يكشنبه 3 شهريور 1398 - 0:37
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

الهه عصاريان

 

هيأت‌هاي مذهبي عامه‌پسند و دينداري متفاوت جوانان

 

رواج موسيقي پاپ ديني و هيأت‌هاي مذهبي عامه‌پسند، پديده‌اي است كه در چند سال اخير بحث‌هاي زيادي پيرامون آن شكل گرفته و در واقع به‌نوعي تبديل به پديده‌اي شده كه به گفته كارشناسان مي‌توان از جنبه‌هاي مختلف جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، مذهبي و... به بررسي و كالبد‌شكافي آن پرداخت. از همين رو چندي پيش گروه جامعه‌شناسي دين انجمن جامعه‌شناسي ايران نشستي را تحت عنوان هيأت‌هاي مذهبي عامه‌پسند و ظهور سبك زندگي شهري جديد در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار كرد كه در آن محسن حسام مظاهري نويسنده و پژوهشگر علوم اجتماعي به بررسي عناصر هويتي اين هيأت‌ها و ارتباط آن با ظهور سبك جديد از زندگي شهري پرداخت.

مظاهري سخنان خود را با طرح سه مقدمه در زمينه تفكيك دين و دينداري، تفكيك مناسك ديني و آيين‌هاي دينداران و گونه‌بندي هيأت‌هاي مذهبي شروع كرده و گفت: «دينداري» بر خلاف «دين» كه يك مفهوم انتزاعي است مفهوم كاملاً عيني است و مرجع تعريف آن، دينداران و عمل بيروني آنهاست و در واقع يك مقوله كاملاً اجتماعي است، كه به مرور زمان متناسب نحوه عمل و مقتضيات زندگي دينداران قابل تغيير است. در زمينه مناسك ديني و آئين‌هاي دينداران نيز بايد گفت در هر ديني يك دسته شيوه عمل وجود دارد، بخشي از آنها در خود دين تعريف شده و تكليفي است كه تخطي از آن معصيت است كه همان مناسك ديني است. اما در كنار اين مناسك، آئين‌ها و شيوه عملي هم وجود دارد كه دينداران در راستاي دينداري‌شان آن را تعريف مي‌كنند. اين آيين‌ها از الزامات دين نيستند و در متن دين نيز بر آن تاكيد نشده و تخطي از آن نيز گناه نيست.

مظاهري پس از طرح اين دو مقدمه فرضيه خود را اينگونه مطرح كرد كه هيأت‌هاي مذهبي و به طور كلي مجالس سوگواري و عزاداري شيعيان اولاً جزء مقوله دينداري‌اند و از ضروريات دين نيستند بلكه نحوه عمل دينداران، آن را مشخص مي‌كند، ثانياً جزء آيين‌هاي دينداران‌اند و نه از مناسك ديني.

وي براي آنكه تمام هيأت‌هاي مذهبي در يك دسته قرار نگيرند به ارائه يك گونه‌بندي از هيأت‌هاي مذهبي پرداخته و با تاكيد بر انقلاب اسلامي هيأت‌هاي مذهبي را به چهار دسته تقسيم كرد: دسته اول هيأت‌هاي مذهبي سنتي كه دو دسته‌اند: هيأت‌هاي مذهبي تام كه قدمت آنها به قبل از پيروزي انقلاب اسلامي برمي‌گردد و هيأت‌هاي مذهبي امروزي كه سابقه تأسيس آنها بعد از پيروزي انقلاب اسلامي است، اما همچنان شكل و ظاهر هيأت‌هاي سنتي را حفظ كرده‌اند.

دسته دوم، هيأت‌هاي مذهبي انقلابي‌اند كه شامل سه گروه هيأت‌هاي اوليه، هيأت‌هاي دوران دفاع مقدس و هيأت‌هاي دوران پس از جنگ يا دوران صلح هستند.

دسته سوم، هيأت‌هاي عامه‌پسند هستند شامل سه گروه خرد، محوري و انقلابي و دسته چهارم نيز شبه‌هيأت‌ها هستند. مظاهري ادامه داد: بحث من در مورد هيأت‌هاي مذهبي عامه‌پسند و به طور مشخص‌تر هيأت‌هاي عامه‌پسند خرد و جزيي هستند كه براي شناخت آنها بايد به بررسي عناصر هويتي اين هيأت‌ها پرداخت. اولين عنصر هويتي سازمان است. سازمان اين هيأت‌ها سه شاخص كلي دارد: اول آنكه انسجام و پايايي سازمان اين هيأت‌ها بسيار كم است، برخلاف هيأت‌هاي سنتي كه پر تكلف بوده و داراي سلسله‌مراتب و قوانين و تقسيم كار مشخص و در نتيجه انسجام زياد بودند، هيأت‌هاي عامه‌پسند به‌دليل سازماندهي كم انسجام اندكي دارند. در اين هيأت‌ها سلسله مراتب و قوانين و آداب و تقسيم‌كار مستحكم هيأت‌هاي سنتي وجود ندارد، بلكه با سازمان منعطفي روبه‌رو هستيم كه به مرور زمان در نسبت مستقيم با نحوه عمل اعضا بتواند تجزيه شده و تكثير يابد.

شاخص دوم سازمان اين هيأت‌ها، هنجار‌شكني مكاني است. هيأت‌هاي سنتي به دلايل مختلفي از جمله آنكه معتقد بودند نام اهل بيت عليهم‌السلام حرمت دارد و نمي‌توان آن را در هر جا به زبان آورد مكان‌هاي خاصي را براي اين كار تعريف مي‌كردند مانند حسينيه‌ها، تكيه‌ها، زينبيه‌ها و... كه اين مكان‌ها حرمت خاصي داشته يا منشأ اعتقادي براي دينداران بودند، اما در هيأت‌هاي عامه‌پسند اين هنجار مكاني از بين رفته و اين هيأت‌ها معمولاً در مكان‌هاي رسمي تشكيل نمي‌شوند، بلكه مكان‌هاي جديدي را تعريف مي‌كنند كه الزاماً‌ قداست و حرمت مكان‌هاي قبلي را ندارند؛ مكان‌هايي هستند كه غير از زمان برگزاري مراسم، كاركردهاي ديگري دارند مانند زيرزمين، خانه‌هاي شخصي و...

شاخصه سوم سازمان اين هيأت‌ها، هنجارشكني زماني است. در هيأت‌هاي سنتي به دليل تكلف زياد، پر هزينه بودن و اينكه نيازي به برگزاري مستمر آنها نبود زمان خاصي براي برگزاري آنها تعيين شده بود و شايد در طول يك سال فقط حدود ده يا دوازده روز را شامل مي‌شد؛ اما در هيأت‌هاي عامه‌پسند با هنجار زماني خاصي روبه‌رو نيستيم و در طول سال عموماً اين هيأت‌ها استمرار داشته و برگزار مي‌شوند. وي گفت: به همين دليل است كه ما در اين هيأت‌ها با دو پديده مواجه هستيم: يكي اينكه با رواج اين هيأت‌ها، دهه‌هاي جديدي نيز تعريف شدند مانند باقريه (عليه‌السلام)،‌ عسگريه (عليه‌السلام) و...، و دوم تعريف مناسبت‌هاي ديني جديد است كه در هيأت‌هاي سنتي نبود مانند ايام شهادت حضرت ربابه (عليهاسلام)، حضرت سكينه (عليهاسلام)، يا جشن‌هايي چون آغاز امامت امام زمان (عجل‌الله تعالي فرجه‌ الشريف) كه تا چند سال قبل چنين مناسبت‌هاي تعريف شده‌اي وجود نداشت.

مظاهري سپس به بررسي دومين عنصر هويتي هيأت‌هاي مذهبي عامه‌پسند يعني «مخاطب» پرداخت و با تقسيم‌بندي مخاطبان به دو دسته بيروني و دروني گفت: در هيأت‌هاي مذهبي و انقلابي، مخاطبان همان اعضاي هيأت‌ها هستند و مجلس منحصر به كساني است كه در آن حضور داشته و شركت مي‌كنند؛ اما بعد از ظهور پديده كالاي فرهنگي كه طي آن مجالس عزاداري در قالب‌هاي مختلف صوتي و تصويري به بيرون ارائه مي‌شوند ما با مخاطب ديگري هم روبه‌رو هستيم كه مخاطبان كالاها و محصولات فرهنگي‌اند و حتي مخاطب اصلي و محوري اين هيأت‌ها هم محسوب مي‌شوند كه اين‌ها همان مخاطبان بيروني هستند.

مظاهري براي مخاطبان دروني كه اعضاي هيأت‌هاي عامه‌پسند هستند چند شاخص را مطرح كرده و گفت: اول آنكه در آنها گزينش مخاطب وجود ندارد، يعني كاملاً بر عكس هيأت‌هاي سنتي و انقلابي كه تنها كساني كه از قبل دعوت داشتند به اين هيأت‌ها مي‌آمدند. اما در هيأت‌هاي مذهبي ورود مخاطب كاملاً‌ عام و آزاد است و معياري براي تفكيك مخاطبان وجود ندارد. شاخص دوم اين است كه مخاطبان دروني آنها تك‌جنستي‌اند، يعني بر خلاف هيأت‌هاي سنتي و انقلابي كه در آن هر دو جنس حضور دارند؛ و لو اينكه زنان به صورت فرعي يا در پشت پرده هستند. اما در هيأت‌هاي عامه‌پسند صرفاً يكي از دو جنس حضور دارند: يا عمدتاً مردانه‌اند يا زنانه هستند كه البته غلبه با هيأت‌هاي عامه‌پسند مردانه است. و شاخصه سوم هم آن است كه اين هيأت‌ها به طور مطلق پديده‌اي متعلق به فرهنگ جوانان مي‌باشند و لذا مخاطبان آنها از گروه سني جوانان و نوجوانان هستند.

مظاهري عنصر سوم هويتي اين هيأت‌ها را گفتمان ديني دانسته و توضيح داد: عموماً در اين هيئت‌ها گفتمان ديني روحانيت و حوزه و در واقع عنصر «سخنراني» حذف شده و صرفاً به مداحي اكتفا مي‌شود، به طوري كه در اين هيأت‌ها دين منفك از شريعت است. يعني اگر بعد فردي دين را ايمان و بعد اجتماعي و تجلي بيروني دين را شريعت نامگذاري كنيم، هيأت‌هاي عامه‌پسند و اعضاي آن فقط به مقوله ايمان مي‌پردازند و نه شريعت كه اين مسئله تا حدودي هم به بعضي گرايش‌هاي صوفيانه‌اي كه در برخي از اين هيأت‌ها رايج است برمي‌گردد. اما ويژگي ديگر گفتمان ديني اين هيأت‌ها عدم حجيت عقل در آنهاست. آنچه كه در اين هيأت‌ها بر آن تاكيد مي‌شود مسئله حب و عشق است و همان دعواي هميشگي عقل و عشق در اينجا مطرح است كه عقل قادر به درك اين نوع عشق نيست، علاوه بر اين در اين هيأت‌ها با اسطوره‌گرايي هم مواجه هستيم يعني شخصيت‌هاي بزرگوار مذهبي در دينداري اين هيأت‌ها تبديل به اسطوره مي‌شوند.

مظاهري در ادامه گفت: در اين هيأت‌ها ما با بازتوليد ادبيات، تفكر و حتي منش صوفيانه نيز مواجه هستيم. محبت اهل بيت عليهم‌السلام به عشق احساسي و سطحي و بي‌مايه و مبتذلي تعبير شده است كه خصوصيات زميني آن بيش از ويژگي‌هاي معنوي و ملكوتي آن است و با شأن معصومين عليهم‌السلام سازگاري ندارد. اين عشق با ادبيات صوفي‌گرايانه مطرح مي‌شود، البته صوفي‌گريي كه با نوعي انزوا از اجتماع همراه است. همچنين دين در اين هيأت‌ها منفك از سياست است و دينداري آنها نيز دينداري فردي است نه اجتماعي. يعني خود فرد و برداشت و احساس اوست كه به رسالت‌اش مشروعيت مي‌دهد و نيازي نيست كه كسي كار او را تائيد كند و مقولات اجتماعي نقشي در اين جريان ندارند كه اين واقعيت در ارتباط مستقيم با همان استقلال از مرجعيت هنجاربخش ديني قرار مي‌گيرد. و در نهايت آنكه، گفتمان ديني اين هيأت‌ها‌ سهل و ممتنع است و وارد زندگي شخصي و خصوصي افراد در بيرون از مجلس نمي‌شود. هر كسي به اين مجلس آمد وارد يك حريم امن شده و اين كه اين فرد بيرون از اين مجلس چه مي‌كند مطرح نيست چرا كه در اين مجالس صرفاً عواطف ديني غالب است.

مظاهري عنصر چهارم اين هيأت‌هاي مذهبي عامه‌پسند را مداحي ذكر كرده و گفت: مداحي اين هيأت‌ها يك پديده كاملاً شهري است كه در شهرهاي بزرگي چون تهران، اصفهان، مشهد، تبريز و ساير شهرهاي بزرگ رواج دارد و هنوز به شهرهاي كوچك‌تر يا روستاها سرايت نكرده، هرچند مخاطبان محصولات آن در سراسر كشور وجود دارند. موسيقي اين مداحي نيز، تقليدي و عاريتي است. موسيقي در اين هيأت‌ها جايگاه خاصي ندارد و چون مداحان با خلأ آهنگ مواجه‌اند اين خلأ را با تقليد از نمونه‌هاي موسيقي غيرمذهبي پر مي‌كنند. ويژگي ديگر مداحي اين هيأت‌ها، بهره‌گيري از تكنولوژي صوتي روز است. در چند سال اخير پيشرفت چشمگيري را در اين تكنولوژي شاهد بوديم و اين تاثير مستقيمي بر همگاني شدن مداحي عامه‌پسند داشته است. به عبارتي قدرت سيستم‌هاي صوتي بر خلأ دانش موسيقايي مداحان عامه‌پسند سرپوش مي‌گذارد و شايد مهم‌ترين عنصر تشكيل اين هيأت‌ها برخورداري از يك سيستم صوتي قوي است تا با استفاده از امكانات آن بتوانند يك فضاي مجازي خلق كنند.

مظاهري در ادامه توضيح داد كه چگونه مداحي اين هيأت‌ها دو پديده شيفتگي و ستاره شدن را به همراه دارد: پديده شيفتگي، پديده پيچيده‌اي از هيجان و لذت است. از جمع‌آوري پوسترها و cdها، داشتن امضا و شماره تلفن مداح تا تقليدهاي رفتاري و كلامي، نوع پوشش و آرايش، گريه كردن، تكيه‌ كلام‌ها و... همچنين پديده ستاره شدن در ارتباط مستقيم با پديده شيفتگي قرار دارد. ستاره شدن بالاترين مرتبه شهرتي است كه يك مداح مي‌تواند به آن دست يابد. همه مداحان نيز شهرت پيدا نمي‌كنند بلكه كساني كه يك سبك جديد و پر مخاطب را به وجود مي‌آورند موفق به انجام اين كار مي‌شوند. وي گفت: پديده بازار به معناي عرضه و تقاضا نيز در اين گونه مداحي وجود دارد. يعني در اين عرصه يك ارتباط دو سويه بين مخاطب و عرضه‌كننده كه مداح است وجود دارد. برخلاف آنكه براي مداحان سنتي، مداحي شغل و محل ارتزاق آنها نبود و به عنوان تبرك يا بر اساس اعتقادشان به اين كار مي‌پرداختند، اما با توجه به اينكه ما در تمام طول سال با برگزاري مجالس مختلف مداحي عامه‌پسند روبه‌رو هستيم، لذا اين نوع مداحي به ويژه براي مداحان ستاره تبديل به يك حرفه شده است.

جايگزيني سن به جاي منبر، رواج كالاهاي فرهنگي از cd و نوار و پوستر گرفته تا تي‌شرت‌ها و سربند‌هاي خاص، بهره‌مندي از سيستم توزيع گسترده و قوي نيز از ديگر خصوصيات مداحي در اين هيأت‌ها است كه مظاهري به آن اشاره مي‌كند.

وي همچنين فقدان شعائر سنتي پيشين و جايگزيني نمادهاي جديد را هم از ديگر ويژگي‌هاي مداحي در اين هيأت‌ها مي‌داند: نماز جماعت، مناجات‌خواني، زيارت‌خواني و شعائر مختلفي كه جايگاه خاصي در هيأت‌هاي سنتي داشت در هيأت‌هاي عامه‌پسند حذف شده و تنها به مداحي و سينه‌زني اكتفا مي‌شود. اگر هم روضه‌خواني در اين هيأت‌ها رواج دارد، روضه‌خواني متكي بر اسناد تاريخي و روايات نيست بلكه بيشتر زبان‌حال‌گفتن و تكيه‌كردن بر خواب و مكاشفه است و يا به تعبير خود اين طيف مداحان، «شهودي» است. نمادهاي جديدي چون يك انگشتر خاص، سربند يا تي‌شرت يا نوع پوشش خاص، جايگزين شعائر و نمادهاي سنتي شده‌اند و همان كاركرد انسجام‌بخشي را براي اين هيأت‌ها ايفا مي‌كنند.

ادبيات هيأت‌هاي عامه‌پسند آخرين عنصر هويتي اين هيأت‌ها است كه مظاهري آن را اينگونه توصيف مي‌كند: ادبيات اين هيأت‌ها دو بخش دارد مشخصات زباني و درون‌مايه. در مشخصات زباني از عبارت‌هاي عربي مانند قرآن،‌ دعاهاي مشهور، عبارات موزون و مشهور عربي و عبارت‌هاي خود‌ساخته و... استفاده مي‌شود كه البته در كنار اينها از واژگان ادبيات عرفاني و غنايي (عشق و دلداده و معشوق) و واژگان محاوره‌اي و شكسته نيز استفاده مي‌كنند. چرا كه مخاطبان جوان اين هيأت‌ها دوست دارند كه با ادبيات خودشان حرفي را بشنوند و به همين دليل در اين مداحي مفاهيم ديني با ادبيات محاوره‌اي و روزمره مطرح مي‌شود تا آنجا گاهي اوقات، نوع گويش جوانان اين هيأت‌ها از ديد برخي افراد نوعي ناهنجاري محسوب مي‌شود.

بخش ديگر ادبيات اين هيأت‌ها، درون‌مايه است كه از ويژگي‌هايي چون غلو كردن و بزرگ كردن محبوب، تاكيد بر جنون‌مندي و عدم حجيت عقل، بهره‌گيري از مفهوم عشق بي‌مايه و سطحي براي توصيف محبت به اهل‌بيت عليهم‌السلام، تاكيد بر شخصي‌كردن دين و رواج نوعي بي‌خيالي رنج مي‌برد. نكته ديگري كه مظاهري بر آن تاكيد كرد اين است كه هيأت‌هاي عامه‌پسند يك خرده‌فرهنگ جديد شهري نيز محسوب مي‌شوند. وي توضيح داد: اين هيأت‌ها خرده فرهنگي هستند كه خودنمايي، همبستگي و انسجام دروني داشته و در برابر هر مانعي كه آنها را محدود كنند موضعي تهاجمي دارند. شباهت‌هاي بسياري بين اعضا آنها وجود دارد، مانند نحوه پوشش، آرايش ظاهر، رفتارهاي كالبدي، يك زبان عاميانه خاص و گويش مشخص و استفاده از اشيا و نمادهاي نامتعارف، نمادهايي كه به عنوان نمادهاي ديني رايج مي‌شود و خارج از آن هيأت‌ هيچ معنايي ندارند؛ همه اين‌ها به عنوان يك خرده‌فرهنگ جلوه كرده است، خرده‌فرهنگي كه بر تمايز خود از نمونه‌هاي ديگر تاكيد دارد.

همچنين مظاهري معتقد است كه همزمان با هيأت‌هاي عامه‌پسند با ظهور يك سبك زندگي جديد شهري هم روبه‌رو هستيم كه تمام اجزاي يك سبك زندگي جوانانه را دارد؛ اعم از پوشش، گويش، ادبيات و موسيقي خاص و سبك زندگي كه آشكارا تناقضاتي نيز با مدل‌هاي سنتي و هيأت‌هاي انقلابي دارد.

وي گفت: اين هيأت را مي‌توان نمودي از تنوع‌طلبي جوانان هم در نظر گرفت. مظاهري ادامه داد: به همين دليل است كه مشاهده مي‌كنيم هيأت‌هاي عامه‌پسند از منظر دو دسته اصلي منتقدان خود يعني انقلابيون و سنتي‌ها يك پديده جلف و سبك و غيررسمي و يك ناهنجاري محسوب مي‌شوند كه تيشه به ريشه دينداري زده و دينداري را مبتذل كرده‌اند.

مظاهري در پايان گفت: به نظر مي‌رسد بخشي از نسل جديد به دنبال آن است شعائر ديني را بر حسب سليقه و ارزش‌هاي خود ايجاد كند و اين در حالي است كه اين انتخاب به هيچ‌وجه عقلاني و مستدل نيست.

 

 

شنبه 13 آبان 1385 - 15:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری