صحبت‌هاي دوستانش را تاييد و اضافه كرد: از لحاظ پايگاه هاي تغذيه بسيار ضعيف هستند. خانم مصري هم كه علاقه‌اي به وارد شدن به بحث ندارد در انتها سكوت را شكست و گفت: شما هي بنويسيد، چه كسي گوش مي‌دهد آن كساني كه بايدگوش كنند بدون نوشتن شما هم مي توانند به مشكلات رسيدگي كنند حالا چرا نمي خواهند بايد برويد از آنان بپرسيد.

پله‌هاي محوطه خارجي مصلا را يكي پس از ديگري طي مي كنم. دختران و پسراني كه كيسه در دست به سمت درب خروجي حركت مي كنند و عده اي كه در جيب هاي خود به دنبال بليط برگشت مترو مي گردند. يك پايگاه اغذيه فروشي و در طرفين آن غرفه فروش نوشيدني در مسير درب شمالي خروج واقع شده است. در طرفين بلوارهاي سبز با چمنزارهايي كه وجب به وجب آنرا بازديدكنندگان گرسنه و تشنه و خسته اشغال كرده اند. ساندويچي دست و پا مي‌كنم و جايي ميان سيل خستگان براي نشستن باز مي‌كنم.

 

يكشنبه 23 ارديبهشت 1386 - 14:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری