چهارشنبه 27 شهريور 1398 - 9:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

بخشعلي قنبري

 

نوروز ما ايراني‌ها

 

نوروز از جمله جشنهايي است كه قدمت بسيار طولاني دارد. بنا به نظر برخي صاحبنظران سابقه آن را تا سه هزار سال پ.م مي‌توان دنبال كرد. در واقع بايد گفت كه اين آيين از تمدنهاي بين النهرين يعني بابل و آشور به يادگار مانده و نسل به نسل ادامه يافته و با تحولات و تغييرات زيادي كه در تاريخ خود بدانها تن داده تا اينكه بدست ايرانيان عصر حاضر رسيده است. در اثر نفوذ عظيمي كه بين‌النهرين در همسايگان خود داشته اين مراسم با اندك تغييراتي در آن مناطق نيز اجرا مي‌شود.

اصل داستان از آنجا آغاز مي‌شود كه در بين‌النهرين خدايي مورد پرستش واقع مي‌شد بنام (دموزي dumuzi) كه خداي گياهان و نباتات به حساب مي‌آمد و حيات اين موجودات نامي در اختيار اين خدا بود. خدايان قدرتمندتر از دموزي نيز وجود داشته است. در بين‌النهرين الهه‌اي بنام اينانا (inanna) بود كه در سومري به معناي بانوي آسمان خوانده مي‌شد. اين الهه پدري بنام انكي (enki) است كه مظهر خرد بود. آفرينش جهان در دست او بود و نظام‌بخش هستي به شمار مي‌رفت. او خداي باران‌آوري بود كه غنا و رفاه جوامع انساني در دست او قرار داشت. او واضع قانون و حافظ بحساب مي‌آمد و بهترين دوست انسان و تعيين كننده سرنوشت او بود. او پسري به نام مردوك يا مردوخ داشت كه خداي بزرگ بابلي به شمار مي‌رفت. (1)

اينانا همسري داشت بنام دموزي (dumuz) كه خداي بركت و بخشندگي و باروركنندگي است. اين خدا در ميان مردمان آن عصر از محبوبيت بسيار برخوردار بود. در فرهنگ آن روزگار اين خدا به عنوان خداي شهيدشونده باروري معروف بود. اين خدا مي‌ميرد و با مرگ او جهان نباتات هم حيات خود را از دست مي‌دهند. درختان بر و برگ از دست مي‌دهند و جهان طبيعت كاملاً افسرده مي‌شود و نشاني از زندگي باقي نمي‌ماند. در تحليل نمادين اين مي‌توان گفت كه مرگ دموزي زمستان را با خود مي‌آورد و سر سبزي و طراوات‌هاي خود را به درختان خشك و عاري از برگ مي‌دهد.

از آنجا كه مردمان به اين خداي محبوب عشق و علاقه زيادي داشتند در نبود او عزاداري‌هاي عظيمي براه مي‌اندازند و همگي لباس عزا برتن مي‌كنند و سينه‌زنان و زنجيرزنان در كوچه‌هاي شهرهاي مختلف به مراسم عزاداري خداي شهيد شونده مي‌پردازند. اشكهاي زيادي نثار خداي شهيد مي‌شود و خداي به شهادت رسيده از نو زنده مي‌شود و با همسر زيباي خويش كه خود الهه آب و عشق و جنگ بود زندگي را از سر مي‌گيرند و تا سال ديگر به حيات مزدوج خود ادامه مي‌دهند.

با توجه به اينكه در آن روزگار شاه و ملكه او را نمايندگان خدايان مي‌دانستند در كشور بين‌النهرين به هنگام زنده شدن دموزي جشن عظيمي برپا مي‌شود و در واقع مراسم عيد نوروز از همان روز با جشن ازدواج شاه و همسرش آغاز مي‌شود و مردم به پايكوبي و برپايي جشن عظيمي دست مي‌زنند. با ازدواج مقدسي كه در معبد شهر انجام مي‌گيرد مراسم ازدواج نيز در ميان مردم آغاز مي‌شود.

چنانكه گفتيم نظير اين مراسم در ساير ممالك آن عصر نيز به مورد اجرا گذاشته مي‌شود با اين تفاوت كه اسامي خدايان عوض مي‌شود و يا خدايان به خداي واحد مبدل مي‌شوند. مثلاً در مصر خداي انريس (خداي زن) و اوزيريس (خداي مرد) جاي اينانا و دموزي را مي‌گيرند. جشن نوروز در واقع بازمانده چنين مراسمي است اما بايد توجه داشت كه تحولات عظيمي را بخود ديده است. حداقل چيزي كه بايد بدان اشاره كرد اينكه مراسم دو بخش متضاد داشت كه در عصر حاضر اين دو بخش به يك بخش تقسيم شده و شكل منطقي بخود گرفته است. آن دو بخش اين است كه ابتدا عزاداري مفصلي صورت مي‌گرفت و آنگاه با زنده شدن دموزي و به همراه آن حيات پيدا كردن طبيعت جشنهاي نوروزي شروع مي‌شود. در حاليكه در حال حاضر تنها به قسم دوم مي‌پردازيم.

شاهان ساماني در بسط و گسترش اين مراسم نقش به سزايي داشتند و هنگامي كه زردشتيان در ايران در عهد ساسانيان به حكومت مي‌رسند اين جشن را رسمي اعلام مي‌كنند و با شركت خود در اين مراسم وجهه خاصي به آن داده و آن را به يك مراسم عمومي تبديل مي‌كنند. (2)

وقتي در هزاره اول پ.م در بين النهرين با شروع حركت فرهنگ دين آن كشور به سوي يكتاپرستي حال و هواي ديگري بخود مي‌گيرد و خدايان مزدوج جاي خود را بخداي واحدي بنام مردوخ مي‌دهند كه در اين جا او به شهادت نمي‌رسد زيرا زمانه تغيير يافته و مرگ خداي بزرگ معناي خود را از دست مي‌دهد. اما مظهر او، شاه بابل، هر ساله به هنگام نوروز به ديدار بت اعظم مي‌رفت در آنجا به نحوي صوري سلطنت را به دست كاهن بزرگ معبد مي‌سپرد و بعداً دوباره به شاهي مي‌رسيد و در آئينها شركت مي‌كرد و سرانجام مراسم ازدواج عقد با كاهنه معبد انجام مي‌پذيرفت و سال پربركت ديگري انتظار مي‌رفت. (3)

در دين زردشتي گذشته از اين كه مراسم نوروز انجام مي‌گرفت قبل از آغاز سال زردشتيان به قبرستان مي‌رفتند تا درگذشتگان خود را ياد كرده براي آنها طلب آمرزش كنند و حتي چراغهايي بر سر قبرها روشن مي‌كردند به همراه اين كارها، امور خير ديگري از قبيل پخش هدايا ميان فقرا نيز مرسوم بوده است. در عهد ساماني اين جشن مانند اعياد عيد فطر و قربان متغير بود و در فصول مختلف مي‌گشت و در سال يازدهم هجرت تقريباٌ حالت ثابتي بخود گرفت و نهايتاً تاليف تقويم جلالي (قرن پنجم) نوروز روز اول بهار ثابت گرديد.(4)

وقتي اسلام وارد ايران مي‌شود تحولات زيادي در عقايد و افكار مردم پديد مي‌آورد البته مساله ريشه‌كن كردن سنت‌هاي حسنه در ميان نيست مراسم نوروز همچنان ادامه پيدا مي‌كند و روز ديدار از قبرستان در روز پنجشنبه صورت مي‌گيرد و خيراتي براي اموات در بين مردم پخش مي‌كنند.

بهرحال در آغاز سال مردمان به ديد و بازديد مي‌پرداختند و دوازده روز را اينچنين سير مي‌كردند تا اينكه روز سيزده كه در خانه ماندن را نحس مي‌دانستند و به بيرون از شهر به دشت و بيابان روي مي‌آورند تا طبيعت زنده شده را به نظاره بنشينند. شايد روز سيزده بدر تشكر از دموزي نيز به شمار مي‌آمد چه اولاً او زنده شده و ثانياً حيات نباتي را براي مردمان به ارمغان آورده است لذا در خانه ماندن نوعي بي‌احترامي و بي‌توجهي به دموزي محسوب مي‌شود پس همه با هم به باغها و دشتها مي‌روند تا آن روز با طبيعت سازنده سپري كنند.

در دوران اسلامي در ابتدا به نوروز اهميت زيادي داده نمي‌شد ولي بعدها خلفاي اموي براي افزودن درآمد خود هداياي نوروز را از نو معمول داشتند بني اميه هديه در عيد نوروز را براي مردم ايران تحميل مي‌كردند كه در زمان معاويه تعداد آن به پنج تا ده ميليون درم بالغ مي‌شد. (5)اين روند ادامه داشت تا اينكه عمربن عبدالعزيز آن به دليل گران آمدن اهداء تخلف بر مردم منسوخ كرد و در تمام اين مدت اين جشن در ايران برگزار مي‌شد. پس از روي كار آمدن عباسيان نيز به روش پيشين خود و با تغييرات و تصرفاتي كه فرهنگ اسلامي در آن بوجود آورد، به عصر ما رسيد و همچنان ادامه دارد.

نوروز جشن ديني يا ملي؟

تاريخ اديان بيانگر اين نكته است كه اكثر جشنهايي كه امروز مردمان برگزار مي‌كنند صبغه ديني داشته است. جشنها يا جشنواره‌هاي المپيك نمونه بارزي از اين انواع است. اما هميشه اين سوال ذهن نگارنده را به خود مشغول داشته است كه چرا به نوروز جشن ملي ايرانيان لقب داده‌اند؟ آنچه از جشن ملي به نظر مي‌آيد اين است كه دين با امور ماوراي طبيعت نقشي نداشته باشد. با توجه به چنين تعريفي ديگر مجال و محلي نمي‌ماند كه نوروز را جشن ملي بناميم بلكه بايد بگوييم «جشن مذهبي ايرانيان پيش از اسلام.»

گوهري‌ترين موضوع هر ديني خدا يا خدايان يا امور غيبي است. با توجه به تاريخچه‌اي كه از نوروز آورديم كاملاً گوياي آن مي‌تواند باشد كه نوروز كاملاً رنگ ديني و مذهبي دارد و سنتهاي ملي چندان نقشي در آن ندارد. حتي اگر اين جشن را با ساير جشنهاي مذهبي مقايسه كنيم نقاط نوساز مادي را مي‌توان در آن يافت. اگر در ساير جشنهاي مذهبي بنيانگذار دين متولد مي‌شود و يا ... اما در اين جشن اساساً خداي دين زنده مي‌شود حضور خدا در يك جشن به يقين مقوم بسيار مهمي براي ديني شمردن آن جشن به شمار مي‌رود لذا نوروز جشن كاملاً ديني است. منتها دين بين‌النهرين زردشتي نه اسلامي.

پس از اينكه اسلام بر ايران فائق آمد و جايگزين دين زردشتي شد و مردم ايران با اختيار كامل اين دين رهايي‌بخش را پذيرا شدند و دين پيشين تقريباً منسوخ شد و اكثرا پيروان خود را از دست داد اين مراسم شكل ملي بخود گرفت اگر عنصر دين بودن آن در بين النهرين و ايران عصر پيش در ساسانيان بيشتر مطرح بوده است ولي در اين عصر نيز همچنان آتشكده‌ها محل برگزاري آن بوده‌اند. مهمترين زيارت آتشكده در روز نوروز است. در آن روز زردشتيان بامدادان از بستر برخاسته بدن را شسته جامه نو بر تن راست كرده ، به آتشكده مي‌روند و مراسم نيايش را بجا مي‌آوردند و آنگاه صدقاتي به فقرا و بينوايان اعطا كرده تمام اوقات آن روز مقدس را به ديد و بازديد دوستان و تبادل شادباش و تقديم تهنيت و جشن و سرور مي‌گذرانند. (6)

نوروز در روايات اسلامي

از جمله امتيازاتي كه اسلام بر ساير اديان دارد اين است كه سنتهاي حسنه جاري در امتها را اصلاح كرده و رنگ ديني به آنها داده و در راستاي اهداف انساني قرار مي‌دهد و در عين حال آفات آنها را از بين برده و بصورت يك سنت كاملاً مقبول شرعي و عقلي در اختيار مردمان قرار مي‌دهد تا وسيله‌اي در جهت رسيدن به سعادت ابدي انسان باشد نوروز از جمله اين سنتها است.

در روايتي از امام صادق عليه‌السلام وارد شده كه ايشان در روز نوروز غسل كرده و لباس تميزي پوشيدند (7") و نيز از ايشان نقل شده كه درباره نوروز فرمودند نوروز روزي است كه خداوند از بندگانش پيمان گرفته تا بر او شرك نورزند و به پيامبران و حجتهاي او و ائمه اطهار عليه‌السلام ايمان بياورند. نوروز روزي است كه خورشيد طلوع مي‌كند و بادهاي خوش مي‌وزد و دور زمين گل و شكوفه مي‌رويد. (8)

چنين رواياتي از بقيه ائمه اطهار عليهم‌السلام نيز وارد شده است و از علي عليه‌السلام است كه فرمودند: «اصغوا لنا كل يوم نيروزاً » (9) هر روز را براي ما نوروز قرار دهيد و نيز در روايات آمده است كه بزرگان ديني در اين روز تميزترين لباسهاي خود را مي‌پوشيدند و غسل مي‌كردند و نمازهاي مستحبي زيادي بجاي مي‌آوردند و دعاهاي مخصوصي مي‌خواندند و حتي آمده است كه امام صادق عليه‌السلام پاكيزه‌ترين لباس‌هاي خود را مي‌پوشيد و روزه مي‌گرفت. (10)

چنانكه نوشتم اسلام به اينگونه سنتهاي ظاهراً بي‌جهت و در زعم مردم كاملاً ملي رنگ ديني و جهت اسلامي بخشيده و آن را در مسير الهي قرار داده و از اعمال غيرشرعي و غير اخلاقي پيراسته مي‌كند، مرحوم شيخ عباس قمي در اعمال اين روز بجاي آوردن امور زير را يادآور شده اند: اول خواندن دعايي منقوله در وقت رويت هلال كه بهترين آنها دعاي چهل و سوم صحيفه سجاديه است دوم خواندن هفت مرتبه سوره حمد، سوم در شب اول دو ركعت نماز كند و در هر ركعت بعد از حمد سوره انعام بخواند چهارم در روز اول دو ركعت نماز كند در ركعت اول بعد از حمد سي مرتبه قل هوالله و در ركعت دوم بعد از حمد سي مرتبه انا انزلناه بخواند و بعد از نماز تصدقي كند و سلامتي خود را از حق تعالي بخواهد (11).

مرحوم شيخ عباس قمي در اين روز دعايي نيز ذكر كرده و توصيه كرده است كه در اين روز (به پيروي ائمه ) بايد لباس پاكيزه پوشيد و خود را به بوهاي معطر خوشبو كرد كه حضرت صادق عليه‌السلام فرمود: چون روز نوروز شود غسل كن و پاكيزه‌ترين جامه‌هاي خود را بپوش و به بهترين بوهاي خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار پس چون از نماز پيشين و پسين و نافله‌هاي آن فارغ شوي چهار ركعت نماز بگذار يعني در هر دو ركعت يك سلام و در ركعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر بخوان و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل يا ايها الكافرون و در ركعت سوم بعد از حمد ده مرتبه قل هوالله در ركعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه قل اعوذبرب الفلق و قل اعوذ برب الناس را بخوان (و پس از آن دعايي بخوان (12) كه در مفاتيح وارد شده است.)

نوروز در محك داوري

علماي اسلام در مباحث فقهي خود از دو اصطلاح «احكام تاسيي» و «احكام تنفيذي» زياد استفاده مي‌كنند. احكام تاسيي آن حكم‌هايي را گويند كه در عرف جامعه پيش از پذيرش اسلام رايج نبوده و اسلام از ابتدا همين احكام و موضوعاتي را تاسيس مي‌كند. اما در تنفيذ، احكام و رسومي در ميان مردم جاري بوده ولي شريعت مقدس اسلام آن را پذيرفته و وجه شرعي به آنها داده است در اينجا اين سوال پيش مي‌آيد كه آيا مراسم نوروز را مي‌توان از مصاديق احكام و موضوعات تنفيداي اسلام قرار داد يا نه؟ و آيا از نظر اسلام نوروز بايد از ريشه كاملاً خشك شود يا قابل اصلاح و استمرار است؟

جوابهايي كه به اين سوالات داده شده بعضاً چنان از همديگر فاصله گرفته‌اند كه مي‌توان آنها را از مصاديق افراط و تفريط بحساب آورد. بنظر مي‌رسد جواب سومي هم مي‌توان به اين سوالات داد. قبل از پرداختن به پاسخ بايد متذكر شويم كه اسلام و هر عقيده و انديشه‌اي در اذهان خالي وارد نمي‌شود. مردمان قبل از اينكه اسلام را بپذيرند اذهان خود را از عقايد پيشين خالي نمي‌كنند. بلكه عقايد اسلام نيز برآن عقايد پيشين اضافه مي‌شود و در واقع يك تركيب بوجود مي‌آورند. البته نظر اين نيست كه اين تركيب هرطوري باشد مقبول و مجاز است بلكه حدي دارد كه اگر از آن تجاوز نكند بخشوده است. اين نكته را نيز بايد تذكر داد كه اسلام برخي احكام و سنن رايج در ميان ملل را بكلي نفي و حكم بطلان بر آنها مي‌زند اين گونه موارد پاك از مساله مورد نظر خارج‌اند به اصطلاح و اصطلاح اصوليون تخصصاً از محل بحث ما بيرون‌اند.

در باب نوروز بايد بگويم كه وقتي بدست شاهان هخامنشي و ساساني افتاد بدعتهاي زيادي در آن اضافه كردند و شكل ويژه‌اي به آن دادند كه برخي كاملاً‌ از نظر اسلام مطرود است و برخي قابل اغماض.

آفات نوروز و پالايش مراسم آن:

آفات مراسم نوروز را به دو بخش عمده مي‌توان تقسيم كرد يك عده از آنها خرافاتي است كه در دهانهاي مردم رايج است و بعضاً به آنها پاي‌بند هستند و ديگر برخي آفتهايي وجود دارد كه در صورت انجام آنها از روي اعتقاد به مسايل اعتقادي ضربه مي‌زند و قابل اغماض نيست در مورد بخش اول مي‌توان از نحس بودن سيزده نام برد كه هنوز در ميان روشنفكرترين شهرهاي ايران مانند تهران رايج است كه حتي بجاي استفاده از عدد سيزده 1+12 مي‌نويسند. هيچ دليل عقلي و منطقي و شرعي نداريم كه عدد سيزده نحس است از ديگر خرافات مي‌توان به گره زدن علفها اشاره كرد كه در روستاهاي ايران رايج است اين هم مانند مساله قبلي هيچ دليل ندارد.

اما در مورد بخش دوم كه خيلي مهم است مي‌توان به تقدس قائل شدن به آتش و حركتهاي سمبليك در رابطه با آن اشاره كرد. در عقايد اسلامي توحيد بي‌نهايت مورد تاكيد قرار گرفته و از عمده‌ترين وظايف پيامبران دعوت به توحيد بوده است و كوچكترين انحراف از مسير توحيد بهيچ وجه مورد بخشش واقع نشده است اما در مراسم عيد نوروز مي‌بينيم كه آتش بقدري مورد توجه قرار مي‌گيرد كه گويي جشن آتش بر گزار مي‌شود گذشته از آنكه حتي خطرات جان عزيز آدميان را تهديد مي‌كند. از آفتهاي ديگر اين بخش رواج موج گناه به بهانه‌هاي گوناگون را مي‌توان يادآور شد كه در اين ايام مردمان به آنها مرتكب مي‌شوند.

تمام موارد ذكر شده عده‌اي را برآن داشته تا با اصل جشن نوروز مخالفت كنند در حاليكه شيوه اصلاح به نظر مي‌رسد بهتر از نفي باشد بعنوان مثال اگر در تعليمات ديني مردم دقت كامل مبذول گردد و نيت مردم در روز سيزده بدر عوض شود هيچ ايرادي بر مباني ديني وارد نمي‌كند. بدين صورت كه بجاي نحس شمردن روز سيزده فروردين آيه «سيرو في الارض000» را آويزه گوش مردم بايد كرد تا به نيت ديدن نشانه‌هاي خدا پا به طبيعت گذارند نه بخاطرنحس بودن سيزده.

از موارد ديگر آفات مي‌توان به اشرافي‌گري اشاره كرد. قبلاً متذكر شديم كه هر سنت حسنه‌اي بدست شاهان بيفتد آن را به سيئه مبدل مي‌سازند نوروز نيز به چنين بلايي گرفتار شده است شاهان و طبقه اشراف پيش از فقرا و طبقه متوسط جامعه به انتظار نوروز مي‌نشسته‌اند تا فرصت كافي براي عياشي‌هاي خود داشته باشند. بر مسلمانان حتي بر زردشتيان واجب است تا حساب خود را از طبقه اشراف جدا كنند و به نيكويي از اين حسن استفاده كنند.

عدم اطلاع بر فلسفه وجودي چنين جشنهايي موجب آفتهاي زيادي مي‌شود كه جامعه ايراني بايد در هر سال بهاي گزافي را بدليل اين بي‌توجهي متحمل شود. پيش از اين اشاره كرديم كه اين جشن در سايه تعاليم انبياء عليهم السلام به مراحل نهايي توحيد خداوندي رسيده لذا بر همگان فرض است كه عيد نوروز را ايام يادآوري نعمات الهي قرار دهند و در برابر نعمتهايي كه به آنها ارزاني داشته او را شكرگزار باشند. بنابراين به هيچ وجه پسنديده نيست كه انسان امروز بر خلاف ترقي فكري خود كه شكرگزاري را ايجاب مي‌كند اين عيد را بستري براي گناه و عصيان بر خداي يكتا قرار دهد.

علي ايحال آفاتي كه از اين غفلت و بي‌توجهي به اصل پيدايش اين عيد به دو بخش اقتصادي و فرهنگي- اجتماعي تقسيم مي‌شود كه به توضيح هر يك از آنها مي‌پردازيم.

آفات اقتصادي

در ياد خوانندگان محترم است كه در بهار چند سال گذشته مقام معظم رهبري به انضباط اقتصادي اشاره فرمودند و مردم ايران را به رعايت آن سفارش كردند. از آن روزي كه بوي عيد نوروز به مشام مي‌رسد ريخت و پاش اقتصادي شروع مي‌شود و آدميان بهار و عيد نوروز و سال جديد را بهانه قرار مي‌دهند و از مرز قناعت و اعتدال خارج مي‌شوند در حاليكه توصيه بزرگان ديني رعايت قناعت در هر حال است بايد توجه داشت كه عده‌اي هستند كه حاكميت مملكت وجودشان در اختيار جيبشان مي‌باشد و در مقابل عده‌اي هم وجود دارند كه هيچ وقت حكومت كشور هستي خود را بدست جيب نمي‌سپارند و تابع هواهاي بيروني نمي‌شوند و ايام خدا را با اعتدال سپري مي‌كنند. اين گروه همان بندگان خاص خداوند هستند كه اميرالمومنين عليه‌السلام درباره آنها فرمود وقصداً في غني. يعني انسانهاي باتقوي ميانه‌روي را رعايت مي‌كنند و انضباط اقتصادي را از ياد نمي‌برند و هرگز از مسير قناعت خارج نمي‌شوند و استدلالشان اين است كه وقتي باميانه روي در مصرف مي‌توانند نيازهاي خود را برطرف سازند و باقيمانده آن را در راه خير و كمك به ديگران بكار برند چه لزومي دارد در هزينه و مصرف افراط را در پيش گيرند؟ اگر واقعاً تمام انسانها روي زمين چنين انديشه‌اي داشته باشند جهان گلستان مي‌شود و براحتي فقر از ميان مي‌رود و انسانها از رفاه نسبي برخوردار مي‌شوند.

اما آنچه در ايام نوروز (بر خلاف فلسفه اصلي آن) مي‌بينيم خلاف اين نظر مي‌باشد. گويي كه در اين روزها هيچ قانون و قاعده بر آدميان حاكم نيست بلكه همگان از قيد و بند قوانين و قواعد اخلاقي، اجتماعي و اقتصادي رها شده‌اند! اگر تحقيقي پيرامون اسرافهاي صورت گرفته در 13 روز تعطيلي بعمل آيد آنوقت اهميت قانع بودن معلوم مي‌شود. چه قدر غذاهاي اضافي بيرون ريخته مي‌شود، چه اندازه هدفهاي غيرضروري و لازم اضافه مي‌شود.

وقتي اسراف در يك جامعه بصورت فرهنگ درآيد آنوقت در تمام اعضاي جامعه اين توقع پيش مي‌آيد كه چرا ما از قافله آدميان عقب بمانيم؟ در نسبت با اين مساله آدميان دو قسم مي‌شوند يك عده ثروتمنداني هستند كه هر چقدر مصرف خود را زيادتر كنند مشكل چنداني برايشان پيش نمي‌آيد. البته از ياد نبريم كه كمترين خطاي اين دسته از جامعه اين است كه مصداق بارز «ان المسرفين هم اصحاب النار » (غافر/43) اسراف‌كنندگان اهل آتش‌اند و نيز ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين (امراء/2) گروه ديگر طبقه متوسط و پايين‌تر از متوسط جامعه هستند وقتي روند جامعه رو به اسراف بي‌حد و حصر شد طبيعتاً در اين طبقات نيز توقعات بيجايي پيدا مي‌شود و اگر پژوهشي صورت بگيرد معلوم مي‌شود چقدر خانواده‌هايي وجود دارند كه از اين بابت دچار مشكلات عديده‌اي حتي از هم پاشيدگي مي‌شوند!

حال بايد پرسيد آيا ارتكاب به چنين بي‌انضباطي اقتصادي مي‌توانند توجيه عقلاني داشته باشد؟ مسلماً هيچ انسان عاقلي چنين بي‌انضباطي را نمي‌پذيرد. مگر نه اين است كه قرآن كريم ما را امت ميانه قرار داده و فرموده است: «وكذلك جعلناكم امه وسطاً لتكونوا شهداء علي الناس (بقره/143) «ما شما را امت ميانه روي قرار داديم تا بر بقيه مردم گواه و شاهد باشيد.»

گذشته از آنچه گفته شد در طي اين 15 روز جمعيت فعال كشور تنها چيزي كه به آن مشغول‌اند مصرف بي‌حد و حصر است و خانواده‌ها مجبورند در طي اين نصف ماه متحمل ضررها و زيان‌هاي بعضاً جبران‌ناپذير شوند و مدتها آسيبهاي اقتصادي آن را تحمل كنند.

از ديگر آفت‌هاي اقتصادي عيد نوروز عدم توجه به مردم فقير و محروم و تبليغ روحيه اشرافي‌گري است. وقتي قرار براين شد كه تمام توان خود را در مصرف بكار گيريم معلوم است كه يادي از فقرا و طبقه محروم نخواهد شد و نيز وقتي طبقات بالاي جامعه اعتدال را رعايت نكنند و طبقات متوسط نيز راه آنها را سرمشق خود قرار دهند طبيعتاً روحيه اشرافي‌گري پولداران جامعه در هرسال گروهي از متوسطين را به سمت خود سوق خواهند داد و نهايتاً افتخارات الهي و معنوي تقوي و تقرب به خدا جاي خود را به خوشگذراني خواهد داد. ناگفته پيداست كه اصل نوروز با اين آفات هيچ ملازمه‌اي ندارد بلكه اين آدميان هستند كه سنن حسنه‌اي را كه كاملاً رنگ ديني داده به اين صورت زمينه‌اي براي ترويج روحيات ضدالهي و خدايي مبدل مي‌سازند والا اگر روند تكاملي اديان و دينداران را در نظر بگيريم مي‌بايست روحيه خداجويي در انسانها تقويت مي‌شد نه جهت خلاف آن. گذشته از آن فقرزدايي از اساسي‌ترين فلسفه‌هاي وجودي اين عيد به شمار مي‌رود. البته نبايد از نظر دور بداريم كه هنوز هم اين روحيه در جاهاي زيادي مانده است.

آفات فرهنگي- اجتماعي:

منظور ما از آفتهاي فرهنگي و اجتماعي تمام عواملي است كه به نحوي به تضعيف قوانين فرهنگي- اخلاقي و اجتماعي جامعه منجر مي‌شوند. اينگونه آفات را در يك تقسيم‌بندي كلي مي‌توان به دو دوره قبل از انقلاب اسلامي و پس از آن تقسيم كرد. پيش از پيروزي انقلاب اسلامي آفات فرهنگي مراسم عيد نوروز لاتعد و لاتحصي (غيرقابل شمارش)بوده است و تمام تلاشها در اين راستا قرار داشت كه اندك اخلاقي كه در بين مردم رواج داشت از بين برود و به پيروي كوركورانه از فرهنگ مبتذل غربي حريم زن و مرد از بين برود. در سايه پيروزي انقلاب الحمدالله تا حد زيادي اين آفت از بين رفته است اما آفات ديگري هنوز جامعه ما و اين مراسم حسنه را تهديد مي‌كند كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم.

عدم رعايت برخي قوانين اخلاق از سوي مردم باعث مهيا شدن بستر گناه براي بسياري از جوانان مي‌شود. البته قبلاً متذكر شديم كه اگر خانواده‌ها و دستگاههاي تبليغي- فرهنگي كشور كمر همت ببندند يقيناً بسياري از اين مشكلات را مي‌توانند از بين ببرند. از اين موارد مي‌توان به سفر‌هاي دسته جمعي نوجوانان و جوانان به جاهاي دور دست اشاره كرد كه بي‌هيچ توجهي به مسائل اخلاقي زمينه‌ساز گناهان زيادي مي‌شوند. اين گناهان رفته رفته ساختارهاي اخلاقي- اجتماعي را متزلزل مي‌كنند و جامعه را به فساد رهنمون مي‌سازند و قرآن كريم افول تمدنها را ناشي از اين گناهان اجتماعي مي‌داند و بهمين دليل براي هر امتي اجل قرار مي‌دهد«لكل امه اجل جاء اجلهم فلا يستاخرون ساعه (يونس /49) «براي هر امتي اجلي است كه اگر فرا رسد ساعتي به تاخير نمي‌افتد.»

بر خانواده‌ها فرض است كه در اين ايام مواظب فرزندان خود باشند و آنها را از ارتكاب به هر عمل منافي اخلاق و عفت جامعه بازدارند كه شيطان در كمين آدميان مترصد آنهاست.

از نظر اجتماعي نيز آفاتي جامعه را تهديد مي‌كند. از رسومات غلط عيد نوروز كه از زردشتي به ارث رسيده آتش بازي است . مطابق گزارشات دستگاههاي انتظامي همه ساله به هنگام عيد نوروز بويژه چهارشنبه سوري هزاران نفر بر اثر انفجار ترقه آسيب ديده و روانه درمانگاهها و بيمارستانها مي‌شوند. انسان مومن بايد بداند كه صداي گوشخراش كه از اين اسباب آتش‌زا بلند مي‌شود به لحاظ رواني آسيب‌هاي زيادي ببار مي‌آورد و مسئول تمام اينها اولاً خانواده‌ها و ثانياً نوجوانان هستند. هيچ سنت پسنديده ملي- ديني اجازه چنين خطاهايي را به شهروند يك جامعه نمي‌دهد وقتي در كشورهاي غرب يك راننده بخاطر حركت نامناسب خود باعث ترسيدن راننده‌اي ديگر مي‌شود و بدينوسيله راننده ترسيده مي‌تواند به دادگاه شكايت برد آيا در جامعه‌اي كه ادعاي عاليترين فرهنگ بشري و دين الهي را دارد سزاوار است كه با دست زدن به كارهاي ناروا باعث اذيت ديگران شويم؟

خلاصه سخن اينكه با وجود آنكه مراسم عيد نوروز دهها فايده جمعي و فردي دارد و مورد تاكيد اديان بزرگ الهي از جمله دين اسلام قرار گرفته آفاتي نيز از اين قبيل دارد كه علل و باعث اين آفات شهروندان ايراني هستند نه اينكه در اساس و اصل جشن چنين آفتهايي وجود داشته باشد. البته مبلغين رسمي دين زردشتي در عصر ساساني همان مروجان و زمينه سازان آفات ناشي از آتش بازي شدند والا در اصل داستان نوروز آتش بازي وجود نداشته است بلكه محبت به همديگر و ديد و بازديد و اموري از اين قبيل مورد تاكيد بوده است.

اگر مبلغين اسلامي ابزار تبليغاتي را بدست آورند مي‌توانند از اين ايام به نحوي استفاده كنند و در عين احترام به سنت ايراني بودن آن (با عنايت به نظريه تركيب فرهنگ‌ها) سنتهاي اسلامي را در قالب اين سنتها به انجام مي‌رساند.

معيار سنجش:

در نهايت براي ارزيابي اين بخش بايد توجه كنيم كه ملاك عيدبودن يك روز در متون اسلام چيست؟ در فرمايشات علي عليه‌السلام آمده است كه « هر روزي كه در آن خدا مورد عصيان قرار نگيرد همان روز عيد است» (13) نوروز نيز از اين قاعده مستثني نيست بطور مطلق نمي‌توان گفت كه نوروز خوب است يا بد بايد با اين ملاك سنجيده كه اگر در اين روز عصيان خدا بيشتر مي‌شود پس جشن نيست اما اگر كسي با بهانه قرار دادن نوروز به طبيعت مي‌رود و خدا را در آن مي‌بيند، كدورتها را كنار مي‌گذارد، اخمها و قهرها را تمام مي‌كند و خلاصه دستور اكيد پيامبر در مورد صله رحم را بجاي مي‌آورد واقعاً‌ عيد است و هيچ فرقي با اعياد ديگر ندارد و هيچ دليلي هم ندارد كه بيخود با نوروز مخالفتي كنيم چون بنا به فرمايش علي عليه‌السلام نه تنها عصيان خداوندي نشد بلكه اطاعت الهي به جاي آورد. البته بايد حال فقرا را رعايت كرد و از اسراف و ريخت و پاش جلوگيري نمود كه مصاديق بارز عصيان الهي به شمار مي‌روند.

حسنات نوروز

بايد توجه داشت كه نبودن سنتي در اسلام دليل بر رد و انكار آن نمي‌تواند باشد قبلاً‌ متذكر شديم كه احكام تنفيذي بخاطر اين موارد است كه خداي تعالي در قرآن كريم فرمودند كه ماارسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبين لهم فيضل الله من يشاء و يهدي من شاء و هوالعزيز الحكيم (ابراهيم) به نظر مي‌رسد كه يكي از مصاديق زبان قوم فرهنگ هر جامعه است و از جمله مسائلي كه در فرهنگها مطرح مي‌شود سنتها و آيين‌هاست. بنابراين حاكميت دين خدا به اين معنا نيست كه تمام سنتهاي پيشين را از بين ببرد بلكه بديها را بايد زدود تا حسنات مسير سعادت انساني بكار گرفته شوند.

قبلاً متذكر شديم كه صله رحم، رفتن به طبيعت، هديه دادن به همديگر، مصافحه و دست دادن، شادباش به يكديگر گفتن از فراموش شده‌ها ياد كردن، حلول سال جديد را تبريك گفتن، سخاوت و بخشش مادي و معنوي را حداقل براي يكبار در سال آزمودن، مردگان را ياد كردن و حتي سفره هفت سين درست كردن (كه هر يك از اجزاي آن نمادي است) همه و همه از حسنات عيد نوروز مي‌باشد و اتفاقاً در فنون ديني براي تك تك آنها دليل و حكم شرعي داريم.

اميرالمومنين عليه‌السلام در نامه به مالك مي‌نويسد: «ولا تنقض سنته صالحه بها صدور هذه الامه و الجتمعت بها الا و صلحت عليها الرعيه و لا تحد من سنه تضر بشي من ماضي تلك السنن فيكون الاجر من سنها و الورز عليك بما نقضت منها»

« و آيين پسنديده‌اي را بر هم مريز كه بزرگان اين امت بدان رفتار نموده‌اند، و مردم بدان وسيلت به هم پيوسته‌اند، رعيت با يكديگر سازش كرده‌اند، و آئيني را منه كه چيزي از سنتهاي نيك گذشته را زيان سازند، تا پاداش از آن نهنده سنت باشد و گناه شكستن آن بر تو ماند.» (14) و نوروز نيز سنت حسنه است.

نوروز ما را به طبيعت مي‌خواند با مادر خود به نيكي رفتار كنيم (شعار حفظ محيط زيست) و جفا بر آن را جفاي بر خود بدانيم و خدا را در آن نظاره كنيم و چهره آن محبوب ازل و ابد در جمال و زيبايي گلهاي شقايق بنگريم چه دعوت نكويي؟ حال با اين اوصاف نمي‌دانيم چرا برخي ميل بدين چمن نمي‌كنند؟

سرو چمان من چرا ميل چمن نمي‌كند

همدم گل نمي‌شود ياد سخن نمي‌كند

با همه عطر دامنت آيدم از صبا عجب

كز گذر تو خاك را مشك ختن نمي‌كند

چون ز نسيم مي‌شود زلف بنفشه پرشكن

وه كه دلم چه ياد از آن عهد شكن نمي‌كند

(ديوان حافظ)

نتيجه‌گيري

از آنچه گفتيم مي‌توان نتيجه گرفت كه در برخورد با نوروز از افراط و تفريط بايد برحذر بود چه در هر دو صورت آدمي متضرر مي‌شود و اگر سخن خود را از زبان دين بيان كند به يقين به دين ضربه خواهد خورد. قبل از هرگونه داوري مشي و روش اميرالمومنين عليه‌السلام را راهنماي خود قرار دهيم و از ضايع كردن سنت حسنه‌اي خوشحال نشويم بلكه بكوشيم آن را از عيوب غيرقابل اغماض بپالاييم تا همه با افكار و عقايد مردمي كه قرنها با آنها زيسته بازي نكنيم و هم بتوانيم انديشه‌هاي ديني خود را رواج دهيم. بهترين مبلغين دين كساني هستند با به رسميت شناختن اين امور اقدام به تبليغ دين خود مي‌كند و مبارزه مستقيم با سنتها هيچ كاري را پيش نمي‌برد. بايد در ميان جريانات متعدد كه در جوامع رواج است يك جريان بسيار قوي مانند جريان ديني را روان كرد تا بطور طبيعي جايگاه مناسبي براي خود بازگو كند.

در پايان سخن خود را با اشعار نغزي از مولوي به پايان مي‌بريم كه از نوروز هم نتايج عرفاني مي‌گرفت و آن را وسيله‌اي در جهت پالايش درون قرار مي‌داد.

اين گذر كن اين پدر نوروز شد

خلق از خلاق خوش بدفوز شد

يعني اي پدر اين سخنان فرسوده را كنار بگذارد كه نوروز آمد و مردم از قدرت آفريدگار شيرين كام شدند (15)

باز آمد آب جان در جوي ما

باز آمد شاه ما در كوي ما

پس در نوروز همه جا مي‌توان خدا را ديد، سيل‌آب، قطره باران، شبنم و شقايق همه آيات خداوندي را با صداي بلند مي‌خوانند پس بايد به طبيعت روان شويم تا در نوروز روز نوي برآغازيم.

مي‌خواهد بخت و دامن مي كشد

نوبت تو به شكستن مي‌زند

تو به را بار دگر سيلاب برد

فرصت آمد پاسبان را خواب برد

نوروز سال نو فرصت احيا براي مردگاني است كه هرگز خود را با آب حيات توبه زنده نكرده‌اند، در اين ايام سروش آسماني و فرياد اهورايي همگان را به خيزش و حيات دوباره همگام با خدا مي‌خواند

همه خماري مست گشت و باده خورد

رخت را امشب گرو خواهيم كرد

ز آن شراب لعل جانان جان فزا

لعل اندر لعل اندر لعل ما

در نوروز اگر عده‌اي بي‌خبر از حضرت محبوب بدنبال معشوقان پايدار رهسپار مي‌شوند صد البته كه عاشقان خدا از ذره ذره خاك نوروز ديده لعلها مي‌سازند و در بازار تجارت، حق مي‌فروشند و محبوب مي‌خرند كه اين همان تجارت با خداوند است «تجاره مربحه يسرها لهم ربهم» (16)

باز خرم گشت مجلس و افروز

تا ابد جانا چنين مي‌بايدم

نعره مستان خوش مي‌آيدم

تا ابد جانا چنين مي‌بايدم

بوي جاني سوي جانم مي‌رسد

بوي يار مهربان مي‌رسد

(مثنوي معنوي، ادبيات 939، 940،941،943، 944،945،946 و 950)

يا مقلب القلوب و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال

الهي ما را بهاري كن

پي نوشتها:

1- مرحوم دكتر مهرداد بهار، جزوه درسي اديان پيش از اسلام، ص 16
2- همان و مفاد نخست جمشيد ص 20
3- همان
4- فرهنگ معين ج 4 ص 4841
5- لغت نامه دهخدا 7 واژه نوروز
6- ناس، جان، تاريخ جامع اديان، ص 481، آموزش انقلاب اسلامي
7- مركز المعجم الفقهي، النوروز، ص 6
8- همان ص 36
9- همان ص 7
10- همان
11- قمي، شيخ عباس، مفاتيح الجنان، ص 493
12- همان، ص 494
13- نهج البلاغه ترجمه ظهيرالاسلام، ص1286
14- نهج البلاغه، نامه 53، ترجمه دكتر سيدجعفر شهيدي، 329
15- گولينارلي، عبدالباقي، شرح مثنوي ج 6، ص 157
16- پارسايان تجارت سودآوري را با خدا مي كنند كه همو براي آنها مهيا ساخته است (نهج البلاغه خطبه متقين (همام)


 

 

دوشنبه 28 اسفند 1385 - 15:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری