پنجشنبه 30 آبان 1398 - 20:49
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ناصر رحمدل

 

زن در عاشورا

 

نام كتاب: نقش زنان در نهضت عاشورا (مجموعه‌مقالات)
نويسندگان: حميده مرتضوي، ليلا عباسي، فاطمه جهانبخش‌زاده،
فاطمه احمدوند، زهرا فخرروحاني، حسين دولتي و مليحه خاوري
ناشر: هيأت نظارت علمي مجمع جهاني اهل بيت عليهم‌السلام

كتابي كه در اين مجال معرفي مي‌شود حاوي مجموعه‌مقالاتي است كه در همايش امام حسين عليه‌السلام در سال 1381 توسط هيأت نظارت علمي مجمع جهاني اهل بيت عليهم‌‌السلام برگزيده شده و تحت عنوان نقش زنان در نهضت عاشورا به چاپ رسيده است.

در خصوص نقش زنان در نهضت عاشورا تعداد انگشت‌شماري كتاب به رشته تحرير درآمده است، از جمله آنها كتاب يادشده مي‌باشد كه از نه مقاله تشكيل شده است.

مقاله اول با عنوان «زنان در نهضت عاشورا» توسط خانم مليحه خاوري تهيه گرديده است. نويسنده در مقدمه تحقيق ضمن اشاره به آيات متعدد و احاديث موجود در رابطه با شأن و منزلت زنان، به فداكاري و استقامت آنان در دوران سخت مبارزه‌ها و غزوات پيامبر گرامي اسلام مثل دفاع جانانه نسيبه (ام‌عامر) از پيامبر گرامي اسلام در جنگ احد، حضور فعال صفيه عمه بزرگوار پيامبر در غزوات و... اشاره نموده است. وي در ادامه مقاله به جايگاه زناني كه در نهضت عاشورا نقش اساسي داشته‌اند پرداخته است؛ از جمله ماريه دختر منقذ، معروف به عبديه بصيريه، كه خانه‌اش محل الفت شيعيان بوده و همسر و فرزندانش در ركاب علي عليه‌السلام در واقعه جمل به شهادت رسيده بودند. اين زن در به ثمر رسيدن نهضت حسيني از هيچ بذل و بخشش و تلاشي فروگذاري نكرد. يا مثلاً طوعه بانويي كه يك‌تنه جور مردان كوفه را بر دوش كشيد و ام‌وهب بن عبدالله كه چون فرزندش در ركاب امام حسين عليه‌السلام جنگيد دو دستش را قطع و سر از بدنش جدا كرد و به طرف وي پرتاب كردند سر پسرش را به طرف دشمن انداخت و عزم جهاد نمود كه امام فرمودند: جهاد از زنان برداشته شده است. و زينب كبري سلام ‌الله عليها كه سرسلسله زنان شجاع نهضت امام حسين عليه‌السلام و خداشناسي بود كه بر اثر تحمل مصيبت‌ها به ام‌المصائب لقب يافت و در طول نهضت عاشورا بلاگردان زنان و فرزندان شهداي كربلا بود و قافله‌سالار.

عنوان مقاله دوم «جايگاه زن در عاشورا» نام دارد كه ليلا عباسي آن را نوشته است. او در اين مقاله با استناد به حديث شريف نبوي: حسين مني و انا من حسين، انقلاب عاشورا را در ميان تحولات سياسي- اجتماعي صدر اسلام، موثرترين عامل بقاي اسلام دانسته است و پيام‌هاي عاشورا خطاب به زنان مسلمان را عاملي دانسته است كه آنان را مصمم مي‌نمايد تا هم رسالت اجتماعي و سياسي خود را ايفا نمايند و هم خنثي‌كننده تبليغات سوئي است كه زنان را از مشاركت در كارهاي اجتماعي و حضور در صحنه محروم مي‌نمايد.

در اين مقاله نيز همانند مقاله قبل به فداكاري‌هاي زنان مسلمان در نهضت عاشورا پرداخته شده و به اهميت عفاف و پاكدامني و حجاب از نگاه برخي از آنان اشاره گرديده و به نقش زن و تاثير آن در تغيير ماهيت اسارت و تبديل آن به آزادسازي انسان‌ها و تنوير اذهان و افكار جامعه تاكيد شده است.

مقاله سوم تحت عنوان نقش زنان در نهضت عاشورا به قلم فاطمه جهانبخش‌زاده به تحرير درآمده است. در اين مقاله آمده است: امام حسين عليه‌السلام براي نجات انسان‌ها به پا خاست و قيام كرد و در اين راه حتي خاندان خود را هم به استقبال شهادت فرستاد. در كاروان حسين عليه‌السلام فقط يك عده سرباز نظامي شركت نداشت، بلكه كارواني عاشق بودند از زن و مرد، پير و جوان، كودك و بزرگسال، كه ماجراي فداكاري‌ها و جان‌فشاني‌هاي هركدام، در تاريخ به‌جا مانده است.

نويسنده مقاله موثرترين عامل پيشرفت هدف امام حسين عليه‌السلام را همراه آوردن و مشاركت زنان در اين نهضت عظيم ديني مي‌داند و مي‌نويسد: اگر امام حسين عليه‌السلام با يك عده از ياران و وابستگان خود به كوفه مي‌رفت و شهيد مي‌شد بلافاصله دستگاه‌هاي تبليغاتي بني‌اميه كه در همه‌جا آماده و مجهز بودند و تمام پيش‌آمدها را به نفع آنان توجيه مي‌كرد، به كار مي‌افتادند. اما شركت بانوان در اين قيام نگذاشت نقشه شوم بني‌اميه عملي شود.

نگارنده معتقد است با شهادت امام حسين عليه‌السلام و سپاهيانش به دست يزيديان فقط نيمي از برنامه امام حسين عليه‌السلام اجرا شده است و نيم ديگر آن را تبليغ روي واقعه عاشورا و رسوائي دستگاه اموي مي‌داند و عامل موثر در ايفاي نميه دوم را بازماندگان كاروان سيدالشهدا كه اكثر ‌آنان اطفال و زنان بودند مي‌داند، زناني كه ابتدا همسران و فرزندان خود را تشويق به جهاد در برابر سپاه كفر و حمايت از مولاي خود مي‌كردند و از مجروحان جنگ پرستاري و دلجوئي مي‌نمودند و به آنان در جهت ادامه جنگ عليه باطل نيرو و روحيه مي‌دادند، و بعد از واقعه در حالي كه به اسارت دشمن درآمده بودند با زبان گويا و نافذ خود وقايع و مصائب كربلا را تشريح نموه و رسوايي بزرگي را براي خاندان بني‌اميه به بار آوردند.

مقاله چهارم با عنوان جايگاه زنان در نهضت عاشورا توسط فاطمه احمدوند به نگارش درآمده است. نگارنده به نقش زنان و كودكان در قيام عاشورا در سه مقطع قبل از عاشورا، جريان عاشورا و پس از عاشورا، از زواياي مختلف پرداخته و همراه كردن زنان و كودكان در كاروان امام را كاملاً حساب‌شده و به منظور رسيدن به اهداف والاي امام در امر به معروف و نهي از منكر مي‌داند و معتقد است اگر اين زنان و دختران نبودند و كاروان ا‌سرا وجود نداشت عاشورا در اذهان نمي‌ماند و عواطف و احساسات مردمي تحريك نمي‌شد. نه اينكه اهل بيت قصد آن داشته باشند كه احساسات مردم را به نفع خويش تحريك نمايند بلكه خود اين اعمال و رفتار زشت و پليد حكومت اموي با اسراي زن و كودك، برهنه كردن سر زنان، انداختن زنجير بر گردن اسير بيمار، كتك زدن كودكان و... خود احساسات هر انسان سنگدلي را هم برمي‌انگيخت و خواه ناخواه گريه‌ها و شيون‌هاي آنان را در پي داشت.

مقاله پنجم به قلم زهرا فخرروحاني و با عنوان نقش زنان در نهضت حسيني تهيه گرديده است. در اين مقاله حضور فعال همه اقشار اجتماع از جمله زنان و مردان، پير و جوان، نوجوانان، خردسالان و حتي كودكان شيرخوار از شگفتي‌هاي حادثه كربلا شمرده شده و هدف از بررسي نقش بانوان در عرصه كربلا، بيان شگفتي‌هايي دانسته شده كه زن مسلمان در عين حفظ حجاب و عفت و برخورداري از ارزش‌هاي والاي انساني مي‌تواند جنبش عظيم اجتماعي و فرهنگي بيافريند. او مي‌تواند با وفاداري به ولايت و امام معصوم خويش مثمر ثمرات بنيادين اجتماعي باشد و بدون نياز به طرح مواردي چون فمينيسم و تساوي حقوق زن و مرد آنچنان موثر باشد كه همه‌جا نامش، يادش و حماسه‌اش فراراه آيندگان باشد.

و از ديد نويسنده حضور بانواني بزرگوار چون فضه، كنيز حضرت زهرا سلام‌الله عليها در جمع كاروانيان كربلا معناي خاصي مي‌بخشد. اين جمع به‌ظاهر ناهمگون و متفاوت، در يك خصوصيت اشتراك يافتند و آن غيرتمنديشان در پرتو عزت اهل بيت عليهم‌‌السلام بود. تا حدي كه وقتي امام حسين عليه‌السلام براي وداع آخر نزديك خيمه‌ها مي‌آيد بانوان را يك يك و به‌نام صدا نموده و از آنان خداحافظي نموده و مي‌فرمايند: «استعدوا للبلاء... و لاتشكوا...» خود را براي بلايا و مصايب آماده كنيد و هرگز شكايت نكنيد كه اجرتان كم مي‌شود. مصائب بانوان چندان سخت بود كه امام حسين عليه‌السلام در وداع آخر خود مي‌گريست و مي‌فرمود: چگونه نگريم كه مي‌دانم به‌زودي شما را به اسارت مي‌برند.

مقاله ششم توسط حسين دولتي با عنوان «زنان عاشورائي» تهيه گرديده است. نگارنده معتقد است تحول و انقلاب عظيمي كه دين اسلام در مردم به وجود آورد فقط مردان را در بر نگرفت. بلكه از زنان نيز انسان‌هائي فداكار، ايثارگر و باشهامت ساخت كه در پيروزي مسلمانان نقش به‌سزائي داشتند. اين بانوان علاوه بر اينكه خودشان در وجوه مبارزه، علم و تقوا نقش آشكاري داشته‌اند، فرزنداني مجاهد، متقي و بزرگوار نيز تربيت نمودند كه هركدام ايفاگر نقش بارزي بوده‌اند.

در اين مقاله به نقش بيشتر زنان در واقعه عاشورا و قبل و بعد آن پرداخته شده و نتيجه‌گيري شده است كه در اين ماجرا گروه اندك از زنان و دختران پاكباز انقلابي، وظيفه خطير افشاگري را به شايسته‌ترين صورت به پايان بردند. همسر امام، خواهران امام (زينب و ام كلثوم) در سراسر دوران اسارت، بويژه در مجالس ابن زياد و يزيد خطبه‌هاي پيروزمندانه خواندند و در هر فرصتي براي افشاي حقايق و بيان فلسفه عاشورا سخت كوشيدند و در مقام ارجمندترين رسولان منزه نهضت، پيام عاشورا را چنان كه مي‌بايست به دل‌ها ‌رساندند و در صدر صفوف جاي گرفتند. در حالي كه در مقابل گردنكشان و ستمكاران از هيچ تلاش دليرانه دريغ نكردند، در برابر مردم ناآگاه كوچه و بازار هرگونه تحقير و دشنام را صبورانه به جان خريدند.

آخرين مقاله تحت عنوان «جايگاه زنان در نهضت عاشورا» توسط حميده مرتضوي به رشته نگارش درآمده است. وي معتقد است زنان در طول تاريخ دائماً در معرض زجر و رنج و اهانت بوده‌اند و مصيبت‌ها و مشكلاتي را بر دوش كشيده‌اند و بنا به دلايلي كمتر توانسته‌اند موقعيت راستين خود را يافته و همانند مردان به انجام وظيفه و رسالت الهي خود بپردازند و در موقعيت و منصب حقيقي خود قرار گيرند. از جمله دلايل مي‌توان به اين موارد اشاره كرد:

1- نشناختن خود يا فقدان خودشناسي در زنان و عدم اعتماد به نفس
2- نقش‌هاي غلط اجتماعي را جزو باور خود پذيرفتن و يا شيوه تجددگرائي را پذيرفتن و سطحي نگريستن
3- وجود مردسالاري و بي‌عدالتي مردان و پذيرفتن اينكه زنان به ازدواج و ملكيت و كنيزي و خدمتكاري آنان در مي‌آيند.

اما تاريخ عاشورا نشان داد كه زن نيز مي‌تواند در جهت نيل به والاترين مقام انساني، همپاي مردان و شهيدان اسلام براي تجديد بناي اسلام و قرآن قيام كند و تربيت والاي انساني خود را به جهانيان بنماياند. آنجا كه حضرت زينب سلام ‌الله عليها در كاخ يزيد بعد از آن مصيبت‌هاي بزرگ، با كمال شجاعت و اعتماد به نفس و اتكاي به خداوند مي‌فرمايند: ما رأيت الا جميلاً؛ نديدم جز زيبايي! عظمت زن نمونه اسلامي را در معرض ديد همگان مي‌گذارد و بذر انقلاب حسيني را در جهان هستي مي‌كارد.

 

 

دوشنبه 14 اسفند 1385 - 16:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر