دوشنبه 8 خرداد 1396 - 6:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمد عصاريان

 

شاه حسيني به سينماي خود وفادار مانده است

 

گزارشي از نقدهاي نوشته شده مربوط به فيلم شب بخير فرمانده ساخته انسيه شاه‌حسيني

در روزهاي اخير شاهد اكران فيلم شب بخير فرمانده در بسياري از سينماهاي تهران بوديم. انسيه شاه حسيني با كارگرداني فيلم شب بخير فرمانده توانست دومين فيلم موفق خود را در عرصه فيلم سازي تجربه كند. اين فيلم بيش از 30 حضور بين‌المللي داشته و در 20 كشور با عناوين برگزيده مورد تقدير داوران قرار گرفته است. از مهم‌ترين جوايز اين فيلم در جشنواره‌هاي گوناگون مي‌توان به جايزه ويژه كليساي كاتوليك به خاطر نگاه انساني در جشنواره كارلوويزاري در كشور چك، جايزه ويژه حمايت از جهان فيلم به عنوان بزرگ‌ترين جايزه از جشنواره سينما توت، اكران در شهر ژنو سوئيس، تحسين ويژه و تقدير از جشنواره‌هاي فوكوئوكاي ژاپن اشاره كرد. همچنين جايزه بازيگر زن از جشنواره اوراسيا در قزاقستان، جايزه ويژه تماشاگران از جشنواره و سول فرانسه و جايزه بهترين فيلم آسيايي از جشنواره نگاه پرندگان در شهر لندن انگلستان، از ديگر جوايز كسب شده از سوي اين فيلم در رقابت‌هاي بين‌المللي است. فيلم شب بخير فرمانده به دليل پرداختن يك زن كارگردان به مقوله دفاع مقدس در جشنواره 23 فيلم فجر در بخش اهداي جوائز جنبي سازمان‌ها و نهادها به فيلم‌سازان برگزيده، موفق به كسب لوح تقدير و 10 سكه بهار آزادي شد.

انسيه شاه حسيني معتقد است طرح فيلم برگرفته از خاطرات و دغدغه‌هاي شخصي او در خصوص دفاع مقدس است. شب بخير فرمانده دومين كار شاه‌حسيني بعد از فيلم غروب شد بيا، مي‌باشد. شاه‌حسيني فيلم‌نامه فيلم شب بخير فرمانده را ، خاطرات زمان جنگ خودش مي‌داند كه در اين فيلم به تصوير كشيده شده است. وي در گفت‌وگويي كه با خبرنگار روزنامه ايران در تاريخ 23/1/86 داشته است در مورد چگونگي شكل‌گيري نقش لادن مستوفي به عنوان يك سرباز زن خبرنگار در جبهه‌هاي جنگ مي‌گويد: فيلم شرايطي را به تصوير كشيد كه زني وجود دارد كه توفان، زندگي شخصي‌اش را از هم فرو پاشيده است. حالا اين (جزء) به دِل (كل) آمده و كل نيز در مقياسي گسترده‌تر شرايطي مشابه دارد. حالا تصور كنيد اين فرد قصد از بين بردن خودش را دارد. اين زن از سال 50 به بعد آرام در گوشه‌اي نشسته بود و به افكار آرماني خود مشغول بوده است.

آرمان‌هاي او در سال 60 محقق مي‌شود. جنگ مي‌شود. سرزميني مورد تجاوز قرار مي‌گيرد و اين (جزء) دقيقاً سرنوشتي مشابه با كل پيدا مي‌كند. بنابراين او از زندگي شخصي خود جدا مي‌شود. او احساس مي‌كند بايد كاري را انجام دهد و ضربه‌اي را كه خورده است تلافي كند. بنابراين جنگ كه شروع شد به جبهه مي‌رود تا آن ضربه را بزند اما وقتي به جبهه مي‌رود با آدم‌هاي ديگري روبرو و با آنها قاطي مي‌شود. پس دقيقاً مانند ليواني كه در يك استخر ريخته مي‌شود به آنها مي‌پيوندد. بعد از مدتي اين ليوان در مرحله(بود و نبود) است. يعني از جنس آدم‌هاي پيرامون مي‌شود. پس احساس مي‌كند كه توهيني به او نشده است كرانه‌هاي وجودي‌اش حل شده و زندگي و رنج آنها به او منتقل مي‌شود. يعني دقيقاً شخصيتي كه شما در فيلم شب بخير فرمانده مي‌بينيد.

شب بخير فرمانده داستان زني است كه در ظاهر به عنوان فيلم‌بردار به مناطق جنگي آمده است اما در باطن آمده است تا بميرد و از زندگي اندوهبارش در شهر خلاص شود. او پس از ديدن صحنه‌هاي فراواني از انبوه شهيدان (كه دوربين شاه‌حسيني صريح و بي‌پرده به تصوير كشيده است) تصميم مي‌گيرد تا خود را از آن جهنم آتش و گلوله خلاص كند و به شهر بازگردد. اما تقدير او را به جمع عشيره‌اي مي‌برد كه در دل جنگ به زندگي غمبار خود ادامه مي‌دهند اما گاه شادماني‌هائي كوچك در زندگي آنها رخ مي‌نمايد، مثل عروسي دو نفر از جوانان عشيره اما عروس بر اثر حمله دشمن شهيد شده و عروسي تبديل به عزا مي‌شود. در پايان فيلم شب به خير فرمانده رابطه‌اي عاطفي اما پنهان ميان زن فيلم‌بردار و يكي از فرماندهان جنگ به نام بشار پديد مي‌آيد. بشار كه متعلق به همان عشيره است با اسم نمادينش كه همان بشارت‌دهنده است زندگي جديدي را به قهرمان فيلم بشارت مي‌دهد و در اينجا فيلم پايان مي‌گيرد.

روزنامه كارگزاران به نقد فيلم شب بخير فرمانده پرداخته است. اين روزنامه پيرامون ميزان استفاده تجربه و حقايق زندگي شاه‌حسيني در نگارش فيلم مي‌گويد: او در كارنامه‌اش نگارش فيلم‌نامه‌هايي چون دل‌نمك، اويتار، مجروح جنگي را دارد كه توسط كارگردانان ديگري ساخته شده‌اند. همچنين تجربه‌ورزي در نگارش فيلم‌نامه و نيز داشتن سابقه در عرصه داستان‌نويسي به ياري شاه‌حسيني آمده است تا بتواند داستاني منسجم، استوار و باورپذير را خلق كند و سپس به تصوير بكشد. فيلم‌نامه فيلم شب بخير فرمانده بر اثر تجربه‌هاي پيشين شاه‌حسيني و تجربه ملموس او از فضا باعث شده است كه بر خلاف بسياري از آثار ايراني با فيلم‌نامه‌اي چارچوب‌دار و مستحكم روبرو باشيم. به عنوان مثال يكي از نقاط قوت فيلم‌نامه اين است كه شاه‌حسيني همه آدم‌هاي قصه را از همان عشيره انتخاب كرده است تا روند داستان فيلم دچار تشتت و پراكندگي نشود.

فيلم شب بخير فرمانده توسط بازيگراني غير حرفه‌اي ساخته شد. بازيگراني كه همه به جز لادن مستوفي كه نقش اصلي را ايفا مي‌كند غيرحرفه‌اي هستند. حداقل اينكه در سينما چهره‌هاي شناخته شده نيستند. اما كارگرداني شاه‌حسيني به گونه‌اي بوده است كه توانسته از همگي بازيگران در جايگاه خودشان به خوبي بازي بگيرد. لادن مستوفي كه در فيلم (غروب شد بيا)، نيز نقش اصلي را به عهده داشته است در دومين همكاري خود با انسيه شاه‌حسيني توانسته همدل‌تر و هماهنگ‌تر با او به ايفاي نقش بپردازد و تصويري زنده از يك زن فيلم‌بردار به نمايش بگذارد.

نقدي كه در سايت سوره پيرامون فيلم شب‌بخير فرمانده نوشته شده است، بازي لادن مستوفي را در اين فيلم اينگونه به تحرير مي‌كشد: لادن مستوفي، بازيگري محوري و ايفاگر نقش خبرنگار به لحاظ حس آفريني‌هاي هنرمندانه متأثر از متن و روال كلي داستان است. وي همواره در پرداخت كلي، فيلم و از نگاه كارگردان تعريف مي‌شود به تعبيري ما او را در بسياري از نماها مبهوت، تأمل برانگيز و گمشده در صحنه‌هاي جنگ مي‌بينيم. يعني پرداخت سينمايي اثر بيش از خود بازي بازيگر، جهان ذهني و دروني بازيگر را به تصوير در مي‌آورد. از اين رو نيروي خلاقه بازيگر به طور كامل در خدمت روايت كلي و هماهنگ فيلم قرار دارد و شايد سكوت‌ها، مكث‌ها و نگاه‌هاي تأمل برانگيز و عميق بازيگر خود به نوعي شيوه خاص بازي در دل فضاي جنگ است.

لادن مستوفي جايزه بهترين بازيگر زن را از جشنواره اوراسيا دريافت كرده است.

سايت سوره با بيان اينكه نگاه زن خبرنگار به همراه مفهوم جنگ به صورتي همسو به تصوير كشيده مي‌شود در ادامه اضافه مي‌كند: اما كارگردان دو مفهوم مرگ و زندگي را به صورت موازي در فيلم دنبال مي‌كند. خانم خبرنگار در اين فيلم به نوعي هويت گنگ و معماگونه دارد. اما آنچه از ديد كارگردان مهم مي‌نمايد، نگاه به پديده‌هاي جنگ و همچنين زندگي شخصيت محوري مرتبط با جنگ است. از اين رو فيلم در رشته حوادثي كه براي وي پيش مي‌آيد هستي خود را تكميل مي‌كند و به جلو مي‌رود و بسط و گسترش پيدا مي‌كند.

سوره پيرامون راوي داستان نيز مي‌گويد: كارگردان با استفاده از روايت داناي كل محدود و استفاده سينمايي از اين تكنيك ادبي دو نوع ذهنيت را از شخصيت محوري فيلم و در واقع نگاه خود ارائه مي‌دهد. نگاه اول برداشت رئاليستي از صحنه‌هاي عيني و تاريخي جنگ است كه همواره به شيوه‌اي خاص، اگرانديسمان و برجسته‌سازي مي‌شود. در اين برداشت، صداي گلوله‌ها، خمپاره‌ها و... بسيار بلندتر از حد معمول است. وضع مجروحان و تعداد آنها بسيار زيادتر است.

اما پرداخت دوم كاملاً ذهني است. به تعبيري در چنين پرداختي اصولاً لايه‌هاي ذهن شخصيت محوري فيلم كاويده مي‌شود و نگاه او به جزئيات، كهكشان مفهومي جنگ رو به حجم و گستردگي مي‌نهد. همچنين در نقدي كه با عنوان تضاد فرد با موقعيت در سايت اخبار سينمائي پيرامون فيلم شب بخير فرمانده درج شده است مي‌خوانيم: شاه‌حسيني در دومين تجربه خود همان توصيه معروف را مورد توجه قرار داده كه قصه‌اي تجربه شده كه نويسنده با زواياي آن آشناست مي‌تواند سازنده اثري ملموس و صميمي شود. او اين بار هم به تجربه‌هاي واقعي روي آورده است. ولي تجربه‌هاي شخصي خودش به عنوان يك خبرنگار كه ناخواسته در هسته بحراني جنگ قرار مي‌گيرد زني كه مي‌كوشد با پنهان كردن جنسيت خود با فضا و روابط مردانه تطبيق پيدا كند و البته اين پنهان كاري دوامي پيدا نمي‌كند. فيلم سعي مي‌كند خيلي با موقعيت به لباس مرد درآمد. زن بازي نكند. با طراحي چند موقعيت پشت سر هم و تهديد لو رفتن هويتش، اين راز توسط فرمانده كشف مي‌شود و زن را در موقعيتي متعادل‌تر قرار مي‌دهد تا با كمك فرمانده شرايط امن‌تري پيدا كند و جرقه ارتباط عاطفي ميان آنها در شرايطي غير متعارف روشن مي‌شود. فيلم‌ساز در مقطعي مياني به فراخور قصه بازهم رجعتي دارد به سنت‌هاي قومي و قهرمان قصه را با موقعيت پيچيده‌اي كه دارد درگير اين سنت‌ها مي‌كند. بخش عمده از پتانسيل قصه وامدار اين موفقيت شده و زمان اختصاص يافته به ماجراي عروسي كه در آستانه برگزاري به دليل حضور نداشتن داماد بلاتكليف مي‌ماند يادآور اين نكته است. فيلم‌ساز با تمهيداتي چون آگاهي نداشتن زن خبرنگار از سرنوشت نهائي داماد و خانواده‌اش و... كه به نوعي او را دچار هم‌ذات پنداري با مسئله افراد محلي مي‌كند تلاش كرده تا اين ضعف را با مولفه‌هايي رواني پوشش دهد اما كارآيي آنها محدود باقي مي‌ماند.

نكته‌اي ديگر در مورد شب بخير فرمانده بايد توجه كرد، اين است كه فيلم پتانسيل اصلي خود را از قرارگرفتن قهرمان قصه در موقعيتي نامتعارف مي‌گيرد. ولي در اين ميان نمي‌تواند به دفاع مقدس منحصر به فرد كشورمان از زاويه ديد يك زن، نگاهي متفاوت داشته باشد. زني كه خود به نوعي گرفتار شرايط مي‌شود و اجازه انتخابي ندارد. طبعاً موقعيت خاص او اين قابليت را داشت كه با نگاه جزئي‌نگر يك زن زواياي خاص نه صرفاً جديدي از دفاع مقدس و مردانش به معرض ديد مخاطب قرار بگيرد. اما تعبير ما از اين افراد و جنگ در پايان فيلم تفاوتي نكرده است. بازهم با مرداني دور از احساسات انساني مواجه هستيم كه همه چيز را بر بروز عاطفي مقدم مي‌دانند در نقد ديگر با عنوان درام ضد جنگ يا مستند قوم نگاه ، پيرامون فيلم شب به خير فرمانده، نويسنده به فيلم تاخته است. نويسنده به اين موضوع اشاره مي‌كند كه زن طي حوادثي زخمي مي‌شود و توسط رزمنده‌اي جوان اما درويش مسلك به قبيله‌اي از عشاير عرب منطقه سپرده مي‌شود. در حالي كه عشق ناگفته‌اي ميان آن دو پديد آمده است. از اينجا به بعد ناگهان رشته كار از دست فيلمساز خارج مي‌شود. وي مدتي طولاني داستان اصلي را رها كرده و به نمايش آداب و رسوم قبايل منطقه در شادي و عزا در قالب مستندي قوم نگار مشغول مي‌شود. نويسنده با جذاب دانستن ايده‌ها و مناسب بودن طرح‌ها در پايان نقد خود، فيلم شب بخير فرمانده را تركيب نامتناسبي از ايده‌هاي خوب و جذاب مي‌داند كه در نهايت به واسطه پرداخت ضعيف از بين مي‌روند. وي اضافه مي‌كند تشتت و چند پارگي در پيرنگ روايتي فيلم، موقعيت پردازش شخصيتي و داستاني را محدود ساخته و نگاه قابل تعمق و بررسي فيلمساز در تكه‌هاي پراكنده فيلم در سطح باقي مي‌ماند. نويسنده پيشنهاد مي‌كند فيلم اگر موضوعات كمتري را براي ارائه انتخاب مي‌كرد يا در چينش قطعات ناهمگون پازل داستاني خود، چفت و بست‌هاي محكم‌تري به كار مي‌برد، اثري قابل دفاع‌تر از آب در مي‌آمد.

حسن گوهرپور در مقاله خود با عنوان (جست و جوي خويشتن) فيلم شب بخير فرمانده را از نگاهي انساني و فلسفي مورد نقد قرار داده است. اولين عبارت مقاله گوهرپور اينگونه آغاز مي‌شود: شب بخير فرمانده بيش از هر چيز مرا به ياد جلسه معروف(يوهان گوتليب فيخته) فيلسوف آلماني مي‌اندازد كه روزي به شاگردان خود گفت: به ديوار روبرويتان بيانديشيد و سپس به آن كسي كه به ديوار روبرويتان انديشيده، بيانديشيد. اين جمله توجه انسان را در جريان فلسفه و انديشه به اين نكته جلب كرد كه انديشيدن به (من) يا خود خويشتن دستاوردهايي را در زندگي براي انسان خواهد داشت كه تاثير فراواني در سرنوشت او مي‌گذارد. اين من همان مني است كه در فلسفه كانت، دكارت، هگل و ... بسيار مورد توجه واقع شده است.

حسن گوهرپور فيلم‌نامه شب بخير فرمانده را روايتي خطي از موقعيت انساني سرگشته مي‌بيند كه براي خودكشي به جنگ مي‌رود اما با استحاله‌اي كه در او پديد مي‌آيد به ميل و رغبتي مي‌رسد كه او را به انسان ديگري تبديل مي‌كند. انساني كه راه زيستن جهاني‌اش را يافته و نمي‌خواهد از آن قدمي به عقب بازگردد.

با تمام اين تفاسير انسيه شاه‌حسيني در ساخت فيلم شب بخير فرمانده به سينماي خود وفادار مانده است. وي كه با اين فيلم در جشنواره‌هايي همچون كارلو و يواري چك، اوراسيا زنان فيلمساز لندن و ... موفقيت‌هايي را كسب كرده است نيم نگاهي هم به فيلم قبلي خود يعني «غروب شد بيا» دارد. وي در اين فيلم مانند فيلم قبلي‌اش نوعي برش‌هاي مردم شناسي و قوم‌شناسي را از مناطق كشور به تصوير مي‌كشند.


 

 

چهارشنبه 5 ارديبهشت 1386 - 16:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری