پنجشنبه 31 مرداد 1398 - 0:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

حسين آرياني
نفر نخست جشنواره مطبوعات در رشته مقاله‌ ادبي هنري

 

«ميم مثل ملودرام»

 

نقد فيلم «ميم مثل مادر» ساخته رسول ملاقلي پور

«ميم مثل مادر» فيلمي در ژانر ملودرام است. ملودرام، درامي است مردم‌پسند، مجموعه‌اي از فصل‌هاي پرهيجان احساساتي و بيشتر رقت‌بار و اشك آور، درامي كه طرح ساده دارد. شخصيت‌پردازي در آن ساده‌گرا است و در بيشتر موارد دو دسته آدم‌هاي خوب و بد را روياروي هم قرار مي‌دهد.

شخصيت‌پردازي در «ميم مثل مادر» هم ساده‌گرا است. شخصيت مادر (سپيده) در فيلم چيزي فراتر از تعاريف ما از يك مادر فداكار ارائه نمي‌دهد هرچند كه سختكوشي‌هاي او براي حمايت از پسرش تجليلي از مقام مادر است و با بازي خوب گلشيفته فراهاني جلوه‌اي متعالي مي‌يابد و مورد تحسين بيننده قرار مي‌گيرد. شخصيت پدر (سهيل) هم يك شخصيت منفي هميشگي و يك بعدي است هرچند حرف او در سقط كردن فرزند معلول (كه گويي قانون آن الان هم به تصويب رسيده است) چندان نادرست به نظر نمي‌آيد. شايد چنين شخصيت‌پردازي‌هايي در فيلم تاحدي تماشاگر جدي سينما را آزار بدهد و از نمونه‌هاي خوب ملودرام دور باشد اما به ياد داشته باشيم كه به هرحال ملودرام ژانر اغراق است. آغاز هر ملودرام شرح موقعيتي است كه در آن شخصيت‌ها با جهاني به سامان، منظم و منطقي رويارويند در ابتداي فيلم هم زندگي سپيده در اوج ثبات قرار دارد و بنظر مي‌آيد كه با به دنيا آمدن فرزندشان شيرين‌تر هم بشود همه چيز در ابتدا حكايت از يك زندگي شيرين و موفق دارد هرچند تصوير بزرگ سهيل روي ديوار خانه نشان از عنصري تهديدآميز، سلطه‌گر و قاهر دارد. اما در جهان ملودرام ناگهان اين جهان منظم برهم مي‌ريزد و در «ميم مثل مادر» هم چنين مي‌شود. خبر مي‌رسد كه بچه معلول به دنيا خواهد آمد و تنش براي شخصيت‌ها و براي تماشاگران آغاز مي‌شوند ( و اين آغاز صحنه‌هاي ملودراماتيك تا پايان فيلم است) تنش‌هايي كه گاه مثل صحنه‌اي كه سپيده ( با بازي موثر و زيباي گلشيفته فراهاني) در خانه مي‌دود تا بچه‌اش را سقط كند بسيار ديدني است و حركت اسلوموشن، اين رنج مادرانه را بسيار موكد وتاثيرگذار مي‌كند يا مثلاً سكانس بسيار خوب حمام را به ياد بياوريم كه وقتي سعيد در اثر برخورد سرش با ديوار به زيرآب مي‌رود و مادر نمي‌داند او كجاست تعليقي كشنده بر تماشاگر غالب مي‌شود. ملودرام ژانر «زن و خانواده» است يا شخصيت اصلي‌اش زن «همسر/مادر» است يا از ديد يك زن، يا از ديدگاهي زنانه به خانواده مي‌پردازد به همين دليل پرداختن به شخصيت يك مادر سخت كوش و فداكار بسيار مي‌تواند در يك ملودرام به جا، موثر و با اقبال عمومي همراه باشد در تصوير شخصيت مادر، بازي گلشيفته فراهاني نقش اساسي را بازي مي‌كند از همان سكانس تيتراژ كه او را در حال نواختن ويلون مي‌بينيم نگراني و غم را در چهره‌اش حس مي‌كنيم گويي پيشگويانه فضاي آينده داستان در اين سكانس متبلور شده است. سخت‌كوشي و محبت مادرانه در چهره مصمم گلشيفته فراهاني بخوبي قابل لمس است. او در بازي با دستانش هم استادانه عمل مي‌كند حركت دستش كه نت «مي» را به فرزندش يادآوري مي‌كند نشان از سخت‌كوشي او و عشق بي‌پايانش به فرزندش دارد. حركات دستش هنگامي كه سهيل (شوهرش) سال‌ها بعد به نزد او مي‌آيد هم ابتدا حكايت از ناراحتي او و ترديدش در چگونگي برخورد با شوهرش و سرانجام پايداري و استقامتش براي حفظ فرزندش دارد.

سكانس كورتاژ در فيلم بسيار مخوف تصوير شده است كه با توجه به اين عمل غيرقانوني و زشت اين فضا درست انتخاب شده است اما برخورد زن ماما تا حد زيادي اغراق‌آميز بنظر مي‌آيد كه بي‌دليل به سپيده پرخاش مي‌كند و از اين لحاظ بسيار كليشه‌اي بنظر مي‌آيد. در «ميم مثل مادر» تماشاگر، مقابل آماجي از حوادث ناگهاني قرار مي‌گيرد كه بسياري از آنها تصادفي هستند: سپيده، سعيد را به زور حمام مي‌برد و بطور تصادفي سر سعيد به ديوار مي‌خورد و آن حوادث تلخ و آن تعليق جاندار شكل مي‌گيرد (البته از نظر فني اين سكانس بسيار ديدني است قطرات آب را كه از روي سطح آب بصورت اسلوموشن بلند مي‌شوند را به ياد داريد؟)، سپيده از دست داروفروشان فرار مي‌كند و وقتي حالش بسيار بد است روبروي مغازه‌اي بصورت تصادفي تصوير دستگيري صدام را مي‌بيند (كه القا شود صدام دارد به سزاي اعمالش مي‌رسد)، دوست سعيد تصادفاً اسم مردي را مي‌بيند كه فاميلي او مانند فاميلي سعيد است و از قرار پدر او از آب درمي‌آيد، دختر روبيك بطور تصادفي در همان آسايشگاهي است كه سعيد به آنجا مي‌رود. روبيك هم تصادفاً همسايه سعيد است و اين حوادث تصادفي تا رسيدن روبيك به دخترش ادامه مي‌يابد. ارسطو در فن شعر در مورد عنصر تصادف در درام مي‌نويسد: :« يك غيرممكن محتمل الوقوع بر يك ممكن نامتقاعدكننده ترجيح دارد» و متاسفانه عنصر تصادف در برخي از لحظات «ميم مثل مادر» متقاعد كننده نيست. البته اين گونه حوادث با همه ضعف‌هايي كه دارند از اين نظر كه هرگز حوادث بعدي داستان قابل پيش‌بيني نيست موثر هستند و از ويژگي‌هاي ملودرام بشمار مي‌آيند سرگي بالاخاتي منتقد فرماليست روسي درباره ملودرام مي‌نويسد: «اين ژانر همواره راهي مي‌يابد كه چيزي نامنتظر و پيش‌بيني ناشده را به كنش‌هاي درام وارد كند، در ملودرام رشته حوادث كه تماشاگر حدس زده و در ذهن خود ساخته است همواره دگرگون مي‌شود و به راستايي تازه و پيش بيني ناشده مي‌افتد. شگرد اصلي ، حضور واقعيتي تازه است كه نتيجه كنش‌هاي پيشين به حساب نمي‌آيد. به عبارت ديگر در ملودرام زنجيره علت و معلولي حوادث در هم مي‌شكند.»

ملودرام چندان پاي‌بند واقع‌گرايي نيست و اتفاق‌هاي ساده و روزمره اندازه بزرگي در اين ژانر دارد مثلاً كنسرت بچه‌هاي معلول در فيلم، شايد در زندگي روزمره يك اتفاق معمولي باشد ولي در فيلم ابعادي بزرگ و غول‌آسا (به جهت حادثه‌پردازي) پيدا مي‌كند. در ملودرام آدم‌ها با روانشناسي انسان بيرون از پرده همخواني موبه مو ندارد به همين دليل برخي از اعمالشان اغراق آميز و غيرواقعي جلوه مي‌كند مثلاً سپيده در مقابل عمل بي‌رحمانه شوهرش كه او و فرزندش را ترك كرده و مسبب تمامي بدبختي‌هاي آنان است از پدر تصوير خوبي در ذهن پسرش مي‌سازد كه اين واكنش او مابه‌ازاي واقعي در زندگي روزمره ندارد.

واكنش به «ميم مثل مادر» بستگي به اين دارد كه ژانر ملودرام را دوست داشته باشيم يا نه؟ اگر پاسخ مثبت باشد از تماشاي فيلم چندان ناراضي نخواهيم بود. ملاقلي پور پس از تجربيات با فضاهاي ذهني در فيلم‌هاي مانند «سفر به چزابه»، «هيوا» و «مزرعه پدري» در اينجا با شيوه روايي كلاسيك ساخت ملودرامي ساده، موثر و پرمخاطب را هدف خويش قرار داده مسئله‌اي كه پاسخ مثبت از آن گرفته است ملاقلي‌پور فيلم خود را به همه مادران تقديم كرده است و در مصاحبه‌اي گفته است كه براي تجليل از زحمات مادرش هميشه مي‌خواسته فيلمي درباره مادران بسازد. فكر مي‌كنم او با «ميم مثل مادر» به خوبي توانسته پاسخ زحمات مادرش را بدهد شايد منتقدان كه بينندگاني كمال‌گرا هستند در اين فيلم ضعف‌هايي بيابند و آن را ملودرامي متوسط ارزيابي كنند اما نكات مثبت در فيلم كم نيستند آن هم درسينماي ايران كه ملودرام ژانري كم بضاعت است و شايد حتي ملودرام‌هاي متوسط به تعداد انگشتان يك دست هم نرسد.

 

 

چهارشنبه 15 آذر 1385 - 14:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری