جمعه 24 آبان 1398 - 0:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

ويژه نامه

 

سجاد روشني

 

جستجوي ريشه‌هاي اعتياد در عوارض سنت

 

يادداشتي بر فيلم سنتوري

كارگردان: داريوش مهرجويي
فيلمنامه: داريوش مهرجويي و وحيده محمدي فر
مدير فيلمبرداري: تورج منصوري
تدوين: مهدي حسيني
آهنگساز: اردلان كامكار و محسن چاووشي
تهيه كننده: فرامرز فرازمند و داريوش مهرجويي
بازيگران: بهرام رادان، گلشيفته فراهاني، مسعود رايگان، رويا تيموريان، مائده طهماسبي

خلاصه داستان:

علي نوازنده چيره دست سنتور و خواننده محبوب جوانان در اوج شهرت و موفقيت افسار زندگي را از دست مي‌دهد و معتاد مي‌شود هانيه همسرش پس از آنكه اين موضوع را مي‌فهمد، او را ترك مي‌كند.

وقتي پس از آن همه حاشيه و شبهه درباره اكران يا عدم اكران سنتوري در بيست و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم فجر، سرانجام مجري سينما فلسطين (سينماي رسانه‌ها) اعلام كرد كه بجاي فيلم رئيس مسعود كيميايي كه هنوز به جشنواره نرسيده است، سنتوري اكران مي‌شود. تماشاگر بجاي تاثر، از سر اشتياق تشويق جانانه‌اي انجام دادند. ناگهان سالن 1پرشده سينما فلسطين از ازدحام جمعيت به مرز انفجار رسيد. با آنكه فيلم با اندكي تاخير در سالن ديگر سينما فلسطين اكران شد، هيچ كس نقد را رها نكرد كه به نسيه اكتفا كند. تمام صندلي‌ها، راهروها، پله‌ها، جلوي سن و پستوها و دخمه‌هاي سالن شماره 1 تماشاگران با هم كنار آمدند تا همه آخرين اثر جنجالي مهرجويي را تماشا كنند. سرانجام پس از حذف برخي از صحنه‌ها سنتوري به نمايش درآمد. اما اين فيلم آيا توانست انتظارات را برآورده كند؟ مهرجويي در سنتوري از سينماي انتزاعي فيلم‌هاي پيشين خود فاصله گرفته و يك فيلم اجتماعي ساخته است.

البته در اثر قبلي خود مهمان مامان هم درون مايه‌هاي اجتماعي ديده مي شد ولي در سنتوري مهرجويي مفاهيم انتزاعي را رها كرده و به ساخت يك فيلم صرفاً اجتماعي پرداخته است. ولي در واقع در سنتوري مهرجويي بيش از آنكه جايي براي تصور تماشاگر باقي بگذارد، همه چيز را تصوير كرده است. بسياري معتقدند سنتوري پايان ندارد و يا آنكه پايان خوبي ندارد. بسياري هم بر اين باورند كه فيلم پاياني خوش دارد كه باشخصيت فروريخته علي سنتوري سازگار نيست.

به گمان نگارنده اين يادداشت پايان سنتوري پاياني است كه به تماشاگر قضاوت مي‌دهد و جايي براي حدس و گمان و تصور او باقي نمي‌گذارد. شايد همين بازنگذاشتن پايان فيلم بسياري را راضي نكرد اما در مورد اينكه فيلم پايان خوشي دارد، چندان موافق نيستم. همين كه علي پس از ترك اعتياد در مركز بازپروري مي‌پذيرد كه جاي واقعي او آنجاست تا در ميان معتادان به آموزش موسيقي و سنتور بپردازد واقعيت تلخي است. علي سنتوري كه روزگاري خواننده چيره‌دست و محبوب نسل خود بود، روزگاري همسري مقبول و خانواده‌اي متدين، سرشناس و پولدار داشت حال جاي واقعي خود را در مركز بازپروري مي‌داند و اين پاياني دراماتيك است.

نكته ديگر ضرباهنگ فيلم است كه ضرباهنگ مناسبي است. ضرباهنگي كه با سرعت جاري شدن مضراب‌ها روي سنتور، تماشاگر را با فيلم همراه مي‌كند. تدوين مناسب و فلاش‌بك‌هاي موثر مهدي حسيني به تسريع ضرباهنگ فيلم كمك شاياني كرده است. چيزي كه قدري غيرطبيعي جلوه مي‌كند، برخي سكانس‌هاست كه باحركت دوربين روي دست ضبط شده اند. هرچند مهرجويي با فيلم بماني و ميهمان مامان خود كه صرفاً فيلمبرداري آن روي دست بجاي پايه انجام مي‌گيرد، ثابت كرد كه در اين زمينه استاد است، ولي در مورد سنتوري كه فيلمي اجتماعي است قدري اين حركت‌ها دوربين به چشم تماشاگر بيگانه و غريب جلوه مي‌كند.

سنتوري فيلمي موزيكال است كه در آن صداي خواننده بدون هيچ ايراد و اشكالي به شكلي هماهنگ بر لب‌خواني بهرام رادان در نقش علي سنتوري نشسته است. هماهنگي صداي ترانه‌ها و لب‌خواني رادان به قدري طبيعي جلوه مي‌كند كه هيچ كس هنگام ديالوگ‌ها دچار شك نمي‌شود كه صداي سنتوي هنگام ديالوگ با زماني كه مي‌خواند متفاوت است. انگار رادان همان محسن چاووشي جنجالي است كه در فيلم براي ما مي‌خواند. اما يك سوال اساسي درباره فيلم اذهان را مشغول كرده است اگر ترانه‌ها و قابليت موزيكال بودن فيلم حذف شود آيا سنتوري فيلمي در حد نام مهرجويي است؟ يكي از خبرنگاران در نشست فيلم از مهرجويي پرسيد كه اگر بجاي شما كارگردان ديگري سنتوري را ساخته بود باز هم آنقدر مورد توجه قرار مي‌گرفت؟ هرچند مهرجويي گفت كه به سوالات اما و اگر نمي‌تواند پاسخ دهد، اما بنظر مي‌رسد عوامل بسياري دست به دست هم داد تا سنتوري را در صدر فيلم‌هاي مورد انتظار مردم در جشنواره قرار دهد. شايد اگر بجاي مهرجويي كارگردان ديگري چنين فيلمي مي‌ساخت، او را به باد انتقاد و استهزا مي‌گرفتند، ولي هيچگاه نبايد تجربه‌طلبي و نوگرايي يك كارگردان 65 ساله كه پرونده درخشاني در سينماي ايران دارد را نديده گرفت.

مايلم به برخي از ايرادات فيلم هم اشاره كنم: گاهي فيلم براي تصوير زمان‌هاي مرده در قالب ديالوگ به سمت شعارگرايي مي‌رفت. در دو سكانس حرف‌هاي هانيه براي مادرش و براي همسر جديدش از او شعار مي‌شنويم. تلاش شده كه از فداكاري‌هاي هانيه در ترك علي براي تماشاگر صحبت شود، ولي در عمل حرف‌ها بيشتر به شعارگرايي متمايل است. نكته ديگر اينكه در ايران حق طلاق با شوهر است و تا زمانيكه زن از شوهرش طلاق نگيرد حق ازدواج با هيچ مرد ديگري را ندارد، چگونه هانيه را در فيلم پس از 6 ماه با مرد ديگري مي‌بينيم كه ازدواج كرده‌اند و مي‌خواهند كشور را ترك كنند. اگر هانيه غيابي طلاق گرفته كه هيچ محضري حق طلاق غيابي به زن را ندارد. در دادگاه هم حداقل زمان براي طلاق غيابي 3 سال است، نه 6 ماه. تنها گزينه ممكن اين است كه علي خود هانيه را طلاق داده باشد كه با شخصيت تصويرشده از او مغايرت دارد. از سوي ديگر اعتياد علي به نوعي ريشه در كار موسيقي او دارد. مهرجويي تلاش دارد بگويد علاقه علي به موسيقي نوعي جدل با مادر علي است كه فردي مذهبي است. در اكثر سكانس‌هايي كه علي در اعتياد دست و پا مي‌زند، او را با «عبا» مي‌بينيم. جداي از اينكه هيچ انساني در جامعه امروز اينگونه سنت و مدرنيته را باهم نمي‌آميزد كه روي شلوار جين عبا بپوشد، استفاده از آن در زمان معتاد بودن و درآوردن آن هنگام ترك به اين جدل بين موسيقي و مذهب دامن مي‌زند كه فكر مي‌كنم شايسته داريوش مهرجويي نيست. وقتي مهرجويي قرار است فيلمي اجتماعي بسازد نبايد با ديگر مفاهيم كه مطلق نيستند بازي كند. مطلق نيست كه هر كه معتاد است بخاطر جنبه سنت‌ستيزي او است و اعتياد بيش از آنكه درجامعه امروز با موضوع سياسي يا مذهبي باشد، پديده‌اي اجتماعي است و بهتر بود مهرجويي با همان نگرش اجتماعي به ريشه‌هاي اعتياد علي مي‌پرداخت. و سرانجام آنكه هرگز نبايد از بازي‌هاي درخشان بازيگران اين فيلم غافل ماند. بازيگراني كه هر يك به تنهايي سكانس‌هاي ماندگاري را خلق كرده‌اند. بازي‌هاي درخشان، موضوع اجتماعي، موزيكال بودن، عوامل ناآشنا و سر و صداي بسياري سنتوري نويد اين را مي‌دهد كه مهرجويي بتواند در 65 سالگي در ريسك تجربه‌گرايي گيشه را هم تسخير كند.

 

 

دوشنبه 23 بهمن 1385 - 11:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری