شنبه 2 شهريور 1398 - 4:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

الهه عصاريان

 

ميزان مشاركت‌هاي اجتماعي زنان

 

نيمي از جمعيت جهان را مردان و نيمي ديگر را زنان تشكيل مي‌دهند. از حدود شش‌ونيم ميليارد نفر كه در دنياي امروز زندگي مي‌كنند، تقريبا 20 درصد متعلق به كشورهاي توسعه‌يافته‌اند و 80 درصد آن در كشورهاي جهان سوم سكني گزيده‌اند و از جمعيت بيش از 5 ميليارد نفري جهان سوم نيمي متعلق به زنان است.

با وجود اين تعادل كمي بين جمعيت مردان و زنان در اين جوامع، از نظر شرايط زندگي و ميزان برخورداري از امتيازات اجتماعي، ميان دو جنس تفاوت‌هاي زيادي به چشم مي‌خورد. در دهه‌هاي اخير مقايسه وضعيت زنان با مردان از نظر شاخص‌هاي مختلف اجتماعي، سياسي، اقتصادي و... موضوع تحقيقات و مطالعات فراواني در رشته‌هاي مختلف علوم اجتماعي بوده است يكي از اين شاخص‌ها ميزان مشاركت اجتماعي آنهاست. در اين رابطه متخصصين توسعه، كنترل شهروندي را عالي‌ترين سطح و نوع مشاركت تشخيص داده‌اند.

‌در اينگونه مشاركت، مردم در تصميم‌هايي كه زندگي روزانه آنها را تحت تأثير قرار مي‌دهد، دخالت مي‌كنند. مسأله مهم در تحقق چنين مشاركتي شناخت متغيرهايي است كه موفقيت مردم (زنان و مردان) را در كنترل امور جامعه تضمين مي‌كند.

شناخت انواع مشاركت اجتماعي زنان و عوامل مرتبط با آن، هدف پژوهشي است كه برپايه يافته‌هاي پژوهشي در شهر تهران تدوين شده است. در اين تحقيق شش نوع مشاركت: مشاركت مدني، حمايتي، فرهنگي  تفريحي، محلي، مذهبي، خيريه‌اي و شركت در فعاليت‌هاي انقلابي شناخته شده است.

مشاركت اجتماعي زنان عنوان يك طرح پژوهشي است كه در مركز امور زنان و خانواده به اجرا درآمده است. جامعه ي مورد بررسي زنان 15 سال به بالاي مناطق 22گانه شهر تهران بوده است.

در اين پژوهش به نظر مي‌رسد كه مهم‌ترين متغير در رابطه با مشاركت اجتماعي زنان موضوع سواد و ميزان تحصيلات آنان است.

براساس يافته‌هاي پژوهش حدود 4 درصد زنان بي‌سواد بوده‌اند و از ميان 1417 نفر پاسخگوي باسواد، فقط 2‌/‌2 درصد در سطح تحصيلات تكميلي (كارشناسي ارشد و دكترا) قرار داشته‌اند. همچنين سهم تحصيلكردگان بالاتر از ديپلم (فوق ديپلم و كارشناسي) مجموعاً حدود 18 درصد بوده است. بدين‌ترتيب مجموع زنان با تحصيلات عالي 1‌/‌20 درصد يا حدود يك‌پنجم جامعه آماري را تشكيل داده‌اند.

درخصوص وضع فعاليت زنان در جامعه مورد بررسي اطلاعات به‌دست آمده حاكي از اين است كه روي هم‌رفته 7/16 درصد زنان فعال و 3/73 درصد غير‌فعال هستند. در ميان فعالان، 9/13 درصد شاغل و 8/2 درصد بيكار جوياي‌ كار مي‌باشند.

زنان غيرفعال شامل سه گروه خانه‌دار، محصل و داراي درآمد بدون‌كار هستند و سهم نسبي آنان دركل جامعه به ترتيب 4/64، 15 و 2 درصد است.

بررسي وضعيت شغلي جامعه مورد مطالعه بيانگر آن است كه نزديك به 77 درصد، شاغلان حقوق‌بگير بخش‌هاي عمومي و خصوصي محسوب مي شوند. سهم كاركنان مستقل روي هم‌رفته 1/22 درصد است. اما كارفرمايان زن در جامعه مورد بررسي بسيار اندك و فقط 4/3 درصد هستند.

بيش از 72 درصد زنان مورد مطالعه داراي همسر، 32 درصد مجرد، حدود 5 درصد بدون همسر بر اثر فوت يا طلاق و 1/0 درصد داراي وضعيتي ديگر نظير جدا از همسر بوده‌اند.

 مشاركت‌هاي اجتماعي‌

مشاركت مدني جامعه مورد بررسي كه شامل شركت در سازمان‌هاي صنفي و كارگري، سازمان‌هاي غير‌دولتي، گروه‌ها و احزاب سياسي، تعاوني‌ها و همكاري با سازمان‌هايي نظير شهرداري است، نشان مي‌دهد كه ميانگين بين 15/1 تا 55/1 در نوسان است كه اگرچه در مورد تعاوني‌ها بالاتر از ساير موارد است، با اين حال از حد متوسط 5/2 بسيار پايين‌تر و به مفهوم گرايش بسيار اندك زنان به مشاركت دراين موارد است. ميانه داده‌ها نيز بسيار پايين و به اين معني است كه حداقل نيمي از زنان در اين فعاليت‌ها اصلاً شركت نمي‌كنند. توجه به‌مراتب مشاركت مدني نشان مي‌دهد كه كمتر از يك درصد زنان در سطح بالاتر مشاركت و بيش از 92 درصد در سطح پايين آن قرار دارند.

شركت در انجمن حمايت از كودكان، انجمن‌هاي قومي، حمايت از سالمندان، زندانيان و مجامع حمايت از حقوق زنان تحت‌عنوان مشاركت حمايتي قرار گرفته‌اند.

نتايج به عمل آمده در اين خصوص نشان مي‌دهد كه كمتر از 3 درصد زنان در سطح بالا و 88 درصد زنان در سطح پايين قرار دارند و كمتر از 10 درصد در سطح متوسط آن جاي مي‌گيرند. انحراف معيار مشاركت حمايتي نسبتاً اندك (8/0 درصد) است. اين به آن معناست كه بيشتر زنان سطح مشاركت يكساني در فعاليت‌هاي حمايتي دارند. ميانگين داده‌ها، اگرچه در برخي از موارد نظير حمايت از كودكان، انجمن‌هاي قومي و مجامع حمايت از حقوق زنان اندكي بالاتر است، ولي به هر جهت از سطح متوسط 5/2 بسيار پايين‌تر و به مفهوم گرايش اندك زنان به شركت در اين نوع فعاليت‌هاست.

مشاركت فرهنگي

 با گويه‌هاي مشاركت در فعاليت‌هاي فرهنگي،  هنري، ورزشي، دوره‌هاي همكلاسي‌ها و انجمن‌هاي علمي مشخص شده است. اگرچه ميانگين مشاركت در اين موارد بسيار بالاتر از ساير انواع مشاركت مورد بررسي است و بين 41/2 درصد دوره‌هاي همكلاسي‌ها تا 58/1 درصد انجمن‌هاي علمي در نوسان است، با اين حال كمتر از سطح متوسط 5/2  درصد است.

توجه به مراتب مشاركت فرهنگي- تفريحي نشان مي‌دهد، حدود 57 درصد از زنان جامعه مورد بررسي در سطح پايين و فقط 5/14 درصد در سطح بالاي آن قرار دارد. ميانگين مشاركت فرهنگي- تفريحي اگرچه نسبت به ساير انواع مشاركت‌ها نسبتاً بالا است، اما اندكي كمتر از سطح متوسط است.

مشاركت بعدي مشاركت محلي است كه شامل گويه‌هاي همكاري با همسايگان، انجمن اوليا و مربيان، فعاليت‌هاي محلي، انتخابات و راي‌گيري‌ها و اهداي خون مي‌باشد. در ميان گويه‌ها بالاترين ميانگين مربوط به انتخابات و راي‌گيري‌ها 55/3  درصد و پايين‌ترين آن مربوط به اهداي خون 52/1 درصد است.

به نظر مي‌رسد وجود برخي باورها و نگرش‌ها نسبت به اهداي خون و عدم گسترش آن در سطح اجتماعي به‌صورت عمومي، سبب تمايل اندك زنان نسبت به اين امر است.

به عبارتي در سطح بالاي مشاركت بيشترين سهم نسبي مربوط به انتخابات و راي گيري‌ها 2/55 درصد و كمترين سهم نسبي مربوط به اهداي خون 2/6 درصد است. ساير ارقام در مورد همكاري با همسايگان، انجمن اوليا و مربيان و فعاليت‌هاي محلي به ترتيب برابر با 8/20، 22 و 9/8 درصد است.

مشاركت مذهبي- خيريه‌اي

اين مشاركتها  در قالب سه گويه كارهاي خيريه، هيئت‌ها و روضه‌ها و برنامه‌هاي خريد جهيزيه شكل گرفته است. در ميان اين سه گونه، بالاترين ميانگين مشاركت مربوط به كارهاي خيريه 04/3 و پايين‌ترين آن مربوط به خريد جهيزيه 88/1 است.

به عبارت ديگر 4/52 درصد زنان در برنامه‌هاي خريد جهيزيه، 5/18 درصد در هيئت‌ها و روضه‌ها و 3/11 درصد در كارهاي خيريه اصلاً شركت نمي‌كنند.

 نتيجه‌گيري‌

يافته‌هاي پژوهش حاكي از آن است، ميانگين مشاركت مدني بسيار پايين‌تر (54/1 درصد) و ميانگين مشاركت مذهبي - خيريه‌اي بسيار بالاتر (93/2 درصد) از ساير انواع مشاركت‌ها است. در مورد انواع مشاركت مورد بررسي، اين نكته از اهميت اساسي برخوردار است كه به هر حال به غير از مشاركت مذهبي- خيريه‌اي، تمامي انواع مشاركت در سطح كمتري از متوسط (ميانگين 5/2 درصد) قرار دارند كه بيانگر گرايش بسيار اندك زنان جامعه مورد بررسي به مشاركت اجتماعي است. بايد توجه داشت كه مشاركت مذهبي- خيريه‌اي نيز فقط اندكي بالاتر از سطح متوسط است كه با توجه به محورهاي خاص آن، نمي‌توان آن را در سطح متناسب و اميدوار‌كننده به مشاركت اجتماعي زنان قلمداد كرد.

براساس يافته‌هاي پژوهش ميزان مشاركت اجتماعي زنان شهر تهران در سطح پايين قرار دارد، به طوري كه 38 درصد از زنان منفعل‌ترين گروه هستند كه در ميان انواع مشاركت به مشاركت فرهنگي و اجتماعي  و مذهبي- خيريه‌اي در سطحي متوسط مبادرت مي‌ورزند.

31 درصد از زنان عمدتاً در فعاليت‌هاي مذهبي- خيريه‌اي و محلي مشاركت دارند. گروه سوم شامل 14 درصد از كل زنان جامعه آماري است كه بيشتر از تمامي گروه‌ها در فعاليت‌هاي فرهنگي   تفريحي و مذهبي- خيريه‌اي مشاركت دارند. بالاخره حدود 16 درصد از زنان كه جوان‌ترين زنان جامعه مورد بررسي هستند. بيشتر به مشاركت‌هاي مذهبي- خيريه‌اي، محلي و انقلابي گرايش دارند.

بدين ترتيب حدود 70 درصد زنان در جامعه مورد بررسي مشاركتي در سطح پايين‌تر دارند و فقط 30 درصد در سطح مشاركتي به‌طور نسبي، بالا و جزو فعالان اجتماعي مي‌توانند محسوب شوند.

در اين گروه عمده‌ترين نوع مشاركت‌هاي فرهنگي- تفريحي و مذهبي  خيريه‌اي است. افزون بر اين در ميان انواع مشاركت‌هاي اجتماعي نيز بيشتر بر مشاركت‌هاي سنتي متمركز است كه از گذشته‌هاي دور براساس فرهنگ جامعه ايراني وجود داشته است.

‌تحليل كليدي‌ترين يافته‌هاي پژوهش گوياي آن است كه زنان شهر تهران هنوز به صورت بارز وارد مرحله گذار نشده و در اولين گام‌ها در اين فرآيند قرار دارند

در نتيجه‌گيري كلي مي‌توان گفت كه زنان شهر تهران در شرايط كنوني كمتر درصدد ارتقاي ميزان و نوع مشاركت خود در جامعه هستند و مشاركت‌هاي اجتماعي آنها تابعي از وضعيت فعاليت و اشتغال آنهاست.

 

 

يكشنبه 16 ارديبهشت 1386 - 10:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری