شنبه 29 تير 1398 - 9:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

ويژه نامه

 

زهراسادات موسوي حكيمي

 

ضرورت وجود پيامبر در زندگي بشر

 

نام كتاب: پيامبر و پيامبري اسلام
نويسنده: ابراهيم اميني
ناشر: موسسه بوستان كتاب، قم، 1384
تعداد:1500 نسخه

اين كتاب نوشته ابراهيم اميني است. از او كتاب‌هاي زيادي منتشر شده است كه از مهم‌ترين آنها مي‌توان به كتاب‌هاي زير اشاره كرد: مجموعه جوان‌ها و باورها در شش جلد، خداشناسي، معاد، آشنايي با اسلام، پيامبري و پيامبر اسلام، آشنايي با وظايف و حقوق زن، امامت و امامان.

اين نوشته ابراهيم اميني به موضوع لزوم پيامبري در زندگي بشر اختصاص يافته است و آن را از دو جهت عام و خاص مورد بررسي قرار داده است. يكي از اين جهت كه پيامبري يك اصل عام است و ديگري آن‌كه رسالت آخرين پيامبر خدا به حضرت محمد صلي‌الله عليه و آله اختصاص يافته است. پس كتاب شامل دو بخش نبوت عامه و نبوت خاصه است.1

نويسنده با طرح اين سوال كه چه ضرورتي به پيامبر در زندگي بشر وجود دارد، به بررسي ضرورت پيامبري پرداخته است. از نظر او انسان در پيمودن راه زندگي و تأمين سعادت حقيقي نيازمند برنامه و راهنماست و بدون آن نمي‌تواند به كمال نايل گردد. بعد از اينكه از لزوم برنامه كامل و مورد نياز انسان آگاه شديم اين سوال مطرح مي‌شود كه تدوين چنين برنامه‌ايي بر عهده چه كسي است؟ آيا تمام كساني كه اهل علم و مطالعه و آگاهي هستند مي‌توانند چنين برنامه‌اي را تنظيم كنند؟ با اندكي تفكر مي‌توانيم دريابيم كه كسي كه چنين برنامه‌اي را تنظيم مي‌كند بايد انسان‌شناس واقعي باشد و از اسرار و ريزه‌كاري‌هاي جسم و روح و ملكوت انسان و مقتضيات زماني و مكاني و موارد تزاحم و برخورد قوانين و آثار آنها آگاه و مطلع باشد. پس تنها كسي كه مي‌تواند قوانين و برنامه‌هايي كامل و هماهنگ را تنظيم كرده و در اختيار بشر قرار دهد خداست كه خالق انسان‌ها و كل جهان هستي است.2

خداوند متعال مي‌فرمايد: اي مؤمنان! هرگاه خدا و پيامبرش شما را به يك امر (برنامه) زندگي‌ساز دعوت مي‌كنند، بپذيريد و بدانيد كه خدا ميان انسان و قلبش ميانجي مي‌شود و نزد او محشور خواهيد شد.3 در اينجا ضرورت وجود پيامبران و ارسال آنها به اثبات مي‌رسد. زيرا براي رساندن پيام و برنامه و قوانين مورد نياز بشر كه خداوند برايشان تنظيم كرده انسان‌هاي برگزيده از ميان بشر لازم است تا پيام را به انسان‌ها برسانند.

نويسنده در ادامه به فلسفه عصمت پرداخته و اين سوال را مطرح كرده است كه فلسفه عصمت چيست و چرا فقط بعضي از انسان‌ها از گناه و خطا مصون هستند و ديگران نه؟ منشأ چنين صفتي همان ايمان كامل مي‌باشد كه از مرحله مفهوم و هيئت ذهني فراتر رفته و به صورت يقين و مشاهده حضوري در آمده و هرگز از بندگي و تسليم در برابر دستورهاي الهي تجاوز نخواهد كرد. خداوند سبحان نظام آفرينش را به گونه‌اي تنظيم نموده كه در مواقع لازم داراي چنين فردي مي‌باشد.

مولف پس از آن به علم پيامبر پرداخته و مطابق كلام اسلامي بر اين باور است كه پيامبر بايد كاملاً بر همه امور مذكور احاطه علمي داشته باشد تا بتواند مردم را به راه مستقيم دين هدايت كند. اگر خودش عالم نباشد چگونه مي‌تواند مردم را هدايت كند؟ و علوم پيامبران از راه وحي از علم بي‌پايان نشأت مي‌گيرد.4

در ادامه مسأله معجزه مورد توجه قرار گرفته است. معجزه كار خارق‌العاده‌اي است كه از راه غيرطبيعي و شناخته نشده انجام مي‌گيرد.

قانون عليت يكي از قوانين مسلم عقلي است كه قرآن هم در مورد آن سخن گفته است. بنابراين هيچ حادثه‌اي بدون علت، هستي نمي‌يابد. حتي معجزات هم بدون علت نيستند. انجام دادن معجزه به پيامبر نسبت داده شده اما به اذن خدا مشروط شده است. آيه‌اي در قرآن كريم با صراحت به اين مطلب اشاره دارد: هيچ پيامبري حق ندارد نشانه‌اي بدون اذن خدا بياورد. پس هنگامي كه امر خدا بيايد به حق داوري مي‌شود و در آنجا باطل‌كنندگان زيان مي‌بينند.5

نويسنده در ادامه به مقايسه معجزه و سحر پرداخته و تفاوت آنها را مورد بررسي قرار داده است. فرق كار معجزه پيامبران با سحر جادوگران اين است كه اعجاز يك امر واقعي و تكويني است اما سحر امر غيرحقيقي را واقعي جلوه مي‌دهد. انسان عادي با آموزش و تمرين مي‌تواند ساحر شود ولي قدرت بر اعجاز موهبت الهي است. صاحب معجزه داراي ايماني بسيار عالي است و با خداي متعال ارتباط عميقي دارد. از چند طريق مي‌توان به صدق آنها پي برد كه يكي از آنها معجزه است و باقي آنها خبر دادن پيامبران پيشين، مطالعه متن قوانين و برنامه‌هاي دين پيامبر، مطالعه زندگي و اخلاق و رفتار شخص مدعي نبوت است.

نويسنده در ادامه نحوه برخورداري پيامبران از علم را توضيح داده و چند طريق براي آن مطرح كرده است: طريق اول خداي متعال را به طور مستقيم به قلب پيامبر القا مي‌كند. طريق دوم مطالب را در جاي ديگري القا مي‌كند و پيامبر از آن جا دريافت مي‌نمايد؛ مانند تكليم حضرت موسي در طور از طريق درخت. طريق سوم مطالب را به وسيله فرشته وحي بر قلب پيامبر القا مي‌كند. پس حواس ظاهري و باطني و مقدمات عملي در حصول آن دخالت ندارند بلكه مستقيماً بر روح ملكوتي پيامبر القا مي‌شود.6

نويسنده آن گاه تعداد پيامبران را بررسي كرده و با استناد به منابع اسلامي ارقامي را ارائه مي‌كند.7 از نظر نويسنده، پيامبران در مأموريت الهي خود دو هدف كلي را دنبال مي‌كردند: يكي شناخت خدا و عبادت و نزديكي به او و ديگري اقامه عدل و قسط و نفي ظلم و تبعيض. اولي براي تأمين سعادت اخروي و ديگري مربوط به زندگاني دنيوي انسان‌هاست. بعضي چنين پنداشته‌اند كه هدف اصلي پيامبران تأمين سعادت دنيوي است، اما محققان و اسلام‌شناسان واقعي هدف اصلي و نهايي پيامبران را پرورش نفوس و اصلاح زندگي نفساني و اخروي انسان‌ها مي‌دانند.8 اميرالمومنين علي عليه‌السلام فرمود: حقا كه دنيا برايتان خانه پايدار آفريده نشد، بلكه موقت است و براي آن است كه توشه كردار نيك گيريد و به خانه جاويد ببريد.9

نويسنده در بخش دوم به نبوت خاصه پيامبر اسلام مي‌پردازد. در اين بخش نويسنده در صدد اثبات پيامبري حضرت محمد صلي‌الله عليه و آله از راه‌هاي گوناگون است و به معجزه آسماني حضرت پرداخته است. قرآن معجزه جاويدان و ابدي نيز با دلايل متعدد علمي و عقلي به اثبات رسيده است و در مقايسه با معجزات ديگر پيامبران از اهميت و برتري بيشتري برخوردار است. اينكه قرآن از جهت مكان محدوديت ندارد و دائماً در دسترس همگان قرار دارد و حالت تحدي‌طلبي [و هم‌آورد‌خواهي] دارد. در نگارش آن سبك بديع و موزوني به كار رفته است و به مسائل گوناگوني پرداخته كه از اين مسائل گوناگون و پرمفهوم اندكي از آن در علم امروز به اثبات رسيده است. در قرآن كريم مسائلي كه حتمي و مورد نياز است و در مسائل روزمره كاربرد دارد به طور قاطع و صريح بيان شده است. ولي پيچيدگي و رمزآلود بودن بسياري از آيات و تفكر در آنها باعث جلاي روح مي‌شود و در عمق انسان اثر به‌سزايي دارد. عدم اختلاف در آيات قرآن كريم مربوط به سبك نگارش و كيفيت تركيب و جمله‌بندي است و در اصل آيات نيز هيچ‌گونه اختلافي نيست.10 لذا قرآن معجزه‌ايي است كه در آن از گذشته و حال و آينده خبر داده شده و اخبار غيبي نيز دارد.

نويسنده در ادامه به مسأله ختم نبوت پرداخته و اهميت آن را مورد توجه قرار داده است. حضرت محمد صلي‌الله عليه و آله آخرين پيامبر الهي است و بعد از آن حضرت پيامبر ديگري مبعوث نمي‌شود و اين موضوع در اسلام از جايگاه به‌سزايي برخوردار است. بنابراين با توجه به سخني از پيامبر اكرم كه فرمود: من براي همه مردم جهان مبعوث شدم و با من نبوت خاتمه يافت11 براي اثبات اين نظر مي‌توان براي خاتميت پيامبري به سخن خود ايشان استناد كرد.

سوالي كه مولف در اينجا مطرح كرده است اين است كه دين و شريعت پيامبر قبل از بعثت ايشان چه بوده و در پاسخ به اين سوال دو احتمال را بيان كرده است: احتمال اول اين است كه پيامبر از شريعت حضرت موسي يا حضرت عيسي عليهما‌السلام پيروي ‌مي‌كرده است و احتمال دوم اين است كه پيرو شريعت حضرت ابراهيم عليه‌السلام بوده است كه دين توحيدي و خداپرستي بوده و شريعت آن حضرت دين حنيف ناميده مي‌شد.

در ادامه اين مطلب نويسنده به چگونگي تدوين و كتابت قرآن پرداخته و مي‌نويسد: كاغذي كه بر روي آن آيات نوشته مي‌شد قرطاس ناميده مي‌شد. كاتبان وحي آيات قرآن را بر روي كاغذها مي‌نوشتند و تحويل پيامبر مي‌دادند. ايشان نيز آنها را در جاي مخصوصي در منزل نگه‌داري مي‌كرد تا هنگام وفاتشان يك نسخه كامل قرآن نزد ايشان فراهم آمد و همين نسخه را تحويل حضرت علي عليه‌السلام دادند كه خود ايشان نيز از كاتبان وحي بود و مجموع آيات و سوره‌هاي قرآن بدون تحريف و كم‌ و زياد تا ابد براي مسلمانان باقي ماند.12

نويسنده در بخش پاياني به اخلاق پيامبر اشاره نموده و گوشه‌اي از فضايل آن حضرت را بيان كرده است مولف اين فضايل را در دو حوزه فردي و اجتماعي مورد توجه قرار داده است و صفات زير را جزو برجسته‌ترين فضايل آن حضرت دانسته است: 1- رعايت ادب اجتماعي 2- محبت به زن و فرزند 3- بردباري 4- ارج نهادن به جوان و جوانان و...

به‌رغم آنكه موضوعات اين كتاب را مي‌توان در كتاب‌هاي ديگر يافت اما از لحاظ طبقه‌بندي و جمع‌بندي موضوعات، اثر خوب و مفيدي است.

پي‌نوشت‌ها:

1- اميني، ابراهيم، پيامبري و پيامبر اسلام، قم، بوستان كتاب، 1384، ص9
2- همان، ص 20
3- قرآن كريم، انفال 24
4- اميني، همان، ص30
5- قرآن كريم، غافر،78
6- اميني، همان، ص52
7- همان، ص54
8- همان، ص60
9- نهج‌البلاغه، خطبه 132
10- اميني، همان، ص121
11- همان، ص133
12- همان، ص171

 

 

دوشنبه 20 فروردين 1386 - 13:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری