يكشنبه 27 مرداد 1398 - 7:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمد عصاريان

 

آقا سيد يعني خلوص

 

هر شهيد كربلائي دارد و خاك آن كربلا... تشنه خون اوست..

و زمان انتظار مي‌كشد تا پاي آن شهيد بدان كربلا رسد و آنگاه...

تالار بزرگ وزارت كشور ميزبان چهاردهمين سالگرد سيدمرتضي آويني است. در اين مراسم كه به همت گروه روايت فتح، شبكه 5 سيما و پايداري برپاشده است عده‌اي كثير از اهالي فرهنگ و هنر و مسئولان كشوري در آن حضور پيدا كردند.

محمدقاسمي مسئول روابط‌عمومي مراسم به خبرنگار سازمان تبليغات اسلامي گفت: فردايي ديگر، امسال علاوه بر پرداختن به شهيد آويني و شهداي موسسه روايت فتح، به مقاومت اسلامي و جنبش حزب‌الله لبنان نيز مي‌پردازد. امسال فيلمي را به مقاومت اختصاص داديم كه از توليدات موسسه روايت فتح است. قاسمي هدف از برگزاري اين مراسم را آشنايي نسل سوم با آثار، آرا و عقايد شهيد آويني مطرح كرد. وي در ادامه گفت: ما بيشتر بر اساس طلب و تمنا و تقاضا كه از طرف مخاطبان جوان ما انجام شده است و به گروه روايت فتح منعكس شده است حركت مي‌كنيم. وي تاكيد كرد: پاسخگويي به نيازها و سوالات مطرح شده پيرامون سيد شهيد اهل قلم شهيد آويني در اولويت برنامه‌هاي ما مي‌باشد.

ساعت زنگ 15روز 20 فروردين 1386 را نواخت كه حسين محموديان مجري مراسم چهاردهمين سالگرد شهيد سيدمرتضي آويني به پشت تريبون رفت. وي ضمن خوش‌آمدگويي به هنرمندان و مسئولان، دوستان و خانواده شهيد آويني، همچنين به جوانان و دانشجويان پر شور شركت كننده در مراسم به اعلام برنامه‌هاي مراسم پرداخت.

سپس دكتر محمدرجبي كه از همكاران شهيد آويني در دفتر مطالعات ديني هنر است به ايراد سخنراني پرداخت. وي با بيان مشخصات و ويژگي‌هاي بارز و والاي شهيد آويني، گفت: ايشان تمامي منافع مادي و معنوي خود را در جهت راه حق و رسيدن به كمال قرار داده بودند. آويني، قدم، هنر و نيروي جسماني خود را در يك طريق صرف مي‌كردند.

رجبي با اشاره اينكه تا به حال فردي پر انرژي و چابكي آويني نديده است. افزود: من در حيرتم كه چطور اين بزرگوار مسئول بخش تلويزيوني سپاه بود، همزمان روايت فتح را داشتند همزمان مدير دفتر مطالعات ديني هنر و سردبيري مجله سوره بود و همچنين مشغول نوشتن مقالات اساسي، كه اكنون كتب ايشان را تشكيل مي‌دهد و يك پاي ايشان هم در جبهه‌ها بود.

وي در ادامه افزود: حيرت من زماني به اوج مي‌رسد كه به نقل از همسر ايشان تمامي فعاليت‌هاي خارج از خانه را نيز ايشان عهده‌دار بودند.

مدير دفتر مطالعات ديني هنر با بيان اينكه ادعا كردن چيزي است و تحقق بخشيدن چيز ديگرتاكيد كرد: با حركت آويني شاهد تحول عظيمي در بخشي از جهان اسلام بوديم و حركت با حذف رژيم پهلوي، موانع سياسي را از راه خود كنار زد.

رجبي، استاد فلسفه و تاريخ با بيان اين نكته كه مشكل اصلي ما اين است كه بدون ذكر مي‌خواهيم فكر كنيم و افكارمان توأم با ذكر نيست ادامه داد: همه دارند فكر مي‌كنند، اما تضاد عقايد سر به فلك مي‌زند. چرا كه دل و دلدار يكي نيست. اگر دل و دلدار هر دو يك حرف را بزنند و بتوانيم منافع مادي و معنوي را در يك سمت و سو به كار گيريم آنگاه توانسته‌ايم بسياري از مشكلات را با خودمان حل كنيم.

در ادامه اين مراسم فيلم سفر آخر به كارگرداني مرتضي شعباني پخش شد. موضوع فيلم به آخرين صحنه‌ها از سيد مرتضي آويني تعلق دارد كه در ادامه، چگونگي شهادت اين بزرگوار را نيز به تصوير مي‌كشد. در بخش بعدي مراسم وله‌اي پخش شد كه مربوط به مقاومت 33 روزه حزب‌الله لبنان در مقابل رژيم صهيونستي بوده كه كارگرداني اين وله را حسين مهدويان عهده‌دار بودند. ساخت اين وله و به تصوير كشيدن حقايق در مقاومت 33 حزب‌الله، چنان تلخ بود كه صداي محزون افراد شركت‌كننده از هر گوشه به گوش مي‌رسيد.

سپس حسين محموديان با اجراي زنده متن كه از دست نوشته‌هاي شهيد آويني انتخاب شده بود و با موزيك ملايمي نيز همراه بود فضاي تالار بزرگ را دگرگون كرد. بخشي از اين متن بدين گونه است:

ياران، اين قافله، قافله عشق است و اين راه كه به سرزمين بكر در كرانه فرات مي‌رسد راه تاريخ است و هر بامداد اين بانگ از آسمان رسد كه الرحيل... الرحيل

از رحمت خدا دور است كه اين شيدائي را بر مشتاقان لقاي خويش ببندد...اين دعوتي است كه زمينيان را به سوي آسمان مي‌كشد و بدان000بدان كه سينه تو نيز آسمان لايتناهي است با قلبي كه در آن چشمه خورشيد مي‌جوشد و گوش كن گوش كن گوش كن چه خوش فرمان مي‌برد در كشيدن ... حسين... حسين

نمي‌تپد000 حسين حسين مي‌كند. ياران شتاب كنيد كه زمين به جاي ماندن كه گذرگاه است. گذر از نفس به سوي رضوان حق.

هيچ شنيده‌ايد كه كشي در گذرگاه رحل اقامت بگسترد... الرحيل... الرحيل ياران شتاب كنيد.

فيلم روايت راوي ديگري برنامه چهاردهمين سالگرد شهيد سيدمرتضي آويني بود كه اختصاص داشت به آخرين مجموعه ساخته شده توسط آويني قبل از شهادت به نام شهري در آسمان كه مربوط به خرمشهر بود و همين طور پشت صحنه چگونگي ساخت اين مجموعه را شامل مي‌شد. اين فيلم به كارگرداني حسين معززي نيا ساخته شده بود. سيد صالح موسوي ديگر سخنران اين مراسم بود. او كه سال‌ها در كنار افرادي چون محمد جهان‌آرا سينه را لخت كرده و جلوي تانك عراقي ايستاده است. (ما همون‌هايي بوديم كه سينه‌مان را لخت كرديم جلوي گلوله مستقيم تانك. نه اينكه دروغ بگم، رفتيم و لخت شديم و ايستاديم.) مي‌گويد: من يك سربازم، من يك رزمنده‌ام، من يك شيعه‌ام، من يك ايراني‌ام، من همرزم شهداي بزرگم، همه اين‌ها را آقا مرتضي به من يادآور شد و به من فهماند.

وي دل گرفته بود و از بي‌مهري‌ها مي‌گفت: پس از پذيرش قطعنامه و از دست دادن امام دل ما دريائي نبود. دل ما كوير ترك خورده بود كه هيچ موجوديتي نداشتيم و آقا مرتضي بود كه كوير دل ما را شخم زد. جوري ما را به هم ريخت كه يك انقلاب در دل ما بوجود آمد. من تنها وام‌دار شهدا هستم. پس از جنگ طوري با ما رفتار شد كه گويي ما نبوديم كه از شرف و ناموس ايران و ايراني دفاع كرديم و همه هستيمان را گذاشتيم. بعد طوري رفتار كردند كه آيا ما آدرس را درست آمديم.

و موسوي با لهجه شيرين جنوبي ادامه داد: به جاي پادگان‌ها، مساجد و حسينيه‌ها شدند مركز اعزام نيروها. مقاومت ما كاملاً مردمي بود. نمي‌شد شخصي را علم كرد و گفت مقاومت براي اوست. در پايان يادگار سيدمرتضي به سيد صالح تنها يك جمله بود جمله‌اي كه از زبان سيدصالح شنيديم: هر دوره از زندگي انسان مي‌تواند اثرگذار باشد اگر انسان بخواهد.

سكانس انتخاب شده از فيلم گردان خيبر ساخته شده توسط شهيد آويني مهمان تصويري ديگر بود كه نمايش داده شد. فيلم گردان خيبر جزو نخستين فيلم‌هائي بود كه توسط گروه روايت فتح در شب فيلم‌برداري شده است. تا قبل از اينكار دوربين‌هاي فيلم‌برداري به گفته شهيد آويني شب‌ها كور بودند.

در ادامه مصطفي دالائي فيلم‌بردار گردان خيبر ديگر سخنران مراسم، به ايراد سخنراني كوتاهي پرداخت و گفت: در زمان فيلم‌برداري اين فيلم تلاش فراواني شد تا بتوانيم از كشورهاي خارجي لنز فيلم‌برداري در شب خريداري كنيم اما زماني كه متوجه مي‌شدند براي كشور ايران درخواست داديم از دادن هرگونه امكانات خودداري مي‌كردند تا جايي كه ديگر تلاش ما در اين زمينه هيچ نتيجه‌اي نداشت در بازگشتي كه به جبهه‌ها داشتيم از بچه‌هاي سپاه و بسيج كمك گرفتيم كه لنزهايي كه روي تانك‌ها و ادوات دشمن بدست مي‌آوردند را به ما بدهند تا بتوانيم روي دوربين‌هاي خودمان سوار كنيم و بتوانيم فيلم‌برداري را انجام دهيم.

وي در ادامه گفت: حالا شما كه اين فيلم را مي‌بينيد كه بدين گونه در شب تهيه شده حاصل همان تلاش و پيگيري دوستان ما در جبهه‌ها و استفاده از غنائم و اداوت جنگي بود كه بتوانيم چنين صحنه‌هايي را ضبط و به آيندگان نشان دهيم.

در پايان مراسم نيز وله‌اي ديگر از مقاومت 33 روزه لبنان به كارگرداني حسين محموديان پخش و سپس با معرفي چند اثر از شهيد سيد مرتضي آويني، حسين محموديان با ياران سيد مرتضي خداحافظي كرد.

در حاشيه اين مراسم با چند نفر از همكاران و دوستان شهيد سيد مرتضي آويني پيرامون شخصيت، آرا و عقايد و نظريات سيد مرتضي گفت‌وگويي انجام داديم.

اصغر بختياري تدوين‌گر روايت فتح، هميشه خود را در كنار سيدمرتضي مي‌بيند وي نمي‌تواند شخصيت سيدمرتضي را در كلام بگنجاند و در پاسخ به ما مي‌گويد: من نمي‌توانم او را تعريف كنيم. آويني خودش را نديد و خدا را ديد ما ته ستون بوديم و همه چيز سيد مرتضي بود.

- و شخصيت هنري ايشان:

ايشان همان موقع هم در دانشگاه هنر تدريس مي‌كردند اما چون متون را قبول نداشتند از دانشگاه بيرون آمدند.

- و دلتنگي‌هايتان براي آقا سيد:

روزگار با او بودن براي ما خيلي خوش بود و براي روزهاي خرمشهر دلم تنگ مي‌شود. مي‌گن آدم براي چي دلتنگ مي‌شه براي كي دلت تنگ مي‌شه! خوب روزهاي خوب من با او بود.

- و بزرگ‌ترين تاثير از سيدمرتضي:

خلوص

مرتضي شعباني هم به عنوان تصويربردار از سال 65 در كنار آويني بوده است. و او هم شخصيت آويني را برايمان اينگونه تصوير مي‌كند:

من آقا مرتضي را هميشه در فكه مي‌بينم. تمام مراحل براي من ياد و خاطره ايشان بودند. شخصيت او براي ما هميشه در اوج بوده است. به هر موضوعي در مورد سيدمرتضي كه نگاه مي‌كنيم دست نوشته‌ها، صدا و نريشن، فيلم‌سازي و غيره هيچ‌گاه كهنه نمي‌شود. كارهاي او تاريخ مصرف ندارد و اين نشان‌دهنده تكليفي بودن ايشان است. ايشان دقيقاً وظيفه خودشان را انجام مي‌دادند. ايشان زماني كه آمدن براي ساخت فيلم، فعاليت‌هاي گسترده فرهنگي ديگر هم داشتند ولي هيچ‌كدام را زمين نگذاشتند.

- و اما نريشن‌هاي قوي او

اصلاً‌ نمي‌توان جنس كار ايشان را تعيين كرد هيچ‌كس هنوز هم نتوانسته نه تنها مثل ايشان بلكه از روي كارهاي او هم تقليد كند. نوشته‌هاي او به صورتي به شعر رحماني نزديك است و به نوعي كلمات برايشان نزول پيدا مي‌كند.

شهيد آويني عصباني مي‌شدند داد و پرخاش در كار نبود. اگر كاري هم افتضاح از آب در مي‌آمد به آن كار مي‌خنديدند و از ته دل هم مي‌خنديدند. هرچه عصباني‌تر مي‌شدند بيشتر مي‌خنديدند.

معززي نيا ديگر مهمان مصاحبه ما بود. ايشان كه تا به حال 2 مستند پيرامون شهيد آويني ساختند كارگرداني فيلم روايت راوي را هم به عهده داشتند او پرداختن به آويني را احساس دين نمي‌دادند و مي‌گويد:

اين دغدغه شخصي خودم است. چرا كه احساس مي‌كردم كه فيلم‌هاي روايت فتح را يك عده‌اي ديدند و حالا بايد براي پخش مجدد آنها بهانه‌اي جدا از جنگ و جبهه داشت با خلاقيتي بزرگ كه بتوان مردم را جذب كرد. ما سعي كرديم در قالب فيلم داستاني با حضور و عوامل فيلم و منتقدان و صاحب‌نظران كه جوي را مي‌سازيم كه فيلم در آن معني جديدي بدهد.





 

 

سه‌شنبه 21 فروردين 1386 - 14:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری