پنجشنبه 27 دی 1397 - 8:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

عباس الف

 

ميزان تأثير ساماندهي «شكلي» آيين‌هاي مذهبي بر «محتوا»

 

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام موسوي‌اطهر، مديركل تبليغات اسلامي استان كهكيلويه و بويراحمد

سازمان تبليغات اسلامي استان كهكيلويه و بويراحمد به عنوان نهاد متولي امر توسعه ديني، از لحاظ تأثيرگذاري و تأثيرات فرهنگي داراي چه وزنه‌اي در استان است؟ چه اندازه در هدايت و برنامه‌ريزي و جريان‌سازي‌هاي فرهنگي استان ابتكار عمل دارد؟

بسم الله الرحمن الرحيم. خوشحالم كه در محضر دوستان هستم و توفيقي حاصل شد كه خدمت شما باشم. اولاً استان كهكيلويه و بويراحمد يكي از استان‌هاي محروم و فاقد بسياري از امكانات فرهنگي است و به لحاظ اين كه استاني است با بافت‌هاي مردمي مختلف، اكثريت را كساني تشكيل مي‌دهند كه از روستاها و مراكز بخش‌ها به مركز استان مهاجرت كرده‌اند. لذا فرهنگ‌هاي مختلفي دارند. هر گروهي فرهنگ بومي و منطقه‌اي خودش را دارد و اين هم مي‌طلبد كه برنامه‌ريزي فرهنگي بر اساس نيازي كه افراد و طبقات و گروه‌هاي مختلف دارند برنامه‌ريزي شود. دستگاه‌هايي كه كار فرهنگي مي‌كنند هم مختلفند. آموزش و پرورش، وزارت ارشاد، سپاه و... نهادهايي ديگر كه به‌ نحوي در رابطه با مسايل فرهنگي و مسايل مذهبي كار مي‌كنند. اما با تجربه‌اي كه به دست آورديم مي‌شود گفت كه بخصوص در مناسبت‌هايي مثل طرح اوقات فراغت بهترين نهادي كه مردم مي‌توانند در رابطه با كارهاي فرهنگي و كارهاي ديني به آن مراجعه كنند سازمان تبليغات اسلامي است؛ براي اينكه سازمان به عنوان يك مجموعه فرهنگي ديني كه بيشترين كار و تلاشش در رابطه با مسايل فرهنگي و ديني است، براي مردم جا افتاده است. در طول برنامه‌هاي مختلفي كه سازمان اجرا كرده اين واقعيت عملاً‌ اثبات شده است. بنابراين در جواب سوالي كه حضرتعالي فرموديد بايد بگويم نهادي كه بيشترين محبوبيت و اعتماد را بين مردم دارد سازمان تبليغات اسلامي است. در عين حال سازمان امكانات مي‌خواهد و با توجه به محروميتي كه در منطقه است و نيازي كه از نظر فرهنگي وجود دارد مي‌طلبد كه سازمان در مركز هم نهايت همت خود را در جهت پر كردن اين خلأ به كار بندد. اين امر نياز به امكانات دارد و ما هم با همين امكاناتي كه در اختيارمان بوده است عملكردهاي مؤثري داشته‌ايم. لكن به نظر مي‌رسد بايد از مركز نيز تقويت بشود. ارتقاي اين عملكرد بستگي به اين دارد كه سازمان استان هم از طرف سازمان مركز و نيز از سوي دست‌اندركاران فرهنگي در استان از قبيل استانداري‌ها و مراكز فرهنگي ديگر تقويت شود و هماهنگي‌اي به عمل آيد كه بتوانيم در رابطه با مسايل فرهنگي و ديني فعاليت بيشتري داشته باشيم. در عين حال من اعتقادم اين است ،همان‌طور كه قبلاً خدمت عزيزان عرض كردم، در طول برنامه‌هاي مختلف فرهنگي كه توسط سازمان استان اجرا شده به نظر مي‌رسد كه سازمان از اعتماد خوبي در بين نهادها و ارگان‌هاي ديگر برخوردار است.

شما از تنوع فرهنگي صحبت كرديد. ببينيد، جنس كار سازمان به‌گونه‌اي است كه در مقايسه با كاري كه مثلاً ارشاد انجام مي‌دهد متفاوت است. مأموريت سازمان تبليغات اسلامي تبليغ دين است، تنوع فرهنگي‌اي كه نام برديد در واقع شامل تنوع فرهنگي مذهبي مي‌شود يا چيز ديگري است؟ سازمان تبليغات اسلامي در مقابل اين تنوع چه رويكردي دارد و چه كارهاي متنوعي را انجام مي‌دهد؟

رويكردي كه از زمان مديريت ‌دكتر خاموشي در سازمان مطرح شده رويكرد جديدي است، بخصوص در رابطه با تبليغ به شيوه مدرن. در اين‌باره آنچه كه نمود بيشتري دارد بحث سايت تبيان است و برنامه‌هاي متنوع ديگري كه در سال‌هاي اخير از طريق سازمان پيگيري شده است. سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري را هم دارد. در امور هنري كه بخشي از آن بر عهده‌ دستگاهي چون ارشاد يا امثال اينهاست، در عين حال سازمان هم متولي اجراي اينگونه برنامه‌ها است.

برنامه‌هاي قرآني را داريم، برنامه‌هاي دبيرستان صدرا را داريم، يعني مي‌خواهم بگويم كه سازمان تبليغات اسلامي برنامه‌هاي متنوعي دارد و در موارد مختلفي كه نيازهاي ضروري جامعه‌ امروزي ما هست به يك نحوي دست دارد و اين برنامه‌ريزي‌ها از طريق سازمان در مراكز استان‌‌ها انجام گرفته است.

سازمان با توجه به همين رويكرد جديد توانسته در موارد مختلفي برنامه‌هايي را در خصوص مساجد، هيأت‌هاي مذهبي و تشكل‌هاي ديني با توجه به نياز مخاطبين خودش ارائه بدهد. در استاني مثل استان كهكيلويه كه هم استان جديدالتاسيس است و هم هيأت‌هاي مذهبي كه در اين استان تشكيل شده همگي جديد هستند، اين هيأت‌ها نيازهايي دارند كه با برنامه‌ريزي مي‌توان آنها را برطرف كرد. در عين حال برنامه‌‌ها متنوع است و در همه زمينه‌ها براي مخاطبان خودش برنامه دارد.

از كمبود امكانات و بودجه صحبت كرديد. فرض مي‌گيريم الان ده ميليارد تومان در اختيار شما قرار بدهند، در استان كهكيلويه و بويراحمد چه تغييراتي در سياست‌ها و برنامه‌هايتان داده مي‌شود؟ اولويت‌ها بر چه مبنايي قرار مي‌گيرد و برنامه‌اي كه اكنون فكر مي‌كنيد كه مي‌توانيد با اين ده ميليارد تومان به انجام برسانيد، چيست؟

ببينيد، كارهاي سازمان تبليغات اسلامي مشخص است، در عين حال ما از نظر مالي محدوديت داريم. تهاجم فرهنگي دشمن در مناطق مختلف كشور بالخصوص در استاني مثل استان ما كه گفتيم مردمش عشايري و روستايي و با سلايق مختلف به شهرها مهاجرت كرده‌اند، اجرا مي‌شود. و اين گونه استان‌ها نسبت به جاهاي ديگر تاثيرپذيرترند. تاثيرات ديگران در اين‌ مناطق را بخصوص مي‌بينيم كه اثرات خودش را هم نشان داده است. اگر سازمان تبليغات اسلامي امكاناتش از نظر مالي در حد مطلوبي باشد ما هم مي‌توانيم بخش مساجد را فعال كنيم كه مهم‌ترين پايگاه در رابطه با مسايل ديني و فرهنگي است. از بدو انقلاب و حتي قبل از انقلاب، مهم‌ترين پايگاهايي كه مردم مي‌توانستند مسايل مذهبي و ديني‌شان را در آن پيگيري كنند مساجد بودند غير از كارهاي سنتي‌اي كه از گذشته به شكل‌هاي مختف انجام مي‌گرفت الان بحث گفتمان مساجد را داريم، طرح راه‌اندازي كامپيوتر نيز در مساجد اجرا شده كه طرح جديدي است، سازماندهي سخنرانان و خطبا در مساجد، هيأت‌هاي مذهبي و موارد مختلف ديگر...؛ همه اين‌ها بودجه مي‌خواهد.

يكي از كارهاي سازمان تبليغات اسلامي فعال كردن هيأت‌هاي مذهبي است. در سال‌هاي اخير سازمان توانست نظارت بر كار اين هيأت‌ها داشته باشد. اين هيأت‌ها فعال شده‌اند ولي باز هم نياز به مساعدت دارند، بخصوص در استاني مثل استان كهكيلويه كه خودش جديد بوده و هيأت‌هاي مذهبي‌اش هم جديدند و از خودشان سرمايه‌اي و امكاناتي ندارند. در اين استان متأسفانه موسسات خيريه هم كم است. بر خلاف اصفهان يا جاهاي ديگر كه موسسات خيريه مختلفي دارند و اين موسسات خيريه سازماني باشند يا نباشند در عين حال يك سري كارهاي فرهنگي و مذهبي انجام مي‌دهند، اما در استان كهكيلويه و بوير احمد اينچنين نيست. اگر هيأت‌هاي مذهبي فعال بشوند بخش مهمي به نام اعزام مبلغ هم فعال مي‌شود. چون وقتي كه مبلغي وارد روستايي مي‌شود و در روستا يك هيأت مذهبي‌ فعال وجود داشته باشد، همان هيأت مذهبي مي‌تواند زمينه حضور اين روحاني را آماده كند و با او همكاري نمايد. و همچنين موارد مختلف ديگري كه در عين حال به نظرم مي‌رسد كه اگر امكانات بيشتري در اختيار سازمان تبليغات اسلامي قرار بگيرد فعال‌تر خواهند شد.

بخش روحانيون مستقر و روحانيون طرح هجرت هم يكي از زيرمجموعه‌هاي سازمان تبليغات اسلامي است و در سال‌هاي اخير برنامه‌هاي آموزشي لازم براي اين روحانيون اجرا شده است.

اين هم يكي از مواردي است كه برشمردم و اگر امكانات لازم در اختيار اين دسته از روحانيون قرار داده شود مي‌توانند در همه مناسبت‌ها حضور داشته باشند و در رابطه با كارهاي فرهنگي فعال شوند.

ما با مديركل تبليغات اسلامي استان چهارمحال و بختياري كه صحبت مي‌كرديم عقيده داشت كه مشكل اساسي‌ استانشان كمبود نيروي ماهر و فكري است، نيرويي كه بتواند برنامه‌ريزي و طراحي كند. ايشان مشكل اصلي‌ را بودجه نمي‌دانست و ما كنجكاو شديم كه ببينيم مشكلاتي كه از نبود نيروي انساني ماهر و برنامه‌ريز آن استان ناشي‌ مي‌شود به چه چيزهايي منجر مي‌شود، كه ايشان به مواردي اشاره كردند. مي‌خواهيم ببينيم كه شما در اين زمينه چه مشكلي داريد؟ آيا مشكل اساسي‌تان در بودجه است يا نيروي برنامه‌ريز و طراح؟

ما در هر دو زمينه مشكل داريم. البته خب واقعاً من احساس مي‌كنم نيروي انساني اصل كار است و در عين حال يكي از خصوصيات استان‌هاي محروم همين كمبود نيروي ماهر است. وقتي مي‌گوييم محروم است، اين محروميت در همه زمينه‌ها است و تنها در مسايل اقتصادي و مادي نيست، بلكه بيشترين محروميت استان‌هايي مثل استان ما يا چهارمحال يا ايلام، جدا از مسائل مالي، بحث نيروي انساني هم هست. نيروي متخصصي كه در رابطه با كارهاي فرهنگي داراي فكر باشد، نمي‌گويم نيست، اما در عين حال اين گونه افراد در اين مجموعه فرهنگي كمتر حضور پيدا مي‌كنند. فلذا يكي از مشكلات ما به غير از مسايل مالي، مشكل كمبود نيروي فرهنگي فعال پرتلاش داراي طرح و برنامه است.

چرا اين افراد كمتر به سمت سازمان مي‌آيند؟

اين به مشكلي در سازمان تبليغات اسلامي برمي‌گردد كه شايد در سال‌هاي اخير كمي بهتر شده باشد، ولي حقيقت اين است كه ما وقتي مثلاً دنبال نيروي متخصصي بوديم در رابطه‌ با سايت تبيان يا بحث اتوماسيون اداري، متوجه شديم نيروهاي متخصصي كه كارشناس اين نوع مسايل باشند كمتر رقبت پيدا مي‌كنند كه با ما همكاري كنند. اولين سوالي كه مي‌‌پرسند اين است كه حقوق ما چقدر خواهد بود يا اين كار چقدر براي ما درآمد خواهد داشت! تا سازما‌ن‌هايي مثل سازمان ارتباطات، مخابرات و امثال اينها هست كمتر رغبت نشان مي‌دهند كه با سازماني مثل سازمان تبليغات اسلامي با اين بودجه و امكانات كم همكاري كنند. در استان‌هاي محروم اين مشكلات را داريم. بايد سازمان تبليغات اسلامي در اين رابطه فكري بكند و با توجه به اين مشكل براي نيروهاي متخصص يكسري امتيازات قايل بشود تا جذب سازمان گردند. در عين حال بنده معتقدم هم بحث نيروي انساني در اين مناطق اولويت دارد و هم بحث مالي. اگر در كنار يك نيروي متخصص فعال داراي فكر، امكاناتي هم باشد يقيناً پيشرفت كار بهتر خواهد شد.

فكر مي‌كنيد چقدر از مشكلاتتان مربوط مي‌شود به برنامه‌ريزي و طراحي برنامه‌هايتان و چقدر به كمبود بودجه؟ يعني اساس مشكل بيشتر برمي‌گردد به كمبود بودجه يا به مشكل طراحي و برنامه‌ريزي؟ مثلاً‌ مي‌توانيم به‌صورت كلي بگوييم «بايد به مساجد رسيدگي كنيم، اعزام مبلغ را بايد ساماندهي كنيم؛» اينها مسايلي كلي هستند كه اگر با طرح مشخص و برنامه‌ريزي روشمندي صورت نگيرد مي‌تواند بودجه زيادي را هدر بدهد و اتفاقي هم نيفتد!

ببينيد، برنامه‌هاي سازمان مشخص‌اند، هم در دفتر مركزي و هم در استان‌ها. در جلسه امروز معاونت فرهنگي، بحث برنامه‌ريزي جديد در رابطه با كارهاي فرهنگي مطرح شد كه در آن فصل‌ها را مشخص مي‌كنند. برنامه‌هايي كه امسال بايد اجرا شود حدود چهل برنامه است. برنامه‌ها مشخص‌اند ولي در عين حال اين اهميت دارد كه برنامه‌ريزي با دقت انجام بگيرد و از نيروهاي كارآمد استفاده شود، زمان‌سنجي‌ هم بشود كه برنامه‌ها بر اساس مقتضيات زمان اجرا شوند. همه اين امور در موفقيت برنامه‌ها دخالت دارند. خيلي از اين مسائل را در جلسات مطرح مي‌كرديم، آقايان مي‌گفتند با دست خالي كه نمي‌شود كار كرد، بخصوص در اين زمانه ما. حالا شايد در گذشته چندان نيازي به اين امكانات نبود. به ياد داريم كه خودمان بدون اين امكاناتي كه الان در اختيار ما هست به عنوان يك مبلغ وارد روستايي مي‌شديم و خيلي در اين فكر نبوديم كه اينجا آيا مسجدي هست، سيستم صوتي هست، امكانات سمعي بصري هست يا نه. در عين حال با توجه به وضعيت آن زمان با همه‌ي نبودن اين‌ها يك مبلغ وارد روستا مي‌شد و كارش را انجام مي‌داد. اما الان اگر مبلغي وارد روستايي بشود اولين سوالي كه مي‌كند اين است كه آيا اينجا مسجد دارد يا ندارد؟ بعد، از سيستم صوتي‌اش سوال مي‌كند، بعد مي‌پرسد آيا اينجا دبيرستان دارد يا ندارد؟ يعني اينها همه در توفيق اين مبلغ دخالت دارند.

همه اينها بايد دست به دست هم بدهند تا يك برنامه‌ خوب و منسجم انجام بگيرد. لذا با تاكيد بر اينكه برنامه‌ريزي لازم است و بايد حتماً به طور دقيق انجام بگيرد، ولي اگر بودجه و امكانات مالي نباشد به نظر مي‌رسد توفيق لازم حاصل نخواهد شد.

ظاهراً تاكيد شما بيشتر روي بودجه ا‌ست، يعني معتقديد اگر بودجه باشد قطعاً‌ مي‌توانيد نيروي انساني مورد نظرتان را هم تأمين كنيد.

بله اگر بودجه باشد نيروي انساني خوب را مي‌توانيم انتخاب كنيم، همچنين مي‌توانيم برنامه‌ريزان خاصي را كه در اين كار افراد صاحب‌نظري هستند دعوت كنيم، ائتلاف فكري تشكيل بدهيم و از آنها استفاده كنيم؛ كما اينكه در سال‌هاي گذشته اين كار را انجام داديم. از تشكيلات، اداره‌‌ها و مجموعه‌هاي فرهنگي افرادي را كه داراي فكر و نظر بودند دعوت كرديم، ولي با توجه به همين امر كه نتوانستيم از نظر مالي ساپورت كنيم ادامه ندادند.

اميدوارم شما به عنوان مديركل تبليغات اسلامي استان كهكيلويه و بويراحمد خيلي بي‌طرفانه به اين سؤال پاسخ بدهيد؛ مي‌خواهم ببينم در ميان سازمان‌ها و مراكز ديگري كه در استان شما كار تبليغي انجام مي‌دهند (مثل شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي يا نهادهاي ديگر) آيا به نظر خود شما قوي‌ترين تشكيلات، سازمان تبليغات اسلامي است؟ آيا سازمان ديگري را به عنوان قوي‌ترين نمي‌شناسيد؟

سؤالي فرموديد كه نياز به قضاوت دارد و قضاوت من هم بايد عادلانه باشد. من برداشت خودم را مي‌گويم. شما هم بياييد در استان سوال كنيد. شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي و امثال اين مراكز برنامه‌هاي‌ مقطعي دارند. شوراي هماهنگي كارش اين است كه مثلاً در 22 بهمن يا 13 آبان يك كار مقطعي را كه سازمان هم مي‌تواند انجام دهد، برگزار كند. اصلاً‌ اين كار، تا چند سال پيش كار سازمان بوده و متأسفانه اين سازمان‌هاي موازي كه به وجود آمده‌اند جز ضرر نفعي ندارند. اينها در مقطع‌ها و حيطه‌هاي خاصي فعاليت مي‌كنند، ولي كارهايي كه بخش‌هاي مختلف سازمان تبليغات اسلامي انجام مي‌دهد، هر برنامه‌اي اداره و تشكيلاتي دارد؛ مثلا در بحث «كانون‌هاي قرآن» مي‌بينيم كه به يك نحوي سازمان حج و زيارت، اوقاف، آموزش و پرورش و حتي سپاه هم از اين كانون‌ها دارند ولي آن كار اساسي را سازمان تبليغات انجام مي‌دهد. همه اين مراكز كارهايشان را از طريق ما پيگيري مي‌كنند. اينها اگر داور مي‌خواهند، قاري قرآن مي‌خواهند و يا كار ديگري از اين قبيل مي‌خواهند به سازمان تبليغات اسلامي مراجعه مي‌كنند. همچنين در بحث «اعزام مبلغ» شايد اوقاف هم در مقطعي يا مناسبتي يك تعداد كمي مبلغ اعزام كند، ولي حقيقت مطلب اين است كه كار اساسي‌اي كه در طول سال ادامه دارد مربوط به سازمان تبليغات اسلامي است و سازمان در رابطه با مبلغان در طول سال برنامه دارد، در رابطه با ائمه جماعات برنامه دارد و در رابطه با دعوت از خطبا و سخنرانان در مناسبت‌هاي مختلف برنامه دارد.

آيا شما مي‌توانيد اين ادعا را داشته باشيد كه سازمان تبليغات اسلامي استان محور تبليغات ديني استان است و رسالت تبليغي استان بيشتر بر دوش سازمان است؟

من مي‌توانم اين ادعا را بكنم، البته در ابتدا هم گفتم كه اگر از من هم بپرسيد واقعاً‌ شايد بگويم كه خيلي نمي‌دانم. اما مي‌توانيد بيايد در استان‌ و ببينيد كه محور كارهاي تبليغي و فرهنگي مثبت، سازمان است. ببينيد، الان انتظاري كه مردم از سازمان دارند از ارشاد ندارند؛ با همه اينكه امكانات وزارت ارشاد قابل مقايسه با ما نيست، آن وزارتخانه امكانات و بودجه خوبي دارد، كانون‌هاي فرهنگي متعددي در اختيارش هست، اما ببيند بيشتر روي چه مسائلي كار مي‌كنند. بودجه وزارت ارشاد در استان‌ها، شهرستان‌ها و مراكز بخش‌ها تقسيم مي‌شود لكن فعاليت خاصي كه نمودي داشته باشد نمي‌بينيم. وزارت ارشاد در بحث كتابخانه‌ها، بحث تئاتر و غيره كه خيلي ربطي به مسايل مذهبي و ديني ندارد فعاليت مي‌كند. هر چند در اين مقوله، سازمان هم كتابخانه‌هاي روستايي را تجهيز مي‌كند و اكنون در محل هر روحاني مستقري كتابخانه روستايي هم وجود دارد. در عين حال در بحث تئاتر و كارهايي از اين قبيل، حوزه هنري فعال است و سازمان تبليغات اسلامي در همان بخش‌هايي كه آنها حضور دارند نيز به نحوي حضور دارد.

در طرح اوقات فراغت ما اين را به‌عينه ديديم؛ آموزشي پرورش همان ارتباطي را كه در طول نه ماه تحصيلي با دانش‌آموز داشته، ادامه مي‌دهد و برنامه‌هاي اوقات فراغت هم همان حرف‌هاست؛ از نظر مكاني همان مدرسه است، از نظر متون درسي هم همان درس‌هاست. ولي در سازمان تبليغات اسلامي مكانش تغيير مي‌كند و مي‌شود: «حسينيه يا مسجد» (مگر ضرورتي پيدا شود كه مدرسه انتخاب شود)، متون درسي‌اش مي‌شود: «ره‌توشه». «معلم» سازمان هم معلمي نيست كه دانش‌آموز 9 ماه با او سر و كله زده و الان هم مي‌داند كيست و به حرف‌هايش خيلي ميل و رغبت ندارد. معلم سازمان تبليغات اسلامي مي‌شود آن كسي كه از حوزه علميه اعزام ‌شده است. در خيلي از جلسات هم اين را خدمت دوستان عرض كرده‌ام كه برنامه‌هاي سازمان همه‌‌اش نو و جديد است و همين هم باعث مي‌شود كه مخاطبان بيشتري داشته باشد.

فرموديد كه بيشترين تاثيرگذاري تبليغي را در استان داريد، با اين ادعا كاستي‌ها و معضلات فرهنگي استان نيز بايد تا اندازه‌اي متوجه سازمان باشد. وقتي از زاواياي ديگر نگاه‌ مي‌كنيم مي‌بينيم در امر تبليغات اسلامي موانعي وجود دارند كه دست و پاي سازمان را بسته‌اند. بزرگ‌ترين معضلات فرهنگي استان شما كدامند و شما در اين موارد چه كارهايي انجام داده‌ايد؟

در اوايل صحبتم عرض كردم فرهنگ‌هاي مختلف بومي منطقه يك مشكل اساسي ماست. ياسوج به عنوان مركز استان فرهنگ‌هاي مختلفي را كه از بيرون استان و از روستاها وارد مركز استان شده‌اند در خود جاي داده‌ است. اينها داراي فرهنگ‌هاي مختلفي هستند و برنامه‌ريزي براي اين افراد با سلايق مختلف بسيار كار سخت و شاقي است. محروميت استان‌ هم مزيد بر علت است. ما از مركز كشور فاصله داريم و و به امكاناتي كه در مركز هست دسترسي‌ نداريم. براي دعوت از يك سخنران و خطيب خيلي مشكل داريم. بسياري از امكانات در استان نيست.

مثلاً مي‌خواستيم براي مداحان استان دوره آموزشي بگذاريم ديديم مداحي نداريم كه بتوانيم از او در استان استفاده كنيم. براي آموزش‌هاي ديگر هم نياز داريم كه از امكانات بيرون استان استفاده كنيم.

معضل خيلي بزرگ ديگري كه در همه استان‌ها هست و در استان ماهم كم‌ كم دارد سرايت مي‌كند مسئله مواد مخدر است و نسل جوان ما را تهديد مي‌كند. در جلسات هم خدمت مسئولين عرض كرده‌ايم كه اگر امكاناتي را كه در اختيار خيلي سازمان‌هاي ديگري مي‌گذارند در اختيار سازمان تبليغات اسلامي قرار دهند با برنامه‌ريزي‌هايي كه درباره مساجد، هيأت‌هاي مذهبي و روحانيون اعزامي انجام مي‌شود بهتر خواهد توانست با اين معضلات و مشكلات فرهنگي مقابله نمايد.

مي‌خواهم كمي افق نگاه را عقب‌تر بكشيم. ببينيد، با حذف حضور سازمان تبليغات اسلامي از عرصه مديريت تبليغات ديني كشور و به‌طور خاص در استان كهكيلويه و بويراحمد به نظر شما چه اتفاقي مي‌افتد؟ مي‌خواهم اين سؤال در اين پس‌زمينه جواب داده بشود كه زماني در جامعه ما بدون حضور حاكميت اسلامي و به‌طور اخص بدون اينكه سازماني به نام تبليغات اسلامي كه توسعه فرهنگ ديني را به عهده داشته باشد، نسلي پرورش پيدا كردند كه انقلاب اسلامي و انقلابي به اين بزرگي را به ثمر رساندند، نسلي تربيت شدند كه حماسه 8 سال دفاع مقدس را آفريدند و بزرگ‌ترين عامل و برانگيزاننده ‌اين كارهاي بزرگ، عامل ديني بوده است. يعني جوهره ديني اين نسل جوهره نابي بوده است. آيا سازمان تبليغات اسلامي توانسته است اين جوهره را ارتقا ببخشد؟ اكنون اگر قرار باشد گروه‌هايي كه اكنون مخاطبان سازمان هستند در همان موقعيت‌ها قرار بگيرند آيا مي‌توانيم اميدوار باشيم كه همان نتايج يا بهتر از آن را به دست بياورند؟ با توجه به اين نگاه آيا فعاليت سازمان تبليغات اسلامي در استان ديده مي‌شود؟ آيا محسوس هست كه بود و نبود سازمان تبليغات اسلامي در اين حد تأثيرگذار باشد؟

با توجه به اينكه مردم مسلمانند خودشان مايه‌هاي مذهبي دارند و امكاناتي كه از گذشته هم بوده در اختيار مردم هست از قبيل مساجد، منابر، وعظ و خطابه. اينها از قبل بودند و همين‌ها هم باعث شدند كه مردم انقلابي به پا كنند يا در جنگ مشاركت و حضور خوبي داشته باشند و با توجه به همان صبغه‌هاي مذهبي، اين حضور را داشتند. اما سازمان تبليغات اسلامي آمده و درباره اين‌ها برنامه‌ريزي كرده است. من نمي‌خواهم بگويم اگر سازمان تبليغات اسلامي از صحنه تبليغ حذف شود مردم بي‌دين مي‌شوند يا آن مقوله‌هايي كه قبلاً بوده از بين مي‌روند ولي واقعيت اين است كه سازمان رونق بيشتري به اين مسائل داده است و واقعاً بينيم كه حضور سازمان مثمر ثمر بوده است.

من سال 67 وقتي كه وارد ياسوج شدم گاه مي‌شد كه محافل اداري يا غيراداري يك قاري قرآن ‌مي‌خواستند اما قاري قرآن در مركز استان كمتر پيدا مي‌شد. يادم است فقط يه نفر بود كه در جلسات قرآن مي‌خواند و خيلي هم بد مي‌خواند! ولي با راه‌اندازي دارالقرآن و آمدن عزيزان قرآني، مي‌بينيم كه آن خلأ رفع شده و كارهاي قرآني از نمود بيشتري برخوردار شده است. كاري كه سازمان تبليغات اسلامي استان كهكيلويه و بويراحمد كرده اين است اين امور را برنامه‌ريزي كرده، دوره‌هاي مختلف گذاشته، دوره تربيت معلم گذاشته و قاريان مختلفي تربيت كرده كه در سطح كشور هم مي‌توانند حضور پيدا كنند. حالا اگر سازمان نبود يقيناً آن تشتت و بي‌برنامگي قبلي هنوز ادامه داشت. ولي خب، سازمان آمده برنامه‌ريزي كرده، به نيروهايي كه داراي انگيزه بوده‌اند انگيزه بيشتري داده تا اين كارها را راه‌اندازي كرده‌‌اند. همچنين سازمان، هيأت‌هاي مذهبي و عزاداري را سازماندهي كرده است. هرچند اين هيئت‌ها از قبل و در زمان طاغوت هم فعاليت مي‌كردند، اما اينجور نبوده كه مثلاً اگر مشكلي يا بدعتي در هيأتي پيدا مي‌شد كسي باشد كه «سر و سامان»اش بدهد. سازمان الان نظارت مي‌كند، در هر هيأتي مشكلي به وجود آيد برطرف مي‌كند. براي هر هيأتي پرونده‌اي تشكيل داده و آنها را شناسنامه‌دار كرده است.

كار سازمان تبليغات اسلامي ممكن است كه از نظر «شكلي و صوري» ساماندهي بهتري به آيين‌هاي مذهبي داده باشد، اما وضعيت «محتوايي» جامعه خيلي با آمارهاي ما همخواني ندارد. اين ادعايي است كه در جامعه قابل مشاهده است و ما مي‌بينيم كه چه محرماتي در جامعه رعايت نمي‌شود، خيلي از محرمات اساسي كه بايد بنيان‌هاي جامعه بر مبناي پرهيز از آنها قرار گيرد مثل دروغ، رياكاري، كلاهبرداري، رباخواري و بسياري از مسايل ديگر كه رعايت آن اساس دين ما را تشكيل مي‌دهد، در جامعه متأسفانه رواج زيادي پيدا كرده است و مسائل و مشكلات جوان‌ها كه خودش بحث مفصلي مي‌طلبد. سوال بيشتر در اين زمينه مطرح است كه سازمان به عنوان متولي توسعه فرهنگ ديني چقدر از نظر «محتوايي و معنايي» روي مردم تاثير گذاشته است؟ اين شكل‌هاي «صوري‌» كه شما اشاره فرموديد و در واقع هم براي ساماندهي امور به آنها نياز است چقدر در «محتوا» تاثيرگذار بوده‌اند؟

ببينيد، خدمت عزيزان عرض كردم كه سازمان هنوز با اين امكانات محدودي كه دارد نتوانسته نيازهاي مردم را از نظر مسايل معنوي در سطح وسيعي برطرف كند. همان‌طور كه شما فرموديد الان تبليغات حجيم دشمن مشكلات عديده‌اي از نظر اخلاقي، رواني، روحي و... در رابطه با نسل جوان و اخلاقيات و اعتقادات مردم ما به‌ وجود آورده است. دشمن با توجه به اينكه در جبهه‌هاي تحريم اقتصادي و فشارهاي سياسي و نظامي شكست خورده، پي برده است كه تنها مقوله‌اي كه در جهت انحراف نسل جوان و اعتقادات مردم ما مي‌تواند از آن استفاده كند مسايل فرهنگي و ديني است. دشمن همه همت و سرمايه‌گذاري خودش را در اين بخش‌ متمركز كرده است. خب باز هم امكانات لازم است كه اين مشكلات در سازمان بيشتر مطرح بشود و مردم با كارهاي سازمان آشنا بشوند. استان‌هاي محروم و استان‌هاي كمتر برخوردار بايد امكانات بيشتري داشته باشند تا از سخنرانان خوب بيشتر استفاده كنند، همايش‌هاي مختلفي در مجموعه مسايل اعتقادي، قرآني، ديني و احكام برگزار شود و مردم با اينها بيشتر آشنا بشوند. اصلاح اين امور، نياز به تبليغ بيشتر، امكانات بيشتر و هماهنگي بيشتري با مجموعه نهادها و ارگان‌هاي فرهنگي دارد.

شما در جواب سوال‌ از ميزان بازدهي فعاليت‌هاي سازمان، شاخص‌هايي را برشمرديد. مثلاً مثال‌‌هايي از پرورش قاريان قرآن زديد، تعداد قاري قرآن‌ها و ميزان مراجعه جوان‌ها به يادگيري قرائت قرآن و هيئت‌ها را به عنوان شاهد ذكر كرديد. معمولاً اين شاخص‌هايي كه نه فقط به «كميت‌ها» بلكه حتي به‌ظاهر به «كيفيت‌‌ها» اشاره مي‌كنند شناخت درستي به دست نمي‌دهند و بعضاً ارزيابي‌ها را گمراه هم مي‌كنند؛ مثلاً «قرآن را به بهترين شكلي روخواني و تفسير ‌‌كردن» يك شاخصه كيفي دانسته مي‌شود. نقد من متوجه حتي شاخص‌هاي كيفي هم مي‌شود. نسلي كه گفتم خالق كارهاي بسيار بزرگي بودند، كارهايي كه برانگيزاننده‌شان عنصر و جوهره‌ دين بوده است، انگار جوهره پرهيز از محرمات و انجام واجبات در اعماق روحشان و به لايه‌هاي پنهان‌تر ضميرشان نفوذ پيدا كرده بود. اتفاقاً بسياري از آنها با مفاهيم قرآني به اين صورت تخصصي خيلي هم آشنا نبودند. پدران و پيشينيان ما به اين وسعتي كه اكنون در كشور رواج پيدا كرده تعاليم ديني نمي‌ديدند. ولي با اين حال اكنون به نظر مي‌رسد كه بر روي آن روح و جوهره اين مسايل، كار اساسي نمي‌شود. به نظر مي‌آيد در ارزيابي‌ها اين شاخصه اصلاً در نظر گرفته نمي‌شود و آنچه مد نظر قرار مي‌گيرد همين رشدهاي كمي و حتي كيفي‌اي است كه به نظر من سنجش‌ها را اشتباه مي‌اندازند. يعني اگر ما حتي بگوييم مي‌خواهيم رشد را كيفي بكنيم آيا «اين كيفيت» جوابگو هست؟ ما داريم مي‌بينيم كه اينگونه كار كيفي‌ جواب دلخواه را نداده است.

بسيار سؤال خوبي است. من اتفاقاً چون هر دو زمان را درك كرده‌ام اين سوالي كه شما فرموديد كاملاً برايم ملموس است. من بعضي وقت‌ها در بعضي از جلساتم گفته‌ام نماز‌شب‌خوان‌هايي كه آن زمان مي‌ديدم شايد از الان بيشتر بودند، و اينها...

بعضي از همان‌ها حتي نمي‌توانستند قرآن را از رو بخوانند...

احسن!... بينشان كساني بودند كه معتقداتي داشتند و سخت بر آن معتقدات پافشاري مي‌كردند. من هم به اين معتقدم و در بعضي از محافل گفته‌ام كه اين واقعيات وجود دارد. بخصوص در رابطه با برنامه‌هايي كه براي اوقات فراغت اجرا مي‌شود اين مشكلاتي كه شما فرموديد وجود دارد و آمارها هستند كه شاخصه رشد را نشان مي‌دهند. خيلي از كارها آماري شده است...

حتي كيفيت‌ هم آماري شده است...

احسن! ببيند، آنچه كه شما گفتيد واقعيتي است. كاش واقعيت‌ها گفته مي‌شد. اگر دردها شناخته مي‌شد آدم بهتر مي‌توانست به دنبال درمانش برود و آن درمان هم يك درمان حقيقي مي‌بود نه يك درمان ظاهري. ما اين را احساس هم مي‌كنيم و واقعيتي است. همان‌طور كه شما فرموديد الان كارها بيشتر جنبه صوري و ظاهري دارند و آن جوهره اجرا نمي‌شود. يعني هر كاري كه مي‌كنيم با اين سيستمي كه در مراكز فرهنگي وجود دارد، نتيجه مطلوب حاصل نمي‌شود. ما در سازمان تبليغات اسلامي سعي مي‌كنيم در ارائه آمارها دقت لازم صورت بگيرد، ولي مثلاً در همين طرح اوقات فراغت وقتي كه مسئولين نهادها و ارگان‌هايي كه در اين فصل كار كرده‌اند آمارهايشان را ارائه مي‌دهند ما مي‌بينيم آمارها از تعداد كل دانش‌آموزان استان بالاتر است! دليلش اين است كه موازي‌كاري و كارهاي مشابه و تكراري صورت مي‌گيرد. كارها آماري است، همان آماري كه من داده‌ام او هم همان آمار را ‌ارائه مي‌دهد. گاه شده كه در يك مسجد فقط يك برنامه بوده اما سه ارگان آمار بيرون داده است! در عين حال من مي‌خواهم بگويم اين واقعيتي است كه شما گفتيد، چون ما هم آن زمان را ديده‌ايم و هم اين زمان را تجربه‌ كرده‌ايم. ما كلاس‌هاي قرآني در منازل را مي‌ديديم كه آن زمان بودند كساني كه به قول شما شايد خيلي با اين تجويد و روخواني آشنا نبودند و اين دقتي كه الان در اين جزئيات مي‌شود نبود، اما آن اخلاصي كه بايد، وجود داشت؛ بدون اينكه ديگر نيازي به اين باشد كه سازماني باشد، حقوقي به من بدهند...؛ مردم به صورت خودجوش به تكاليفشان به عنوان اينكه يك وظيفه ديني است عمل مي‌كردند. ماه رمضان كه مي‌شد هر كسي در خانه خودش برنامه‌هاي قرآني اجرا مي‌كرد.

يعني اشاعه روح و جانمايه دين، فرآيندي ظريف‌تر و پيچيده‌تر از امور صوري را مي‌طلبد.

بله، يقيناً همينطور است.

مسئله‌اي كه من طرح ‌كردم و بحث درباره آسيب‌ها البته مي‌تواند بحث خيلي مفصلي باشد كه در حوصله اين مصاحبه نمي‌گنجد. به هر حال شما هم در استان محدوديت‌هايي داريد و بيشتر به برنامه‌هاي ابلاغ‌شده‌ از مركز مي‌پردازيد كه خود اين شيوه هم نياز به اصلاح دارد. اين سؤال را از شما بيشتر به عنوان يك كارگزار و كارشناس فرهنگي پرسيدم.

بسيار سوال خوبي بود. حقيقتي است كه وجود دارد. گرچه شايد خيلي‌ از مثل من‌ها كه مسئوليت دارند نخواهند اين را بگويند اما من به نظرم مي‌رسد اين حقيقتي است كه وجود دارد.

فكر نمي‌كنيد لازم باشد كه در روش‌ها تغييراتي صورت داده‌ شود؟

بله من معتقدم كه واقعاً بايد روش تغيير كند، يعني اين رويكرد بايد عوض شود. ما الان به مردم چقدر اعتماد داريم؟ ما روي مردم خيلي سرمايه‌گذاري نكرديم. نظام ما يك نظام مردمي ‌است. به نظرم اصلاً بعد از انقلاب ما روي مسائل شعاري كار كرديم، روي اعتقادات مردم خيلي كار نشد، خيلي‌ها عوض اينكه بيايند اعتقادات مردم را درست كنند، فقط گفتند: بگو «مرگ بر آمريكا» يعني فقط اين را جا انداختند.

اين مفاهيم به صورت سطحي منتقل شد، يعني شخص به‌ نحو اساسي نمي‌داند چرا اين شعارها را مي‌دهد.

نيامدند به‌صورت اساسي توضيح بدهند كه چرا ما مي‌گوييم «مرگ بر آمريكا» و آمريكا چه كار كرده است. مردمي را ‌كه اينگونه به صحنه آورده شوند همينطور با يك چيز ديگر هم مي‌شود عوضشان كرد.

داخل استان شما به تكنولوژي مدرن ارتباطي چقدر اهميت داده‌ مي‌شود. يعني خود سازمان به عنوان مركزي كه لازم است با قشر جوان ارتباط خوبي برقرار نمايد (جوان‌ها هم طبعاً گرايش‌هاي زيادي به سمت تكنولوژي مدرن دارند) چقدر در اين زمينه كار كرده و چقدر نياز است كه اين رويكرد قوت بگيرد؟

ما چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد خودمان را به‌روز كنيم. يعني ديگر ما مجبوريم خودمان را همراه با تكنولوژي به پيش ببريم و سازمان هم حقيقتاً در سايت تبيان (گرچه هنوز خوب جا نيفتاده) گام مهمي برداشته است. يا همين كارهايي كه در سال‌هاي اخير انجام شده رويكرد جديدي است. وقتي كه ما براي بعضي از عزيزان توضيح مي‌دهيم كه سازمان در اين زمينه چه دستاوردهايي داشته است برايشان باور كردني نيست. مردم خيال مي‌كنند سازمان يك نهاد فرهنگي است كه فقط به شيوه سنتي كار مي‌كند و در زمينه همان مسايل سنتي برنامه‌ريزي مي‌كند ولي وقتي كه براي مردم توضيح داده مي‌شود خيلي برايشان جالب است و بسيار مي‌پسندند. در عين حال من معتقدم سازمان اين رويكرد را بايد با شتاب بيشتري ادامه بدهد. اين نياز را الان ما مي‌بينيم. الان تكنولوژي از ما خيلي جلوتر است. با اينكه كهكيلويه و بوير احمد استان محروم و فقيري است و خيلي جاها هنوز برق‌رساني نشده ولي ما ديد‌ه‌ايم كه آنجا بوسيله موتور، برق برده‌اند، سي‌دي برده‌اند و امكانات ديگر برده‌اند. اين نشاندهنده اين است كه واقعاً ما بايد خودمان را به‌روز كنيم، يعني همراه اين تكنولوژي جلو برويم. حقيقت، تنها با اين مسائل سنتي نمي‌تواند پيش برود.

چند تا فرزند داريد و رابطه‌تان با آنها چگونه است؟

من 6 فرزند دارم. اين علت كه دختر نداشته‌ام، باعث شده فرزندان بيشتري داشته باشم كه همگي پسرند. رابطه‌ام با بچه‌هايم بسيار خوب است. با توجه به اينكه بنده روحاني هستم و در يك خانواده مذهبي هم بزرگ شده‌ام، بچه‌هايم الحمدلله همگي مذهبي، اهل دين و اهل رعايت مسائل شرعي هستند.در عين حال رابطه ما غير از رابطه پدر و فرزندي يك رابطه فراتري هم هست. ما چون عشايري و روستايي هستيم فرهنگ خاص خودمان را داريم. معمولاً پدر در جامعه عشايري از احترام خاصي برخوردار است. به همين جهت بچه‌هايم نسبت به من خيلي احترام قائلند و در عين حال آن رابطه پدري و پسري هم محفوظ است.

فرزندانتان بزرگ هستند يا...؟

يكي از آنها در شركت مخابرات است، يكي هم در بيمارستان كار مي‌كند (تخصص‌‌اش بيهوشي است)، يكيشان هم امسال وارد سپاه شد و سه پسر ديگرم هنوز كوچك هستند.

(با خنده) هر سه پسر شما در واقع جزو آنهايي هستند كه در اول صحبت‌هايتان گفتيد به خاطر امكانات كم سازمان تبليغات اسلامي جذب جاهاي ديگر ‌مي‌شوند.

چرا گرايش نداشتند به اينكه به سمت و سويي كه شما حركت كرديد بروند؟

من دو تا از ديگر بچه‌هايم را هماهنگ كرده‌ام كه ان‌شاءالله وارد اين لباس بشوند.

خودشان مي‌خواهند يا شما؟

خودشان هم مي‌خواهند و اين آمادگي را دارند. بچه‌هاي ديگر را هم خودم خيلي نخواستم اينگونه بشود ولي ان‌شاء‌الله اين دو براي اين راه آمادگي دارند و الان از خودشان هم وقتي سوال مي‌كنيم كه مي‌خواهيد چه بشويد مي‌گويند ما مي‌خواهيم روحاني بشويم.

ميزان تحصيلات شما چيست و گرايشتان بيشتر در امر تحقيقات و امور فرهنگي به چه سمت و سويي است؟

تا سال 57 و اوايل انقلاب در بهبهان يكي از شهرهاي خوزستان تحصيل مي‌كردم، بعد در سال 57 آمدم حوزه و تا سال 67 در حوزه بودم. از سال 67 وارد سازمان تبليغات اسلامي‌ شدم.

زماني كه وارد سازمان شدم به عنوان مسئول اعزام مبلغ بودم. سپس چند سال به عنوان معاون فرهنگي فعاليت كردم. تقريباً از سال 82 از طرف آقاي خاموشي به عنوان مدير سازمان تبليغات اسلامي‌ حكم گرفتم.

در حوزه علميه در درس‌هاي هم درس فقه‌ لمعتين را نزد استاد وجداني خواندم. رسايل و مكاتب را پيش حاج‌آقاي (آيت‌الله) اعتمادي و كفايه را پيش مرحوم حاج‌آقاي ستوده درس گرفتم، خدايش رحمت كند!. در استان كه آمديم در درس خارج فقه آيت‌الله ملك‌حسيني نماينده ولي فقيه شركت كردم. بيشترين كاري كه ما از همان بدو ورودمان به حوزه داشتيم در رابطه با مسائل تحقيقي و در مورد فقه و اصول بوده است. بعد كه به استانمان آمديم در رابطه با كارهاي فرهنگي به صورت عام فعاليت داشتيم. در رشته‌ خاصي نبوده است. با توجه به مسئوليتي كه داشتيم در رابطه با كارهاي فرهنگي و با عنايت به نيازي كه درخصوص مسائل فرهنگي در استان بوده است در همه زمينه‌هاي فرهنگي به صورت عام فعاليت داشتيم.

چقدر حقوق مي‌گيريد؟

متاسفانه ميزان حقوق مسئولين سازمان تبليغات اسلامي را ‌كسي هم اگر ببيند باور نمي‌كند كه اين قدر باشد. حقوق من تا امسال 000ر380 تومان بوده است. با كسوراتي كه اعمال مي‌شود من يك روز نگاه كردم ديدم 300000 تومان است يعني تقريباً نزديك به 80000 تومان كسورات داشت. آنچه كه دست ما را مي‌گرفت 300000 تومان بود. حالا ديگر نمي‌دانم امسال افزايشي وجود داشته باشد يا نه. من اين را خدمت شما عرض كنم كه معمولاً‌در نهادها و ارگان‌ها يا سازمان‌هاي ديگر به صورت كلي براي كساني كه به عنوان مدير هستند حق مديريت يا حق مسئوليتي هست، ولي در سازمان تبليغات اسلامي ‌من نديدم چيزي براي مدير به عنوان اينكه مدير يا مسئول هست پرداخت بشود و به نظر مي‌رسد اين يك نقص باشد. خيلي از مديران هم معمولاً گله‌مندند كه چرا اين مسئله در سازمان وجود ندارد.

چيزي كه دريافتي شما مسئولين استان‌ها را به يك حد مطلوب نزديك كند به حقوقتان اضافه نمي‌شود؟

يعني چه جوري؟

يعني مثلاً حتي حق بدي آب و هوا و اين قبيل مزايا.

نه تا الان كه نبوده.

چيزي كه غير از آنچه در حكم‌كارگزيني‌تان مقرر شده از قبيل پاداش يا با هر عنوان ديگر به شما پرداخت نمي‌شود؟

دو سال پيش، از مركز يك مبلغي دادند ولي در سال 84 چيزي به ما ندادند.

با اين وضعيت مالي از كاري كه انجام مي‌دهيد راضي هستيد؟

ما از كار خودمان در سازمان تبليغات اسلامي ‌راضي هستيم. الحمدلله سازمان با توجه به همين صبغه ديني فرهنگي‌اي كه دارد اولين چيزي كه واقعاً‌ مي‌تواند براي يك مدير يا يك روحاني‌اي كه در سازمان است آرامش بدهد همين محيط بسيار خوب سازمان است؛ بخصوص براي آقايان روحاني. روحانيان ديگري كه در دستگاه قضايي يا نيروي انتظامي هستند معمولاً حقوق يك ميليون ‌و نيم توماني و حتي بيشتر هم دريافت مي‌كنند، اما به نظرم مي‌رسد آن آرامش و اطميناني كه ما در سازمان تبليغات اسلامي‌داريم شايد آن آقايان نداشته باشند.

يعني اگر الان آن حقوق را به شما بدهند، از سازمان جدا نمي‌شويد؟

اگر حقوقم را ده برابر هم بكنند حاضر نيستم در دستگاه قضايي و امثال اينها باشم. حتي از من دعوت هم شده است كه بدون طي كردن مرحله آزمون و امتحان در دستگاه قضايي خدمت كنم ولي قبول نكرده‌ام. خب ديگر، هر كسي يكسري سليقه و اعتقاداتي دارد.

چه كتاب‌هايي را مي‌خوانيد، آخرين كتابي كه خوانديد چه بود؟

كتاب‌هاي مختلفي هستند. اكثر اوقات براي ما كتاب ارسال مي‌شود كه معمولاً كتاب‌هايي‌اند كه اولين نوبت انتشارشان است؛ از اين كتاب‌ها بيشتر مي‌خوانم كه معمولاً با كارمان هم در ارتباطند و سازگاري دارند. الان نام خاصي در ذهنم نيست ولي يكي از آخرين كتاب‌هايي كه براي من فرستادند كتابي بود كه اسمش در ذهنم نيست و از قم برايم فرستاده بودند.

موضوعش چه بود؟

موضوعش در رابطه با همين كار فرهنگي بود. كتاب ديگري برايم فرستادند كه در رابطه با طرح اوقات فراغت بود. در قم هم يك نفر كتابي نوشته و برايم فرستاده است.

چقدر به اوقات فراغت و رفاه خانواده اهميت مي‌دهيد؟ چقدر با آنها هستيد و اگر قرار باشد بين سازمان و خانواده يكي را انتخاب كنيد از نظر وقتي كه مي‌گذاريد كدام را انتخاب مي‌كنيد؟

ما تا الان سازمان را انتخاب كرده‌ايم. هميشه هم خانواده‌مان معترضند. من مسئول سازمان هستم اما بعضي وقت‌ها جلوتر از كارمندهايم سر كار مي‌روم و آخرين نفري هستم كه از سازمان خارج مي‌شوم. زمان بيشتر جلسات ما بعدازظهر است يا خيلي از برنامه‌هاي سازمان در روز جمعه يا روزهاي تعطيل است، يعني روزهاي تعطيلي كه همه تعطيل مي‌كنند و مي‌روند دنبال كارهاي شخصي‌شان. در ايام ولادت‌ها و شهادت‌ها و خيلي از اين مسائل معمولاً‌ ما هستيم. لذا خانواده‌ معترض هستند كه اهميتي كه به سازمان داده مي‌شود به خانواده داده نمي‌شود. اين واقعيتي است، اما در عين حال ما احساس مي‌كنيم كه بايد با توجه به نياز به حضور مستمر در سازمان، معمولاً كار سازماني را در اولويت قرار دهيم.

به همراه خانواده‌تان مسافرت مي‌رويد؟ گردش و تفريح چطور؟

آخرين مسافرتي كه همراه خانواده بودم در همين جمعه گذشته بود. ياسوج جاي بسيار خوش آب و هوايي است و از همين جا شما را دعوت مي‌كنم ان‌شاءالله بياييد مناظر ديدني را ببينيد.

منطقه‌اي هم هست به نام كاكان و جاي بسيار خوش آب و هوايي است با كوه‌هاي پربرفي مثل قله دنا كه ما روز جمعه با خانواده در آنجا بوديم.

ارتباطتان با مديران‌كل‌ ساير استان‌ها چگونه است؟ با مدير چهارمحال و بختياري كه صحبت مي‌كرديم گفتند بيشتر انفرادي كار مي‌كنم و خيلي با استان‌هاي ديگر ارتباط ندارم.

متاسفانه همانطور كه آقاي مرتضوي هم گفتند ارتباط خيلي نيست. ولي من با بعضي‌ها مثل آقاي محمودي مديركل همدان يا بعضي ديگر از دوستان درباره مواردي كه سابقه‌اي در استان ما ندارد زنگ مي‌زنم و سوال مي‌كنم؛ چه در رابطه با كارهاي اداري و چه كارهاي فرهنگي. مثلاً در سفر رئيس جمهور به استان‌، به مديران استان‌هايي كه رئيس جمهور قبلاً رفته‌ بودند، گفتم: شما چه كار كرديد، برنامه‌ها و پيشنهاداتتان چه بود، آيا در جلسات هيئت دولت مي‌‌توانستيد شركت كنيد؟و...

در استان چهارمحال و بختياري با آقاي مرتضوي [ اخيراً مديركل استان كرمانشاه شده‌اند] ارتباط خوبي داريم معمولاً گاهگاهي كه در رابطه با مشكلات اداري و مسائل اداري و فرهنگي با ايشان تبادل نظر مي‌كنيم.

مردم استان بيشتر شما را به عنوان يه شخصيت تشريفاتي مي‌شناسند يا شخصيتي كه مردمي است و بينشان جايگاه دارد؟

اين باز از اون چيزهايي است كه قضاوت عادلانه مي‌خواهد. ولي حقيقتاً من قبل از آنكه يك مسئوليت سازماني داشته باشم ارتباط خوبي با مردم دارم و آنها هم ارتباط خوبي با من دارند من به عنوان چهره‌اي كه مورد اعتماد مردم است در همه موارد و خيلي از جلساتي كه معمولاً‌ خيلي از روحانيون هم حضور دارند بحث امامت جماعت كه مي‌شود معمولاً همه نظرشان اين است كه ما در خدمتشان باشيم و خيلي ازين مسائل. الحمدلله ارتباط مردميم بسيار خوب است و مردم هم اعتماد خوبي دارند.

شما چقدر به مسائل هنري يا رسانه‌اي اهميت مي‌دهيد؟ چه اندازه به ادبيات شعري يا داستاني علاقه‌منديد؟ چقدر مباحث و مسائل سياسي فرهنگي را از طريق رسانه‌ها دنبال مي‌كنيد؟

زماني كه در حوزه علميه هم تحصيل مي‌كردم، يادم است وقتي بحث مجلس در رابطه با بودجه مي‌شد بر خودم فرض و لازم مي‌دانستم كه از اول تا آخر برنامه‌هاي بحث نمايندگان را در رابطه با بودجه گوش بدهم. نسبت به مسائل سياسي هم خيلي حساسم و معمولاً روزنامه هم مي‌گيرم. اهل خواندن روزنامه و مجله خصوصاً مسايل سياسي و فرهنگي هستم و اين مسائل را دنبال مي‌كنم. كارهاي سازمان يا نهادها و ارگان‌هاي ديگر را در روزنامه‌ها و مجلات پيگير هستم. من و خيلي از مديران استان‌ها به دنبال اين هستيم كه مثلاً‌ مجله بشري چقدر از فعاليت‌هاي استان را در نشريه آورده و چقدر را نياورده و به اين امر حساس هستند. ما واقعاً خوشحال مي‌شويم كه مجله بشري يا هر مجله ديگري كه دستمان مي‌رسد فعاليت‌هاي استان‌‌مان را منعكس كرده باشد.

در مورد مسائل هنري از قبيل تئاتر و غيره عرض ‌كنم كه حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي‌ قبل از مديريت آقاي بنيانيان از سازمان‌ تبليغات اسلامي استان‌ها جدا نبود. ما يكسري فعاليت‌هاي هنري داشتيم. ولي حقيقت مطلب اين است كه از وضعيتي كه حوزه هنري در آن زمان داشت و از كارهاي هنري هميشه منظره بدي در ذهنم مي‌آيد. يعني مي‌آمديم سرمايه‌گذاري مي‌كرديم و پول هم مي‌داديم اما من احساس مي‌كردم كساني مي‌آمدند كه هيچ كار مثبتي كه در بيرون نمودي داشته باشد انجام نمي‌دادند. معمولاً كساني كه مي‌آمدند خيلي پايبند به مسائل ديني نبودند شايد در مورد نماز يا در مورد فلان موضوع ديني، تئاتري هم اجرا مي‌كردند اما افرادي بودند كه مناسبتي با اين موضوع‌ها نداشتند. ولي خوب الحمدلله با توجه به اين وضعيتي كه پيش آمده الان حوزه هنري و بحث هنر وضعيت مطلوبي پيدا كرده است. يعني واقعاً‌ با اين وضعيتي كه به وجود آمده، حالا در استان ‌ما يا جاهاي ديگر نمي‌دانم چگونه است اما بسياري از آن اشكالاتي كه در قبل وجود داشته، رفع شده است.

مثلاً مسأله «تعهد»...

در هنرمند بايد تعهد باشد. من هميشه دو مشكل عمده داشتم، يكي از جاهايي كه من اغلب با آن مشكل داشتم شوراي هماهنگي بود: اينكه در مراسم 22‌بهمن چه كسي سخنران باشد، چه كسي بيايد، چه كسي نيايد. استاندار يكي را مي‌گفت، امام جمعه يكي را مي‌گفت، سازمان تبليغات اسلامي‌ يكي را مي‌گفت؛ يك بحث اينجوري داشتيم. يكي هم حوزه هنري بود كه هميشه ما مشكل داشتيم. كساني به عنوان هنرمند، به عنوان تئاتر و... به آنجا مي‌رفتند كه هيچ تعهدي نداشتند، سابقه بسيار بدي داشتند و مردم هم آنها را مي‌شناختند.

جذب حوزه هنري مي‌شدند؟

بله، اين افراد مي‌آمدند، ولي الحمدلله الان اينها نيستند و وضعيت تغيير كرده است. اين تغييراتي كه در بدنه كارهاي هنري امثال تئاتر و مطبوعات به وجود مي‌آيد اتفاق مباركي است. اگر مجموعه‌هايي باشند مثل مجموعه شما، ما خيلي هم خوشحال مي‌شويم. دوست هم داريم و حاضريم هر چه كه در توانمان باشد در جهت اينكه كارها بهتر پيش برود همكاري كنيم.

خسته نباشيد، و به‌خاطر وقتي كه در اختيار ما قرار داديد از شما ممنونيم.

من هم متشكرم.

 

 

شنبه 11 شهريور 1385 - 13:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری