دوشنبه 1 آبان 1396 - 0:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

ناصر فيض: طنز، مزه اي نزديك به ته خيار دارد

 

شايد كمتر كسي در حوزه ادبيات و طنز وجود داشته باشد كه ناصر فيض را نشناسد. فيض كه يكي از طنزپردازان موفق و شناخته شده كشور است، هم اكنون مسئوليت اجرايي دفتر طنز حوزه هنري را برعهده دارد. فيض فعاليت خود را در حوزه ادبيات با سرودن اشعار جدي شروع كرد و به گفته خودش با تغيير فضاي سياسي و تمايلات اجتماعي، حوزه طنز را براي ادامه فعاليت‌هاي ادبيش برگزيد.

در حال حاضر ناصرفيض دومين مجموعه اشعار طنزش را با عنوان «نزديك به ته خيار» سروده است. وي در جمع آوري و چاپ اشعار نزديك به ته خيار قسمتي از شعرهاي مجموعه اولش «املت دسته دار» را هم تجديد چاپ كرده است. به بهانه چاپ دومين مجموعه طنز ناصر فيض با وي گفتگويي ترتيب داده ايم كه در پي مي آيد.

طنز در روزگار ما چه جايگاهي دارد؟

طنز در روزگار تكنولوژي زده ما نوعي آرامش محسوب مي شود. انسان براي فرار از دغدغه هاي تمدن امروزي و بستر تكنولوژي نيازمند طنزاست. طنز به بشر امروز كمك كرده است تا خودش را از ناهنجاري هاي محيط پيرامونش بيرون بكشد. كاربرد طنز در نهايت نوعي تذكر و روشن نمودن نكات منفي فرد است . انتقاد فقط از سرباز كردن مسئوليت و وظيفه نيست بلكه قصد آن اصلاح ناهنجاري هاي شخصيتي و اجتماعي است. البته تعاريف مختلفي از طنز شده است. افرادي طنز را ابزاري براي خودبرتربيني مي دانند، گونه اي ديگر با طنز به ديگران مي خندند كه ناملايمات خود را فراموش مي كنند. عده اي ديگر به ديگران مي خندند تا بر آنچه ديگران بر فرد مي خندند سرپوش بگذارند.

تعريف شما از طنز چيست؟

خوب، شروع كار من با كار جدي بوده است شعرهاي جدي مي گفتم كه گزيده شعر نيستان از نمونه كارهاي جدي من در اين حوزه بوده است. انواع مختلف مثلاً دفاع مقدسي ، عاشقانه و ... اما سبك كار من كلاسيك است. كلاسيك، چرا كه پايبند به سنت ها هستم. در شعر من حركت جديدي به چشم نمي خورد. من بيشتر پايبند به سنت ها بوده ام. قالب شعري من غزل بود. به هرحال بعد از گذشت زمان، بنابر دلايلي مثل تعارضات اجتماعي، رشد فكري و حركات سياسي و پديد آمدن ديدگاه هاي جديد، ناصرفيض احساس كرد مي تواند خود را در قالب طنز هم بيازمايد. و اما نگاه طنز من، نگاه تلخ نيست. به طور كلي اگر بخواهيم طنز را تعريف كنيم نوعي خنداندن كه با ادبيات سرو كار دارد. حداقل آن نوعي است كه از شگردهاي ادبي مثل بازي هاي كلامي و شيوه هاي طنز استفاده مي شود كه اين شيوه هاي طنز مي‌تواند هم بعد سياسي داشته باشد و هم بعد شخصيتي. من معتقدم طنز چه بخواهد اصلاح گر باشد و چه تعريضي به ناهنجاري هاي اجتماعي داشته باشد، بايد يك بخش عمده آن فراموش نشود و آن شيريني كلام به گونه اي كه حتماً مخاطب را بخنداند. من به طنز سياه معتقد نيستم. طنز نه بايد تلخ باشد و نه شيرين. طنز بايد مزه اي نزديك به ته خيار داشته باشد. نه تلخ و نه شيرين. نبايد طنز را مستقيم به كار برد. در ادبيات كلاسيك هم اصل بر آن است كه از طنز به صورت مستقيم استفاده نشود. من هم به همين دليل سبك ادبيم را كلاسيك برگزيدم.

آيا مي توان براي طنز خوب چهارچوبي در نظر گرفت؟

در مرحله اول طنزپرداز بايد يك ژانر ادبي و هنري خوب و تاثيرگذار را براي ارائه مطالبش به مخاطب انتخاب كند. اولين چهارچوب طنز خوب، تاثيرگذاري در مخاطب است. بايد در طنز و طنزپردازي به ظرافت هاي ادبي توجه كرد. در اثر ارائه شده بايد مشخص شود كسي كه طنز مكتوب نوشته است، با ادبيات كهن آشناست، از صنايع و ظرايف ادبي استفاده كرده است، ريزه كاري هاي كلامي را مي شناسد، به كاربرد كنايات و حكايات و استعاره مسلط است و حالا چكيده كار او طنز مكتوب اوست.

با توجه به اينكه جامعه ما از بيماري روحي رنج مي برد و گفته مي شود طنزپرداز پزشك روح است، شما به عنوان طنزپرداز چه نسخه اي براي جامعه بيمار ما مي پيچيد؟

قطعاً زماني مخاطب با شما ارتباط برقرار مي كند كه احساس كند طنزپرداز حرف او را مي زند يا حداقل مشكلي كه از زبان طنزپرداز گفته مي شود بسيار قشنگ ديده شده و به رشته تحرير درآمده است. از آن طرف هم طنزپرداز بايد خود را به جامعه بقبولاند و زماني اين اتفاق مي افتد كه طنزپرداز خود را در ميان مردم ببيند و مسائل و مشكلات جامعه آشنا باشد.

طنزپردازان معاصر نسبت به طنزپردازان قديم چقدر توانسته اند با مردم ارتباط برقرار كنند؟

طنزپرداز ديروز به دليل بسته بودن محيط به دشواري مي توانست حرف بزند. فردي مانند حافظ نمي توانسته است به راحتي صحبت كند. او ملزم به استفاده از كنايه در اشعار خود بوده است. به صورتيكه افرادي معتقدند شعر حافظ طنزي دربرندارد. ولي وقتي به اغلب شعرهاي او دقيق مي شويم، شعر او را سراسر طنز جدي و چندپهلو مي يابيم كه جباران و رياكاران جامعه و عالمان بي عمل را مورد خطاب قرار مي دهد. در دوران حاضر خيلي بهتر مي توانيم حرفمان را بزنيم. امروز هر مجله، روزنامه ، حداقل يك ستون را به طنز و طنزپرداز اختصاص داده است. من فكر مي كنم در حال حاضر طنز بسيار اجتماعي تر از گذشته شده است. البته طنز اجتماعي را مي توان در آثار عبيد و حافظ هم مشاهده كرد اما طنز در قديم بيشتر دروني بوده است تا بيروني.

هجو هزل در ادبيات طنز امروز چه جايگاهي دارد. آيا طنز معاصر از ظرايف ادبي دور نشده است؟

خوشبختانه طنز امروز كمتر به سمت هجو و هزل پيش رفته است. اگر نگاهي به كتب شاعران طنزپرداز قديم بياندازيم تقريباً بخش عمده اي از اشعار آنان متشكل از هجو و هزل است. ما در گذشته شاعران بسيار كمي داريم كه شعر خود را از هجو هزل دور نگاه داشته باشند. نمونه اي از اين شاعران حافظ است. سراسر ديوان شعر عبيد، مملو از اشعار هجو و هزل است. البته بسياري از همين هجويات و هزليات داراي جايگاه ادبي خاصي هستند اما به صورت كلي هجو و هزل در شعر ديروز نسبت به امروز گستره بيشتري داشته است.

با توجه به دايره نشانه و نمادشناسي و سطح آگاهي جامعه، سطح طنز در ميان مردم و حتي طنزپردازان ما چه رشدي داشته است؟

البته شايد بيان اين سخن ادعاي بزرگي باشد اما به اعتقاد من از زمانيكه جلسه در حلقه رندان در حوزه هنري تشكيل شد، اتفاقات مثبتي در زمينه رشد سطح طنز در جامعه افتاد. قبل از تشكيل در حلقه رندان ، طنز بيشتر به سمت هزل و هجو كشش داشت. قالب طنز ما يا برنامه صبح جمعه بود كه طنز معمولي بود و يا طنزهاي مخفي كه بين خود مردم وجود داشت. البته به طنز سياه سياسي هم پرداخته مي شد. اما از حلقه رندان به بعد طنز به نوعي علني شد به گونه اي كه طنزپردازي كه تاديروز بيشتر به سمت هجو و هزل كشش داشت مجبور شد شعري بگويد كه بتواند در جمع بخواند و قطعاً كاري كه بايد در جمع خوانده شود از هزل و هجو دوري خواهد گزيد. اما در شعرهاي طنز ما هنوز هم هجو هزل وجود دارد مثلاً‌ شعر كليد كه از سروده هاي خودم هست، عده اي آنرا هجو و هزل مي دانند اما من معتقدم كليد يك شعر اجتماعي است. شعري كه پيرامون روابط شخصي زوجين صحبت مي كند و به نوعي مسائل و اتفاقات ريزي را تذكر مي دهد.

هدف از تشكيل در حلقه رندان چه بود؟

اولين هدف در حلقه رندان، شناسايي استعدادهاي پراكنده شده در سطح اجتماع بود كه به نوعي دغدغه اول همه متوليان فرهنگي در كشور است. اينكه جواناني را كه طنز مي گويند جدي بگيريم. ما در طول تاريخ كشورمان قبل از تشكيل در حلقه رندان مكاني را نداشتيم كه راجع به طنز صحبت كنند،‌كتاب چاپ كنند، جشنواره طنز برگزار كنند، شب شعر هفتگي و ماهيانه داشته باشند. دفتر طنز حوزه هنري علاوه بر تشكيل جلسه در حلقه رندان هر ماه جلسه‌اي به نام محفل رندان برپا مي كند كه اين جلسه به نقد مباني طنز مي پردازد. جلسه دگرخند، ديگر برنامه دفتر طنز است كه در زمينه طنز، كتاب هاي چاپ شده را به همراه مولف و يك كارشناس متخصص به نقد و چالش مي كشد. ما با تشكيل در حلقه رندان سعي كرديم جوانان طنزپرداز را دورهم جمع كنيم. چقدر پراكنده باشند. وقتي چنين جلساتي را تشكيل مي دهيم، جوان طنزپرداز ما خود را باور مي كند، خود را عضو جلسه اي فرهنگي و موثر مي داند. وقتي مي بينيد 500 نفر منتظر او نشسته اند تا برايشان شعر طنز بخواند، خود را جدي مي گيرد.

از برنامه اجرايي امسال چه خبر؟

فعاليتي كه امسال در جهت اهميت به مقوله طنز در دست اجرا داريم چاپ كتاب سال طنز است. البته بايد اكثر كتاب هايي كه در زمينه طنز در سال هاي اخير چاپ شده است مورد بررسي قرار گيرد. اگر تعداد كتاب هاي چاپ شده طي 5 سال گذشته را بررسي كنيم و تعداد به حدنصاب نرسد مجبور خواهيم بود به سال هاي دورتر برويم. شايد مجبور شويم كليه كتاب هاي چاپ شده بعد از انقلاب را مورد بررسي قرار دهيم.

كتاب ها در چه زمينه هايي انتخاب مي شود؟

ما هنوز زمينه اي براي انتخاب آثار مشخص نكرده ايم.

كميته انتخاب آثار مشخص شده است؟

قطعاً يك سري از اعضاء كميته، متشكل از بچه هاي دفتر طنز و دوستان مرتبط با دفتر طنز هستند. يكي از اهداف اين است كه دوستان مرتبط با دفتر، فقط در دفتر طنز شعر نخوانند و بروند. بايد به شكل هاي مختلف از اين دوستان استفاده كنيم.

چه شد كه كتاب «نزديك به ته خيار» را راهي بازار كرديد؟

من يك سري شعر پراكنده داشتم. شعر كليد 1 و كليد 2 را داشتم و چند كار ديگر. اگر صبر مي كردم كه كليه اين اشعرار رادر يك كتاب جمع كنم، تازگي خودشان را از دست مي داد. همچنين چند شعر از كتاب املت دسته دار انتخاب كردم كه در اين كتاب هم چاپ شده اند. در نتيجه كتاب داراي 2 بخش است. بخش اول مربوط به كارهاي پراكنده و شعرهاي چاپ نشده اند و بخش ديگر اشعاري از كتاب قيلي من است.

قصد نداريد به كار ترجمه بپردازيد؟

چندي پيش از يك نويسنده طنزپرداز ترك، 10 قصه ترجمه كرده ام كه توسط نشر شهر چاپ شدند. به نام «اگر كمونيسم بياد». البته شخصاً 30جلد كتاب از آنكارا خريداري كرده ام و قصد دارم كليه كارهايم را رها كنم و به ترجمه آنها بپردازم، اما تا به حال تنها موفق به ترجمه يك كتاب شده ام.


 

 

چهارشنبه 12 ارديبهشت 1386 - 12:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری