يكشنبه 3 شهريور 1398 - 4:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

حسين آرياني

 

نگاهي به كارنامه فيلمسازي حاتمي‌كيا به مناسبت هفته دفاع مقدس

 

مهم‌ترين فيلمساز دفاع مقدس

ابراهيم حاتمي‌كيا در دوم مهرماه 1340 در تهران به دنيا آمد و پس از انقلاب كار فيلمسازي را با نوشتن فيلمنامه و ساختن فيلم‌هاي كوتاه درباره جنگ آغاز كرد. حاتمي‌كيا خود بسيجي بود و جبهه‌هاي جنگ را از نزديك لمس كرد و فيلم‌هاي مستندي درباره رويدادهاي جنگ ساخت، شايد به دليل همين مستندگرايي بود كه او تن به سينماي حادثه پرداز و شعاري جنگي رايج نداد و به حقايق جنگ روي آورد. نخستين فيلم سينمايي حاتمي‌كيا «هويت» (1365) نام داشت كه آن را براي شبكه دوم سيما ساخت. فيلم داستان مصدومي تصادف كرده است كه به اشتباه مجروح جنگي قلمداد مي‌شود و بستري شدن او در كنار رزمندگان در او از حال و هواي معنوي به دوراست تحولي به وجود مي‌آورد هر چند «هويت» فيلم مهمي نبود ولي برخي از منتقدان بارقه‌هايي از استعداد را در آن ‌ديدند. فيلم بعدي حاتمي‌كيا «ديده بان» فيلم بسيار خوبي بود و در آن حاتمي‌كيا به سمت بياني سينمايي‌تر پيش رفت به عنوان مثال مي‌توان از نمايي هوايي؛ با حركت به جلو ياد كرد كه در آن صداي گام‌هاي ديده‌بان و انفجار خمپاره‌ها بدل به صداي رژه رزمندگان مي‌شود. نتيجه چشم‌گير ايثار ديده‌بان هم ديدني است عمل ديده‌بان بدون آنكه با تاكيد قهرمان‌پردازانه و حادثه پرداز همراه باشد منجر به حفظ خاكريز خودي و نجات جان همرزمانش تا رسيدن نفرات و امكانات كمكي مي‌شود.

هنگامي كه حاجي (فرمانده گروه) در شگفت از عظمت و فداكاري او پرچمي مقدس را روي صورت او مي‌كشد لحظه‌اي تاثيرگذار شكل مي‌گيرد. «ديده‌بان» هرچند ازنظر تكنيكي ضعف‌هايي داشت اما ديد غريزي و بي‌آلايش حاتمي‌كيا به آدم‌هاي جنگ تاثيرگذار بود. «مهاجر» (1369) هم نگاه متفاوت حاتمي‌كيا به جنگ و حوادث پيرامون آن و آدم‌هاي جنگ و شرح دلبستگي‌هاي آنها در حال و هوايي عارفانه است. مهاجر در كليت خود در پي توصيف چند و چون اين دلبستگي و كشف منابع فيض اين معنويت است. نگاه شفقت‌آميز حاتمي‌كيا به آدم‌هاي فيلم آنها را در حد موجوداتي خاص ارتقاء مي‌دهد اما شخصيت‌پردازي چندبعدي و نمايش همزمان خصلتهاي مثبت و ضعفها شمايل اسطوره را از آنها مي‌زدايد.

«مهاجر» از اولين فيلم‌هاي جنگي است كه شخصيتهاي خودي هم در آن ضعف دارند و رزمندگان آن به شدت واقعي هستند. نكته مهم ديگر فيلم نقش تحول يابنده يك هواپيماي كوچك (به نام مهاجر) در فيلم است اين پرنده فلزي از يك وسيله شناسايي به تدريج تبديل به واسطه ارتباط عاطفي بين رزمندگان مي‌شود و مانند يك پيام‌آور مهر و عشق و معنويت عمل مي‌كند. «ديده‌بان» جايزه هيات داوران و «مهاجر» جايزه بهترين فيلم را در هفتمين و هشتمين دوره جشنواره فجر به دست آورد. حاتمي‌كيا با «وصل نيكان» (1371) تا حدودي از فضاي جبهه فاصله گرفت و به مسائل عاطفي و خانوادگي رزمندگان پرداخت. اين فيلم غناي تصويري «مهاجر» و «ديده‌بان» را نداشت و نزد عام و خاص به سختي شكست خورد. «از كرخه تا راين» (1371) از موفق‌ترين فيلم‌هاي حاتمي‌كيا از نظر اقبال عمومي بود. «از كرخه تا راين» يك ملودرام تاثيرگذار و ديدني بود كه به مصائب و مشكلات مصدومان شيميايي جنگ مي‌پرداخت . خلوص و شيدايي سعيد، جانباز شيميايي همچون تجسمي از جهان معناست پافشاري او روي اعتقاداتش و ايمان راستين او به هدفي متعالي بعد از گذر سال‌ها، قابل تامل است. او در كنار رود راين از سرنوشت خود نزد خالق خويش شكوه مي‌كند اما در حقيقت اين هم راز و نيازي عاشقانه با خداوند است كه ابتدا مميزي را برآشفت ولي بعد در نمايش عمومي اين صحنه حفظ شده «از كرخه تا راين» حديث رنج و درد و هجران و حديث عشق و ايثار است و حاتمي‌كيا ملودرامي تاثيرگذار خلق كرده كه به دنبال برانگيختن احساسات دم دستي نيست بلكه به دنبال اشك‌هايي از عمق جان است. «خاكستر سبز» (1373) فيلم خوب ديگري از حاتمي‌كيا است كه در آن حاتمي‌كيا از رهگذر داستاني لطيف و عاشقانه به رخدادهاي مربوط به جنگ بوسني مي‌پردازد فيلم نزد منتقدان بسيار موفق بود اما با شكست تجاري مواجه شد.

حاتمي‌كيا با فيلم «بوي پيراهن يوسف» (1374) بار ديگر به ملودرام روي مي‌آورد اما اينجا به جاي صحنه‌هاي تاثيرگذار «از كرخه تا راين» صحنه‌هايي ملودراماتيك و نه چندان عميق مانند دور زدن تاكسي دور ميدان آزادي خودنمايي مي‌كند هرچند برخي صحنه‌هاي هم تاثيرگذارند مثل صحبت كردن پدر با پسر سر مزار پسرش. امتياز فيلم «برج مينو» (1374) پيش از آنكه به تصوير كردن شخصيت يك رزمنده برگرد به فرم گرايي و روايت تو در توي آن برمي‌گردد كه تجربه‌اي جديد بود اما «بوي پيراهن يوسف» و «برج مينو» چه در گيشه و چه نزد منتقدان چندان موفق نبودند در «آژانس شيشه‌اي» (1376) حاتمي‌كيا در فضاي بسته يك آژانس هواپيمايي مهارت خود را در كارگرداني در فضايي محدود به رخ مي‌كشد ريتم فيلم حتي لحظه‌اي افت نمي‌كند و داستان هرگز كشش خود را از دست نمي‌دهد شخصيت مركزي فيلم «حاج كاظم» آدمي جسور و سرسخت و در عين حال زلال است او به مصلحت انديشي‌هاي زمانه بي‌اعتنا است و عليه نظام موجود مي‌شورد و آرامش جامعه را برهم مي‌زند تا از عدالت- آن طور كه مي‌شناسد- پشتيباني كند؛ هرچند از آدمي با رافت و خلوص حاج كاظم چنين كاري (گروگان گيري) بسيار بعيد است و اين عمل او هيچ گاه براي تماشاگر توجيه پذير نيست اما اين كار او پرسش اساسي را يادآوري مي‌كند كه آيا خشنونت خود جلوه‌اي از بي‌عدالتي نيست؟ حاج كاظم براي احقاق حقي پايمال شده به خشونت متوسل مي‌شود و در اين حقيقت به ورطه‌اي فرو مي‌غلتد كه فقدان عدالت اجتماعي پيش پايش قرار داده است. ايستادن حاج كاظم پاي دوست مصدومش حكايت از دوستي مقدسي دارد كه در مناسبت آزمندانه جامعه درك نمي‌شود. تلاش او براي نجات همرزمش در حقيقت واكنش در برابر سرنوشت تلخي است كه جبر زمانه براي حاج كاظم و هم نسلانش رقم زده است. حاتمي‌كيا در «روبان قرمز» (1378) با زباني استيليزه و نمادين به آسيب شناسي زندگي افرادي توجه نشان مي دهد كه پس از جنگ به دنبال معنايي براي زندگي خود بودند فيلم مورد توجه اغلب منتقدان قرار گرفت. فيلم «موج مرده» براي حاتمي‌كيا امتيازي به شمار نمي‌آمد شايد ضعف فيلم بيشتر به شخصيت اصلي آن بازمي‌گشت سردار مرتضي راشد براي حفظ دنياي مورد علاقه‌اش حاضر به تعامل با هيچ چيز و هيچ كس نيست حتي ناخواسته تا پاي كشتن همسر و دخترش هم پيش مي‌رود او سخت انعطاف‌ناپذير و جزم انديش است شايد به همين دليل است كه او همدلي تماشاگران را برنمي‌انگيزد و فيلم هم اقبالي به دست نمي‌آورد. حاتمي‌كيا در «ارتفاع پست» مشكلات اجتماعي- اقتصادي جامعه را هدف مي‌گيرد و اولين فيلم غيرجنگي خود را مي‌آفريند او بار ديگر توانايي خود را در كارگرداني در فضايي بسته در «آژانس شيشه‌اي» را اين بار در داخل يك هواپيما تكرار مي‌كند. حاتمي‌كيا در «ارتفاع پست» مدينه فاضله‌اي را مي‌جويد كه مردمش تا اين حد گرفتار قوت روزانه و مسائل كمرشكن اقتصادي نباشند.

«به نام پدر» آخرين فيلم حاتمي‌كيا پتانسيل لازم را براي تبديل شدن به يك ملودرام ديدني دارد موضوع ملتهب و تكان دهنده روي مين رفتن دختر رزمنده‌اي كه خود آن مين‌ها را در زمان جنگ كار گذاشته به خوبي اين بستر را فراهم مي‌كند و اين حادثه مي‌تواند موقعيت‌هاي ديدني را فراهم آورد از تقابل تفكرات و عقايد نسل قبل (پدر) و نسل جديد(دختر) اين حوادث ملتهب در ملودرام‌هاي حاتمي‌كيا براي قدرت بخشيدن به داستان و شكل دادن درام از طريق تقابل و تعامل شخصيت‌هايي با ديدگاه‌هاي مختلف و از قشرهاي مختلف بسيار موثر بوده است مثلاً در «آژانس شيشه‌اي» برخورد آراء بين مسافران درون آژانس و حاج كاظم و همرزمش از نقاط قوت فيلم است. «به نام پدر» ابتدا با دو خط داستاني به نظر مجزا شروع مي‌شود يكي مسئله مشكل پدر با سازمان معادن است و اينكه پدر مي‌خواهد معادن را به اسم خودش به ثبت برساند خط دوم داستاني؛ داستان روي مين رفتن دختر اين مرد است كه دانشجوي باستان شناسي است. بعد از حادثه روي مين رفتن دختر از اين دو خط داستاني، خط اول زائد به نظر مي‌آيد حتي صحنه‌هاي تعقيب و دستگيري پدر در تصوير كردن داستان فاجعه بار دختر اختلال ايجاد مي‌كند و در مسئله تقابل و تعامل بين نسل‌ها هم حاتمي‌كيا به چند ديالوگ بسنده مي‌كند كه چيزي فراتر از آنچه خود تماشاگر مي‌داند؛ نيست. بنابراين آن پايان‌هاي قدرتمند و راز آميز فيلم‌هاي حاتمي‌كيا اينجا شكل نمي‌گيرد . در «به نام پدر» لحظه تكان دهنده‌اي خلق نمي‌شود و قطع پاي دختر هم تاثير بر آشوبنده و حياتي پيدا نمي‌كند و نقش چنداني هم در تقابل بين نسل‌ها بازي نمي‌كند. در پايان فيلم «به نام پدر» به نحوي تبليغاتي تمام مي‌شود كه در نهايت پدر به گردان كشف مين مي‌پيوندد و اين تنها حاصل اين حادثه غمبار و تراژدي انساني است. كارگرداني حاتمي‌كيا و بازي بازيگران مثل هميشه خوب است اما فيلم از فيلمنامه‌اش آسيب ديده است فيلمي كه مي‌توانست خيلي بهتر از اين باشد حاتمي‌كيا در كنار رسول ملاقلي‌پور مهم‌ترين و تاثيرگذارترين فيلمسازان دفاع مقدس هستند هرچند حاتمي‌كيا از جنبه هنري و اقبال عمومي از ملاقلي‌پور هم پيشي مي‌گيرد. او همواره با خودش صادق بوده و آدم‌هايي را تصوير مي‌كند كه با گوشت و پوست آنها را درك كرده است.

از اين نظر حاتمي‌كيا يكي از صادق‌ترين فيلمسازان ماست او فضاهايي را كه مي‌شناسد و روابط انساني كه با آنها زندگي كرده را تصوير مي‌كند. او فيلمسازي آرمانگر هم هست كه همواره دغدغه تعالي و احقاق حق شخصيت‌هايش را دارد او فيلمسازي است كه چيزي را مي‌سازد كه بلد است ادا و ادعا در سينماي بي‌پيرايه و صادق او جاي ندارد. فيلم‌ساز خوبي كه همواره منتظر ساخت اثر خوب و متفاوتي از او هستيم و انتظارمان معمولاً به سرانجام نيكويي مي‌رسد.

 

 

شنبه 8 مهر 1385 - 13:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری