پنجشنبه 27 دی 1397 - 9:9
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

سيد مصطفي علوي
كارشناس ارشد الهيات، شاخه فرهنگ و تمدن اسلامي

 

روزشمار عاشورا (2)

 

پنج‌شنبه دوم محرم سال 61 هجري

کاروان امام حسين (ع) در محاصره سپاه هزار نفري ابن زياد به فرماندهي حر بن يزيد تميمي به حرکت خود استمرار بخشيد تا به منزل عذيب‌الهجانات رسيدند. از آنجا نيز بگذشت تا به قصر بني‌مقاتل رسيد و در آنجا فرود آمد و شب را در آنجا ‌گذراندند. پس از نماز بامداد، امام (ع) دستور فوري داد تا کاروان راه خود را به سوي مدينه پيش گيرد. سپاه ابن زياد مانع شد. با اجبار سپاهيان کوفه، کاروان به نينوا رسيد و در آنجا فرود آمد. در اين اثنا فرستاده عبيدالله بن زياد رسيد و فرمان جديد امير کوفه را به فرمانده سپاه (حر) تسليم کرد و اين به تاريخ دوم محرم سال 61 هجري بود.

سپاه چهار هزار نفري ابن زياد به فرماندهي عمر بن سعد بن ابي و قاص به سپاه حر اضافه شد. عمر سعد در ابتدا از سران کوفه خواست نزد حسين (ع) بروند تا دليل آمدن خود را بگويد. اما آنها خجالت مي کشيدند چرا که خود از دعوت‌کنندگان فرزند رسول الله به کوفه بودند. امام (ع) در گفتگو با فرستاده عمر سعد همان مطالبي را که به حر گفته بود تکرار کرد. وقايع حادث شده را عمر سعد به کوفه گزاش کرد.

دوم تا پايان روز ششم محرم سال 61 هجري

بعد از ورود عبيدالله ابن زياد به کوفه، اين شهر تبديل به يک پادگان نظامي شده بود. ابن‌زياد براي رسيدن به مقصود خود، به ارتش کوفه انسجام بخشيده و علاوه بر آن جاسوسان خود را براي دستگيري انقلابيوني که مترصد فرصت بودند تا به امام حسين (ع) بپيوندند، آنان را شناسايي، دستگير و به حبس محکوم مي‌کردند.

تمامي راه‌هاي منتهي به کوفه و خروجي‌هاي شهر در يد قدرت نگهبانان و سربازان ابن زياد به فرماندهي حصين بن نمير تحت کنترل دقيق قرار گرفته بودند.

ابن زياد تمامي فرماندهان را فراخواند و به صراحت اعلام داشت، به هر حال حسين بن علي (ع) را بايد کشت. کيست از شما که قبول خدمت بکند و او را بکشد و در مقابل، هر شهر و ولايت که بخواهد، بدو بدهم؟ هيچ‌کس جواب نداد.68

گرچه وظيفه يک سرباز دفع فتنه و فرمانبرداري از امير است اما چرا در اين جمع کسي آمادگي خود را اعلام نمي‌کند، آيا کثرت ارتش امام حسين‌(ع) هراس به دل فرماندهان کوفي انداخت! علت داوطلب نشدن فرماندهان و جنگاوران چه مي‌توانست باشد؟ براي پي بردن به حقايق و عاشورا، بايد با دقت، ساختار جامعه آن روز از ابعاد مختلف مطالعه شود.

عمر سعد يکي از حاضران جلسه ابن زياد بود. او که حکم ولايت ري را در دست داشت اينچنين مورد خطاب ابن زياد قرار گرفت و بدو گفت: اي عمر ديدي که کسي به جنگ حسين بن علي (ع) رغبت نکرد. مصلحت آن است که اين مهم را تو ساخته کني و به جنگ حسين روي و بعد از آنکه دل ما را از جانب او فارغ گرداني، روي به ايالت شهر ري نهي.69 عمر سعد مهلت خواست تا در اين کار تامل کند. مشاورين همه او را از اينکار نهي کردند. فرداي آن روز نزد ابن زياد شد.

عمر سعد مخالفت خود را درکارزار با امام حسين (ع) اعلام داشت و به عبيدالله گفت: اي امير انعامي فرمودي (حکم ولايت ري) پيش از آنکه مبحث حسين (ع) در ميان آيد و مردمان مرا تهنيت گفتند. اگر امروز، مثال (حکم ولايت ري) از من بازستاني خجل شوم!70

روحيه جاه طلبي، فسق و فجور، عافيت طلبي در همه اعصار جوامع مسلمين را تهديد مي کند و اين شاخصه ها در رويداد حادثه کربلا بسيار موثر بود. ابن زياد بخوبي از اين موضوع بهره جست تا توانست حکومت يزيد را تثبيت کند.

عمر سعد آنگاه اشراف کوفه را بر شمرد. از پسر زياد خواست او را از قتال با حسين(ع) معاف کند. اين گفتگو ابن زياد را خوش نيامد و زبان تهديد و ارعاب را بکار گرفت و گفت: اگر نروي و با حسين بن علي جنگ نکني و فرمان من در کار او به امضاء نرساني، بفرمايم تا گردن تو بزنند و سراي تو غارت کنند.71

حکم ولايت ري، تهديد و ارعاب، عمر سعد را مهياي جنگ با امام (ع) کرد. وي با چهارهزار سوار ملازم به سمت کربلا حرکت کرد.

اهتمام عبيدالله بن زياد بر اين بود که مبادا دچار حيله و غدر کوفيان گردد. لذا نامه‌هايي که از معرکه کربلا مي رسيد وي را بر آن داشت تا همچنان بر تعداد نيروهاي حاضر در خاک کربلا بيفزايد. بدين منظور به مسجد جامع کوفه در آمد و بر منبر رفت. حمد و ثنايي گفت و بر محمد مصطفي(ص) درود فرستاد. پس از آن به تمجيد آل ابوسفيان پرداخت و از حسن سيرت انصاف و عدالت‌ورزي يزيد سخن گفت. در پايان گفت: « امروز مثال او (فرمان يزيد) رسيده و مرا فرموده که در حق شما شفقت کنم و در مواجب و ارزاق شما صد دينار بيفزايم و به تمام برسانم و شما را به جنگ دشمن او حسين بن علي بفرستم. بشنويد و مطيع باشيد. والسلام»72

ابن اعثم در کتاب خود الفتوح بخش ششم، فرماندهان وتعداد نفراتي را که در پي آنها به قصد نبرد با امام حسين (ع)روانه شدند بشرح ذيل برشمرد:

-شمر بن ذي الجوشن؛ چهار هزار نفر؛

-يزيد بن رکاب الکلبي با دو هزار نفر؛

-حصين بن نمير السکوني؛ چهار هزار نفر؛

-مصار بن مزينه المازني با سه هزار نفر؛

-شبث بن ربعي با هزار نفر؛

-حجار بن ابجر الجبلي با هزار نفر.

و بدينگونه در ششم محرم سال 61 هجري لشکريان مقابل خيمه گاه امام حسين(ع) آرايش نظامي به خود گرفتند.

هفتم محرم سال 61 هجري

ابن زياد مدام نامه مي‌فرستاد و عمر سعد را بر قتال با امام (ع) تحريض مي‌کرد. در اين زمان طي نامه‌اي تاکيد کرد تا آب را بر ذريه بتول ببندند. «ميان حسين و يارانش و ميان آب حائل شو تا اينکه يک قطره آب نچشند؛ چنانچه با آن مرد تقي و زكي، عثمان بن عفان چنين رفتار شد.»73 آنگاه عمر سعد در اجراي فرمان امير کوفه، عمرو بن حجاج الزبيدي را مامور اين کار کرد.

نهم محرم سال 61 هجري

واپسين روز پنجشنبه نهم محرم عمر سعد فرمان يورش به خيمه گاه امام حسين (ع) را صادر کرد. امام (ع) از تصميم نهايي سپاه يزيد مطلع گشته بيست تن ازاصحاب خود را به فرماندهي حضرت عباس (ع) به نزد لشکريان مهاجم فرستاد. عباس (ع) فرمود: چه مي خواهيد و چه اراده داريد؟ گفتند: فرمان از امير رسيده که به حکم او تن داده و تسليم شويد يا با شما جنگ کنيم. 74 مطلب به اطلاع امام (ع) رسيد و آن حضرت آن شب را تقاضاي مهلت کرد. عمر سعد موافقت کرد و جنگ موقتاً متوقف گرديد. شمر بن ذي الجوشن امان‌نامه‌اي را از طرف ابن‌زياد براي حضرت عباس (ع)، عون و جعفر آورد که با عکس‌العمل شديد آن بزرگواران روبرو گرديد و برگشت.

دهم محرم سال 61 هجري

اختلافات قومي، نزاع‌هاي عشيره‌اي و جاهليت اموي سپاهي را تشکيل داد تا در مقابل فرزند پيامبر که به شورش و خروج متهم گرديده قد علم کند و جز به کشتن وي و يارانش قانع نمي‌شود. اما حوادث اين روز:

شيخ مفيد عليه‌الرحمه به نقل از علي بن حسين (ع) مي گويد: صبح روز عاشورا، امام (ع) به مناجات با خدا پرداخت و اين در حالي بود که سپاه دشمن در اطراف خيمه‌ها به جولان پرداختند. امام (ع) اصحاب خود را از شروع جنگ باز مي‌داشت و مي‌فرمود: «‌من خوش ندارم آغاز به جنگ با ايشان کنم» 75 امام (ع) به مقابل لشگر کوفه آمد و خود را معرفي کرد. ابتدا از اصل و نسب خود گفت. و حديث رسول خدا (ص) را يادآورشان شد که فرمودند: اين دو سرور جوانان اهل بهشت هستند. پس اگر سخن مرا تصديق بکنيد حق همان است به خدا از روزي که دانسته‌ام خدا دروغگو را دشمن دارد دروغ نگفته ام، و اگر به دروغم نسبت دهيد پس همانا در ميان شما کساني هستند که اگر از آنان بپرسيد شما را به آنچه آگاهي دهند....76 امام(ع) در ادامه خطاب به لشکريان با صداي بلند فرمود: ... اي شبث بن ربعي! اي حجار بن ابجر، اي قيس بن اشعث و اي يزيد بن حارث! آيا شما به من ننوشتيد که ميوه‌ها رسيده و باغ‌ها سرسبز شده و تو بر لشکري آماده‌ي ياريت وارد خواهي شد؟!77

اتفاق مهم ديگر اين روز «پيوستن حر بن يزيد» به سپاه امام (ع) بود. او پس از اينکه از عمل زشت خود عذرخواهي کرد و بدرگاه خدا توبه نمود به سپاه امام پيوست.»78

عمر بن سعد اولين تير را به طرف اصحاب امام انداخت و بدنبال آن جنگ شعله ور گرديد. سپاه اندک ولي مقاوم، معتقد و مومن امام حسين (ع) شجاعانه جنگيدند و به درجه شهادت رسيدند. سپاه کوفه از چپ و راست بر امام حسين (ع) هجوم بردند. حر بن يزيد، نافع بني هلال ، مسلم بن عوسجه، يکي پس از ديگري به شهادت رسيدند. حنظله بن سعد، شوذب غلام شاکر و عابس بن شبيب شاکري هر يک پس از پند و اندرز به سپاه کوفه با کشتن تعدادي از سپاهان شيطان به شهادت مي رسيدند. علي بن حسين (ع) پس از رشادت‌ها به دست قوم جهول به شهادت رسيد. مدتي نگذشت که ياران امام (ع) به شهادت رسيدند و امام (ع) در بين آن همه لشگر تنها ماند.

تيرهاي زيادي بر بدن شريف آن حضرت زدند. اما هر سو به امام هجوم بردند. زرعه بن شريک ضربتي به شانه چپ آن بزرگوار زده آن را جدا کرده، سنان بن انس نيزه به بدن آن مظلوم زد 79 و سر آن امام همام توسط شمر از پيکرش جدا گرديد.

در اينجا بطور فهرست‌وار خلاصه‌اي از اتفاقات ايام عاشورا، که در کتب متعدد ذکر آن رفت بر مي‌شمريم:

-« پريشان‌حالي حضرت زينت (س) پس از شنيدن اشعار «يا دهر اف لک من خليل...» از امام حسين (ع).»80

-« اقدام امام (ع) به حفر چاه، پس از آنکه آب را بر روي امام بستند و آگاهي عبيدالله از آن.

جريان موفقيت عباس جهت آوردن آب براي اصحاب به همراهي سي تن از جنگاوران امام حسين (ع). و لقب يومئذ العباس السقاء.»81

-« اظهار وفاداري سعد بن عبدالهل حنفي، بريد بن خضير و زهير بن قين نسبت به امام (ع) و پيشنهاد مذاکره با عمر سعد و پذيرش آن حضرت.»82

-« گفتگوي امام (ع) با سپاه دشمن و پاسخ شمر بن ذي الجوشن که ما نمي فهميم تو چه مي گويي و حبيب ابن مظاهر گفت: خدا دل تو را از پذيرش سخن حق مهر کرده است»83 (ص 145، ارشاد مفيد).

-« استمهال امام حسين (ع) از لشکر دشمن در روز عاشورا.»84

-« يادآوري وقت نماز ظهر به امام عليه السلام توسط يکي از يارانش به نام ابوثمامه صائدي.»85 و دعاي امام در حق او.

-« خواندن نماز ظهر در قالب نماز خوف و به شهادت رسيدن تعدادي از يارانش مانند سعيد بن عبدالله حنفي.»86

-« غارت خيمه‌هاي امام حسين (ع) توسط سپاه کوفه و عدم توجه به مذاکرات عمر سعد.»87

-« اسب‌تازي بر پيکر شهدا و جدا کردن راس شريفشان از ابدان مطهرشان.»88

-« عبور دادن اسرا از قتلگاه شهيدان.»

پي‌نوشت‌ها:

1- تاريخ طبري، ج 7، ص 889. قيام امام حسين (ع) (برگزيده الفتوح)، ص 2. الارشاد، ج 2 ص 41، تاريخ كامل ج 5، ص 2169.
2و 3- تاريخ طبري، ج 7، ص 2888، قيام امام حسين (برگزيده الفتوح)، ص 2، تاريخ كامل، ج 5، ص 2168.
4- قيام امام حسين (ع) (برگزيده الفتوح)، ص 2، تاريخ كامل، ج 5، ص 2172. (توضيح: در تاريخ كامل آورده شده كه وقتي بيماري معاويه به سختي گراييد نامه‌اي به سوي پسرش در حوارين ارسال كرد كه هر چه زودتر برگردند).
5- تاريخ طبري، ج 7، ص 2904.
6- قيام امام حسين (ع) (برگزيده الفتوح)، ص 3.
7- تاريخ طبري، ج 7، ص 2905.
8- قيام امام حسين (ع)، ص5. الارشاد، ج 2، ص 42. كامل ابن اثير، ج 5، ص 2179، تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 177
9- تاريخ طبري، ج 7، ص 2907، الارشاد، ج 2، ص 41.
10- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2907. قيام امام حسين (ع)، ص 5. در الفتوح آورده شده، مروان حكم درباره بيعت گرفتن از امام حسين (ع) گفت: به خداي اگر من به جاي تو بودمي، با حسين (ع) هيچ نگفتمي و او را گردن بزدمي و باك نداشتمي، كائناً فيه ماكان./ ص5.. قيام امام حسين (ع) (برگزيده ابوالفتوح)،ص 9
11-همان، ص 10.
12 همان، ص 13.
13- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2909، الارشاد، ج 2، ص 46.
14- همان، ص 2910، قيام امام حسين (ع)، ص 15، الارشاد، ج 2، ص 46.
15- همان، ص 2911، الارشاد، ج 2، ص 46.
16- قيام امام حسين (ع)، ص 16.
17- قيام امام حسين (ع) ، ص 16
18-همان، ص 17.
19- همان، ص 18.
20- قيام امام حسين (ع) (برگزيده ابوالفتوح)، ص 18.
21- همان، ص 19.
22- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2923، الارشاد، ج 2، ص 49.
23- همان، ص 2923.
24- همان، ص 2924.
25- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2924، قيام امام حسين (ع)، ص‌23، الارشاد، ج 2، ص 51.
26و27- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2924، قيام امام حسين (ع)، ص 24، الارشاد، ج 2، ص 52. مروج الذهب، ج 2، ص 58، تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 78.
28- تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 178، تاريخ طبري، ج 7، ص 2926، قيام امام حسين (ع)، ص 25.
29- الارشاد، ج 2، ص 54.
30- تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 179. تاريخ طبري، ج 7، ص 2928. قيام امام حسين (ع)، ص 26. الارشاد ج 2، ص 56.
31- تاريخ طبري، ج 7، ص 2929، قيام امام حسين (ع)، ص 27، الارشاد، ج 2، ص 56
32- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2954، ارشاد مفيد، ج 2، ص 54.
33- تاريخ طبري، ج 7، ص 2932، قيام امام حسين (ع) ص 28. كامل ابن اثير،- ج 5، ص 2191.
34- قيام امام حسين، ص 29. تاريخ طبري، ج 7، ص 2932.
35- قيام امام حسين (ع)، ص 30، همان، ص 2932. لهوف سيد ابن طاووس، ص 75.
36- تاريخ يعقوبي، ص 1792، قيام امام حسين (ع) ص 32. تاريخ طبري، ج 7، ص 2932، لهوف سيد ابن طاووس، ص 71
37- طبري، ج 7، ص 2962.
38- همان، ص 2963.
39-- همان، ص 2945.
40- همان، ص 2946.
41- تاريخ تحيلي اسلام، شهيدي، ص185.
42- تاريخ طبري، ج 7، ص 2945.
43- قيام امام خميني، ص 38. الارشاد، ج 2، ص 76، لهوف سيدابن طاووس، ص 81.
44- قيام امام حسين (ع)، ص 41، الارشاد، ج 2، ص 82، لهوف سيد ابن طاووس، ص 83.
45- همان، ص 41. الارشاد ج 2، ص 83.
46- تاريخ طبري، ج 7، ص 2945، ارشاد مفيد، ج 2، ص 84.
47- حمد، ص 2945، ارشاد مفيد، ج 2، ص 87
48- همان، ص 2957، ارشاد مفيد، ج 2، ص 89
49- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2966. ارشاد مفيد، ج 2، ص 96، لهوف سيد ابن طاووس، ص 93.
50- همان، ص 2966.
51- همان، ص 2968.
52- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2968، الارشاد، ج 2، ص 99، 98.
53- نام محلي است در سه يا چهار ميلي مکه.
54-ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2968، لهوف سيد ابن طاووس، ص 101.
55- همان، ص 2971.
56- همان، ص 2972، الارشاد، ج 2، ص 100.
57- تشيع در سير تاريخ .م . محمدتقي آيت اللهي، ص 220.
58- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2982، الارشاد، ج 2، ص 101
59- الارشاد، ج 2 ص 102، 101.
60- ترجمه تاريخ طبري، ص 2985، الارشاد، ج 2، صل 107.
61- همان، ص 2986، الارشاد، ج 2، ص 108.
62- لهوف، سيد بن طاووس، ص 67.
63- همان، ص 68.
64- ارشاد مفيد، ج 2 ص 109.
65- همان، ص 110
66- قيام امام حسين (ع)، ابن اعثم، ص 56. ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 2989.
67- ارشاد، ج 2، ص 117.
68- قيام امام حسين (ع)، ص 642.
69- همان، ص 66.
70 - قيام امام حسين (ع)، ابن اعثم، ص 66.
71- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 3003.
72- قيام امام حسين (ع)، ابن اعثم، ص 170.
73- همان، ص 126، ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 3006، ارشاد مفيد، ج 2، ص 126.
74- قيام امام حسين (ع)، ص 79. ترجمه تاريخ طبري ج7، ص 3012، الارشاد، ج 2، ص 133.
75- ترجمه تاريخ طبري، ج 7، ص 3522، همان، ج 2، ص 143.
76- ارشاد مفيد، ج 2، ص 144.
77- همان، ص 145.
78- قاموس الرجال، شوشتري محمدتقي، ج 11، صفحات101 -103، بحارالانوار، ج 45، ص 30.
79- الارشاد مفيد، ص 168.
80- مقتل خوارزمي، ص 338، 339.
81- همان، ص. 347
82- همان، ص 350، 351.
83- ارشاد مفيد، ج 2، ص 145.
84- قيام امام حسين، ابن اعثم، ص 79، مقتل خوارزمي، ص 354، ترجمه تاريخ طبري.
85- مقتل خوارزمي، ص 19.
86- همان، ص 19-20.
87- همان، ص 43.
88- همان، ص 43.

كتابنامه

1- تاريخ يعقوبي، ابن واضح يعقوبي، م. محمدابراهيم آيتي، چاپ انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1382
2- قيام امام حسين عليه‌السلام (برگزيده الفتوح)، ابن اعثم كوفي، م. محمدبن احمد مستوفي هروي، انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1382، توضيح اينكه اين كتاب ترجمه بخش ششم از كتاب الفتوح مي‌باشد.
3- تاريخ طبري(تاريخ الرسل و الملوك) محمدبن جرير طبري، م. ابوالقاسم پاينده، ناشر اساطير، 1375
4- الارشاد، شيخ مفيد، م. سيدهاشم رسولي محلاتي، ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1384
5- مقتل الحسين عليه‌السلام، خوارزمي، ابوالمويد موفق بن احمد(اخطب خوارزم) تحقيق محمد سماوي، چاپ اول، قم، دارانورا المهدي، 1418ق
6- لهوف، سيدابني طاووس، م.عزيزي، ناشر: انتشارات راه صلاه قم، 1381
7- تاريخ كامل، عزالدين ابن اثير، م. روحاني، ناشر: اساطير، 1376
8- مروج الذهب، علي بن حسين مسعودي، م. پاينده، ناشر: انتشارات علمي و فرهنگي، 1382
9- تشيع در مسير تاريخ، دكتر سيد حسين محمد جعفري، م. محمدتقي آيت‌اللهي، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1373
10- قاموس الرجال، شوشتري محمدتقي، چاپ دوم، قم، ناشر: انتشارات اسلامي1415 و1422 ق
11- بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، چاپ بيروت، موسسه الوفاء، 1403ق


 

 

دوشنبه 2 بهمن 1385 - 15:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر