سه‌شنبه 28 آبان 1398 - 13:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

ويژه نامه

 

سجاد روشني

 

دو نگاه به فيلم «پابرهنه در بهشت»

 

اما خدايي هست

سجاد روشني

نويسنده و كارگردان: بهرام توكلي

مدير فيلمبرداري: حميد خضوي ابيانه

تدوين: بهرام دهقاني

آهنگساز: علي صمدپور

تهيه كننده: حبيب الله كاسه ساز

بازيگران: امين تارخ، افشين هاشمي، سيروس همتي، نگار جواهريان

خلاصه داستان:

يحيي روحاني جوان براي ادامه خدمتش محلي نامتعارف را انتخاب مي كند. قرنطينه بيماران لاعلاجي كه مشكلات ذهني و جسمي دارند، او در اين شرايط تجربيات جالبي را از سر مي‌گذراند.

پابرهنه در بهشت فيلم سياهي است كه پايان روشني دارد. اين فيلم روان انسان‌هاي گناهكار را در قرنطينه‌اي عجيب كه به هيچ‌وجه براي تماشاگر محسوس نيست مي‌كاود. روحاني جوان كه قبل از ورود به حوزه دانشجوي پزشكي بوده است، براي شناخت انسان، جهان، خدا و خود با نگاهي معنوي همراه با دست نوشته‌ها و كاست‌هاي پرشده از حديث نفس‌هاي شب‌هاي خود، پا به اين قرنطينه مي‌گذارد. او در اين فيلم با آدم‌هاي عجيبي روبه رو مي‌شود، اما گذشت زمان نه تنها شخصيت‌ها را در نظر او از اعجاب خارج مي‌كند، بلكه با آن‌ها طرح دوستي مي‌ريزد و به اين طريق به دنياي درون آن‌ها نزديك مي‌شود. فيلم در حالي به پايان مي‌رسد كه همه چيز از دست رفته است. يكي از بيماران طعمه حريق خودسوزي مي‌شود، ديگري مي‌ميرد. دكتر قرنطينه از آلوده شدن خود سخن مي‌گويد. اما اين پايان نيست. روحاني جوان كه هرگز برنمي‌تابد براي بيماران قرنطينه موعظه و خطابه بخواند، حالا بيشتر آن‌ها را درك مي‌كند. او در زير برفي زيبا بر مرگ حراف‌ترين بيمار قرنطينه مي‌گريد و سرانجام پس از اين همه تيرگي خدا را بيشتر درمي‌يابد. فيلم مي‌گويد هرچند اين سختي‌ها، عسرت‌ها و تيرگي‌ها زندگي را سياه كرده است، اما خدايي هست كه ما همه بايد اين تيرگي‌ها را تاب آوريم تا او را بيشتر بشناسيم. معنويت سترگي كه همه اين عسرت‌ها در درون آن است و شكيبايي بر همه آن‌ها، ادراك آن نور معنوي است.

اين فيلم مي‌توانست همچون آثار هيچكاك فيلمي بدون cut (كات) باشد، ولي بهرام توكلي كارگردان فيلم معتقد است چند سكانس بدون كات پشت سرهم باعث خستگي مخاطب مي‌شود و ضرباهنگ فيلم را كند مي‌كند. از سوي ديگر در نشست خبري اين فيلم در سينما فلسطين توكلي كه نخستين كار بلند خود را به انجام رسانده است از كار خود احساس نهايت رضايت را داشت. خوب است آقاي توكلي قضاوت درباره خوبي و بدي كارش را به مخاطبان و منتقدان واگذارد و وقتي در نشست خبري مي‌خواهد به هر نظري پاسخ دهد اين قدر نگويد: «با احترام به نظر ديگران، ولي من اين جور فكر مي‌كنم.»

فيلمبرداري اين فيلم يكي از نكات مثبت فيلم است كه با ظرافت بيننده را همزمان به درون قرنطينه مي‌برد. اغلب شات‌ها بسته و نماها نزديكند. اين خود درون‌كاوي قهرمان فيلم را براي بيننده ملموس‌تر مي‌كند. گاهي ابيانه دوربين را دست گرفته و در باغ محوطه قرنطينه همراه بيماران مي‌دود. دوربين تصوير برگ‌ها و زمين و آسمان را سياه و سفيد با حركتي تند براي ما تصوير مي‌كند كه جذاب است.

فقر فضاسازي

حميد اكرمي

يحيي روحاني جواني است كه يك باره تحصيلات عاليه خود در رشته پزشكي رها كرده و به دنياي روحانيت پاي مي‌گذارد به همين منوال به ناگه مكان عجيبي را براي خدمت انتخاب مي‌كند. آنجا قرنطينه است متروك براي بيماران لاعلاجي كه درگيري‌هاي روحي، جسمي و ذهني دارند و با تني رنجور و ذهني آشفته در اوج نااميدي بسر مي‌برند در اين شرايط سخت يحيي هم به نوعي درگير شده و سعي دارد تا خود را به آنها و دنياي پريشان‌شان نزديك كند. آنها را صميمانه دوست داشته باشد و از خدمت به آنها دريغ نورزد. او سعي دارد كرامات و عظمت خداوندي را در دنياي بهم ريخته اين بيگانگان با خويش اثبات نمايد و بدين‌سان پيوسته‌ براي رخدادهاي تازه‌تر و اتفاقات بهتر و خوب‌تر با خويش درگير مي‌باشد.

در اين اثر كاستي‌هاي ساختاري و عدم پردازش‌هاي لازم نوشتاري به نوعي خودنمايي مي‌كرد استفاده از قاب‌هاي بسيار بسيار بسته و قطع نماهاي پيوسته بسته، حكايت از محدوديت فضاسازي و مشكلات اجتماعي حاكي از نبود امكانات و يا شرايط مناسب فيلمبرداري دارد. عدم پيوند ساختار اصلي قصه با پاساژها و كه مي‌بايست در واقع نمايي شرايط موثر باشد كمتر وجود دارد از اين رو از حيث محتوا باور پذيري اثر براي مخاطبين چندان آسان نيست آنچه در مخيله صاحب اثر براي طرح يك پيوند زيبا ميان روحاني و افراد جامعه اطرافش شكل گرفته بود بيشتر مي‌توانست برگرفته از روحانيون مسيحي و يا ميسيونرهايي باشد كه از دنيا بريده‌اند و براي عبادت و خدمت به خلق با شرايط تازه‌ به توافق رسيده‌اند اما در پردازش‌هاي نوشتاري و ساختاري اين شاكله به تكامل نرسيده است به نظر مي‌رسد عدم سنخيت سوژه با فضا از باورپذيري آن كاسته است و شايد سنت و معمول و فرهنگ و فضاي متفاوت ايراني اسلامي به نظر مي‌رسد دستيابي به چنين ايده‌اي را مشكل كرده باشد اما آنچه مي‌توانست از كليت فيلم منتج گردد اصرار به ايجاد فضائي روحاني، عاطفي و انساني است كه اگر با ظرافت و باورهاي مخاطب تطابق مي‌يافت رسيدن به هدف را براي صاحب اثر ميسر مي‌نمود.

 

 

يكشنبه 15 بهمن 1385 - 17:23


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری