يكشنبه 3 شهريور 1398 - 5:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

حسين آرياني

 

نقد فيلم اخراجي‌ها (مسعود ده‌نمكي)

 

شوخي با خط قرمزها

فيلم «اخراجي‌ها» اشاره به نقش انسان‌ساز جبهه‌ها دارد كه حتي مي‌تواند لمپن‌ها را متحول كند. البته «اخراجي‌ها» مضموني دارد كه جزء خط قرمزها است. طرح اين موضوع كه عده‌اي لمپن به جبهه بروند و متحول و حتي شهيد شوند بسيار جسورانه است. ده‌نمكي ضمن اينكه به نقش متحول كننده و انسان‌ساز جبهه‌ها تاكيد مي‌كند. نشان هم مي‌دهد كه رزمندگان بهرحال انسان بودند و زميني و قابل دسترس، آنها معصوم و قديس نبودند اما، البته انسانهايي در حد نهايت ايمان و اخلاص بودند مجيد سوزوكي و دار و دسته‌اش شايد در ابتدا چندان با اعتقاد به نظر نيايند ولي حس غيرت و لوطي‌منشي در آنها بيدار است؛ اگر چنين نبود سر از جبهه درنمي‌آورند. سرانجام هم، همين خصلت مجيد سوزوكي باعث تحول او مي‌شود. او در ابتداي فيلم براي ناموس خود قمه مي‌كشد و در انتهاي فيلم براي ناموسي يك ملت.

او از عشق زميني در نهايت به عشقي آسماني مي‌رسد. «اخراجي‌ها» ركوردهاي فروش را هم جابه‌جا كرده است و اين فروش بالا، بيشتر مديون شوخي‌هاي كلامي بسيار موثرش است و اينكه ده‌نمكي به شوخي با خط قرمزها پرداخته است كه اين مسئله جلوه و تاثير شوخي‌هايش را بيشتر كرده است. فصل گزينش لمپن‌ها براي جبهه پر از شوخي‌هاي كلامي با خط قرمزها است و در طول فيلم اين شوخي‌ها به دامنه جبهه و جنگ كشيده مي‌شود و پيوسته موجب خنده تماشاگر مي‌شود در «اخراجي‌ها» بار كمدي فيلم را بيشترف ديالوگ‌هاي كمدي بر دوش مي‌كشد و اين يكي از نقاط ضعف مهم فيلمنامه است بازي چند تن از بازيگران شاخص كمدي عامل ديگري در موفقيت فيلم است؛ اكبر عبدي مثل هميشه جذاب و كميك است و هرچند تيپ‌سازي‌اش نقش او را در مجموعه تلويزيوني «هتل پياده رو» به ياد مي‌آورد. كامبيز ديرباز هم در نقش جدي خود، كاراكترش را در «تب سرد» تكرار مي‌كند همان لمپن آشنا كه اين بار به جاي جلوه‌هاي منفي، خصلتهايي ازمردانگي و لوطي‌منش دارد. لمپن‌ها در فضاي جبهه از ساير رزمندگان مجزا به نظر مي‌رسند و تعامل چنداني با آنها ندارد به همين جهت اكثر موقعيت‌هاي كميك در مقابل رزمندگان عادي جنگ رخ نمي‌دهند بلكه اين لحظات بيشتر در برخورد با فرماندهان شكل مي‌گيرند؛ فرماندهي كه يا بسيار خشك مقرراتي هستند يا بسيار متواضع و لوطي‌منش.

در اين ميان مشخص است كه تحول شخصيت‌ها هم درتعامل با فرمانده ملايم‌تر حاصل مي‌آيد؛ تعاملاتي كه گاه شيرين به نظر مي‌رسند مثل صحنه‌اي كه فرمانده (سيدجواد) به لمپن‌ها مي‌گويد: «شما به من دستمال يزدي زدن ياد بدهيد، من هم به شما نمازخواندن ياد مي‌دهم» و گاه شعاري مي‌شوند؛ مثل جايي كه سرهنگ جانباز مي‌گويد: «اين بچه‌ها ستاره‌هاشون از ستاره‌هاي روي دوش من بيشتر است» شوخي‌هاي فيلم بيشتر در نماي دور اتفاق مي‌افتند و معمولاً در اين نماها كاراكترهاي لمپن روي يك خط هستند و به نوبت ديالوگ‌هاي كميك خود را مي‌گويند به عنوان مثال مي‌توانيم به صحنه‌هاي دستمال يزدي زدن ، شوخي با گاز خردل هنگامي كه زير تانك پناه گرفته‌اند يا صحنه‌اي كه شريفي‌نيا آنها را براي نماز صبح بيدار مي‌كند؛ اشاره كرد. در صحنه‌هاي قبل از جبهه در شهر گاه از نماهاي نزديك يا متوسط استفاده مي‌شود ولي وقتي وارد جبهه مي‌شويم نماهاي غالب، نماهاي دور هستند در صورتي كه نماهاي نزديك مي‌توانست خيلي از شوخي‌ها را موثرتر از آب دربياورد و بازي‌هاي بازيگران را بيشتر نمايان كند، اينكه بازي بازيگراني مثل كامبيز ديرباز و اكبر عبدي مورد توجه داوران جشنواره قرار نگرفته است و اين مسئله مورد اعتراض آقاي ده‌نمكي بوده است.

دليلي از سويي به همان مبحث استفاده از نماي نزديك بازمي‌گردد و از سويي ديگر به علت اجراي مجدد نقش‌ها و تيپ‌هاي تلويزيوني اين بازيگران است (كه به آن اشاره كردم) شوخي‌هايي كه از فرهنگ جبهه آمده است هم جالب هستند مثل شوخي با سيما و مينا (در حقيقت سيم‌ها و مين‌ها) ولي گاه در صحنه‌هاي جنگي كليشه‌هاي سينماي جنگ به ياد مي‌آيد مثل قدم گذاشتن مجيد سوزوكي در ميدان مين با حركت آهسته همراه با صداي دف كه بارها چنين تمهيدي را در فيلم‌هاي جنگي ديده‌ايم «اخراجي‌ها» فيلم پركاراكتري است به همين جهت به برخي كاراكترها خوب پرداخته نمي‌شود مثل كاراكتر دكتر رزمنده با بازي سپند اميرسليماني كه نقش چنداني در روايت فيلم ندارد شايد اگر ده‌نمكي از تعداد كاراكترهايش مي‌كاست و به كاراكترهاي كمتري با حوصله بيشتري مي‌پرداخت موفق‌تر بود. تحول مجيد سوزوكي بسيار سريع رخ مي‌دهد البته شايد در قالب يك فيلم سينمايي نتوان تحولي طولاني براي او در نظر گرفت اما به هر حال نياز به يك سري زمينه‌چيني‌هاي خلاقانه‌تر بود. مونتاژ موازي بين نماهايي كه مجيد سوزوكي وارد ميدان مين مي‌شود با صحنه‌اي كه او در گذشته از زندان آزاد مي‌شود قرينه‌پردازي خوبي است هرچند در نماهاي عبور از ميدان مين همانطور كه اشاره شد ضعف‌هايي ديده مي‌شود اما بهرحال اين سكانس به صورتي سينمايي و موثر مفهوم خود را منتقل مي‌كند شايد زمينه‌سازي براي تحول مجيد سوزوكي هم نياز به چنين تمهيدات خلاقانه‌اي داشت. هرگاه گروه لمپن‌ها با رزمندگان عادي جنگ (البته در صحنه‌هاي انگشت شماري) تقابل و تعامل پيدا مي‌كنند صحنه ديدني‌تر مي‌شود مثل صحنه‌اي كه در اتوبوس در مقابل سرودهاي انقلابي رزمنگان، لمپن‌ها آوازهاي لاله‌زاري مي‌خوانند يا صحنه‌اي كه امين حيايي دوست لمپن سابق خود را در هيات رزمنده‌اي متحول شده مي‌بيند.

پايان فيلم هم شتابزده است اينكه مجيد سوزوكي شهيد مي‌شود و نمافيكس (ثابت) مي‌شود خيلي به نظر عجولانه است. تماشاگر دوست دارد با پاياني خلاقانه‌تر و مجاب‌كننده‌تر روبرو باشد تا اين پايان ناگهان. در مجموع «اخراجي‌ها» از آنجايي كه شوخي‌هايش بيشتر شفاهي هستند تا تصويري، كمدي متوسطي است. فروش بالاي «اخراجي‌ها» در زماني كه سينماي ايران براي بقاء به فروش هرچه بيشتر فيلم‌هايش نياز دارد نكته مثبتي است و به لحاظ هنري هم «اخراجي‌ها» به عنوان كار اول سازنده‌اش قابل تامل است. اين نكته را وقتي بهتر مي‌فهميم كه اين فيلم را با فيلم‌هاي اول و ضعيف بسياري از كارگردانها مقايسه كنيم. در ضمن ده‌نمكي نبايد به فروش فيلمش مغرور شود بايد بيشتر بياموزد و بيشتر تلاش كند تا به نتايج بهتري برسد. همه خوب مي‌دانيم كه هنر سينما همه چيزش در گيشه خلاصه نمي‌شود البته بخش مهم هنر- صنعت سينما استقبال مخاطبان است ولي خود هنر سينما در مركز اهميت قرار دارد يك فيلم در درجه اول بايد يك «فيلم» باشد و بعد به سرگرم كردن بيانديشد راهي كه ده‌نمكي بايد در آن تلاش بيشتري بكند تا به نتايج مجاب‌كننده‌تري برسد فيلم‌هاي چاپلين نمونه شاخص رعايت جلوه‌هاي ارزشمند سينما در كنار استقبال وسيع مخاطبان هستند. هر كارگردان كمدي در حد بضاعت خود مي‌تواند قدم در راه نابغه‌اي چون چاپلين بگذارد و حداقل سعي كند سايه‌هايي از روش‌هاي كميك درخشان او را بر پرده نقره‌اي دوباره جان ببخشد.


 

 

چهارشنبه 29 فروردين 1386 - 15:14


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری