شنبه 4 خرداد 1398 - 8:6
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

عليرضا قرائي

 

سازمان تبليغات اسلامي اتاق فكر فرهنگ ديني كشور است

 

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سيدجواد موسوي هوايي معاون پژوهشي و آموزشي

در آستانه بيست و ششمين سالگرد تأسيس سازمان ضمن بررسي اجمالي عملكرد گذشته سازمان، جايگاه فعلي سازمان تبليغات اسلامي را در فضاي فرهنگي و همچنين در كنار ديگر مراكز فرهنگي كشور چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

سازمان در بدو تأسيس همان طور كه در حكم امام خميني (ره) خطاب به آيت‌الله جنتي آمده است، به منظور گسترش فرهنگ ديني در جامعه و سازماندهي كردن و ايجاد جايگاه خاصي بدين منظور فعاليت خود را آغاز كرد، به طوري كه مرجع ديگر مراكز با مجموع فعاليت‌هاي فرهنگي ديني باشد و بتواند با محوريت دين نقش راهبردي‌ هدايت ديگر مراكز را با ارائه فعاليت‌هاي صحيح ايفا نمايد. با توجه به اين هدف سازمان آرام‌آرام خودش را يافته و اكنون يك حركت رو به جلو دارد. در اساسنامه سازمان و برنامه توسعه چهارم اساسي‌ترين نقش سازمان تبليغات اسلامي ايفاي نقش مياني و مديريت مياني بين مراكز علمي و انديشه‌هاي ديني با مخاطب است كه اكثراً (طبق ابلاغ رهبري) جوانان و زنان و ،در ماهيت كلي، همه اقشار جامعه «مخاطبان» را شكل مي‌دهند. گرفتن انديشه ديني از مراكز توليد علم و ارائه آن به وسيله مجموعه‌هاي نرم‌افزاري و به عبارتي توليد متون اسلامي، ترويج مبلغ ديني در ارتباط با مراكزي كه در قم و تهران با سازمان تبليغات اسلامي ارتباط دارند نيز جزو وظايف است. عرضه اين مجموعه‌ها پس از توليد با سازمان است.

در نگاه كلي هرگاه انديشه ديني بخواهد در رسانه بيايد بايد طوري طراحي شود كه براي تبليغ و ترويج دين براي مردم در قالب «هنر» قرار گيرد و اين وظيفه كارشناسان ديني در سازمان است. من فكر مي‌كنم كه رئيس سازمان با توجه به‌عضويت در شوراهاي مختلف مي‌تواند كاركردش را نشان دهد و از ظرفيت خودش براي پشتيباني فكري از شوراها استفاده كند كما اينكه براستي نيز چنين است و دكتر خاموشي از ظرفيت شوراهاي مختلف براي ترفيع و تبليغ ديني استفاده مي‌كنند. وقتي به اين برسيم مي‌توانيم يك رفعت و جايگاه خاصي براي سازمان قائل شويم. سازمان مركز سياستگذاري و اتاق فكر فرهنگ ديني كشور است. من نمي‌گويم اكنون در جايگاه واقعي خود قرار دارد ولي در حال حركت در مسيرش هستيم. به عنوان مثال وظايفي كه رئيس سازمان در شوراي هنر،‌ شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي فرهنگ عمومي و شوراي انفورماتيك و شوراي فيلترينگ كشور دارد مي‌تواند به تحقق جايگاه سازمان كمك كند.

سازمان گذشته‌ خوبي دارد، مثلاً در مسائل جنگ هماهنگ با امام پيش رفت و مبلغان زيادي را به جبهه اعزام كرد و پس از جنگ نيز سابقه درخشاني دارد. اكنون نيز سازمان در فعاليت‌ سال‌هايي كه توسط رهبر انقلاب نامگذاري مي‌شوند خوب عمل مي‌كند.

چه چشم اندازي را براي آينده معاونت پيش‌بيني مي‌كنيد؟

هريك از معاونت‌ها و نهادها بايد چشم‌انداز را نسبت به چشم‌انداز توسعه 20 ساله تعيين و پيش‌بيني كنند. در اين چشم‌انداز وظايف بسياري در زمينه‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي، نظامي، آمورشي و تربيتي بر دوش سازمان قرار دارد. در هريك از اين زمينه‌ها فرهنگي وجود دارد، فرهنگ سياسي، فرهنگ مشاركت عمومي، فرهنگ افتخارات ملي و دغدغه كشور را داشتن. سازمان در شكوفايي همه اين فرهنگ‌ها مي‌تواند نقش داشته باشد و دارد. اما به طور مستقيم در فرازهايي كه به اصول اخلاقي و اجتماعي و كرامت و فضائل انساني مربوط مي‌شود ما به طور مستقل بحث داريم. بحث برخورداري از وجدان كاري، فعال بودن، ايثارگر بودن، مومن و مسئوليت‌پذير بودن، همه اين نمادهاي فرهنگي برنامه‌هايي است كه سازمان مي‌تواند به طور جدي درباره آنها كار كند. ما از راه پژوهش‌هاي مختلف اجتماعي و ميداني و كتابخانه‌اي و تبديل اين‌ها به كتب آموزشي و پرورشي و تربيت مبلغان و معلمان مي‌توانيم فعاليت كنيم. مثلاً اينكه چگونه مي‌توان تعهد انقلابي را در جوانان بوجود آورد براي اين كار بايد سال‌ها برنامه‌ ريخت. اينها همه وظايفي است كه سازمان به دوش مي‌گيرد و در اين مقوله صاحب نظر است.

با بكارگيري ظرفيت‌هاي سازمان مي‌توانيم به چشم‌انداز 20 ساله دست يابيم كه هم متناسب با فرهنگ ملي و هم منطبق با فرهنگ ديني ماست. براستي كه اين چشم‌انداز همانند قانون اساسي برگرفته از آرمان‌ها و ارزش‌هاست و قابل دفاع مي‌باشد. بايد سازمان خود را در قانون تعريف كند. مثلاً در بخش پژوهش‌ها، ارتقاي نقش مساجد در توسعه فرهنگ ديني و ايجاد باورهاي ديني را مد نظر قرار داده‌ايم. موسسه تحقيقاتي بزرگي روي اين پژوهش كار مي‌كند و گزارش‌هايي را ارائه مي‌دهد كه براي شوراهاي بالادستي فرستاده مي‌شود و سرانجام به صورت متون آموزشي در اختيار مردم قرار مي‌گيرد. اين آموزش‌ها در سطح جامعه به مبلغان و مبلغات و مسئولان دارالقرآن‌ها و 10 عنصر فعال و تاثيرگذار ديگر كه با سازمان تعامل دارند ابلاغ مي‌شود.

سال‌هاست كه سازمان از كمبود بودجه گله‌مند است، امسال شاهد رشد قابل توجهي در اعتبار بودجه‌هاي سازمان بوديم. شما به عنوان معاون پژوهشي و آموزشي تا چه اندازه تمهيدات لازم را براي هزينه هدفمند اين اعتبارات در نظر گرفته‌ايد؟

من با مطرح‌كردن سوال به اين‌گونه مشكل دارم. بودجه سازمان نسبت به فعاليت‌هايي كه بايد انجام دهد تازه به نقطه صفر رسيده است. نه آمار بالا ارائه داديم و نه برنامه‌هايي كه لزومش را حس نكرديم اجرايي كرديم. من براي سال 85، 5/8 ميليارد تومان به عنوان برنامه‌ پژوهشي به دفتر طرح و برنامه پيشنهاد كردم و همه هم و غم من اين بوده كه اگر اين كارها انجام شود فعاليت‌ها و اقدامات خوبي در زمينه فرهنگ ديني صورت مي‌گيرد. دفتر طرح و برنامه نيز تاكنون با يك سوم اين رقم موافقت و آن را تصويب كرده است؛ البته تصويب اين رقم نيز با چكش‌كاري‌هاي بسيار صورت پذيرفته است. از ما توقع ملي و عمومي است. اگر بتوانيم روند هزينه را ساده كرده و بروكراسي پاييني داشته باشيم كه پول‌ و بودجه هزينه شود و با طرفين تعامل داشته باشيم، قطعاً در آخر سال به تزريق مجدد بودجه نياز پيدا مي‌كنيم.

آيا رويكرد كلي و مشخص و ايده‌هاي تازه‌اي براي صرف اين اعتبار وجود دارد يا اينكه اين اعتبار صرف فربه كردن طرح‌ها و برنامه‌هاي گذشته مي‌شود؟

فربه كردن ايده‌هاي گذشته هميشه بد نيست و با اين عبارت نمي‌شود همواره آنها را رها كرد. به عنوان مثال ما اكنون 60 هزار روستا داريم كه از حيث استقرار روحاني حداقل 45 هزار روستا فعالند. ما فقط توانسته‌ايم در 1200 روستا روحاني مستقر كنيم. هر روستا حداقل يك روحاني مي‌خواهد تا مسائل شرعي و وظايف ديني را بگويد. سازمان خيلي توانمند باشد و بودجه اساسي تزريق كند شايد بتواند 2 هزار روحاني ديگر را در اين روستاها اضافه كند كه همين امكان، خودش يك معجزه است. با اين وجود باز هم حداقل 40 هزار روستاي خالي از روحاني وجود دارد.

ما مقام معظم رهبري را غير از رهبري، به عنوان يك كارشناس فرهنگي و ديني ‌مي‌دانيم؛ ايشان از همين طرح روحاني مستقر استقبال كردند، چرا كه علاوه بر به‌روز كردن روحانيون و فعال كردن حوزه‌هاي علميه، به روستائيان نيز كمك مي‌كند. بالاخره حكومت ديني چه مي‌خواهد بكند. اين يك مثال كوچك بود. الان فقط در 50 هزار مدرسه نماز جماعت برگزار مي‌شود. آيا فقط همين تعداد مدرسه وجود دارد؟ مي‌خواهم نتيجه بگيرم كه فربه كردن كارهاي گذشته در صورت همراهي با تعقل و انديشه و تأمل و بررسي ميزان تاثيرگذاري اقدامات، خوب است. اصلاً نام اين كار فربه كردن نيست. در برابر 45 هزار روستاي فعال، 1000 روحاني را مستقر كردن فربه‌ كردن نيست. پكيج كامل روحاني مستقر بسيار ناقص است و جاي كار دارد. بسياري از روستاها تقاضا دارند ولي سازمان توان ندارد. تازه اين روستاهاست، چه برسد به شهرك‌ها كه در هر شهرك حداقل دو سه مسجد با فاصله بسيار از هم وجود دارد. امروز تاثير حضور روحاني در بين مردم بر هيچ كس پوشيده نيست. غرب به اين نتيجه رسيده كه ما يكشنبه‌ها جلوي كليسا موسيقي پخش كنيم تا جوانان جذب شوند و تنها به دو سه خط انجيل گوش فرا دهند. آمار جامعه‌شناختي نشان مي‌دهد همين دو سه خط 35 درصد از جرائم و بزهكاري‌ها را كم مي‌كند، چه برسد به آنكه جوان ايراني مسلمان با مسجد و روحاني ارتباط برقرار كند.

آيا اين اهتمام و توجه سبب نمي‌شود به ايده‌ها و برنامه‌هاي آينده و نو نپردازيد؟

اين دقيقاً نگاه به آينده است. وقتي صداوسيما در 40 هزار نقطه بزرگ كشور ايستگاه ندارد، جداي از محتواي برنامه‌ها بايد اول اين خلأ را پر كند. به هر حال اين يكي از ايده‌هاي ما در سازمان است كه مباحث و فعاليت‌ها بايد به‌روز شود. بحث‌هاي نقد ليبراليسم، نقد فرهنگ غربي، نقد انديشه روشنفكري با گرايشات غربي و ترجمه كتب مختلف، از جمله برنامه‌هايي است كه ما را به سمت چشم‌انداز مي‌برد؛ حال مي‌خواهد اين برنامه نامش نو يا كهنه باشد. طبق برنامه اگر اين اقدامات صورت پذيرد ما 20 درصد به چشم‌انداز نزديك‌تر مي‌شويم. هرچه جلوتر مي‌رويم بايد محتواي غني فرهنگي با ابزار نوين، ادبيات نوين و روش‌هاي نو گفته شود تا ارزش‌ها در جامعه محق شود.

ساخت و توليد 50 اثر به مناسبت سال پيامبر اعظم، چاپ سه جلد رمان براي گروه سني 15 تا 20 سال كه پاسخي به سلمان رشدي است، تبليغات شهري و نيز زيرنويس‌هاي تلويزيوني از برنامه‌هاي امسال ماست.

شما اگر همين زيرنويس‌هاي تلويزيوني را در نظر بگيريد هر روز اگر بخواهيم يك دقيقه از هر 6 شبكه زيرنويس داشته باشيم رقمي حدود 60 ميليارد تومان در سال هزينه دارد. حالا كاري به تخفيف‌ها و مساعدت‌هاي صداوسيما نداريم. من دلم مي‌سوزد كه چرا به توسعه فرهنگ ديني اين‌گونه نگاه مي‌شود و مسئله افزايش بودجه را اين‌قدر بزرگ مي‌بينند. مسئله كتابخانه‌ها نيز چنين است. 900 كتابخانه اكنون با نام كتابخانه شبستان زير نظر سازمان به فعاليت مشغولند. الان هر كدام حدود 1200 كتاب دارند كه بايد به 5000 جلد افزايش يابد. در نتيجه ما به 5 ميليون جلد كتاب در مجموع نياز داريم كه اگر به طور متوسط قيمت هر كتاب را 1000 تومان فرض كنيم به 5 ميليارد تومان بودجه نياز است كه متأسفانه همه اين‌ها مغفول واقع شده است.

 

 

چهارشنبه 31 خرداد 1385 - 12:39


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری