يكشنبه 3 شهريور 1398 - 4:41
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

حسين آرياني

 

نگاهي به فيلم « من ، نگين دات كام» ساخته حسين قناعت

 

فضاي واقع گرا و جلوه هاي فانتزي

فيلم تقديم شده به تمام كساني كه كودك درونشان را از ياد نبرده‌اند، پس بنظر مي‌آيد بايد عوامل جذابيت در فيلم مجتمع باشند كه حتي دامنه مخاطبانش را به بزرگسالان هم گسترش دهد. فيلم با سرقت بانك آغاز مي‌شود توسط يك زن و مرد كه دزدهايي بي دست و پا هستند. اين هم از آن كليشه‌هاي سينماي كودك است كه اگر جلوه‌هاي تازه‌اي از آن را نبينيم جذابيتي نخواهد داشت و امثال به مراتب بهتر آن را در سري فيلم‌هاي هاليوودي «تنها در خانه» ديده‌ايم.

 سرقت در بانك در فيلم هم نكته جديدي ندارد. همان بلاهت دزدها و تعجب مشتريان بانك و دستپاچه شدن اغراق‌آميز كارمند بانك و ... وقتي زن و مرد پول بانك را به سرقت بردند چون كه نمي‌توانند ماشين خود را روشن كنند دوباره به بانك برمي‌گردند و مي‌گويند كه همه جريان پرآب و تاب سرقت، برنامه دوربين مخفي بوده است اينجاست كه هوش تماشاگر كودك دسته كم گرفته شده است و همه چيز به راحت‌ترين و دم دستي‌ترين شيوه‌ها حل مي‌شود. ممكن است گفته شود كه اين سينماي كودك است و نبايد با نگاه يك بزرگسال به آن نگاه كرد و بچه‌ها بهرحال اين چيزها را مي‌پذيرند و لذت مي‌برند اما ما نبايد اينقدر بچه‌ها را دست كم بگيريم آنها اتفاقاً خيلي هم باهوش هستند و هر چيز هرخلاف منطق را نمي‌شود به عنوان فانتزي به خورد آنها داد بهمين دليل فيلم‌هاي برجسته هاليوودي در زمينه سينماي كودك به دقت و با منطق درست و باتوجه به روانشناسي كودك طراحي مي‌شوند كه حتي بزرگسالان هم از آنها لذت مي‌برند و نمي‌توانند در فانتزي اين فيلم‌ها نكته‌اي خارج از منطق پيدا كنند.

اين مسئله كه فيلم وارد حيطه فانتزي شده پس بچه‌ها هم هر مسئله‌اي را مي‌پذيرند دليل بر خروج از منطق نيست و حتي فانتزي هم منطق خاص خود را دارد حتي اگر مخاطبان آن بچه‌ها باشند. زن و مرد سارق براي عمل جراحي زن پول مي‌خواهند ديالوگ‌هاي رد و بدل شده بين زن و مرد در مورد عمل بيني پارسال زن و اينكه زن در خانه شوهرش وزن كم كرده بيشتر مناسب كمدي‌هاي بزرگسالان است و براي بچه‌ها جذابيتي ندارد داستان نان خريدن پسر با دختر بچه جذاب‌تر از جريان دزدي است و شايد مي‌توانست بطور مستقل به فيلم جذابي تبديل شود بخصوص در فضاي واقع‌گراي فيلم و روابط اجتماعي شهرهاي شمال كشور كه در فيلم بسيار خوب تصوير شده است. شايد مي‌شد از اين خط داستاني و بستر واقع‌گراي آن فيلم جذابي ساخت اما ورود فانتزي به داستان آن را از مسير درست خود خارج كرده است مثلاً در اين محيط و فضاي واقع‌گراي، آن كليشه فيلم‌هاي فانتزي مثل رد گردن پيرزن از چراغ راهنمايي و وسط راه قرمز شدن چراغ و برگرداندن او و از اول رد كردنش جذابيتي ندارد فيلم مي‌خواهد از قيافه‌هاي كج و كوله خنده بگيرد. نمونه‌اش رئيس كلانتري با عينك ته استكاني‌اش يا رفتارهاي اغراق‌آميز و جنون‌آميز دوقلوها است. برنامه موتورسواري دختربچه هم از جنبه‌هاي فانتزي مي‌گذشت اين نكات در فيلم بيشتر جا مي‌افتاد فضايي مثل فيلم «دزد عروسكها» (محمدرضا هنرمند) يا «سفر جادويي» (ابوالحسن داوودي)؛ اما در «من، نگين دات كام» فضاي واقع گرا و عناصر فانتزي با هم ساز جداگانه مي‌زنند و فيلم را از يكدستي خارج كرده‌اند، برخي شخصيت‌هاي فرعي هم زائد هستند مثل پدربزرگ پسر كه استوار نيروي انتظامي است و نقش چنداني در داستان فيلم ندارد و براحتي قابل حذف است فقط يكبار او را در اواسط فيلم و سپس در صحنه‌اي كوتاه در پايان فيلم مي‌بينيم. فيلم برخلاف فضاي واقع گرايش گاه شكلي واقع گريز براي بچه‌ها مي‌يابد مثلاً سه بچه كه پول سوار شدن به چرخ و فلك را ندارند رايگان سوار چرخ و فلك مي‌شوند و پولشان را هم به آنها پس مي‌دهند كه اين اتفاق در زندگي روزمره محلي از اعراب ندارد. شايد كارگردان خواسته يك آرمان شهر را القا كند اما فضاي فيلم فضايي واقع‌گرا است و با فضاي يك آرمان شهر خيالي فرسنگ‌ها فاصله دارد. متاسفانه كاراكتر پسر خردسال ربوده شده از ديالوگهاي لمپني استفاده مي‌كند كه بسيار مي‌تواند براي بچه ها بدآموزي داشته باشد جملاتي مثل «حال كردم» يا «اند مرامي» در شكل گيري ادبيات شفاهي كودكان مي‌تواند نقش مخربي داشته باشد.

در مجموع اگر حسين قناعت فضاي واقع‌گراي فيلمش را با داستاني واقع‌گرا از دنياي كودكان (مثل داستانهاي جذاب مرادي كرماني) همراه مي‌كرد شايد موفق‌تر بود. «من ، نگين دات كام» در جشنواره اصفهان هم جايزه گرفته است اما خودمان بهتر مي‌دانيم كه كسب جايزه به معني خوب بودن فيلمي نيست همانطور كه فروش بالاي يك فيلم هم دليل بر خوب بودن آن فيلم نيست «من نگين دات كام» هم ممكن است براي لحظاتي كودكان را بخنداند ولي تاثير آن زودگذر است و هرگز در حافظه بلندمدت بچه‌ها ثبت نخواهد شد و به عنوان نمونه‌اي ماندگار در سينماي كودك قابل ذكر و اشاره نيست. حسين قناعت در «من، نگين دات كام» جلوه‌هاي فانتزي كه اكثراً كليشه‌اي و بارها استفاده شده است را به فضايي نامانوس و واقع‌گرا مي‌برد بدين ترتيب نه وجه واقع‌گراي داستان به سرانجام مي‌رسد و نه وجه فانتزي فيلم موفق از آب درمي‌آيد.
 

 

يكشنبه 20 اسفند 1385 - 12:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری