شنبه 31 فروردين 1398 - 10:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

آرش فهيم

 

ايام به خير خانم كارگردان!

 

نگاهي به فيلم جنگي شب به خير فرمانده

كارنامه كارگردان:

انسيه شاه حسيني با شروع جنگ تحميلي به عنوان خبرنگار راهي جبهه شد و ديده‌ها و شنيده‌هاي خود را در پاره‌اي از نشريات آن زمان منتشر كرد. حضور در جبهه و آشنايي با فضا و آدم‌هاي آن زمينه را براي خلق آثار هنري در اين زمينه براي او فراهم نمود. هرچند كه شاه حسيني پيش از آن كه فرصت فيلم‌سازي بلند پيدا كند، هنر خود را به عنوان يك رمان‌نويس با «توپچنار» در عرصه ادبيات به رخ كشيد . چند فيلم كوتاه نيز در كارنامه او ثبت شده است. «مجال»، ماهيت دوستي رزمندگان در جبهه را به تصوير مي‌كشد تا آنجا كه اين اثر تا آن سوي مرزها نيز پركشيد و از سوي جشنواره‌هاي متعدد مورد ستايش قرار گرفت. «آخرين روز تابستان» فيلمي درباره زنان تفحص بود و «اعتراض يك جانباز» نيز هيچ گاه نمايش داده نشد. فيلم‌نامه‌هاي دل نمك، اوينار، آب را گل نكنيد، پورياي ولي و .. نيز توسط او نوشته شدند تا ديگران آن‌ها را تبديل به فيلم كنند. «غروب شدبيا» كه در جشنواره بيست و سوم فيلم فجر اكران شد و چندي پيش نيز بر پرده سينماهاي به نمايش درآمد، اولين اثر سينمايي بلند او بود و اينك شب به خير فرمانده.

با تهاجم نيروي نظامي رژيم بعث عراق به ايران و دفاع همه جانبه مردم كشورمان، تاريخي جديد بر برگ‌هاي تاريخ اين مرز و بوم حك شد. جنگ با همه زشتي‌ها و پلشتي‌هاي اجتناب ناپذيرش، هنگامي كه با دفاع مردم تازه انقلاب كرده ايران روبرو گرديد، زيبا شد. و اين نبرد هشت ساله را بدل به بي‌نظيرترين نزاع در تاريخ – به استثنا نبردهاي مسلمين در صدر اسلام- كرد.

هم زمان با اين نبرد ژانري جديد در سينماي ايران متولد شد؛ سينماي دفاع مقدس كه موظف به بازتاب و نمايش ايثارگري‌هاي رزمندگان بود. اما به راستي سينماي ما طي سال‌هايي كه گذشت چه ميزان از اين فرهنگ ناب، كه در ميان شعله‌هاي آتش و قطرات خون پديد آمد، را توانست بازتوليد كند؟ فرهنگي كه در آن زمان عرفان و سلوك معنوي با مبارزه درآميخته است و سالكان آن به عشق ايمان و در راه معبود و معشوق، خون مي‌دادند. فرهنگ بسيجي كه در اينجا بيش از اين مجال پرداختن به آن نيست و اين قلم قادر به رسم بيشتر آن نمودار نيست.

سال‌ها از پايان جنگ مي‌گذرد و متاسفانه حضور آثار سينماي دفاع مقدس بر پرده نقره‌اي سالن‌هاي نمايش فيلم، روز به روز كمرنگ‌تر مي‌شود، به طوري كه در جشنواره‌هاي سال‌هاي اخير يا هيچ و يا حداكثر دو سه فيلمي با اين مضمون توليد مي‌شود. از جمله اين آثار شب به خير فرمانده به كارگرداني انسيه شاه حسيني است، كه در بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و برنامه نوروز 86 سينماهاي ايران بود.

شاه حسيني براي جبهه‌اي‌ها يك رزمنده، براي مطبوعاتي‌ها يك خبرنگار و براي اهالي عرصه ادبيات يك نويسنده است. همچون فيلم‌نامه‌نويسان كه او را سناريونويسي صاحب قلم به حساب مي‌آورند؛ حال، او به خانواده سينما پيوسته چرا كه در ادامه ساخت فيلم‌هاي كوتاه، صاحب دو اثر بلند سينمايي شده؛ غروب شد بيا و شب به خير فرمانده.

بزرگواري از اهالي فرهنگ گفته است كه هر اثر هنري نوستالوژي و تجربه‌هاي شخصي صاحب اثر است. اگر اين نظريه را – تا حدودي هم- بپذيريم شاهد اين هستيم كه شاه حسيني يك دايره المعارف از تجربه است. كسي كه از هر نظر هم صاحب نوستالوژي‌هاي حس برانگيز و هم دارنده تجاربي است كه هر گوشه‌اش مي‌تواند دست‌مايه خلق آثار شنيدني، خواندني و ديدني جذاب باشد، آنچه كه در شب به خير فرمانده هم ظهور و نمود داشته است وقتي به اين نكته بيشتر پي مي‌بريم كه بدانيم، شاه حسيني كسي است كه با جنسيت زنانه در لباس رزمنده جنگ را تجربه كرده و در مقام خبرنگار، انعكاس دهنده مسائل اجتماعي جنگ بوده و در دوران پس از جنگ دست به آزمون و خطا در اين زمينه در عرصه‌هاي ادبيات، هنر و به خصوص فيلم زده است. اين پروسه همه‌اش بستر شكل‌دهي مشخصه‌هايي بوده كه بي‌ترديد امروز در حوزه فيلم سازي بلند، تضمين كننده پيشاپيش قوت آثارش است.

شب به خير فرمانده حاصل تجربه‌هاي شخصي فيلمساز و آگاهي و معرفت وي از عناصر درام در كار هنر است. فيلمي كه اگر چه از نظر ژانر در گونه جنگي و يا به مفهوم صحيح آن دفاع مقدس مي‌گنجد، اما از نظر گرايش به مضامين اجتماعي، مي‌توانيم آن را يك كار تصويري اجتماعي نيز بدانيم. اين فيلم براساس آنچه در اثر شاهد آن هستيم و آنچه كه در گفت و گوها و نقل خاطرات شاه حسيني خوانده‌ايم، با دراماتيزه كردن وقايع تجربه شده است كه فيلم از يك مجموعه تصاوير مستند، قالبي سينمايي يافته كه البته در نوع خود موفق هم بوده است. تا جايي كه از هر نظر شب به خير فرمانده با آثار كلاسيك هم‌گونه‌اش- ضمن وفاداري به فرهنگ دفاع مقدس- پهلو مي‌زند. شايد اين نظر اغراق آميز بنمايد، اما فراموش نكنيم كه شاه حسيني اين فيلم را در شرايط و فضايي ساخته كه سينماي دفاع مقدس و به طور كلي سينماي ما در بحران ناشي از كمبود مخاطب قرار داشته ( والبته هنوز هم دارد.) طي سال‌هاي اخير سينماي دفاع مقدس از دو سو با آفت دور كردن آن از مردم روبرو شد. از يك سو فيلم‌سازاني- عمدتاً تازه كار- بودند كه با توليد و ارايه آثار سطحي وام گرفته از نمونه‌هاي نازل خارجي، تكراري و قصه پردازي‌هاي غيرواقعي اكشن، باعث يك نواختي در عرصه نمايش سينماي دفاع مقدس شدند. اين گروه كه معمولاً‌ از سينما فقط گيشه را آنهم از طريق ارايه آثار فاقد شخصيت‌پردازي و جلوه‌هاي بصري قابل تامل مي‌دانند، فيلم‌هايي به منصه نمايش مي‌گذارند كه در آن‌ها آدم ها به شدت سفيد و يا به شدت سياه به عنوان قهرمان و ضد قهرمان‌هاي بلامنازع قصه سرايي مي‌كردند. اين فيلم‌ها بهانه‌اي شدند براي مديريت به كرسي نشسته و پرادعاي يك دهه اخير تا به سوء استفاده از اين واقعه، سينماي دفاع مقدس را فاقد مخاطب معرفي كنند و همه حمايت‌ها و كمك‌ها را از توليد اين فيلم‌ها قطع كنند. حتي در سال‌هاي اخير آن دسته از فيلم‌سازاني كه خواستند در اين ژانر اثري ارائه دهند، تحت عنوان پوششي كليشه شكني دست به ساخت فيلم‌هايي به شدت تلخ زدند.تا آنجا كه علي‌رغم سرشار بودن سال‌هاي دفاع مقدس ما از سوژه‌هاي ناب و بي‌بديل، به كپي برداري دم دستي و به شدت بد ساخت، از فيلم‌هاي ضدجنگي آمريكايي دست زدند همان يانكي‌هايي كه جنگ‌شان در ويتنام در اصل تهاجم عليه بشريت بود و آدم‌هاي جنگ‌شان در خدمت اين تهاجم بودند. اين فيلم‌ها در ظاهر به قصد دست‌يابي به مخاطب خاص اما در اصل براي ارايه به جشنواره‌هاي خارجي در راستاي شعارهاي مديريت فرهنگي وقت بود. رويكردي كه منجر به انزواي هر چه بيشتر سينماي دفاع مقدس شد تا جايي كه در آغاز دهه هشتاد، توليدات اين گونه سينمايي به صفر رسيد و علي رغم توليد سالانه نزديك به صد فيلم در سال‌هاي گذشته، حداقل سه، چهار عنوان آن با مضامين و موضوع دفاع مقدس بودند. سينماي دفاع مقدس يكي از ژانرهاي تنوع بخش سينما و پنجره‌اي به سينماي بومي و ملي است. قصه‌هاي مرتبط با دفاع مقدس را از هر منظر كه بنگريم، بازتاب دهنده و برآورنده علايق و نيازهاي روحي- تفريحي مردم بود. بنابراين فيلم‌هاي بهتر و عميق در اين عرصه مي‌توانست تنوع بخش سينماي ما باشد.

شب به خير فرمانده اما حكايت ديگري است اگر چه قصه فيلم و مسير روايت در ابتداي فيلم، تغييري برگرفته از همان فضا و گرايشات را تداعي مي‌كند اما موضوع كلي و چگونگي پيشرفت قصه و سير تحول شخصيت اصلي، رويكردي كليشه شكن و در خدمت ارزشهاي دفاع مقدس دارد.

روايت به اين ترتيب است: دختري (با نقش آفريني لادن مستوفي) به دليل رسيدن به مرز پوچي و ياس تصميم به خودكشي مي‌گيرد و براي رسيدن به اين هدف جبهه را برمي‌گزيند. حضور او در قالب يك خبرنگار جنگي است اما در شب عمليات طريق القدس اتفاقاتي مي‌افتد كه سرنوشت او را تغيير مي‌دهد. حضور اين دختر در جبهه تا مقطعي از زمان فيلم همراه با دغدغه‌هايي مغاير با ارزش‌هاي رسميت يافته است و اين مدخل ورود و حضور قهرمان فيلم به جبهه، ابتدا به ساكن، به نوعي معاني ضد دفاع مقدس را القا مي‌كند و اين چنين به نظر مي‌رسد كه اين تمهيد، در پي جذب مخاطب است. حتي چگونگي برخورد اين دختر با فرمانده جوان و ايجاد مناسبات پس از اين آشنايي نيز همچنان براي مخاطب سنتي سينماي جنگ ما، ذهنيت منفي را درباره محتواي فيلم شكل مي‌دهد، ولي با سپري شدن زمان و جلوتر رفتن قصه، وضعيت متفاوت مي‌شود و فيلم رنگ و بويي ديگر مي‌گيرد. در هر نما و فصل فيلم، عطر شهادت به مشام مي‌رسد بي آنكه كارگردان در اين زمينه رو به اغراق گويي و يا شعار دادن بياورد. جلوه‌هاي بصري، قاب بندي و همچنين چگونگي پيوند آدمها با يكديگر براي خلق ابعادي از زيبايي شناسي، همه و همه فيلم را از يك اثر جنگي معمولي با گرايش‌هاي رومانتيك و جنسيتي صرف جدا و به آن مرتبه‌اي متعالي بخشيده و در رديف ماندگارها جايي به خود اختصاص مي‌دهد.

كارگردان به اين اصل واقف بوده است كه يك اثر هنري- در اينجا سينما- آنگاه ارزشمندتر مي‌شود و براي خود جايگاه برجسته‌اي كسب مي‌كند كه رويكردي واقع نگر به مسائل اجتماعي در بستر رخدادهاي اثر داشته باشد و از همين رو مي‌بينيم كه شب به خير فرمانده در قالب سينماي داستاني جنگي- دفاع مقدس- از به تصوير كشيدن مسائل اجتماعي در منطقه غافل نشده است و با ايجاد قصه‌هاي فرعي در پيرامون پيرنگ اصلي، بخشي از فيلم را به معضلات مبتلا به خانواده‌هاي اسير در چنگال روابط و مناسبات عشيره‌اي اختصاص داده است. در واقع اين فقط رزمندگان نبودند كه در جنگ نقش داشتند،‌ بلكه اقوام و عشاير عرب منطقه نيز در آن زمان نقش خود را ايفا كردند. فيلم نقد خود را بر وضعيت اين گروه‌ها نه صريح و تهاجمي و در قالب شعار، بلكه بر عكس ضمن ارج نهادن به خصلت‌هاي وطن دوستانه و قومي آنها در دفاع از حريم كشور و با ايجاد چيدماني كه باعث غم خواري مخاطب مي‌شود، بيان مي‌دارد . البته نقد و انتقاد از آنان را نيز رها نمي‌كند. ورود مردي با سه همسر به داستان فيلم نه براي ايجاد جذابيت كاذب، كه در راستاي ديدگاه نقادانه‌اش به اين رسم قومي است و چقدر ظريف رفتار مردسالارانه را نقد مي‌كند. آنجايي كه يكي از زنان از دست سبك كتك زدن شوهرش به نيكي ياد مي‌كند.

ادعاي تسلط كارگردان به كار با دوربين را مي‌توان با به ياد آوردن صحنه مراسم عروسي جنوبي‌ها در فيلم به اثبات رساند. شايد فصل‌هاي روايت عروسي براي خدمت به جنبه‌هاي شادي‌بخش و جذابيت آفرين كاربرد داشته باشد، اما همه خلق اين صحنه‌ها براي اين منظور نيست كه بر عكس، و دقيقاً براي اين است تا در صحنه‌هاي بعد كه تهاجم رخ مي‌نمايد و خبر كشته شدن عروس توسط داماد داده مي‌شود، تماشاگر به خوبي شدت تخريب‌گري جنگ تحميلي و يورش دشمن به كشور را درك مي‌كند. اين تصاوير چنان شوكي به مخاطب گرفتار در خلسه جذابيت‌هاي جشن عروسي وارد مي‌كند كه خود را بر صندلي سينما مي‌فشارد و آرزو مي‌كند كه اي كاش در آنجا حضور داشت و با هر آنچه از امكانات محدود داشت، دشمن را به عقب مي‌راند.

در اجراي اين صحنه‌ها، دوربين در مكان‌هايي قرار گرفته (دكوپاژ) كه ما تا هجوم دشمن لحظه‌اي آن را احساس نمي‌كنيم و بي‌اغراق مي‌پنداريم كه در واقع حاضر و ناظر آن عروسي و ضربه خوردن پس از آن هستيم.سبك و سياق مستندگرايي فيلم در صورت كم توجهي به برخي از مولفه‌هاي سينمايي مي‌توانست آسيب جدي به جنبه ارتباط گيري تماشاگر وارد آورد، اما فيلم ضمن انعكاس هرچه بهتر واقعيات خود را از دام يك كار مستند نيز رهانيده است و آن را به سطح آثار متعلق به سينماي كلاسيك ارتقا داده است.آنچه كه در فيلم كاركرد تاثيرگذاري دارد صحنه‌هاي انفجار فرارهاي دختر (قهرمان فيلم) و ترس‌ها و استرس‌هاي او، طراحي صحنه، گريم و مجموعه اكسسوار و غيره همه در خدمت واقع گرايي فيلم است. در صدر همه اين اين ويژگي‌ها آنچه كه مكمل كار شده است حس و حال، فضا و روابط و مناسبات بچه‌هاي جبهه است كه برگرفته از خاطرات، شنيده‌ها و يا ديده‌هاي ما از جبهه و رزمندگان است ولي اين برداشت‌ها در دل و در خدمت قصه قرار دارند تا همه چيز در حالي كه واقعي جلوه مي‌كند هدف دار و تاثيرگذار نيز باشند.

از ديگر نكات قابل توجه فيلم شخصيت پردازي فرماندهان است. چيزي كه منجربه كليشه شكني و متمايز شدن شب به خير فرمانده از آثار هم ژانر خود شده . در آثار جنگي كليشه‌اي ما رسم است كه فرماندهان- يا به تعبير كليشه شده ؛ حاجي‌ها – را آدم‌هاي پخته، پرتجربه، قوي هيكل، ورزيده و شكيل نمايش مي‌دهند. افرادي ماورايي و غيرزميني كه دست يافتن به آنها يا مثل آنها شدن غيرممكن است. اين اغراق‌گويي‌ها نه تنها جذابيت آفرين نيست، بلكه يكي از دلايل دوري نسل جديد از فرهنگ دفاع مقدس است. اين در حالي است كه ما اين نكته بيني را در شب به خير فرمانده مي‌بينيم. بشار ضمن اين كه واقعيت جنگ است و همه مي‌دانيم جواناني چو او بخش اعظم جنگ را بر عهده داشتند و با نشان دادن توانايي‌هاي خود به مقام فرماندهي ارتقا يافتند و حماسه آفريني كردند. اما در فيلم، روحيات ، تفكر و نگاهي را از او مي‌بينيم كه طبيعت هر جوان به سن و سال اوست. ابراز احساسات و تمايل او به نزديك شدن به قهرمان فيلم در عين سلامت نفس، ايثار و گذشت حكايت از همين حقيقت دارد.

استفاده از عنصر زن، به عنوان منبع احساس، نجابت، پاكي، وفا و افتخار، براي شاه حسيني، ابزار جذابيت آفريني و يا وسيله‌اي براي القاي شعارهاي زن سالارانه و فمينيستي نبوده است. زن در آثار او قبل از هر چيز يك انسان است.

همچنان كه در مستندي كه زنان، تفحص مي‌كنند؛ و يا در فيلم بلند «غروب شد بيا» نيز كه قهرمانان زن هستند. مخاطب هرگز آنان را از دريچه‌اي جنسي نمي‌نگرد. در هر نماي اين آثار انساني را مي‌بينيم كه به دلايل تاريخي يا جغرافيايي و فرهنگي دچار تنگنا مي‌شوند. با اينكه در شب به خير فرمانده سير مضموني فيلم، پيرامون حضور يك زن در جبهه است، اما حتي در يك پلان، حس و كشش جنسي به ذهن مخاطب خطور نمي‌كند.

بالاخره اينكه شب به خير فرمانده، شايد يك فيلم صد در صد كامل نباشد، اما يك اثر سينمايي با رعايت اصول دراماتيك و به كارگيري عوامل تشكيل دهنده سنجيده از نظر ساختاري و در خدمت بيان مظلوميت ملت ايران در جنگ هشت ساله است.

فيلم ساز با به كارگيري هرچه بيشتر اركان هنري و دوري از شعار، در قالب داستاني دل نشين، حكايت آدم‌هايي را به تصوير مي‌كشد، كه مي‌خواهند زندگي كنند، اما خوي ددمنشانه اغيار مانع از آن مي‌شود. اين فيلم با بيان ساده و صميمانه خود و روايت متفاوت به خوبي از عهده دفاع سمبليك از ملت ايران برآمده است در همين روايت متفاوت، با تمام خشونت‌ها، ويران‌گري‌ها و متقابلاً انسان دوستي‌ها، ايثارگري‌ها و شهادت‌طلبي‌هاي رزمندگان به نمايش درآورده و ثابت كرده كه هنوز حرف‌هاي بسياري از سال‌هاي دفاع، ‌ناگفته مانده است كه در صورت انتخاب لحن متفاوت و كليشه شكني درست و هنجارمند، مي‌تواند براي علاقمندان سينما جذاب باشد. سينماي ايران هنوز به دفاع مقدس بدهكار است و اين وظيفه سينماگران در قبال نسل جديد جامعه است؛ نسلي كه از جنگ چندان اطلاعي ندارد سينماگر ايراني نشان داد قادر است با خلق آثار پركشش، زواياي پنهان جنگ را بازگو كند. بي‌ترديد سينما بهترين قالب براي دفاع از جنگ ناخواسته ملت ايران است و شب به خير فرمانده گامي استوار در اين رويكرد است.

فصل پاياني اين اثر شايد يكي از پاي‌بندي‌هاي هوشمندانه و سينمايي باشد. قهرمان فيلم اگر چه براي خودكشي راهي جبهه شده اما تحول تدريجي او تا علاقه‌مند شدن به زندگي، به خوبي در القاي فضاي معنوي جبهه و برقراري ارتباط با مخاطب از عهده كار برآمده است. آنگاه كه قهرمان فيلم آگاهانه قصد ماندن مي‌كند، تماشاگر همراه با او، فرق بين اين «انتخاب براي ماندن» با آن «آمدن براي انتحار» را مي‌فهمد و به اين درك والا دست مي‌يابد كه دفاع و شهادت يعني زندگي در بالاترين مرتبه و ارجمندترين ارزش‌ها. چنين است كه شب به خير گفتن دختر به فرمانده‌اش، همانقدر به جا، درست و زيبا و دل‌نشين جلوه مي‌كند كه اگر ما بعد از تماشاي فيلم، از جابرخيزيم و خطاب به انسيه شاه حسيني بگوييم؛ ايام به خير، خانم كارگردان!



 

 

شنبه 18 فروردين 1386 - 15:14


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری