چهارشنبه 22 آبان 1398 - 13:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عبدالهادي

 

اوقات فراغت يا اوقات بيكاري؟ پر كردن يا غني‌كردن؟

 

گفت‌وگوي بشري با دكتر هدايتخواه نماينده مردم كهكيلويه و دنا در مجلس شوراي اسلامي

اشاره:

ميدان بهارستان را دور مي‌زنيم و از درب شمالي مجلس وارد مي‌شويم، اما اسم هيچ‌كدام از ما سه نفر براي ملاقات با نماينده مردم كهكيلويه و دنا، در رايانه مسئولين انتظامات نيست. با همكارمان در دفتر امور مجلس و استان‌ها تماس مي‌گيريم، مي‌گويد از درب شرقي بايد وارد شويد. اما آنجا هم مشكل يك جور ديگر است، اجازه ملاقات مي‌دهند اما بدون دوربين عكاسي و دستگاه ضبط صوت. دوباره برمي‌گرديم به درب شمالي و حسابي كه معطل مي‌شويم، طي تدابيري بالاخره به اتاق دكتر هدايتخواه هدايت مي‌شويم. نماينده مردم كهكيلويه و دنا عضو كميسيون فرهنگي مجلس نيز است. قرار است درباره بحث اوقات فراغت صحبت كنيم. آنچه مي‌خوانيد حاصل گفت‌وگوي ما با اين نماينده است:

با توجه به شروع فصل تابستان بحث ما در رابطه با اوقات فراغت است. چرا هر وقت اين بحث مي‌شود فصل تابستان مدنظرمان است و در ديگر فصل‌ها هيچ‌گاه به اين مبحث پرداخته نمي‌شود؟

من معتقد هستم دليل اينكه تا نام تابستان مي‌آيد بحث اوقات فراغت بسيار داغ مي‌شود، برمي‌گردد به نگاه غلطي كه درباره بحث اوقات فراغت در اذهان همه ما است. اوقات فراغت در مسائل فرهنگي و انساني ريشه در نوع نگاهي دارد كه ما به انسان و جهان داريم. در نگاهي كه همه موجوديت انسان و جهان را همان خواسته‌هاي مادي مي‌بيند، مي‌گويد: شما بايد دنبال اوقاتي باشيد كه خودتان را از شر كاركردن رها كنيد و در آن اوقات به دنبال خوشي و لذت برويد به‌گونه‌اي كه خودتان دوست داريد و علاقه‌مند هستيد. گاهي هم متاسفانه اين واژه با «بيكاري» معادل مي‌شود يعني ما اوقات فراغت را تعبير كرده‌ايم به اوقات بيكاري، در حالي كه مي‌دانيد اين موضوع با نگاه ديني متضاد است. در نگاه ديني ما نه فراغت از كار داريم و نه فراغت از تحصيل. در لحظه لحظه از زندگيمان كه در اين عالم هستيم مي‌بايست در حال رشد و كمال باشيم، يعني يك لحظه نبايد بيكار باشيم (به معناي اينكه عملي كه باعث تعالي و رشد ما باشد انجام ندهيم.) خداوند در قرآن كريم به پيامبرش فرموده است: هر وقت از يك كار مهمي فارغ شدي به كار مهم ديگري بپرداز. در اوقات فراغت از تحصيل است كه آن واژه زيباي زگهواره تا گور دانش بجوي وجود دارد و تعابير ديگري در متون ديني داريم كه بيكاري به عنوان يك امر مبغوض در نزد خداوند است. در ايام تابستان به دليل اينكه دانش آموزان ما نوعاً‌ از تحصيلات رسمي بيكار شده‌اند، فوراً مسأله اوقات فراغت پيش مي‌آيد كه به نظر مي‌رسد اين نگاه بايد اصلاح شود. يعني اولين مشكلي كه ما در بحث اوقات فراغت داريم همين نوع نگاه به مفهوم فراغت و يكي از مصاديقي است كه ما در بحث تهاجم فرهنگي مي‌بايست به آن توجه داشته باشيم. در رسانه‌هاي ما متاسفانه اين موضوع را القاء‌ مي‌كنند، يا مثلاً روز پايان هفته را باز اوقات فراغت تلقي مي‌كنند. اصلاح اينها همه ريشه در آن نگاه ديني دارد. ما به يك معنا بايد فراغت‌طلب باشيم بدين معنا كه خودمان را از اشتغالات روزمره‌اي كه ما را از اهداف بلند و متوالي زندگي خودمان غافل مي‌كند، از پرداختن به وجودمان فارغ كنيم و به مسائل مهم زندگي بپردازيم.

مطلبي كه در رابطه با نادرست بودن اين نگاه فرموديد، فكر مي‌كنم اين موضوع به بحث غني‌سازي در اوقات فراغت مربوط مي‌شود‌، آيا در اين بحث قسمت «تربيتي و آموزشي» آن غالب است و يا بحث «تفريحي» آن؟

آنچه كه هست متاسفانه گاهي غني‌سازي گفته نمي‌شود، تنها هدف پركردن وقت فراغت است كه با انجام آن كار وقت بيكاريمان پر شود و سرمان را به كاري گرم كنيم تا اين فصل را بگذرانيم. اين هم بين بسياري از ما رواج پيدا كرده است و اين روحيه و عادت به فرزندان ما هم القاء مي‌شود كه اگر بيكار هستيم بايد جوري خودمان را سرگرم كنيم، با تلفن يا تلويزيون يا با كاري ديگر. وضعيت موجود متاسفانه بيشتر ناظر به «پر كردن» اوقات فراغت است تا «غني ‌كردن» به معناي درست آن. از اين جهت برنامه‌هاي دستگاه‌هاي مختلف قابل نقد است زيرا كه يكي از مشكلاتي كه وجود دارد تعدد دستگاه‌هايي است كه برنامه‌هاي اوقات فراغت را در اين ايام اجرا مي‌كنند و هر كدام نيز متناسب با شرايط و اهداف خاص خودشان برنامه‌ريزي مي‌كنند. بعضي از دستگاه‌ها نگاهشان نگاه تربيتي نيست بلكه نگاه پركردن است؛ در حالي كه ما معتقد هستيم بهترين فرصت براي تغيير اخلاق تربيتي همين اوقات است. برنامه‌هاي رسمي تربيتي براي جوانان و نوجوانان ما جاذب نيست و حتي اگر جوانان ما به برنامه‌هاي رسمي و آموزشي و تربيتي توجه مي‌كنند به‌عنوان تكليفي است كه به هرحال بايد انجام دهند. من در رابطه با بحث‌هاي عقيدتي بارها گفته‌ام كه مثلاً اين دروس ديني و معارف كه در بسياري از مدارس و دانشگاه‌هاي ما وجود دارد باعث مي‌شود نگاه دانش‌آموز و دانشجو به آن درس مانند چيزي شود كه بايد از سر تكليف آن را خوانده و نمره بياورد و هنگامي كه آن را خواند و نمره آورد موضوع تمام شده و به بايگاني مي‌رود. معتقد هستم بايد واژه «درسي» را از نگاه به تعليمات ديني و معارف برداريم. دين و معارف به عنوان يك نياز است كه ما بايد براي شناخت حقايق اين عالم و انسان به آن توجه كنيم و نياز جدي ما در زندگي است و اگر اين نياز را برآورده نكنيم نمي‌توانيم رفتارهايمان را تنظيم كنيم و اگر رفتارهايمان را درست تنظيم نكنيم، مسير كمال را درست نمي‌توانيم طي كنيم. اوقات فراغت برنامه‌هايي است به صورت غير رسمي و اگر درست طراحي شود مي‌تواند و بايد بتواند كه بستر بسيار مناسبي براي تربيت باشد. البته وضع مطلوب اين است كه نگاه ما به اين مسائل، بحث تربيتي آن باشد نه فقط اوقات فراغت. اصلاً‌ اين عالم براي تربيت انسان است و پيامبران هم براي تربيت انسان آمده‌اند و تربيت يعني زمينه‌سازي و بستر‌سازي براي انسان‌هايي كه بخواهند به ميل و اراده خودشان در مسير رشد و تعالي و كمال حركت كنند. معتقد هستم اوقات فراغت بايد به عنوان بستري باشد براي تعقيب اهداف تربيتي و در اين زمينه نيز اشكالاتي وجود دارد كه مي‌بايست شناسايي و رفع شود.

برنامه‌هاي اوقات فراغت و آموزش‌هايي كه در آن ارائه مي‌شود، آموزش‌هاي غير رسمي است و آن مي‌بايست مكمل آموزش‌هاي رسمي در طول ايام تحصيل باشد؛ اما مثل اينكه آموزش‌هاي رسمي ما آن غناي لازم را ندارند كه ما بخواهيم بحث تكميلي آن را در اوقات فراغت بررسي كنيم و فقط تكرار همان بحث است. يعني اوقات فراغت با اوقات غير فراقت فرق ندارد و نظام آموزش و تربيت همان است. نظرتان در اين مورد چيست؟

در رابطه با فرمايش شما كه نظام آموزشي ما يك نظام غني با بنيان‌هاي قابل قبولي نيست موافق هستم. اساساً سيستم تعليم و تربيت ما يك سيستم متناسب با اهداف انقلاب اسلامي نيست. ما اين نظام تعليم و تربيت را از بيگانگان به عاريه گرفته‌ايم يعني ترجمه بعضي از سيستم‌هايي است كه غربي‌ها اجرا كرده‌اند و ما نيز آن را اسلام‌مالي كرده‌ايم نه اسلامي! مثلاً بعضي از متون درسي و تعليمات ديني را آنجا گنجانده‌ايم و يا بعضي از كارها را به عنوان برنامه‌هاي جنبي براي دانش‌آموزان اجرا مي‌كنيم، مثلاً آنها را به نماز جماعت مي‌كشانيم. نظام تعليم و تربيت با اين ساختار و محتوا، انسان متناسب با اهداف انقلاب اسلامي تربيت نمي‌كند. من اين موضوع را بارها گفته‌ام: هر كدام از ما اگر امروز بخواهيم فرزندانمان را در مدارس دولتي نظام جمهوري اسلامي بگذاريم و خيالمان راحت باشد كه بعد از ده دوازده سال، از اين فرزند ما يك جوان متخلق به اخلاق ديني و آشنا با معارف ديني و در عين حال برخوردار از سواد عمومي بيرون بيايد اين اطمينان را نداشته باشيم. چنين چيزي اتفاق نخواهد افتاد مگر اينكه براي او مراقبت‌ها و برنامه‌هاي ويژه‌اي داشته باشيم، زيرا كه اين سيستم متناسب با اهداف انقلاب و نظام متحول نشده است.

در اوايل صحبت‌هاي خود به موازي‌كاري اشاره داشتيد، آيا موازي‌كاري در بحث اوقات فراغت قابل قبول است يا خير؟

در رابطه با بحث‌هاي فرهنگي دو ديدگاه وجود دارد: بعضي‌ها معتقد هستند موازي‌كاري و تكرار برنامه‌ها كار بدي نيست، به دليل اينكه ما مي‌خواهيم آن اصول و ارزش‌هاي معنوي خود را نهادينه كنيم و به اين طريق مي‌تواند بهتر نهادينه شود. ديدگاه ديگر اين است كه اين موازي‌كاري‌ها باعث هدر دادن سرمايه‌ها، امكانات و وقت دست اندركاران خواهد شد. در اين مورد من يك نظر بينابيني دارم. اگر موازي‌كاري به‌گونه‌اي نباشد كه تكرار يك برنامه فرهنگي منجر به نهادينه شدنش (به معناي واقعي كلمه) بشود، موازي‌كاري مطلوبي نيست. مثلاً هم‌اكنون در بعضي از پايگاه‌هاي اوقات فراغت يك پايگاه وجود دارد با تعداد مشخصي از نوجوانان و جوانان، اما هنگامي كه آمار داده مي‌شود مي‌بينيم در همان پايگاه دستگاه‌هايي كه دست‌اندركار هستند يك تابلو آنجا زده‌اند و آمار مي‌دهند كه فلان تعداد را تحت پوشش قرار داده‌ايم. اين كار فرهنگي به معناي واقعي تكرار نشده است؛ يك كار است اما به اسم چند نهاد. اين موازي‌كاري‌ها اگر به طور برنامه‌اي باشد كه هركدام بخشي از نيازهاي جوانان و نوجوانان را مدنظر قرار دهند به نظر مطلوب‌تر است و گر نه اتلاف سرمايه‌ها و اوقات فراغت است.

كميسيون فرهنگي مجلس در رابطه با كل اين مباحثي كه فرموديد چه كارهايي انجام داده و يا چه اقداماتي در دستور كارش قرار دارد؟

بخشي از كار مجلس رسيدگي و قانونگذاري است كه ما بخش اصلي كارمان تصويب لايحه بودجه است. در اين زمينه بودجه‌هايي براي اوقات فراغت وجود دارد كه دستگاه‌هاي مختلف آورده و دولت به مجلس پيشنهاد مي‌كند كه آن هم به تصويب مي‌رسد. بعد ديگر بعد نظارتي است كه مجلس در اين مورد تلاشش اين است كه به بخشي از اين نابساماني‌ها و موازي‌كاري‌ها و وضع موجود خاتمه بخشد و يا آن را كمتر كند. ما در جلسه‌اي كه چند وقت پيش داشتيم از تمام دستگاه‌هايي كه متولي بحث اوقات فراغت هستند دعوت كرديم و برنامه‌هايشان را شنيديم و در آن جلسه ديدگاه‌هايي كه كميسيون فرهنگي داشت بيان گرديد و توصيه‌هاي لازم به مسئولين زيربط ارائه شد. در اين جلسه به دستگاه‌ها هم گفته شد كه اگر نيازي بود مجلس به عنوان قانونگذار و ناظر وارد شود و اقدامي انجام دهد. در اين مورد نيزكميسيون اين آمادگي را به طور كامل دارد.

به نظر خود شما تا به حال كدام يك از دستگاه‌هاي فرهنگي در اين مورد بهتر وارد شده و عمل كرده‌اند؟

من هم‌اكنون نمي‌توانم قضاوت دقيقي در اين زمينه داشته باشم، خودم چندين بار برنامه اوقات فراغت برگزار كرده‌ و طرحي را با خود جوانان طراحي و با خود آنان نيز اجرا كرده‌ام. طبيعي بود براي انجام اين كار با دستگاه‌هاي مختلفي كه امكانات اين كار را داشتند كمك و امكانات بگيريم. در رابطه با اين موارد آن چيزي كه در ذهن من مانده است چند دستگاه است كه تعامل بسيار خوبي با اين طرح و يا طرح‌هاي ديگر داشتند كه يكي از آنها سازمان تبليغات اسلامي بود و ديگري بسيج كه در اين زمينه‌ها همكاري خوبي داشته‌اند و از لحاظ محتوايي همانطور كه عرض كردم برنامه‌هاي سازمان تبليغات اسلامي و تا حدودي بسيج را غني‌تر از سايردستگاه‌ها ارزيابي مي‌كنم.

نمونه يك برنامه اوقات فراغت موفق و استاندارد چيست؟

يك برنامه موفق بايد تنوع داشته باشد و از يكنواختي درآيد. بچه‌هاي ما در طول سال به كلاس، ميز و صندلي عادت كرده‌اند. به نظر من مكان اوقات فراغت بايد متفاوت و بيشتر در فضاي آزاد باشد. تنوع در برنامه‌ها بايد به نوعي وجود داشته باشد و برنامه‌هاي ورزشي، اردويي و مسابقات و... مي‌بايست انجام شود. در «زمان» نيز بايد تنوع داشته باشد و در هنگامي باشد كه خود جوانان و نوجوانان آمادگي داشته باشند. در نحوه برگزاري جلسات بايد تفاوت‌هايي با گذشته وجود داشته باشد كه به صورت آموزش مستقيم نباشد و در عين حال نوآوري نيز مي‌بايست در آن وجود داشته تا بتواند براي جوانان و نوجوانان جاذبه داشته باشد. نكته ديگري كه وجود دارد اين است كه بايد با تكيه و كمك گرفتن از خود جوانان و نوجوانان برنامه‌ها را طراحي كرد. تنوع در روش‌ها كه عرض كردم منظورم اين است كه ما شركت‌كننده در اين برنامه‌هايمان را «تفكرگرا» بار بياوريم يعني به «حافظه‌گرايي» اساساً توجهي نكنيم. اشكالي كه در نظام آموزش فعلي وجود دارد معلم‌محوري است. در حالي كه در اين برنامه‌ها بايد شاگرد‌محوري وجود داشته باشد. اشكال ديگري كه هم‌اكنون وجود دارد اين است كه برنامه‌هاي اوقات فراغت ما فقط براي نوجوانان ممكن است جاذبه داشته باشد و براي جوانان جاذبه ندارد. مثلاً جوانان دبيرستاني و يا دانشجو را كمتر مي‌بينيد كه در برنامه‌هاي اوقات فراغت شركت كنند. اگر همان برنامه‌هايي كه عرض كردم با همان ويژگي‌ها اجرا شود مي‌تواند استقبال‌كننده زيادي داشته باشد. گاهي ممكن است نبود امكانات را مانعي در اين راه تلقي كنيم، اما نظر من اين نيست. ما امكانات فراواني در اختيار داريم كه اگر تنها 50 الي 60 درصد از ظرفيت آنها بهره‌برداري گردد، مي‌شود در اين راه موفق بود.

نظر شما در رابطه با فعاليت‌هاي سازمان تبليغات اسلامي چيست و تعامل شما تا به حال با سازمان چطور بوده است؟

قبل از اينكه نماينده مجلس باشم همانطور كه عرض كردم كارهاي فرهنگي بسياري انجام مي‌دادم و اين تعامل، تعامل نسبتاً خوبي بود. البته اينكه مي‌گويم نسبتاً خوب و يا كاملاً خوب به دليل اينكه ارزيابي من اين است كه اگر جوان و يا نوجواني به سازمان تبليغات اسلامي براي مثلاً گرفتن امكانات و يا خواسته‌اي مراجعه مي كند چطور با او برخورد مي‌شود. ممكن است خود من را خيلي خوب تحويل بگيرند اما هنگامي كه يك جوان و يا نوجوان به آنجا رجوع مي‌كند او را چطور كمك و راهنمايي مي‌كنند. اما در كل، نسبتاً مطلوب بوده است. هم‌اكنون به عنوان نماينده مجلس كه با دستگاه‌هاي بسياري ارتباط داريم تعامل بسيار خوبي نيز با سازمان تبليغات اسلامي داريم و در اين زمينه همكاري‌هاي خوبي نيز داشته‌ايم. البته ارزيابي من اين است كه بعد از آمدن حجت‌الاسلام دكتر سيد مهدي خاموشي با توجه به اينكه خود ايشان تا حدودي جوان هستند و روحيه جوان دارند تحولات نسبتاً خوبي ايجاد شده است و در رابطه با اين بحث نسبت به دستگاه‌هاي ديگر سازمان را مثبت‌تر ارزيابي مي‌كنم.

 

 

سه‌شنبه 10 مرداد 1385 - 11:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر