پنجشنبه 27 تير 1398 - 13:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

مترجم: سميه چراغي

 

تعصب و نژاد پرستي ومردم آمريکا

 

سايت helpme

نژاد پرستي نوع خاصي از تعصب است که بر مبناي استدلالات نادرست و عموميت دادن برخي خصوصيات به گروهي از انسانها، به گونه اي غير قابل انعطاف، شکل مي گيرد. تعصب از کلمه ي لاتين « پرجوديسم » که به معناي پيش داوري کردن پيش از روشن شدن حقايق است، ريشه مي گيرد. هرگاه فردي اجازه دهد عقايد متعصبانه اش مانع از رشد و حرکت ديگري شود تبعيض نژادي رخ داده است. و آنان که همه ي افراد يک نژاد را از برخي مشاغل خاص، مسکن، حقوق سياسي، فرصتهاي تحصيلي يا تعاملات اجتماعي محروم مي کنند عاملان تبعيض نژادي هستند.

در قرون گذشته درگيري ميان سه نژاد اصلي قفقازي، آسيايي و سياه پوست همواره وجود داشته که گاه شامل محروميت هاي اجتماعي ناشي از خودستايي بوده و زماني منجر به نسل کشي هاي تحت حمايت حکومتها شده است. نژاد پرستي احساس ترس يا نفرتي است نا بجا از يک انسان تنها به دليل نژاد وي. حتي زماني که رنگ پوست مطرح نباشد عوامل ديگري چون زبان، مذهب، مليت، تحصيلات، جنسيت يا سن وسال منجر به بروز تعصبات مي گردد.

جامعه شناسان، مورخان و انسان شناسان معتقدند وقتي دو گروه با رنگ پوست و ظاهر فيزيکي متفاوت با هم در تماس قرار مي گيرند و بر سر يک موضوع رقابت مي کنند تبعيض نژادي با شدت و خشونت بيشتري بروز مي کند. اما جوامعي که عاري از هر گونه درگيري نژادي هستند از پتانسيل همه ي شهروندان خود بهره برده و بسوي حذف اين تعصبات گام مي بردارند.

نفرت ما آمريکايي ها، ناشي از مشاهده ي رفتار کوکلاکس کلانها، احساسات غير انسان دوستانه اي که هيچ پايه و اساسي ندارد و بد رفتاريهاي زباني است که همه ي ما در زندگي روزانه مان تجربه مي کنيم. به عقيده ي من مؤثرترين اقدام در جهت توقف اين رفتارها گفتگوي معقولانه است بي آنکه خود را درگير تعصبات کنيم.

در گذشته آفريقاييها به آمريکا آورده مي شدند و مجبور بودند تمام عمرشان بدون دريافت مزد کار کنند. همه ي منافع متعلق به ارباب بود، درحالي که او تنها مقدار ناچيزي از آن را صرف تهيه ي غذا، پوشاک و سرپناه براي برده ها مي کرد.

اولين آفريقاييها در آمريکا که نه سواد خواندن و نوشتن داشتند و نه حامي و پشتيباني، همواره از سوي سفيد پوستان طرد مي شدند. برخورد غير انساني با برده هاي آفريقايي – آمريکايي نمونه اي از وحشيانه ترين شکنجه ها در طول تاريخ است.

ناتواني در دفاع از خود در برابر آزارهاي ديگران ممکن است براي همه ي عمر همچون لکه ي ننگي بر روح انسان باقي بماند . اما ساده تر خواهد بود اگر ما به جاي روي آوردن به خشونت و ديگر روشهاي دفاعي ، براي کمک به آنهايي که مورد خشونت واقع مي شوند ، با هم يکي شده و سعي کنيم آنها را درک کنيم و بپذيريم تصورات برخي افراد درباره ي اين انسانها صحيح نيست.

کودکان ازبدو تولد تا دوازده سالگي اطلاعاتي را از جهان پيرامونشان دريافت مي کنند. آنها از طريق مدرسه، خانواده، اطرافيان، دوستان و جامعه آموزش ميبينند و همينطور پيام هايي را از کتابها، فيلمها، تلويزيون و ديگر رسانه ها دريافت مي کنند و بر اساس اين اطلاعات عقايد، نگرش و نظراتشان شکل مي گيرد.

نگرش همان احساسات ما نسبت به يک فرد يا ايده است و عقايد ما ، پايه و اساس نگرش و رفتار ما با ساير انسان ها محسوب مي شوند. آن گاه که عقايدمان متعصبانه باشد، نگرش و رفتارمان نيز متعصبانه خواهد بود. نژاد پرستي عقيده اي است بر اساس استدلال نادرست و تصورات غلط و عموميت دادن اين تصورات. و استريوتايپ يعني داشتن عقايدي اغراق آميز درباره ي يک گروه از مردم که با نامگذاري، نسبتهاي نژادي و ساختن جوک آغازمي شود.

قربانيان تعصب اغلب خودشان به اين عقايد نادرست دامن مي زنند. آنها مي آموزند با استفاده از روشهايي که براي حياتشان ضروري است، از خود دفاع کنند. توهين هايي که به يک قوم و نژاد خاص نسبت داده مي شود، موجب مي شود احساساتي چون رنجش، خشم، شرم، خصومت، محروميت و پريشاني يکجا در وجود يک فرد جمع شود. دانش آموزان مدارس آمريکا اعتراف مي کنند که وقتي عصباني مي شوند ، اصطلاحات توهين آميز نژادي را به کار مي برند. من در گذشته در مدرسه مان شاهد آن بودم که دانش آموزان جوکها و اسامي نژادي را به زبان مي آوردند اما مي گفتند منظوري ندارند واينها فقط يک شوخي است.

نفرت نژادي اغلب منجر به بروز خشونت مي شود. امروزه در آمريکا گروههايي وجود دارند که افراد متعلق به بعضي گروهها و مذاهب را در خيابانها مورد ضرب وشتم قرار داده و حتي به قتل مي رسانند و به اين ترتيب نوع خودسرانه اي از عدالت گستري مورد نظر خود را اعمال مي کنند . چنين افرادي معمولا همانند مردم عادي فاقد قدرت هستند ، بنابر اين غالب اين گروهها در پي کسب قدرت بر مي آيند . اينها در ساختارهاي تشکيلاتي گروههايي مانند نازيها و کوکلاکس کلانها صاحب قدرتي کاذب مي شوند . نفرت نژادي اي که قدرت نا محدود پيدا کند ، تبديل به فاجعه خواهد شد . نسل کشي هايي که تحت حمايت نازي هاي آلماني رخ داد نمونه اي است از قدرتمند شدن نفرت و کينه . اين فاجعه نيز ابتدا از مسايل جزيي تر مانند جوکهاي نژادي ، آغاز شد و سپس به محدوديت هايي مانند از دست دادن شغل ، حقوق شهروندي ، حق راي و در نهايت از دست دادن جان منجر شد .

براي توقف نژاد پرستي در آمريکا چه ميتوان کرد ؟ سندي معتبر از تاريخ جانسن به نام گزارش کرنرمي گويد : بايد استراتژيهايي وجود داشته باشد که موجب تحقق وعده هاي دموکراسي آمريکايي براي همه ي شهروندان شهري و روستايي ، سفيد و سياه ، اسپانيايي تبار و هندي-آمريکايي و هر اقليت ديگري گردد . نمي توان انتظار داشت فقط رنگين پوستان براي مبارزه با نژاد پرستي تلاش کنند . همه ي ما بايد از سياه و سفيد و سرخ و زرد ، استراليايي ، اکرايني ،روسي يا ايرلندي در اين راه گام برداريم .

اگر شما با اسمي که به رنگ پوست ، نژاد ، طرز راه رفتن و يا لهجه ي صحبت کردنتان مربوط مي شود ناميده مي شويد ، نژاد پرستي را تجربه کرده ايد .تبعيض نژادي يک موضوع احساسي بسيار تحريک آميز است و برخورد منطقي و آرام در مقابل آن بسيار مشکل و معمولا اولين واکنش در برابر آن حمله است . بر طبق گزارش آلفرد فليشمن- خبرنگار روزنامه ي سنت لوييز- تبعيض نژادي يکي از بلاهاي جامعه ي آمريکايي امروز است و وقتي مانند زمان حال، در سکوت و بي توجهي ، در حال رشد است خطر آن بسيار بيشتر خواهد بود .

اگر به نوع زندگي خود دقت کنيم مي بينيم که ما آمريکايي ها حتي متوجه آنچه مي گوييم ، جوکهايي که به زبان مي آوريم و موسيقي اي که گوش مي کنيم نيستيم . عده اي از مردم بازي کردن با عقايد ديگران را تنها يک شوخي مي پندارند در حاليکه هميشه يک نفر در اين ميان رنجيده خاطر مي شود حتي اگر ناراحتي اش را نشان ندهد .

امروزمردم دنيا خواهان برابري ، عدالت و آزادي هستند در حاليکه آمريکا به مظهر تعصب ونژاد پرستي تبديل شده است . موقعيت امروز و فرداي آمريکا از نظر تبعيض نزادي به ما بستگي دارد زيرا اين ما هستيم که بايد براي توقف آن اقدام کنيم.

 

 

چهارشنبه 2 اسفند 1385 - 12:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری