جمعه 29 شهريور 1398 - 12:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

عليرضا صفاري

 

حكايت جداييها

 

اگر معارف مولانا و ديگر عارفان و فيلسوفان كشور ما كه از اين بوم و بر برخاسته و سرمشق و شهره آفاق گشته‌اند به دست ديگر ملل برسد و آثار و اقوالشان در جهان، در ميان خاص و عام متداول گردد، براي سرزمين داناپرور و دانش‌گستر ما يك افتخار است، اما اگر دانشمندان و عارفان ما را ديگر كشورها كه اينك حتي با زبان ما ناآشنا هستند، از خود بدانند و براي آنان مجالس و محافل بزرگداشت گرفته و به نام نامي‌شان براي خود تبليغ نموده و با خرج نام اين بلند آوازگان، در جهان سراندازند و با آن كاستي‌هاي فرهنگي خويش را بپوشانند و جبران نمايند، براي ما چندان شايسته و سزاوار نيست و به عنوان يك معضل فرهنگي و آسيب بايد با آن مقابله كرد.

ممكن است ما با فلان دانشمند، يا عارف و فيلسوف چندان هم‌عقيده و هم‌راي نباشيم و اشكالات و انتقاداتي به او داشته باشيم، با اين همه اينها دليل نمي‌شود كه بگذاريم، ديگران از محل نام و ياد آنان خود را بالا بكشند و براي خود افتخار بتراشند و حتي تعرض نموده و او را از خود دانسته و متعلق به سرزمين خود بخوانند.

در گذشته شاهد بوده‌ايم كه ديگران، آثار و آراء دانشمندان و فيلسوفان و عارفان ما را برده و بر پايه آنها اختراعات و اكتشافات و نظريات فلسفي و فرضيه‌هاي علمي بنا مي‌كردند و باز در قالب مكاتب و ايسمهاي علمي، ادبي و هنري و اجتماعي و فرهنگي و فلسفي به ما ترزيق كرده و ما را تابع خويش مي‌خواستند، اين نوعي سرقت فرهنگي محسوب مي شد كه البته به گونه‌اي قابل توجيه بود، اما اكنون كه برخي كشورهاي همسايه نام و آوازه اين دانشمندان را مي‌ربايند و به اسم خود برايشان مراسم و مجالس بزرگداشت برگزار مي‌كنند، چه توجيهي وجود دارد. آيا اين عمل نيز در راستاي جهاني‌سازي فرهنگها صورت مي‌گيرد؟

اين درست كه عالمان و عارفان را جز دل و جان انسانها از هر شهر و دياري جايي نيست، اما اينكه در هشتصدمين سال بزرگداشت مولانا جلال الدين، وزارت فرهنگ و گردشگردي تركيه تور ويژه جلال‌الدين بلخي راه‌اندازي نموده و با قطار مخصوص به كشورهاي اروپايي گسيل دارد و به اصطلاح «قطار فرهنگي عشق و بردباري مولانا» را با بودجه 4 ميليون دلاري به منظور ترويج انديشه مولانا و معرفي اماكن ديدني خود به 11 كشور اروپايي بفرستد، يا اينكه فيلم سينمايي بلندي از زندگي مولانا، در هاليوود با بودجه 10 ميليون دلاري توسط كشور تركيه ساخته شود، تنها يك معنا دارد و آن اينكه: «مولوي از ماست.»

اخيراً حتي در خبرها آمده است كه مدير فرهنگ و توريسم قونيه تصميم دارد ، برنامه‌هايي براي تعداد 1500 ميهمان و جهانگرد در راستاي معرفي آموزه‌هاي مولانا برگزار نمايد كه شامل: تهيه فيلمهاي تلويزيوني به 5 زبان و بروشورها و كاتولوگهاي مولانا جهت اهدا و نيز در همين راستا اختصاص 1500 تخت علاوه بر تختهاي موجود در هتلهاي قونيه به جهانگردان و نيز برگزاري مسابقه‌اي تحت عنوان جايزه صلح مولانا 2007 در شهر قونيه به وسيله شهرداري، مي‌باشد. اين برنامه‌ها در بطن خود از يك واقعيت تلخ نيز پرده برمي‌دارد، اينكه چرا ما نبايد پيشقدم باشيم و عارف نامي خود را كه به زبان مادري ما، زباني كه هنوز برايمان ساده و روان و آشنا است، آثار خود را نوشته و تكلم نموده، به جهانيان بشناسانيم. به نظر مي رسد اين مولاناست كه هنوز مي‌نالد و مي‌سرايد:

كز نيستان تا مرا ببريده‌اند
از نفيرم مرد و زن ناليده‌اند
هر كسي كو دور ماند از اصل خويش
بازجويد روزگار وصل خويش

 

 

يكشنبه 19 فروردين 1386 - 10:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری