دوشنبه 1 آبان 1396 - 6:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

آويني، فرهنگستان عشق

 

اشاره: مصطفي دالايي اولين فيلم مستند جنگي خود را با آويني تجربه كرده است. سال 60 با آويني آشنا و دلداده او شد تا 14 سال بعد حرف هاي زيادي براي گفتن داشته باشد و شايد گفتن واگويه هاي خويش. از فيلم و فيلم سازي تا تنهايي آقاسيد. آويني، سيد شهيد اهل قلم يادآور قلمي است كه دل را به صحنه بند زد و به تصوير كشيد و سالها ما را از پشت شيشه خاك گرفته از گردو غبار ويرانه‌هاي جنگ به فكه و خرمشهر كشاند، در همين رابطه در حاشيه مراسم چهاردهمين سالگرد شهادت اين شهيد بزگوار گفتگويي كوتاه با مصطفي دالايي همرزم شهيد آويني انجان داده ايم كه در پي مي خوانيد.

1- از خود و آشناييتان با شهيد آويني بگوييد؟

سال 60 بود كه به گروه روايت فتح پيوستم و به عنوان فيلمبردار مشغول به فعاليت با شهيد آويني شدم. البته در كنار اين فعاليت مراحل تحصيلي خود را نيز در مقطع كارشناسي در دانشكده صداو سيما نيز ادامه مي دادم.

در كنار افرادي همچون شهيد رضا مرادي نسب، شهيد بهروز فلاحت پور و شهيد حسين شريعتي كه همه از اعضا گروه روايت فتح بود همكاري داشتم. دستاورد مدت همكاري من با شهيد آويني ساخت 72 قسمت برنامه روايت فتح بود كه در زمان جنگ تهيه مي شد و بعد از جنگ هم فعاليت هاي نوشتاري را ادامه دادم. پس از گذشت مدتي از جنگ مقام معظم رهبري دستور دادند كه برنامه هاي روايت فتح با رويكردي جديد به جنگ و رزمندگان توليد شود. مقام معظم رهبري آويني را نمي شناختند و تنها با متن ها و صداي ايشان آشنا بودند. بعد از آنكه آويني را به مقام رهبري معرفي كرديم توليد برنامه هاي روايت فتح از سرگرفته شد.

2- چرا برنامه روايت فتح بعد از جنگ كمرنگ شد؟

چند سال بود كه جنگ تمام شده بود و شهيد آويني مجموعه شهري در آسمان را به دستور مقام معظم رهبري كليد زد. در ساخت مجموعه هاي بعد از جنگ مشكلات بسيار زيادي وجود داشت و اطراف آويني ديگر بچه هاي گروه نبودند خوب بچه ها به نوعي كارمند جهادسازندگي هم بودند و جهاد هم برنامه اي بود از برنامه هاي صدا و سيما، پس از جنگ مسئولين و متوليان جهاد تصميم گرفتند برنامه هاي جنگي را با نام روايت فتح بدون حضور مرتضي توليد كنند و در اين راه از بسيج كمك فراواني گرفتند. جهاد ديگر براي خودش يك موسسه و از گروه آويني بيرون آمده بود و به نوعي مرتضي تنها شده بود. دليل آن هم مشكلاتي بود كه جهاد با ساخت برنامه هاي جنگي آويني داشت.

3- مسئوليت جهادسازندگي به عهده چه كسي بود؟

با آقاي سيدحسين هاشمي كه از آزادگان سرافراز بود. ايشان از روز اول جنگ كه براي ضبط برنامه به مناطق قصرشيرين رفته بود توسط نيروهاي بعث اسير و چند سال پس از پايان جنگ به ايران برگشت.

4- جهاد سازندگي با چه موضوعي پيرامون شهيد آويني به صورت خاص مشكل داشتند؟

سيدمرتضي همزمان با فعاليت فيلم سازي، بسيار اهل مطالعه، تفكر و نوشتن بود و برنامه هاي ايشان تحت الشعاع نوشته هايشان قرار مي‌گرفت. وقتي جنگ تمام شد، سيدمرتضي با فرصتي كه به ايشان دست داده بود به نوشتن و مطالعه گسترده دست زد و سعي كرد پشتوانه تئوري فعاليت هايش را محكم كند. ايشان بعد از جنگ با تامل دوباره به فيلم و مستندهاي ساخته شده، تئوري مستند اشراقي را مطرح و ويژگي هاي خاص تئوري مجموعه روايت فتح را در كتاب هاي گوناگون عنوان كرد. در آن زمان سرمقاله هاي مجله سوره توسط ايشان نوشته مي شد كه با مطالعه اين مطالب مي توان به نيروي تفكر و بنيه قوي روحي ايشان پي برد.

5- اما هنوز دليل خاصي پيرامون جدايي ايشان از جهاد سازندگي مطرح نكرديد؟

جهاد از ايشان جدا نشد. مسئولين از بچه ها مي خواستند علاوه بر پرداختن به جنگ و مسائل پس از آن، بيشتر به فعاليت هاي سازندگي توجه كنند. بيشتر ميل خود سيدمرتضي بود كه در جهاد حضور نداشته باشد. آقا مرتضي در حدي نبود كه بخواهدبه كارهاي سطح پايين جهاد بپردازد. به اعتقاد من او مي توانست به تنهايي خوراك فكري يك وزارتخانه فرهنگي را فراهم كند اما مسئولين مي خواستند ايشان را در يك چهارچوب خاص قرار دهند خوب اين موضوع براي ايشان قابل تحمل نبود و سيدمرتضي به دنبال فضاي بازتري مي گشت.

6- چه تعريفي از چهارچوب هاي جهاد آن زمان داريد؟

چهارچوب آن وزارت خانه در برگيرنده فعاليت هايي در زمينه هاي راه، برق، آب، سوخت، كشاورزي و شيلات مي شد. خوب اين چهارچوبي نبود كه آويني بتواند در آن فعاليت و حركت كند. مطمئناً حركت صحيحي انجام داد چرا كه اگر مي ماند به خود و به فرهنگ كشور ظلم مي شد.

7- شخصيت هنري آويني را چگونه ديديد؟

منحصر به فرد و فرهنگستان عشق بود. من طي سالها همكاري با ايشان هنوز مثل او نديده ام كه تا حد كمالي در مسائل فرهنگي و هنري ژرف نگر باشد. اگر فردي با آويني پيرامون فلسفه، پايه ها و تئوري هنر بحث مي كرد، وي به حدي اطلاعات و مطلب ارائه مي كرد كه ديگر فرد مذكور ظرفيت پذيرش را نداشت. كتاب هاي آيينه جادو و مجموعه مقالات ايشان گواه بر اين ادعاست.

ايشان فلسفه غرب را بسيار خوب مي شناختند و به نوعي اين موضوع را هضم كرده بود. در بعد اخلاقي و معنوي هم ايشان زبانزد بود و اكثرا روزه دار بود. يادم مي آيد وقتي اذان مي گفتند وضو مي گرفت و با ماشين لندكروز جهاد، بچه ها را سوار مي كرد و در مسجد بلال نماز را به جماعت اقامه مي كرد. ايشان مسائل ديني و مذهبي را با فلسفه موجود در آنها فرا گرفته بود و هر عملي را با فلسفه وجودي آن انجام مي داد.

8- چگونه شد كه نريشن او همچنان تاثيرگذار باقي مانده است؟

او احساس و فكر، نيازهاي مادي و معنوي را در يك طريق قرار داده بود و به نوعي خود را وقف جنگ كرده بود. به اعتقاد من محور نريشن‌هاي او، تسلط ايشان به مذهب و فلسفه دين بود. ايشان نظر و رويكرد پررنگي به امام و انقلاب داشت. جايگاه ايران در منطقه و جهان را درك مي كرد و به همان نسبت هم توانست اين موارد را در مستندهاي خود منعكس كنند.

9- نسل سوم چه ميزان توانسته اند با روايت فتح ارتباط برقرار كند؟

در واقع پس از جنگ يك خلاء پيرامون ارزشهاي دفاع مقدس بوجود آمد و حتي افرادي به بچه هاي جنگ هم بي مهري مي كردند. كم كم اين خلا به سمت آگاهي و اطلاع رساني ارزشي پيش رفت. شما خود شاهد هستيد امروز براي بزرگداشت آويني افرادي شركت كرده اند كه نه با آويني همكار بودهاند و نه حتي او را از نزديك ديده اند. حتي جنگ را هم به سختي به ياد مي آورند. اين خود نشان از يك نوع آگاهي است كه طي اين سالها به نسل سوم ترزيق شده است.

10- نسل سوم چقدر توانسته اين ارزش را حفظ كند؟

اين مسئله هم داراي 2 جنبه است. يكي برمي گردد به اطلاع رساني و آگاهي، كه جوان نسل سومي را با موضوع آشنا كنند و بتوانند پيام و ارزش هاي شهدا را به آنها انتقال دهند. موضوع ديگر سوال نسل سوم از خودش است، كه آيا زندگي فقط عشق به روزمرگي است؟ اگر اين ارزش ها از طريق مختلف و از مجراهاي مثبت به نسل سوم ترزيق شود و اين احساس مسئوليت در جوان شكل بگيرد، شاهد خيزش عظيم فكري و ارزشي خواهيم بود.


 

 

چهارشنبه 22 فروردين 1386 - 11:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری