دوشنبه 22 مهر 1398 - 16:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

عليرضا قرائي

 

سفر به سرزمين نور

 

عصر روز شنبه مورخ 4/1/86 در حسينيه شهيد کرمي سازمان ولوله عجيبي بود. بعد از ارائه پاره اي از توضيحات و تذکرات؛ زائرين جبهه هاي نور و مشهد شهيدان در 2 دستگاه اتوبوس و در جايگاههاي تعيين شده مستقر شده در اتوبوسها در ساعت 17:30 به سمت مناطق عملياتي حرکت نمودند .

ساعت 9:30 صبح روز يکشنبه شهر اهواز پذيراي زائران نور بود. پس از استقرار در محل تعيين شده و اقامه نماز و صرف نهار؛ قايق سواري در رودخانه کارون وپياده روي در ساحل از اولين برنامه ها براي رفع خستگي طول سفر بود. خانواده ها پس از قايق سواري و پياده روي جهت زيارت و اقامه نماز جماعت به سمت زيارتگاه حضرت علي بن مهزيار حرکت نمودند . اين زيارتگاه در شمال شهر اهواز نزديک رودخانه کارون بوده و صاحب آن نيز فقيهي صاحب نام و دانشمندي بزرگ است. عالمي جليل القدر که در سال 200 هجري قمري مي زيسته است . اين عالم بزرگوار پس از شهادت امام حسن عسگري (ع) راه حجاز را مي پيمايد و براي ديدن امام زمانش طي طريق مي کند و بعد از 20 سفر حج به ديدار مهدي فاطمه (عج) نائل مي گردد.

کاروان راهيان نور مرکز مقاومت بسيج سازمان تبليغات اسلامي روز دوشنبه مورخ 6/1/86 ساعت 5:30 صبح به سمت اروند کنار و زيارت مناطق عملياتي والفجر 8 حرکت نمود.

اروند با همان عظمت و بزرگي نگاه هر بيننده اي را به خود مجذوب مي نمايد و اينکه چگونه در آن شب با عظمت مريدان کم سن و سال پير خمين (ره) حماسه اي اينچنين ماندگار آفريدند تا حرکت آنان که بر گرفته از ايمان به هدفشان و اعتقادشان به کلمات حضرت امام (ره) بود که قبل از عمليات به فرماندهان فرموده بودند شما به خدا اعتقاد داشته باشيد که فرمانده کل قوا خود اوست. هم اکنون نيز با تاسي به آن دلاور مردان بايستي گفته شود : امروز بايد بحق در بزرگترين دانشگاههاي نظامي دنيا بايستي دين تدريس شود.

کاروانيان پس از بازديد مناطق عملياتي جهت اقامه نماز جماعت به سمت خرمشهر حرکت نموده و در مسجد جامع نماز را اقامه کردند. مسجد جامع خرمشهر نماد مقاومت رزمندگان و پاسداران که با دستاني خالي به مدت 34 روز مقاومت نمودند و سرانجام ساعت 10 صبح چهارم آبانماه سال1359 با تني خسته و دلي خونين شهر را ترک کردند و در آن سوي کارون فرياد زدند که خرمشهر آزادت خواهيم کرد.

سرانجام در سوم خرداد سال 1361 در عمليات بيت المقدس با رمز مبارک يا علي بن ابي طالب (ع) خرمشهر را از چنگال دژخيمان عراقي ها آزاد کردند. بعد از ظهر پس از صرف ناهار جهت بازديد از مناطق عملياتي کربلاي 5 به سمت شلمچه حرکت اغاز شد.

با توجه به بارش باران و علي رغم چسبندگي ، گل و لاي منطقه جنوب باعث اين نمي شود که زائرين به سمت حرم شهداي گمنام شلمچه حرکت ننمايند. زائرين در قالب کاروانها و يا بصورت شخصي و بعضاً با پاي برهنه و در حال نوحه خواني و سينه زني در زير باران به سمت يادمان شهدا در حرکت بودند. پس از زيارت قبور شهدا هر کدام از زائرين به فراخور حال خود در منطقه پراکنده شده و به نجوا مشغول مي شوند.

کاروان در حال بازگشت به اهواز؛ محل استقرار است. پالايشگاه اهواز پديدار مي شود که آتش از فراز لوله هاي زبانه کشيده و منطقه وسيعي از اطراف خود را روشن نموده است. با خود مي گويم اين شعله ها با حرکات خود به آن طرف و اين طرف به که فخر مي فروشند ؟!! نمي دانم شايد هم..؟

روز سه شنبه مورخ 7/1/86 ساعت 6 صبح موعد حرکت به سمت هويزه و حضور بر سر مزار شهداست. راويان از سلحشوريهاي آن شير مردان علي الخصوص شهيد علم الهدي مي گويند و اينکه چگونه در مقابل يورش دژخيمان بعثي روزهاي متمادي مقاومت نموده و با چه مظلوميتي به شهادت رسيدند. مقصد بعد زيارتگاه محمد خلف يا ابو ترکيه است و بعدازظهر زائرين جهت خريد عازم بازار آبادان مي شوند.

در روز چهارشنبه مورخ 8/1/86 ساعت 5:30 صبح جهت زيارت حضرت دانيال نبي(ع) عازم شهر شوش شده سپس جهت زيارت امامزاده سلطان علي معروف به رودبند و سبز قبا و اقامه نماز جماعت عازم شهر دزفول مي شويم. شهر دزفول زيبا و با مقاومت مثال زدنيش در ايام جنگ در برابر موشک باران رژيم بعث عراق از مردمان بسيار خوبي برخوردار است.

بعدازظهر بعنوان حسن ختام برنامه راهيان نور به سمت پادگان دو کوهه (شهيد احمد متوسليان) رهسپار شديم.

نگاهمان به ساختمانهاي خالي از سکنه گردانها مي افتد. گويي غمي سنگين آنها را احاطه نموده است و هيچگاه لبخندي بر لبان آنها نقش نبسته است. زانوي غم در بغل گرفته و خاموش در خود فرو رفته اند. البته جا دارد و حق را بايد به آنها داد چرا که آنها شاهد بودند و ديدند که در زمين صبحگاه چه مرداني هر صبح جمع شده و سرود پيروزي مي خواندند،حسينيه ساعت کار نداشت و هميشه درش باز بود مثل درگاه خدا. چرا که ساکنين براي راز گفتن با خدا ساعت بخصوصي نمي شناختند ساختمانهايش هر کدام يک گلستان بود با عطر و بويي دلنشين و خاص خود ؛ بوي غيرت ؛ بوي شرف؛ بوي ايمان؛ اخلاص و ايثار.

حتي سکوت در انجا نيزروح آدمي را تطهير مي کرد.آري دوکوهه، حق با توست، وقتي با دقت به تو مي نگرم مي بينم منتظري ، دير نيست که دوباره بيايند آن جستجو گران حقيقت و همه چيز دوباره برايت تکرار شود.

پس از زيارت دو کوهه مداحان اهل بيت (ع) در حسينيه شهيد حاج همت به ذکر مصيبت پرداخته و شهادت امام حسن عسگري (ع) را تسليت گفتند سپس در ساعت 18 به سمت شهر تهران حرکت نموده و در ساعت 9 صبح روز پنج شنبه مورخ 9/1/86 به تهران رسيديم.

 

سه‌شنبه 21 فروردين 1386 - 14:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری