جمعه 29 شهريور 1398 - 11:54
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

ويژه نامه

 

ناصر شكريان
مديركل سازمان تبليغات اسلامي استان مازندران

 

اعظم پيامبران

 

مقدمه

شخصيت پيامبر اعظم داراي ابعاد وسيع و والائي است كه در جهت معنويت به سدره المنتهي رسيده (و لــقد رآه نــزله اخــري عــند سدره المنتهي1) و در پرواز مــعراجـيش بــه مــقام (‌قاب قوسين او ادني2) رسيده و خداوند بزرگ اخلاق آن حضرت را با تعبير عظيم ياد نموده است (‌انك لعلي خلق عظيم3) شخصيتي كه تمامي ملك و ملكوت، اماكن و ازمنه به بركت وجود با عظمت او آفريده شده و از ذره تا كرات و انس و جن و ملك از سفره پربركت آن حضرت، از هستي بهره مند شدند. (‌لولاك لما خلقت الافلاك4) و خداوند متعال در سند متقنش او را به عنوان اسوه همه عصرها و نسل ها معرفي نمود (‌لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه5) اما جوامع اسلامي با دارا بودن چنين ذخايرعظيم و ارزشمندي نتوانسته از او بهره وافي ببرند بلكه در مقابل دشمنان كينه توز و كوردلان اهانت به ساحت مقدس آن حضرت را در دستور كار خود قرار دادند.

اقدام مبارك مقام معظم رهبري در نامگذاري سال 85 به سال پيامبر اعظم فرصتي براي همگان فراهم آورد تا بار ديگر با اين ذخيره بزرگ الهي بيشتر و عميقتر از گذشته آشنا بشوند و پژوهشگران، كارشناسان، نويسندگان و گويندگان و هرمندان توجه مضاعفي به شخصيت بي نظير آن نموده و چهره درخشان و تابناك او را به جهانيان ارائه كرده و افراد جامعه اسلامي هم با آگاهي بيشتر از حــالات و مــلكات و ســيره قولي و عملي پيامبر، عمل به آموزه هاي بي بديل و حيات آفرين آن حضرت را در دستور زندگي خود قرار داده و در تحقق جامعه نمونه اسلامي و حيات طيبه گام‌هاي مؤثر برداشته شود.

اهداف نامگذاري سال 85 به سال پيامبر اعظم

رهبرمعظم انقلاب در جهت فرهنگ‌سازي و بسيج امكانات و نيروها و مجموعه برنامه‌ريزان و سياستگذاران به سمت اولويت‌دارترين مسائل كشور براي سال‌ها نامگذاري مي‌كنند. سال 85 اين افتخار را داشت كه به نام مبارك حضرت محمد صلي‌الله عليه و آله نامگذاري شود.

اصلي‌ترين پرسش آن است كه وظائف نخبگان حوزه و دانشگاه، سازمان‌هاي دولتي و بويژه نهادهاي فرهنگ‌ساز در پاسداشت پيامبر اعظم چيست؟

آنچه در بادي امر بايد به تبيين آن اهتمام ورزيد اهداف اصلي اين نامگذاري است: نمايشي از همبستگي و اتحاد مسلمانان در سطح جهان در مقابل توطئه استكبار جهاني برتفرقه بين فرق اسلامي؛ اعلام برتري دين اسلام؛ توجه جهانيان، محققان، دانشمندان به دين مبين اسلام؛ افزايش همگرائي در ميان مسلمانان در برابر زياده خواهي و هجوم استكبار جهاني؛ نياز جامعه بشري به باز‌خواني از اسلام به عنوان ديني كه سر‌لوحه آن صلح، آرامش و احترام به حقوق مردم، علم آموزي، مهرورزي، عدالت خواهي، تكريم ديگران و در يك كلام اخلاق و معنويت كه نياز مبرم جهان امروزي است و بالأخره سال جبران قصور و تقصيرهايي كه به ساحت مقدس پيامبر انجام گرفت و سال دفاع از اسلام عزيز و پيامبر اعظم در مقابل هتك حرمتي كه استكبار جهاني در سال‌هاي اخير به آستان مقدس رسول اعظم انجام داده و مي‌دهد.

آثار اجتماعي نامگذاري سال پيامبر اعظم

اعلام سال 1385 به عنوان سال پيامبر اعظم صلي‌الله عليه و آله از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي همچون موجي آثار خود را در وجدانهاي بيدار گذاشت و مسلمانان را دعوت به تفكر درباره پيامبر خود و تدبر درباره رسالت اين سفير الهي براي نجات بشريت و الگوپذيري از اين اسوه بر حق كرد، مسلمانان دانستند كه نه تنها بايد درباره پيامبر بر حق خود بيشتر و عميق‌تر از گذشته بينديشند و از سيره زندگي وي بياموزند، بلكه با اسوه قراردادن و الگوپذيري از خاتم انبيا براي خوب زيستن، حفظ حرمت انسان، وحدت بين مسلمانان، حاكميت عدالت، رهايي انسان از بندهاي مادي و شيطاني، اجراي احكام خداوند در زمين و تربيت انسانهاي آزاده و خداترس تلاش كنند.

آثـار روان‌شناخـتي سـال پـيامـبر اعـظم

روان‌شناسان شناخت‌گرا كه نقش كلام و افكار را در رفتار انسانها بسيار تعيين كننده مي دانندمعتقدند واژه‌ها و كلماتي را كه ما بكار مي بريم يا مي شنويم در دستگاه عصبي ما اثر گذاشته و رفتارهاي ما را تحت تأثير قرار مي دهند. واژه‌ها براي ما پيام دارند. اعلام سال 1385 به عنوان سال پيامبر اعظم صلي‌الله عليه و آله و انعكاس آن در رسانه ها و مطبوعات، ذهن جامعه اسلامي را تحت تأثير قرار مي دهد و يكايك مسلمانان را ترغيب به تفكر درباره اين گزاره مي‌كند. تفكر درباره خوبي‌ها، خوبي را به دنبال مي آورد و ذهن و ارگانيزم را براي عملكرد به آن آماده مي كند. تداعي واژه‌ها و جملات در ذهن، گذشته، مفهوم وحــتي آثار كنوني آن را در ذهن مــا زنده مي‌كند و انرژي‌هاي رواني ما را براي انجام آن و تبديل اين مفاهيم و واژه ها به رفتار و عمل بر مي‌انگيزد.

آوردن نام مبارك پيامبر اسلام و فكر كردن به مــجموعه اي از الــگوها، خوبي‌ها، زيبايي‌ها، خداگونه شدن، مردمي بودن، عدل و قسط و برادري را در ذهن انسان تداعي مي‌كند و فطرت ما را كه بر اساس پاكي و توحيد است به سوي آن خــصلت‌ها و صـفات مي‌كشاند. فكر كردن به پيامبر اسلام، رفتار و عملكرد آن بزرگوار را براي ما زنده مي كند وقتي مي گوييم پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آله رحمه للعالمين است اين كلام مي تواند آثار خود را در ذهن ما بگذارد و ما را بر انگيزد و اين تفكر تبديل به عملكرد شود. رحيم و مهربان بودن تا به عمل تبديل نشود آثار مفيد و بركات آن را تجربه نخواهيم كرد.

ياد آوري نام پيامبر اسلام و گرامي داشتن او، ياد آوري مجاهدت‌ها، تلاش‌ها، جانفشاني‌ها، عدالت‌محوري، مهرورزي، ساده‌زيستي، اصلاح بين مردم، شدت در برابر كفار و مــشركـين و رحــيم مهربان بودن با مؤمنان، تلاش براي علم‌آموزي، اخلاص در امور، مدارا كردن با مردم، حفظ حرمت انسان، اجراي احكام خداوند و تخلص به اخلاق الهي است.

آثار فرهنگي پيامبر اعظم صلي‌الله عليه و آله

بيان سال 1385 بعنوان سال پيامبر اعظم صلي‌الله عليه و آله فقط تكرار يك واژه و جمله نيست، بلكه اين جمله داراي بار مثبت است و احساس ارزشمندي را در مسلمانان ايجاد مي‌كند. گويا هر مسلمان پيامبر اعظم صلي‌الله عليه و آله را در كنار خود مي بيند، احساسش مي‌كند. احساس اينكه من يكي از پيروان پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آله هستم اعتقادات، افكار و رفتارهاي فرد را تحت تأثير قرار داده و به مرور يك پيرو واقعي و مسلمان مخلص شكل خواهد گرفت. زيرا واژه ها افكار مي‌سازند و افكار رفتارها را شكل مي‌دهند فكر كردن به پيامبر اسلام سبب مي‌شود مغز پيوسته خوبي‌‌ها و الگوهاي رفتاري پيامبر را در ذهن ما تداعي مي كند و به صحنه آورد.

بزرگداشت نام و مقام پيامبر گرامي‌اسلام، بزرگداشت و ارزش گذاري به اصول گرانسنگ اعتقادات اسلامي، تعليم و تربيت، مبارزه با ظلم و ظالم، حفظ استقلال دفاع از حقوق مسلمانان، تقويت وحدت فرق و كشورهاي اسلامي، احترام به دانش و دانشمند، شهادت در راه خدا و ديگر مواردي است كه بر اندازه يك جامعه پاك و برتر اسلامي است. ياد آوري نام و ياد پيامبر اعظم صلي‌الله عليه و آله، علاوه بر تقويت احساس خود ارزشمندي، سلامتي روان و رفتار جامعه اسلامي را نيز در پي خواهد داشت و آثار آن پس از مدتي در جامعه ظاهر خواهد شد.

ارسـال پـيامبران

(‌لقد بعثنا في کل امه رسولا)6. محققاً در هر امتي رسولي را فرستاديم

دين در هر زماني متولي يا متولياني در بين مردم و از جنس مردم داشته است و هيچ امتي در هيچ زمان بدون پيامبر نبوده است. (‌وان من امه الا خلافيها نذير)7. هيچ امتي پديد نيامد مگر آنکه بيم دهنده اي در ميان آنان بود. ودر طول تاريخ بشريت هيچگاه ارسال پيامبران قطع نشده است.

(‌ثم ارسلنا رسلنا تتري)8. ما رسولان خود را پي در پي فرستاديم.

براساس آيات الهي و روايات معصومين و براهين عقلي، زمين هيچ‌گاه از وجود حجت الهي و نگهبانان دين خدا تهي نبوده است. همچنانکه در دعاي شريف ندبه به همين موضوع اشاره شده است. (‌وکل شرعت له شريعه و نهجت له منهاجا و تخيرت له اوصياء مستحفظا بعد مستحفظا من مده الي مده اقامه لدينک و حجه علي عبادک و لئلا يزول الحق عن مقره و يغلب الباطل علي اهله و لا يقول احد لو لا ارسلت الينا رسولاً منذراً و اقمت لنا علما هادياً فنتبع ايا تک من قبل ان نذل و نخزي الي ان انتهيت بالامر الي حبيبک و نجيبک محمد صلي‌الله عليه و آله9.

براي هر کدام از پيامبران شريعت معيني مشخص کردي و اوصياء براي آنها انتخاب کردي که يکي پس از ديگري در مدت معيني نگهبان شريعت باشند و اقامه دين در جامعه بکنند و بعنوان حجت و دليل بر بندگانت باشند و براي اينکه حق از مسيرش منحرف نگردد و باطل بر اهل حق غلبه نکند و براي اينکه کسي نگويد چرا رسولي به سوي ما نفرستادي که ما را انذار و ارشاد بنمايد و نگويند چرا براي ما رهبري اقامه نکردي که از آيات تو پيروي کنيم قبل از آنکه خوار و رسوا شويم تا اينکه اين ارسال رسل منتهي شد به حبيب تو و رسول برگزيده‌ات حضرت محمد صلي‌الله عليه و آله.

يـگـانگي دعوت انـبيا

محتواي دعوت پيامبران الهي عليرغم تفاوتهاي زماني و مکاني و شرايط اجتماعي و قومي يکسان است همه آنان مردم را به پرستش خداوند و دوري از اطاعت طاغوت دعوت کرده اند.

(‌لقد بعثنا في کل امه رسولا ان اعبدوا الله واجـتنبوا الطاغوت)10.

همانا در هر امتي رسولي را برگزيديم که مردم را به پرستش خدا و دوري از طاغوت فرا خواند.

دين از زبان آدم تا خاتم الانبياء اگر چه يک سير تکاملي داشته است و هر آئيني در زمان خود جامع و کامل اما براي زمانهاي بعد ناتمام بود. و هر کسي که بعداً مي‌آمد در سطح بالاتر و کاملتر بوده است مانند سطوح مختلف تعليمات دبستان و دبيرستان و دانشگاه تا به دوران پايان تحصيلي دين يعني اسلام رسيد همانطوريکه يک برنامه جامع و کامل دوره بستان نسبت به دوره دبيرستان ناقص است. پس در ميان انبياء و کتب آسماني در اصول چه عقائد و چه برنامه وارزشهاي اخلاقي مانند اينها هيچ گونه اختلافي نبوده است و بلکه هدف همه آنها اقامه دين در جامعه و پرهيز از تفرقه در دين بوده است. (‌و اقيموا الدين و لاتفرقوا فيه)11.

تـعداد انـبياي الـهي

براساس اخبار متعدد و مستفيض تعداد پيامبران الهي يكصدو بيست و چهار هزار نفر است که اول آنها حضرت آدم و آخر آنها حضرت محمد بن عبدالله صلي‌الله عليه و آله است.

ابوذر مي‌گويد: از رسول اکرم پرسيدم: پيامبران چند نفرند‌؟ پاسخ فرمودند: صدو بيست وچهار هزار نفر12

در روايت ديگر حضرت علي بن موسي الرضا(ع) از جد بزرگوارش حضرت محمد صلي‌الله عليه و آله نقل کردند که آن حضرت فرمود: خلق الله عز وجل مأه الف و اربعه و عشرين ألف نبي.13 پيامبر خدا فرمود: خداوند متعال يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر خلق کرد.

چنانکه علامه مجلسي (ره) به نقل از شيخ صدوق مي‌فرمايد به اعتقاد ما تعداد انبياء يكصد و بيست و چهار هزار نفرند.14

مـراتب پـيامـبران

پيامبران از نظر کمالات و مراتب فضل يکسان نيستند بلکه بعضي از آنها بر برخي ديگر برتري دارند. خداوند متعال در قرآن کريم مي‌فرمايد.

(‌تلک الرسل فضلنا بعض النبين علي بعض منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات و آتينا عيسي بن مريم البينات و ايدناه، بروح القدس)15. بعضي از پيامبران را بر بعض ديگر ترجيح داديم برخي از آنها، خدا با او سخن گفت و بعضي را درجاتي برتر داديم و به عسي بن مريم نشانه هاي روشن داديم.

اين به روشني دلالت دارد که همه پيامبران با اينکه از نظر نبوت و رسالت همانند بودند، از نظر مقام يکسان نمي‌باشند زيرا مأموريت آنها متفاوت بوده و با اينکه همه فداکار بودند درجه فداکاري آنها نيز با هم تفاوت داشته است و برتري بعضي از پيامبران از نظر درجه و مرتبه هم مي‌باشند.

پـيامبران اولواالـعزم

در قرآن و جوامع روائي بعضي از پيامبران به عنوان پيامبران اولواالعزم از آنها ياد شده است. (‌فاصبر کما صبر اولواالعزم من الرسل)16. اي پيامبر همچون پيامبران اولواالعزم صبر و استقامت داشته باش.

از بعضي آيات استفاده مي‌شود که پيامبران اولواالعزم حضرت نوح و ابراهيم و موسي وعيسي و محمد صلي‌الله عليه و آله هستند. (‌شرع لکم من الدين ما وصي به نوحاً والذي اوحينا اليک و ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي)17. شريعت و آئيني که براي شما قرار داده شد همان چيزي که نوح را به آن سفارش کرديم و بر تو نيز وحي کرديم و به ابراهيم و موسي و عيسي آنرا سفارش نموديم.

همچنانکه در جاي ديگر فرمود: (‌واخذ نا من النبيين ميثاقهم و منک ومن نوح و ابراهيم و موسي و عيسي بن مريم)18.

بياد آور آنگاه که ما از پيامبران ميثاق گرفتيم و از تو و نوح و ابراهيم وموسي و عيسي بن مريم از همه پيمان گرفتيم.

امام صادق (ع) فرمود: ساده النبيين والمرسلين خمسه و هم او لواالعزم من الرسل و عليهم دائره الوحي نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و محمد صلي‌الله عليه و آله19.

بزرگ پيامبران و رسولان پنج نفرند و آنها پيامبران اولواالعزم هستند و آسياي نبوت و رسالت بر محور وجود آنها دور مي‌زند و آنها نوح و ابراهيم و موسي و عيسي و محمد صلي‌الله عليه و آله هستند.

جلال الدين سيوطي نيز از ابن عباس نقل كرده كه پيامبران اولواالعزم همين پنج نفر هستند20.

امام رضا (ع) ضمن حديثي فرمود: اين پنج نفر صاحب شريعت و آيين بودند و هر پيامبري كه بــعد از نــوح آمــد تا زمان ابراهيم تابع نوح بودند و از كــتاب و آئين نوح تــرويج مي‌نمودند و از زمان ابراهيم تا موسي از ابراهيم تبعيت و تبليغ مي‌كردند و از موسي تا عيسي از موسي پيروي مي‌كردند و از عيسي تا محمد صلي‌الله عليه و آله تابع حضرت عيسي بودند آئين حضرت محمد صلي‌الله عليه و آله تا روز قيامت پا بر جاست و پس از او كسي ديگر مبعوث نمي‌شود و هر كس ادعاي پيامبري كند خون او مباح خواهد بود.21

پـيامبر اعـظم

از مطالب گذشته نتيجه گرفته شد كه در بين يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر – پنج نفر پيامبر اولواالعزم و بزرگ پيامبران و رسولان بوده اند اين پنج نفر هم از نظر مقام و درجه و كمال يكسان نيستند و بر اساس آيات و روايات حضرت محمد بن عبدالله صلي‌الله عليه و آله اعظم پيامبران است و لذا در زيارت نامه آن حضرت مي‌خوانيم - السلام عليك يا سيد المرسلين - السلام عليك يا سيد الانبياء.22

الف – اعـظم مـخلوقـين

امام رضا (ع) از پيامبر اكرم نقل فرمود: (‌ما خلق الله افضل مني و لا اكرم عليه مني.)23

خداوند متعال آفريده اي برتر از من نيافريد و هيچ آفريده اي نزد خداوند از من گرامي‌تر نيست.يا در جاي ديگر فرمود: (‌انا سيد ولد آدم) من سرور آقاي فرزندان آدم هستم.24

علي (ع) در يك بيان نوراني فرمود: (‌مابرا الله نسمه خيرا من محمد صلي‌الله عليه و آله.)25

خداوند مخلوقي برتر از محمد صلي‌الله عليه و آله نيافريده است.

امام هفتم حضرت موسي كاظم (ع) هم از پدران خود نقل كرد كه رسول خدا فرمود: من برترين آفريدگان خداوند هستم26. در زيارت نامه آن حــضرت هم عـرضه مي‌داريم (‌السلام عليك يا خير خلق الله). سلام بر بهترين مخلوق خدا

ب- اعـظم پـيامبران

پيامبر اكرم فرمود: انا اكرمهم علي الله من از همه انبيا نزد خداوند برتر و گرامي‌ترم.

در يك بيان نوراني ديگر فرمود: (‌انا افضل النبيين قدرأ و اعمهم خطرا و اوضحهم خبراً و اعلامهم مستقراً و اكرمهم امه و اجزلهم رحمه واحفظهم ذمه و ازكاهم مله.)27

از نظر ارزش از همه انبياء برتر و از نظر عظمت از همه آنها فراگيرتر و از نظر مقام و منزلت از همه آنها آشكارتر و از نظر آئين پــاكيزه‌ترين هستم.

در دعاي ندبه هم عرض مي‌كنيم«و صفوه من اصطفيته و افضل من اجتبيته و اكرم من اعتمدته قدمته علي انبيائك» در ميان بندگان برگزيده ات آن حضرت را زبده و برتر انتخاب كردي و او را گرامي‌تر از معتمدانت و بر همه پيامبران مقدم داشتي28

شاهد ديگر بر اعظميت پيامبر اكرم اين است كه در جريان معراج در مسجدالاقصي همه انبياء نماز جماعت را به امامت آن حضرت اقامه نمودند29

شـاهد ديگر بر اعظميت پـيامبر اكرم بر انبياء مناجات حضرت موسي در كوه طور است. خداوند متعال در خطاب به موسي فرمود: (‌اني اصطفيتك علي الناس برسالتي و كلامي فخذ ما آتيتك و كن من الشاكرين)30 يـا مـوسي ما تو را به كلميت و رسوليت خودم انتخاب نمودم پس اين را بگير و از شكرگزاران باش.

موسي در مقام مناجات عرضه داشت پروردگارا چگونه شــكر ايـن نعمتها را بجا آورم تا از شكر گزاران محسوب شوم. خـطاب آمد دوكار انجام بـده نــخست آنــكه بــر تـوحيد ثابت قدم باش و ديگر آنكه محبت محمد و آل محمد صلي‌الله عليه و آله را به دل داشته باش. موسي عرضه داشت محمد چه كسي است؟ خطاب آمد او پيامبر آخر الزمان است كه با آمدن او نبوت به آخر مي‌رسد عرضه داشت: ‌الهي انا احب اليك أم محمد؟ من محبوب ترم يا محمد؟ خطاب آمد يا موسي«انت كليمي و محمد حبيبي» موسي گفت ما الفرق بينهما؟ چه فرقي بين كليم و حبيب است؟ خطاب آمد: سه فرق اساسي وجود دارد

1 - كليم كسي است كه مرا دوست دارد اما حبيب كسي است كه من او را دوست دارم.

2 – كليم كسي است كه هر كار او در راستاي رضايت من انجام مي‌دهد اما حبيب كسي است كه من در صدد جلب رضايت او هستم31

3 – كليم كسي است كه چهل شبانه روز عبادت كرد تا شايستگي پيداكرد جبرئيل امين تورات را بر او نازل نمود اما حبيب كسي است كه جبرئيل بعد از آنكه قرآن را براو نازل كرد او را به معراج برد و به نقطه اي رسيد كه جبرئيل ديگر ياراي همراهي او نداشت. پيامبر خدا فرمود چرا ايستاده اي آيا در اينجا مرا تنها مي‌گذاري جبرئيل گفت: اگر قدم بردارم مي‌سوزم و پيامبر به تنهائي به مسير خود ادامه داد تا به مقام«قاب قوسين او ادني» رسيد32

ج- اعـظم از مـلائـكه

علي (ع) از خود پيامبر اكرم پرسيد يا رسول الله آيا شما برتريد يـا جبرئيل؟ فـرمود يا علي همانا خداوند تبارك و تعالي پيامبر مرسلينش را بر فرشتگان مقربش برتري داد و مــرا بـر همه پيامبران و مرسلين برتري بخشيد وپس از من برتري از آن تو و امامان پس از توست و همانا فرشتگان خدمتگذاران ما هستند. همچنانكه پيامبر اكرم مي‌فرمايد: در معراج صداي اذاني را شنيدم پس از اذان اقامت جماعت همه فرشتگان را بعهده گرفتم همانطور كه در بيت المقدس بر انبياء امامت كردم33

امام سجاد (ع) هم فرمود: حتي لا يساوي في منزله و لا يكافا في مرتبته و لا يوازيه لديك ملك مقرب و لا نبي مرسل.

هيچ كس در رتبه با او برابري نمي‌كند و در مقام همانند او نمي‌باشد و هيچ فرشته عالي مقام و پيامبر مرسلي همپايه او نمي‌باشد34

امام هفتم نيز از پدران خويش نقل كرد كه پيامبر خدا فرمود: من برترين آفريدگان جهان هستم و از جبرئيل و اسرافيل و حاملين عرش الهي و همه فرشتگان مقرب و پيامبران الهي برترم35

همچنانكه همراهي نكردن جبرئيل امين در مسير معراج دليل بر اعظميت پيامبر اكرم برملائكه است چونكه خود جبرئيل گفت بجائي رسيدي كه هيچ خلقي از خلايق بدانجا نخواهد رسيد و اگر من به اندازه يك بند انگشت نزذيكتر شوم بال و پرم مي‌سوزد36

سعدي مي‌گويد:

چنان گرم در تيه قربت براند

كه در سدره جبرئيل از او باز ماند

بدو گفت سالار بيت الحرام

كه اي حامل وحي برتر خرام

چو در دوستي مخلصم يافتي

عنانم ز صحبت چرا تافـتي...

د- اعظم از نظر آئين

خود پيامبر اعظم در يك حديثي فرمود: و انا أزكاهم مله؛ من پاكيزه‌ترين آنان از نظر آئين و ملت هستم. 37

از آيات قرآن نيز استفاده ميشود كه آئين پيامبر گرامي اسلام عصاره آئين همه انبياء است.«شرع لكم من الدين ما وصي به نوحاً والذين اوحينا اليك و ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي.»38

آئيني كه براي شما تشريع شد همان آئيني است كه به نوح و ابراهيم وموسي و عيسي توصيه نموديم و در جاي ديگر تصريح شد كه در آئين اسلام تمام امتيازاتي كه در آئينهاي گذشته بود جمع شده است.

«انا اوحينا اليك كما اوحينا الي نوح و النبين من بعده و اوحينا الي ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط و عيسي و ايوب و يونس و هارون و سليمان.»39

ما به تو وحي فرستاديم همانگونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحي فرستاديم و نيز به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط و عيسي و ايوب و هارون و سليمان وحي نموديم. در بعضي از روايات اهل بيت (ع) هم به اين معني اشاره شده است.40 و جمله معروف «الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه» هم دلالت بر اعظميت آئين مبين اسلام دارد.

هـ - اعظم از نظر امت

نبي مكرم اسلام در ضمن حديثي فرمود:«انا اكرمهم امه» من از نظر امت گرامي‌ترين آنان هستم.41

حضرت موسي هم در مقام مناجات با خدا عرضه داشت:

«يا رب لم فضلت امه محمد علي سائر الامم؟ فقال الله تعالي فضلتهم لعشر خصال. قال موسي: و ما تلك الخصال التي يعملونها حتي امر بني‌اسرائيل يعملونها؟ قال الله تعالي: الصلوه و الزكوه و الصوم و الحج و الجهاد و الجمعه و الجماعه و القرآن والعلم و العاشورا....»42

پروردگارا چرا امت محمد را برسائر امت‌ها برتري دادي؟ خداوند فرمود: براي ده خصلت امت محمد را بر سائر امت‌هاي انبياء برتري دادم. موسي عرض كرد: اين خصلت ها كدام است، تا امت من به آنها عمل كنند؟ فرمود: نماز، زكات، روزه، حج، جهاد، جمعه، جماعت، قرآن، علم و عاشورا.

مـوارد اعـظميت پيـامبر اكرم

الف - خلق عظيم

«وانك لعلي خلق عظيم.»43 همانا تو صاحب اخلاق عظيم و برجسته‌اي هستي

از اميرالمؤمنين (ع) درخواست شد تا خصوصيات اخلاقي حضرت محمد صلي‌الله عليه و آله را برايش بشمارد: حضرت فرمود تو نعمت‌هاي دنيا را بشمار تا من اخلاق آن حضرت را بشمارم. عرض كردند: چگونه مي‌توان نعمت‌هاي خدا را احصاء كرد با اينكه خداوند در قرآن فرمود: «و ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها.»44 اگر بخواهيد نعمت‌هاي خدا را بشماريد نمي‌توانيد. آن حضرت فرمود: خداوند تمام نعمت‌هاي دنيا را قليل و كم مي‌داند.«قل متاع الدنيا قليل» بگو متاع دنيا اندك است. 45

اما خداوند بزرگ درباره اخلاق پيامبرش فرمود:«انك لعلي خلق عظيم» متاع قليل دنيا را نمي‌شود شمرد، پس من چگونه چيزي كه عظيم و بزرگ است بيان كنم. خداوند هيچ‌كس را به اين عظمت نستوده است ولي همين قدر بدان كه آن حضرت تمام اخلاق پسنديده را جمع كرد و فرمود:«اني بعثت لاتمم مكارم لاخلاق» من مبعوث شدم كه اخلاق نيكو را تمام كنم و حال آنكه اخلاق نيكوي تمام پيامبران مظهر يكي از اخلاق پسنديده بود؛ اخلاقي كه عقل در آن حيران است. لطف و محبتي بي‌‌نظير، صفا و صميميتي بي‌مانند، صبر و استقامت و تحمل و حوصــله‌اي تــوصـيف‌نــاپذير. نـاسزايش مي‌گويند، سنگ مي‌زنند، خاكستر داغ بر سرش مي‌ريزند، اما او براي هدايت آنها دست به دعا بر مي‌دارد. هيچ‌كس در خلق و خوي، بديل او نيست و اين از موارد انحصاري پيامبر اعظم است و اين اخلاق برجسته باعث شد كه در مدت محدود آن ملت عقب‌مانده جاهلي و آن جمع خشن و انعطاف‌ناپذير را در آغوش اسلام جاي دهد و اگر نبود آن خلق عظيم همه پراكنده مي‌شدند.«و لو كنت فضا غليظ القلب لانفضوا من حولك.»46

ب- رحـمه للـعالـمين

«ما ارسلناك الا رحمه للعالمين.»47 ما تورا جز براي رحمت جهانيان نفرستاديم.

تعبير به عالمين و استـثنا در جمله منفي آنچنان مفهوم وسيعي دارد كه تمام موجودات در تمام اعصار و قرون و حتي تمام ملائكه الهي را شامل مي شود. هنگامي كه اين آيه نازل شد پيامبر از جبرئيل پرسيد:«هل اصابك من هذه الرحمه شيئي. قال: نعم، اني كنت اخشي عاقبه الامر فامنت بك.» آيا چيزي از اين رحمت عائد تو شد؟ جبرئيل عرض كرد: بله من از پايان كار خويش بيمناك بودم اما بخاطر شما كه رحمت براي جهانيان هستي از وضع خود مطمئن شدم.48
عموم مردم دنيا اعم از مؤمن و كافر مرهون اين رحمت هستند. حال گروهي از آن استفاده كردند و گروهي نكردند مربوط به خود افراد است و تأثيري بر عمومي بودن رحمت پيامبر اكرم نمي گذارد.
آيه ديگري هم دلالت بر رحمت ويژه آن حضرت دارد: «و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم.»49

هيچ‌گاه خداوند آنها را عذاب نمي كند مادامي كه تو در ميان آنها هستي. وجود بابركت آن حضرت مانع از عذاب الهي بر گنهكاران و كفار است.

در منابع شيعه و اهل تسنن از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه آن حضرت فرمود:

«كان في الارض امانان من عذاب اهله و قد رفع احدهما فدونكم الاخره فتمسكوا به و قراء هذه الايه.50» در روي زمين دو وسيله امان ازعذاب الهي است؛ يكي وجود با بركت رسول خدا كه از دنيا رحلت كردند و ديگري استغفار است كه به آن تمسك بجوئيد. سپس اين آيه شريفه راتلاوت فرمودند: «و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم...» اينكه وجود نازنين آن حضرت مانع از عذاب الهي است از مشخصات پيامبر اعظم است چونكه با وجود ديگر انبيا، امت آنها مورد عذاب الهي واقع شده‌اند.

نه تنها با وجود پيامبر عزيز اسلام، امت او در اين دنيا مورد عذاب الهي واقع نشدند حتي در لحظه مرگ دلواپس عذاب امت گناهكار خود در قيامت بود. هنگامي كه ملك‌الموت براي قبض روح آمد پيامبر فرمود: صبر كن برادرم جبرئيل بيايد. بعد از مدتي كه جبرئيل آمد فرمود: چرا دير آمدي؟ عرض كرد: يا رسول الله مشغول تزئين بهشت بوديم. فرمود: اينها دلم را خوش نمي كند بگو با امت من چه خواهد شد؟ جبرئيل رفت و برگشت و عرضه داشت: خداوند سلام مي رساند و مي فرمايد آنقدر از امت خود در روز قيامت شفاعت كن تا خودت راضي شوي. همچنانكه پيامبر رحمت در فتح مكه وقتي وارد شهر شد با كفار و مشركيني كه از هر گونه اهانت و جسارت و غارت و تجاوز بر پيامبر و ياران او كوتاهي نكردند و انتظارمجازات را داشتند، اما همه را مورد عفو و بخشش قرار داد. فرمود: اليوم يوم الرحمه. امروز روز رحمت و مهرورزي است. اذهبوا انتم الطلقاء، برويد امروز همه شما آزاد هستيد.51

ج- بعثت پيامبر اعظم

«و لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسول من انفسهم...» 52. خداوند به اهل ايمان منت گذاشت و رسولي از خود آنها در ميان آنان مبعوث كرد.

در سراسر عالم در اطراف و اكناف ما نعمت‌هاي زيادي اعم از بزرگ و كوچك، مادي و معنوي وجود دارد كه انسان توان شمارش آنان را ندارد. «وان تعدوا نعمه الله لاتحصوها....»53

خداوند متعال در قرآن در موارد متعدد از نعمت‌هاي مختلفي سخن گفته گاهي از نعمت‌هاي مادي و ظاهري و گاهي از نعمت‌هاي باطني و معنوي همچنانكه در خطاب به حضرت عيسي فرمود: «اذكر نعمتي عليك و علي والدتك اذ أيدتك بروح القدس تكلم الناس في المهد و كهلاً و اذ علمتك الكتاب و الحكمه و التوراه و الانجيل اذ تخلق من الطين كهيئه الطير باذني فتنفخ فيها فتكون طيراً باذني و تبرئ الاكمه و الابرص باذني تخرج الموتي باذني و اذ كففت بني اسرائيل عنك اذجئتهم بالبينات...»54

اي عيسي به خاطر بياور نعمتي را كه به تو عطا كرديم آنگاه تو را به تأييد روح قدسي توانا ساختيم در گهواره با مردم سخن گفتي و آنگاه به تو كتاب و حكمت را تعليم داديم و به تو علم تورات و انجيل آموختيم و هنگامي كه به گلي كه به شكل مرغ بود دميدي و به امر من مرغ گرديد و آنگاه كه كور مادرزاد و مريضي پيسي را شفا دادي و مردگان را به امر من از قبر بيرون آوردي و آنگاه كه دست ستم بني اسرائيل را از سر تو كوتاه كرديم و به تو معجزات روشن داديم.

خداوند متعال كه منعم و خالق اين نعمتهاي عالم است در سراسر قرآن بزرگ‌ترين نعمت را نعمت رسالت پيامبر اعظم معرفي نمود لذا تعبير به «من (منت)» فرمود و درباره هيچ نعمتي حتي معجزاتي كه به پيامبران داد از اين تعبير استفاده نشده است. راغب اصفهاني درباره لفظ «من» فرمود: اعطاي نعمت سنگين و گرانبها را منت گويند، نعمتي كه حمل و هضم آن دشوار است.55

ضمناً لام «لقد من...»، جواب قسم محذوف است (‌والله لقد من) و حرف قد برسر فعل ماضي نيز براي تأكيد است و اذ بعث ظرف من و در معرض تعليل است.

د - جهان‌شمولي رسالت پيامبر اعظم

يكي ديگر از ويژگي‌هاي پيامبر اكرم اين است كه رسالت آن حضرت جهاني و دعوت او فراگير مي باشد، اما در مورد انبياء گذشته چنين مطلبي را نمي توان اثبات كرد و غالب پيامبران در رابطه با قوم خاصي مثل (‌لوط، هود، ثمود، عاد و...) مبعوث شده و رسالت آنها براي انسان‌هاي آن زمان بود. اما در ميان آنها پيامبر اعظم براي جهانيان و همه مردم و اقوام مبعوث شده و با ادله گوناگون مي‌توان عموميت و جهان‌شمولي دعوت و آئين او را اثبات كرد. ‌از بررسي نامه‌هاي پيامبر از آغاز رسالت به شخصيت‌هاي مهم جهان (‌خسرو پرويز پادشاه فارس، قيصر روم، پادشاه حبشه، رؤساي قبائل) به‌خوبي مي توان به مسئله عموميت و گستردگي و جهان‌شمولي رسالت آن حضرت را دريافت.

قـرآن و عـموميت رسـالت:

بسياري از آيات قرآن كريم به صراحت دلالت بر عموميت نبوت و جهاني بودن رسالت پيامبر اسلام دارند.

«قل يا ايها الناس اني رسول الله اليكم جميعا»56 پيامبر بگو اي همه انسان‌ها من رسول و فرستاده الهي به سوي شما هستم.

امام مجتبي(ع) شأن نزولي براي اين آيه ذكر فرمود كه عده‌اي از يهود نزد پيامبر آمدند سؤال كردند: به سوي چه كسي فرستاده شدي؛ عرب، عجم يا ما؟ آيه شريفه «قل ايها الناس اني رسول الله اليكم جميعا» نازل شد.57

«وما ارسلناك الا كافه للناس»58 تو را نفرستاديم مگر براي جميع انسان‌ها

«و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين»59 ما تو را جز به عنوان رحمت براي همه جهانيان نفرستاديم.

«ليكون للعالمين نذيرا»60 تا براي جهانيان بيم‌دهنده و انذار‌ كننده باشد.

كلمات الناس، كافه، للعالمين، جميع، استثناء در جمله منفي حاكي از وسعت و جهان‌شمولي رسالت آن حضرت دارد. به طوري كه نه تنها شامل جميع انسان‌ها در همه عصرها و براي همه نسل‌ها مي‌شود بلكه اجنه نيز شامل اين دعوت هستند كه سوره مباركه جن و وجه نامگذاري مسجد جن در مكه مكرمه شاهد بر اين مطلب است‌. همچنانكه امام صادق‌(ع) فرمود: ان الله تبارك و تعالي اعطي محمداً و ارسله كافه الي الابيض و الاسود و الجن و الانس. خداوند متعال حضرت محمد صلي‌الله عليه و آله را بعنوان رسول به سوي همه انسان‌ها اعم از سياه و سفيد و بطور كلي بسوي جن وانس ارسال فرمود.61

رسالت آن حضرت هم در ناحيه شريعت و احكام عموميت دارد. لذا امام علي بن موسي الرضا‌(ع) در اين رابطه فرمود: «شريعه محمد لا تنسخ الي يوم القيامه ولا نبي بعده الي يوم القيامه.»62

«حلاله حلال الي يوم القيامه و حرامه حرام الي يوم القيامه»63 هم نسبت به جن و انس عموميت دارد و هم از نظر زمان عموميت دارد.

امام صادق (ع) فرمود: «لان الله تبارك و تعالي لم يجعله لزمان دون زمان ولا لناس دون ناس فهو في كل زمان عندكل قوم غض الي يوم القيامه»64 خداوند قرآن را براي زمان و گروه خاصي نفرستاده بلكه تا قيامت و در هر زماني و براي هر قومي تازگي دارد. مويد ديگر بر جهان‌شمولي رسالت آن حضرت اين است كه دين مبين اسلام هم اكنون با گذشت بيش از چهارده قرن همچنان زنده و حيات بخش است.

هـ - خاتميت پيامبر اعظم

يكي ديگر از ويژگي‌هاي منحصر به فرد رسول اعظم خاتميت آن حضرت است.

«ولكن رسول الله وخاتم النبين و كان الله بكل شيء عليما»65

لكن محمد رسول خدا و خاتم و آخرين پيامبران است و خداوند به همه چيز آگاه است. مسئله خاتميت يكي از ضروريات مهم در اسلام و مورد اتفاق همه فرقه‌هاي اسلامي است. حتي ديگر اديان و پيروان آنها نيز يكي از ويژگي‌هاي مهم اسلام را همين موضوع خاتميت مي دانند. اگر چه از آيات مربوط به جهان‌شمولي رسالت پيامبر، مي‌شود مسئله خاتميت را اثبات كرد و واژه‌هاي ناس، جميعاً، عالمين و كافه، دلالت بر آن دارند. اما از مهم‌ترين و صريح‌ترين ادله نقلي، آيه خاتميت است كه بوضوح دلالت دارد كه پيامبر اسلام آخرين پيامبر است و بعد از او رسولي نخواهد آمد.

علاوه بر آيات، روايات فراواني از طريق فريقين دلالت بر اين موضوع دارند. حديث معروف و مشهور منزلت كه در كتب مختلف شيعه و اهل تسنن ذكر شده مؤيد مسئله خاتميت است كه پيامبر اكرم در چندين مورد و به مناسبت‌‌هاي مختلف در خطاب به علي‌(ع) فرمود: «انت بمنزله هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي.» تو نسبت به من به منزله هارون از موسي هستي جز اينكه بعد از من پيامبري نيست.66

علي‌(ع) نيز در خطبه هاي 123 و 173 نـهج الـبلاغـه به مسئله خاتميت پيامبر صلي‌الله عليه و آله اشاره فرموده است. خود پامبر صلي‌الله عليه و آله فرمود: «انا خاتم الانبياء، جئت فختمت الانبياء» آمدم تا پيامبران را پايان دادم.67

امام باقر(ع) هم از جدش نقل كرد:«قال النبي: يا ايها الناس انه لا نبي بعدي و لا سنته بعد سنتي»68. امام رضا (ع) هم در بياني فرمود: «شريعه محمد لا تنسخ الي يوم القيامه و لا نبي بعده الي يوم القيامه» شريعت و دين حضرت محمد صلي‌الله عليه و آله تا روز قيامت منسوخ نخواهد شد و تا آن روز هيچ پيامبري بعد آن رسول نخواهد آمد69.

و- مـعراج رسـول اعـظم

سبحان الذي اسري بعبده ليلا من المسجد الحرام الي المسجد الاقصي الذي باركنا حوله لنريه من آياتناً انه هو السميع البصير»70 پاك و منزه است آن خداوندي كه بنده خود را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصي كه اطرافش را بابركت كرديم برديم تا آيات خود را به او نشان دهيم. او شنوا و بيناست.

مـعراج يك واقعيت مسلم بين مسلمين است ،چرا كه هم در سوره اسراء و هم در سوره نجم بر آن تصريح شده و هم روايات متواتر بر آن وجود دارد و هدف از آن مشاهده آثار بزرگ الهي بود تا روح باعظمت پيامبر در پرتو مشاهده آن آيات روشن، عظمت بيشتري يابد.

«لقد راي من آيات ربه الكبري»71. او در اين سفر آيات بزرگ پروردگارش را مشاهده كرد.

مسئله مـعراج و رسيدن به مقام «دني فتدلي فكان قاب قوسين او ادني»72 از ويژگي‌هاي منحصربه فرد پيامبر اعظم است كه آنچه وحي‌كردني بود بر پيامبرش وحي نمود. «فاوحي الله الي عبده ما اوحي.»73

خود پيامبر اعظم فرمود: «لما عرج به الي السماء دنوت من ربي عز وجل حتي كان بيني و بينه قاب قوسين او ادني.»74 هنگامي كه مرا به معراج درآسمان بردند آنچنان به ساحت قدس پروردگار نزديك شدم كه ميان من و او فاصله دو كمان يا كمتر بود. پيامبر اسلام در مسجد الاقصي باحضور انبياء بزرگ الهي مانند نوح و ابراهيم و موسي و عيسي اقامه نماز جماعت نمود و از آنجا آسمانهاي هفتگانه را، يكي پس از ديگري پيمود و آيات الهي را مشاهده نمود و جبرئيل امين كه در اين مسير معنوي آن‌حضرت را همراهي مي كرد، به نقطه‌اي رسيد كه ديگر توان همراهي با پيامبر را ندارد و گفت اگر يك سر انگشت بالاتر روم بال و پرم مي سوزد ولي پيامبر اعظم به سفر خود ادامه داد تا مقام «قاب قوسين او ادني» رسيد.

ز- مزد رسالت پيامبر اعظم

«قل لااسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي.» بگو من از شما براي رسالت خودم هيچ مزدي نمي خواهم مگر مودت به نزديكانم.75

در آيات مختلف پاداش مؤمنان باغ‌هاي بهشتي و رسيدن به تمام خواسته‌هاي و فضل بزرگ الهي قرار داده شد اما پاداش پيامبران و سفيران هدايتي كه با زحمت و خدمات خود ميليون‌ها نفر را به اين باغ‌ها و خواسته‌ها رسانده‌اند چيست؟ ‌با نگاهي به قرآن مي بينيم كه در سيزده مورد شعار انبياء اين بود كه ما جز از پروردگارمان پاداشي نمي خواهيم. «ان اجري الا علي الله.»76

پيامبر بزرگ اسلام هم همانند ساير انبياء عرضه داشت: «ان اجري الا علي الله...» مزد و پاداش رسالت من تنها بر خداوند است. با آنكه همه انبياء نيز خويشان داشته‌اند اما خداوند فقط در مورد پيامبر اعظم فرمود: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي.» اي پيامبر من! اگر مزد رسالت خود را از من مي خواهي، من مزد و پاداش تو را محبت و مودت به خويشان تو قرار دادم. نكته قابل توجه اين است كه خود پيامبر مزد خود را محبت به اهل بيت خود قرار نداد بلكه از طرف خداوند مأمور شد تا به مردم بگويد كه خداوند مزد رسالت او را محبت به قربي قرار داد و اين از ويژگي‌هاي مختص پيامبر اعظم است.

ح - قـبض روح پـيا‌مبر اعـظم

از آيات مختلف استفاده مي شود كه خداوند امور اين جهان را بوسيله گروهي از فرشتگان تدبير مي‌كند. «فالمدبرات امراً.»77 فرشتگاني كه فرمان خدا را تدبير مي كنند. دسته‌اي از فرشتگان، فرشتگان قبض روحند كه در رأس آنها ملك الموت است. «قل يتوفا كم ملك الموت الذي و كل بكم»78 بگو فرشته مرگ مأمور شد تا جان شما را بگيرد. «فاذا جاء اجلهم لا يستأخرون ساعه ولا يستقدمون»79 هنگامي كه زمان مرگ آنها فرا رسد نه لحظه‌اي از آن تأخيري مي افتد و نه پيشي مي گيرد.

پس جان هر كس در زمان مشخصي گرفته مي شود و هيچ‌گونه مهلتي داده نمي شود و ملك‌الموت براي گرفتن جاني از هيچ‌كس حتي پيامبران و اولياء الهي اجازه نمي‌گيرد. در سوره مباركه سبا وقتي از حشمت و عظمت حضرت سليمان سخن مي‌‌‌‌گويد، باد را مسخر سليمان و جنيان را خدمتكار او معرفي مي‌‌نمايد؛ اما وقتي كه مرگ او فرا رسيد ملك‌الموت هيچ مهلتي به او نداد.

«فلما قضينا عليه الموت ما دلهم علي موته الا دابه الارض تاكل منسأته»80 هنگامي كه مرگ را براي سليمان مقرر كرديم كسي را از مرگ او آگاه نساختيم مگرجنبنده‌اي كه عصاي او را مي‌خورد تا عصا شكست و سليمان به زمين افتاد. با آنكه حضرت سليمان سمبل قدرت و حكومت در قرآن مطرح شده و زمين وآسمان جولانگاه او بود اما وقتي كه سليمان ملك‌الموت را در مقر خود ديد سؤال كرد تو كيستي؟ پاسخ گفت: من كسي هستم كه نه از شاهان مي ترسم و نه رشوه مي گيرم، من فرشته مرگ هستم، آمده‌ام تا قبض روح كنم.

سليمان گفت اينجا وقت قبض روح نيست، مهلتي بده. اما ملك الموت حتي مجال نشستن يا خوابيدن در بستر را به او نداد و او را در همان حالي كه به عصاي خود تكيه زده بود قبض روح كرد.

اميرالمؤمنين(ع) هم فرمود: «فلوان احدا يجد الي البقاء سلماً او لدفع الموت سبيلا لكان ذلك سليمان ابن داود الذي سخر له ملك الجن و الانس مع النبوه و عظيم الزلفه»81

اگر كسي در اين جهان نردباني به عالم بقاء مي يافت و يا مي توانست مرگ را از خود دور كند سليمان بود كه حكومت بر جن و انس توام با نبوت براي او فراهم شده بود. اما همين ملك الموت در يك مورد بدون اجازه آن شخص وارد خانه او نشد و آن وقتي بود كه ملك‌الموت مأمور شد جان پيامبر اعظم را قبض روح كند. براي ورود، درب خانه را به صدا در آورد فاطمه زهرا (س) پشت درب آمد، سؤال كرد: چه كسي هستي؟ گفت: مرد عرب هستم. حضرت فرمود: حال پدرم خوب نيست. رفت و دوباره آمد، درب خانه را زد. فاطمه دوباره همان حرف را زد. مرتبه سوم كه درخانه را زد، پيامبر اكرم فرمود: دخترم اين كسي است كه براي ورود به خانه از كسي اجازه نمي گيرد، او ملك الموت است، اجازه بده داخل شود.

وقتي وارد خانه شد بعد ازسلام، از آن حضرت اجازه گرفت كه جان او را قبض كند. حضرت فرمود: صبركن تا برادرم جبرائيل بــيايد.82

اين مورد استثنائي از ويژگي‌هاي منحصر به فرد رسول اعظم است كه ملك الموت بدون اجازه وارد خانه او نمي شود و بدون اذن، جان او را قبض نمي كند.

ط- صـلوات و سـلام پـيوسته خـدا و مـلائـكه بـر رسول اعـظم

«ان الله و ملائكته يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما»83 خداوند و فرشتگان او بر پيامبر درود و سلام مي فرستند. اي كساني كه ايمان آورديد بر او درود بفرستيد و تسليم فرمانش باشيد.

او يك گوهر گرانقدر آفرينش است. اگر بلطف الهي در دسترس شما قرار گرفته مبادا اوج مقام او در پيشگاه پروردگار را فراموش كنيد كه آفريدگار جهان هستي و تمام فرشتگانش مدام بر او درود و سلام مي فرستند و تعبير يصلون كه بصورت فعل مضارع آمده دلالت بر استمرار دارد. لذا اي مؤمنان! شما هم با اين پيام هستي هماهنگ شويد و هر روز در تشهد نمازها بر او صلوات بفرستيد كه بدون صلوات بر پيامبر اعظم نماز صحيح نخواهد بود.

در روايت معروفي، عايشه نقل مي كند: «سمعت رسول الله يقول لا يقبل صلوه الا بطهور و بالصلوه علي»84 پيامبر خدا فرمود: نماز بدون طهارت و بدون صلوات بر من قبول نخواهد شد.

امام شافعي هم در شعر معروفش صريحا گفته است:

يا اهل بيت رسول الله حبكم

فــرض مــن الله فـي القرآن انزله

كفا كم من عظيم القدر انكم

من لم يصل عليكم لا صلوه له 85

اي اهل بيت رسول خدا! محبت شما از سوي خدا در قرآن واجب شده است و در عظمت شما همين بس كه هر كس بر شما صلوات نفرستد نمازش باطل است.

ي- معجزه جاودان پيامبر اعظم

هر پيامبري براي اثبات ادعايش بايد معجزه‌اي بياورد تا مدعيان واقعي از مدعيان غير واقعي و كاذب مشخص گردد. پيامبران الهي بايد نشانه‌اي و علامتي همراه خود داشته باشند تا حقانيت آنها را اثبات كند و گواه بر صدق رسالتشان باشد و همانطور كه از لفظ معجزه پيداست بايد قادر بر انجام اعمال خارق‌العاده باشد كه بقيه انسان‌ها از آوردن آن عاجز باشند بلكه مردم را دعوت به مقابله به مثل كنند و بگويند اگر شما مي‌توانيد همانند آن بياوريد.

هر پيامبري براي اثبات مدعايش معجزه‌اي با خود آورد اما آن معجزه تا مادامي بود كه خود پيامبر زنده بود و با رحلت آنها آن معجزه هم رفت و آن معجزه ات معجزه گويا نبودند و خود زبان نداشتند و در زمان مشخص و مكان خاص و در برابر عده خاص بود.

پيامبر اكرم همچون انبياء گذشته معجزاتي غير از قرآن داشت كه گويا نبود و مخصوص زمان خاص و مكان مشخص و عده خاصي بود كه اين معجزه‌ها در مقابل ديدگان مردم آن زمان انجام مي‌گرفت. اما رسول اعظم يك ويژگي منحصر به فرد دارد و آن اينكه معجزه‌اي آورد كه خود زبان گويا است. مخالفان را به مبارزه مي طلبد و مربوط به زمان خاص و مكان خاص نيست بلكه بعد از رحلت پيامبر اعظم هم با همان شكل و همان قيافه درخشش دارد. با گذشت زمان و پيشرفت علم نيز مبارز مي طلبد و بشر امروزي هم از آوردن مثل آن عاجز است.

«قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي أن‌يأتوا بمثل هذا القرآن لايأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيراً»86 اگر جن و انس جمع شوند و بخواهند مثل اين قرآن بياورند نمي‌توانند اگر چه بعضي، بعضي ديگر را كمك كنند. همه جهانيان اعم از جن و انس، عرب و عجم، همه متخصصان دنيا را به مقابله فراخوانده است.

ك - جهان هستي مديون پيامبر اعظم

از ويژگي‌هاي ديگر آن حضرت اين است كه تمام ملك و ملكوت اماكن و ازمنه به طفيل وجود شريف او آفريده شده‌اند؛ از ذره تا كرات و كهكشان‌ها، از انس تا جن و ملك، همه و همه از سفره پر‌بركت آن حضرت از هستي بهره‌مند شده‌اند. لذا خداوند متعال در يك حديث قدسي فرمود: «لولاك لما خلت الافلاك»87 اگر تو نبودي ما اين جهان را خلق نمي كرديم.

آري اگر محمد صلي‌الله عليه و آله نبود مهد عالم نمي جنبيد و نبض زمان نمي تپيد و آدم دم نمي زد و ابراهيم خليل‌الرحمان نمي شد و موسي کليم‌الله نمي گرديد و نسيم مسيح نمي وزيد و بوي گل محمدي، آفاق و انفاس عالم را در نمي ورديد و روح خدا خميني نمي خروشيد و سيد علي خامنه‌اي، علي زمان نمي شد.

ل - عـطيه ويژه الـهي بـه پـيامبر اعـظم

بر اساس آيات قرآن، انسان شريف‌ترين و باارزش‌ترين و زيباترين موجود عالم است. «والتين و الزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين لقد خلقنا الانسان في احسن تقويم.»88 قسم به انجير و زيتون! قسم به طور سينا! قسم به اين شهر امن! ما انسان را در احسن تقويم آفريديم. و لذا فقط در خلقت انسان به خودش آفرين گفت: «فتبارك الله احسن الخالقين»89

خداوند انسان‌هاي عالم را غربال كرد و يكصد و بيست و چهار هزار نفر را بعنوان پيامبران و رسول خود برگزيد و سپس از بين پيامبران، پنج نفر را به نام انبياء اولواالعزم انتخاب و اين پنج نفر را هم غربال نمود و افضل و اشرف و اعظم آنها را حضرت محمد بن عبدالله قرار داد. حالا اگر خداوند متعال بخواهد هديه و عطيه‌اي به اين پيامبر عطا كند، چه چيز اعطا نمايد كه با خدايي خدا سازگار داشته و در شأن پيامبر اعظم باشد.

اگر كسي در بين معلمين شهر نمونه شود، هديه‌اي در شأن شهرستان به او مي دهند و اگر در سطح استان نمونه گردد هديه‌اي استاني و اگر در سطح كشور نمونه شود هديه كشوري و اگر در سطح بين‌المللي نمونه گردد، هديه‌اي بين‌المللي به او تقديم مي كنند. پيامبر گرامي اسلام مربي نمونه بشريت از اول خلقت تا آخر خلقت، افضل انبياء و ملائكه قرار داده ‌شده است. خداوند متعال اگر بخواهد هديه و عطيه‌اي به اين پيامبر عطا كند، هم بايد در شأن خدايي خدا باشد و هم در شأن پيامبر اعظمي كه در سير معراج به مقام «قاب توسين او ادني» رسيده است. لذا فرمود:«انا اعطيناك الكوثر» ما به تو كوثر عطا كرديم. آنقدر اين كوثر و عطيه ويژه الهي ارزشمند است كه بدون مقدمه و تحمل رياضت به پيامبر اكرم اعطا نشد. بلكه دستور آمد چهل شبانه روز از حضرت خديجه كناره گيري كند و در غار حرا به عبادت مشغول شود تا بعد از چهل روز، آمادگي دريافت نور فاطمه را پيدا كند90 و اين عطيه ويژه الهي هم باعث ماندگاري رسالت و آيين پيامبر اعظم شد و هم استمراربخش خط ولايت و هم موجب جاودانگي نسل پــيامـبر گرديد.

پي‌نوشت‌‌ها:

1- نجم، 14
2- نجم،9
3- قلم، 4
4 - سفينه البحار، ج 2
5 - احزاب،21
6- نحل، 36
7 - فاطر، 24
8 - مومنون، 44
9 - مفاتيح الجنان
10 - نحل، 36
11 شوري، 13
12- بحارالانوار، ج11‌‌، ص 32
13 - بحار الانوار، ج11، ص 30
14 - بحارالانوار، ج11،ص 28
15 - بقره، 253
16 - احقاف، 35
17 - شوري، 13
18 - احزاب، 7
19 - اصول کافي، طبقات انبيا و الرسل
20 - درالمنثور، ج 6 ،ص45
21 - بحار الانوار، ج 11 ،ص 34
22 - مفاتيح الجنان
23 - عيون اخبار الرضا، ج1 ،ص 262
24 - بحار الانوار، ج 8 ،ص 48
25 - اصول كافي، ج1، ص 440
26 - بحار الانوار، ج6 ،ص 325
27- قطره اي از درياي فضائل اهل بيت، ج2 ،ص 345
28 - مفاتيح الجنان
29 - الميزان، ج13، ص5
30 - اعراف، 144
31 - مؤيد اين جمله آيات قرآن است: و لسوف يعطيك ربك فترضي. (ضحي، 5) آنقدر به تو عطا مي كند تا راضي شوي. علي(ع) از رسول خدا نقل كرد كه فرمود: در روز قيامت در موقف شفاعت مي ايستم آنقدر شفاعت مي كنم كه خداوند مي فرمايد: ارضيت يا محمد؟ (آيا راضي شدي؟) قلت: رضيت، رضيت. (من مي گويم راضي شدم، راضي شدم.) و مثل آيه مربوط به تغيير قبله كه مي فرمايد ما به خاطر رضايت تو قبله را تغيير داديم. و لنولينك قبله ترضاها. (بقره، 144)
32 - رياض‌الجنان، مرحوم خوانساري
33 - تفسير قمي، ج 2، ص3
34 - صحيفه سجاديه، دعاي دوم
35 - بحار انوار، ج16،ص 325
36 - بحارانوار، ج18،ص382
37 - قطره اي از درياي فضائل اهل بيت، ج 2 ،ص 345
38 - شوري، 13
39 - نساء، 163
40 - تفسير صافي
41 - قــطره‌اي از دريـاي فضايل اهل بيت، ج 2 ،ص 345
42 - مجمع البحرين، ج 3
43 - قلم، 4
44- نحل، 18
45 - نساء، 77
46 - آل عمران، 159
47 - انبياء 107
48 - مجمع البيان، ذيل آيه
49 - انفال 33
50 - نهج البلاغه، حكمت 88
51 - تفسير نمونه، ج 10 ،ص 66
52 - آل عمران، 164
53 – نحل، 18
54 - مائده 110
55 - مفردات راغب
تذكر: در قران در يك مورد ديگر نيز از ماده «من» بكار رفته و آن هم مربوط به امامت است: «ونريد أن نمن علي الذين استضعفوا ...» قصص، 5
56- اعراف‌، 158
57 - تفسير صافي، ذيل آيه
58 - سبا، 28
59- انبيا، 107
60 - فرقان، 1
61 - اصول كافي ج 2 ،ص67
62 - عيون اخبار الرضا، ج12، ص80
63 - اصول كافي، ج 2 ، ص17
64 - سفينه البحار، ج 2 ،ص 413
65 - احزاب، 40
66 - صحيح مسلم، ج4 ،ص187و تفسيرنمونه، ج6 ، ص 344
67 - صحيح مسلم، ج4 ، ص179
68 - وسائل الشيعه، ج،18، ص555
69 - عيون اخبارالرضا، ج 2 ، ص 80
70- اســـــراء، 1
71 - نجم، 18
72 - نجم، 9
73 - نجم، 10
74- نورالثقلين، ج5 ،ص149
75 - شوري، 23
76 - شعرا، 109 تــا 127
77- نازعات، 5
78 - سجده، 11
79 - اعراف، 34
80 - سبا، 14
81 - نهج البلاغه، خطبه 183
82 - مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص 47
83 - احزاب، 59
84 - تفسير نمونه، ج17،ص420
85- الغدير، ج 7 ،ص 7
86- اسرا، 88
87- سفينه البحار، ج 2
88 - تين، 4 تا 1
89 - مومنون، 14
90 - بحارالانوار، ج 6 ، ص 78

مـنبع‌ها و مأخذها:

1- قرآن كريم
2- نهج البلاغه
3- صحيفه سجاديه
4- مفاتيح الجنان
5- تسير مجمع البيان، ابو علي طبرسي، مكتبه آيت الله مرعشي نجفي، قم
6- تفسير صافي‌، فيض كاشاني، موسسه الاعلمي، بيروت
7- تفسير نورالثقلين، عروسي، موسسه اسماعيليان، قم، دوم
8- تفسير الميزان، سيد محمد حسين طباطبايي، منشورات جامعه مدرسين، قم
9- تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازي، دارالكتب الاسلاميه، تهران
10- اصول كافي محمد كليني، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1365هـ. ش
11- تفسير درالمنثور،جلال الدين سيوطي، دارالفكر، بيروت
12- بحار الانوار‌، محمد باقر مجلسي، موسسه الوفا، بيروت‌، 1404 هـ. ق
13- الغدير - عبدالحسين اميني، دارالكتب الاسلاميه، تهران، پنجم، 1371 هـ.ش
14- سفينه البحار، شيخ عباس قمي، انتشارات فراهاناني، تهران
15- عيون اخبار الرضا، شيخ صدوق، دارالکتب الاسلاميه ، تهران، دوم، 1384 هـ ش
16- مجمع البحرين، فخرالدين الطريحي، دارالمكتبه الهلال‌، بيروت
17- مناقب آل ابي‌طالب، ابن شهر آشوب، دارالاضواد، بيروت
18- المفردات، راغب اصفهاني، بيروت، دارالمعرفه
19- صحيح مسلم، مسلم قشيري نيشابوري، موسسه عزالدين، اول
20- رياض الجنان، مرحوم آيت الله خوانساري
21- قطره‌اي از درياي فضائل اهل بيت، احمد مستنبط، نشر حاذق، قم، سوم، 1384 هـ ش
22- شناخت پيامبر اعظم از ديدگاه عقل و سنت، محسن غرويان، انتشارات دارالعلم، قم 1385

 

 

دوشنبه 20 فروردين 1386 - 11:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری