سه‌شنبه 1 مرداد 1398 - 3:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

عليرضا قرائي

 

نهضت قرآن‌آموزي موضوع درجه‌ اول استراتژيك كشور است

 

گفت‌وگو: روابط‌عمومي مؤسسه‌ فرهنگي تسنيم نور

اشاره:

محمدحسين فريدوني فارغ‌التحصيل رشته‌ مهندسي عمران از دانشگاه بوعلي سيناي همدان و دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت فرهنگي دانشگاه آزاد اسلامي ‌واحد علوم و تحقيقات است. به‌صورت غيررسمي در شهرهاي اراك و همدان نيز مدتي به تحصيلات حوزوي پرداخته ‌است. از سال 1361 موفق به تدريس روخواني، تجويد و قرائت قرآن شده و از سال 1363 در زمينه‌ي آموزش ترجمه و مفاهيم قرآن فعاليت ‌كرده‌ و اين فعاليت وي تا به امروز استمرار دارد.

در دوران دانشجويي و دانش‌اموزي چند بار در مسابقه‌هاي حفظ و قرائت در سطح استاني صاحب رتبه‌ي اول و دوم شد. در دوران دانشجويي در سال‌هاي 1370 و 1366 دو بار در رشته‌ي حفظ به‌مقام اول كشوري دانشجويان دست يافته و در دوران دانش‌اموزي در سال‌هاي 1362 و 1363 موفق به‌ كسب عنوان نخست در رشته‌ي قرائت شد.

از سال 1368 آموزش رسمي قرآن در دانشگاه را آغاز كرد ‌و تدريس واحدهاي درسي و فوق برنامه را در دانشگاه‌هاي آزاد اراك، بوعلي و علوم پزشكي همدان، آزاد تهران مركز، دانشكده‌ي علوم قرآني تهران و برخي دانشگاه‌هاي ديگر تهران به‌عهده داشت. «طرح نور» ارائه شده توسط وي به‌عنوان برترين طرح آموزش قرآن در دانشگاه‌ها در جشنواره‌ي فعاليت‌هاي قرآني دانشگاه‌ها در سال 1378 شناخته شد. وي عضو مؤسس «مجمع قرآني مشكات» است؛ كتاب منتشر شده توسط اين مجمع – كه دانشجويان دانشگاه‌هاي مختلف آن را تشكيل مي‌‌دادند – به‌نام «ركوع – گزيده‌ي تفسير و واژگان آيات قرآن براي دانشگاهيان و علاقمندان به حفظ همراه با درك مفاهيم» به‌عنوان فعاليت نمونه‌ي جشنواره‌ي فعاليت‌هاي قرآني دانشگاه‌ها در سال 1378 شناخته شد. در سال 1370 در نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه‌هاي همدان به‌عنوان كارشناس فعاليت‌هاي قرآني فعاليت مي‌‌كرد و در سال 1375 به‌‌سمت معاون ارتباطات (سياسي) نهاد مذكور منصوب شد.

از سال 1377 تا 1380 هم به‌ترتيب در سمت‌هاي: معاون مديريت طرح و برنامه و سرپرست آموزش شوراي‌عالي قرآن صدا و سيما و از سال 1380 تاكنون به‌عنوان دبير كميته‌ي قرآن دبيرخانه‌ي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مشغول به‌كار بوده‌ است. وي عضو شوراي برنامه‌ريزي درس قرآن و عضو گروه مؤلفين كتب درسي قرآن آموزش و پرورش بوده است.

با توجه به عضويتش در گروه قرآن شوراي برنامه‌ريزي كتب درسي، در تدوين كتاب‌هاي درسي قرآن دوره‌ي راهنمايي و كتاب‌هاي قرآن ابتدايي همكاري داشته ‌است. طراحي و مديريت علمي كتاب «ركوع» هم - كه مجموعه‌اي از مفردات و خلاصه‌ي تفاسير (از سه تفسير نمونه، مجمع‌البيان و الميزان) است – توسط اينجانب انجام شده است.

در تهيه‌ي اكثر نوارهاي آموزش قرآن مدارس هم شركت داشته‌ است.

در پروژه‌هاي تحقيقاتي ذيل همكاري داشته ‌است: «نظام، برنامه‌هاي درسي و روش‌هاي قرآن‌اموزي» مربوط به تحقيقات نهضت قرآن‌اموزي به‌عنوان كارشناس محتوايي؛ «بررسي وضعيت قرآني دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران» به‌عنوان مسؤول بخش محتوايي آن و طراح پرسش‌نامه؛ «زمينه‌يابي و اعتبارسنجي راهكارهاي ارتقاي قرآني دانشجويان» به‌عنوان مجري و مدير محتوايي آن. با توجه به اهميت طرح جامع «نهضت قرآن‌اموزي» اين بار سراغ وي رفتيم تا نظراتش را بررسي كنيم.

خواهشمند است به‌عنوان مقدمه‌، درباره‌ي طرح جامع نهضت قرآن‌آموزي صحبت بفرماييد.

چند موضوع جزو وظايف جدي سازمان تبليغات اسلامي است. مهم‌ترين آن موضوع نهضت قرآن‌آموزي است. در حقيقت سازمان تبليغات اسلامي طبق ماده‌ي 159 قانون برنامه‌ي توسعه - كه در برنامه‌ي سوم و در برنامه‌ي چهارم عناوين آن تصويب شده است – و مطابق آيين‌نامه اجرايي كه هيأت دولت تصويب كرده است، در حقيقت مركز اصلي فكري و عملياتي نهضت قرآن‌آموزي است. چرا كه مديريت دبيرخانه‌ي نهضت قرآن‌آموزي به‌عهده‌ي سازمان تبليغات اسلامي است و كانال ارتباط برنامه‌اي نهضت قرآن‌آموزي با سازمان مديريت هم از طريق همين دبيرخانه انجام خواهد شد.

محورهاي اصلي نهضت قرآن‌آموزي چيست؟

نهضت قرآن‌آموزي آن چنان كه در قانون آمده عبارت است از: عموميت يافتن روخواني، روان‌خواني و زمينه‌سازي براي درك مفاهيم و معارف قرآن. يعني هدف نهضت آن است كه قاعدتاً همه‌ي مردم ايران از سواد قرآني مناسبي برخوردار باشند. اين كار بزرگي است يعني اگر اتفاق بيفتد شاهد تحولات جدي فرهنگي در كشور و به‌تبع آن تحول در حوزه‌هاي: اجتماعي، سياسي و اقتصادي خواهيم بود. يعني اجراي نهضت قرآن‌آموزي يك موضوع درجه‌ي اول استراتژيك كشور ماست. اين عرضي كه مي‌كنم مستند به فرمايش مقام رهبري است كه: اگر روزي اتفاق بيفتد كه مردم ما آشنا و مأنوس با قرآن باشند، (با اين مضمون كه) انقلاب تضمين شده است و هيچ خطري ديگر ما را تهديدي نخواهد كرد. شايد موضوع ديگري نداشته باشيم كه رهبري نسبت به آن چنين تعبيري داشته باشند. از اين جهت است كه مي‌گوييم اين موضوع استراتژيك و بسيار مهم است.

به‌نظر مي‌رسد كه نهضت قرآن‌آموزي در طي سال‌هاي گذشته با نگاه استراتژيك پيش نرفته است بلكه در حد يك برنامه‌ي فرهنگي معمولي در كشور دنبال شده است. يكي از علايم اين نگاه، تأخير طولاني در تدوين و تصويب آيين‌نامه‌ي اجرايي نهضت قرآن‌آموزي است كه با 3 سال تأخير انجام شد.

آيا درباره‌ي تاريخچه‌ي تصويب اين طرح اطلاعاتي داريد؟

اين را قاعدتاً بايد از دوستان دارالقرآن بپرسيد؛ بهتر است كه آن‌ها بگويند؛ چون موضوع از خودشان است و دقيق و با آمار ارائه خواهند كرد. منتها كلياتي كه مي‌توان اين‌جا مطرح كرد آن است كه نهضت قرآن‌آموزي ريشه در دغدغه‌هاي مسؤولين و كارشناسان فرهنگي نسبت به فرمايش مقام معظم رهبري دارد كه مكرر فرموده‌اند: روخواني قرآن بايد همه‌ي مردم را شامل شود. سازمان تبليغات اسلامي با توجه به سوابق آموزش قرآن – كه در سال‌هاي بعد از انقلاب داشته است – در اين موضوع پيشقدم شده است و آن را به دولت و مجلس پيشنهاد داده است تا در برنامه سوم گنجانده شود.

طرح نهضت قرآن‌آموزي الآن در چه مرحله‌اي است؟

تا آن‌جا كه اطلاع دارم، پيش‌نويس طرح جامع نهضت قرآن‌آموزي در دبيرخانه‌ي نهضت - يعني سازمان دارالقرآن كريم - تهيه شده كه براي اعضاي ستاد نهضت قرآن‌آموزي ارسال شده و قاعدتاً بايد با رايزني اعضا و تشكيل جلسه‌ي ستاد به‌تصويب نهايي برسد و پس از آن اجرا شود.

با توجه به اين كه گفته شده اين طرح براي چند تن از كارشناسان ارسال شده است.

نمي‌دانم؛ اين طرح براي من نيز آمده است. پيشينه‌ي اين موضوع آن است كه در مرداد 1383 دوستان سازمان دارالقرآن از آقاي دكتر قرباني و بنده براي شركت در جلسه‌ي شوراي كارشناسي و برنامه‌ريزي دبيرخانه‌ي نهضت قرآن‌آموزي دعوت كردند. جلسات اين شورا تا آذر 1383 ادامه داشت و به بنده مأموريت دادند كه پيش‌نويسي براي طرح تهيه كنم. پيش‌نويس را طي دو مرحله تهيه كردم: يك مرحله همه‌ي برنامه‌هايي را كه در قالب نهضت قرآن‌آموزي – با توجه به تحقيقاتي كه انجام شده و اطلاعات كارشناسي موجود مي‌شد انجام داد - به‌تفكيك بخش‌هاي مختلف كشور تهيه كردم كه بخش عمده‌اي از آن مربوط به دستگاه‌هايي بود كه عضو ستاد نهضت قرآن‌آموزي بودند. بخش ديگر آن مربوط به نهادها و مجموعه‌هايي بود كه رسماً عضو ستاد نبودند اما براي همكاري با نهضت قرآن‌آموزي ظرفيت‌هاي قابل‌توجهي داشتند؛ اين مجموعه در قالب «وظايف و همكاري‌هاي بخش‌هاي مختلف كشور در نهضت قرآن‌آموزي» تنظيم شد كه حدود 200 بند داشت. اين موارد در جلسات شوراي كارشناسي توسط ساير دوستان نقد و اصلاح شد.

در مرحله‌ي بعد در فاصله‌ي آذر تا اسفند 1383، بنده با همكاري آقاي مهندس لشكربلوكي – كه از متخصصين تواناي رشته‌ي مديريت هستند – پيش‌نويس اوليه‌ي طرح نهضت جامع قرآن‌آموزي را تهيه كرديم و خدمت جناب آقاي حاجي شريف (معاون محترم سازمان دارالقرآن) تقديم كرديم.

در فاصله‌ي اسفند 83 تا آبان 84، دوستان دارالقرآن اين مجموعه را بررسي مجدد كردند و با اضافه كردن يك بخش با عنوان «فعاليت‌هاي انجام شده در طول سال‌هاي گذشته» و تلفيق و ادغام برخي از بندهاي برنامه‌ها و حذف بخش‌هاي مربوط به مراكز غيرعضو ستاد، نهايتاً اين پيش‌نويس با همان شاكله – كه تنظيم شده بود – آماده و ارائه شد.

راجع به مزايا و نكات مثبت اين طرح بفرماييد.

در اين طرح براي اولين بار، تعاريف مفهومي و شفاف براي آموزش عمومي قرآن ارائه شده است؛ مثلاً: روخواني، روان‌خواني و موارد ديگري – كه در آيين‌نامه بوده است – دقيقاً تعريف شده است. بعد اهداف كيفي و كمي مشخص و سازمان كار هم دقيقاً تعريف شده است. در مجموعه‌ي برنامه‌هايي هم كه در قالب «طرح جامع» به‌عنوان «وظايف دستگاه‌هاي عضو ستاد» آمده است، جنبه‌هاي مختلف: ‌پژوهشي، تبليغي، آموزشي و اجرايي نهضت قرآن‌آموزي مدنظر قرار گرفته است.

به‌نظر من اين اولين مجموعه‌ي كارشناسي‌شده‌ي نسبتاً جامع براي آموزش قرآن است. پيش از اين فقط در آموزش و پرورش، «مجموعه‌ي راهنماي درسي قرآن در مقطع ابتدايي» و «اهداف آموزشي دوره‌ي راهنمايي» تنظيم شده بود كه آن هم حاصل كار كارشناسي‌شده‌ي مستند و نسبتاً دقيقي بوده است.

نكته‌ي مثبت ديگر اين طرح آن است كه به‌نحوي اكثر مراكز داراي جمعيت مخاطب زياد در اين كار مشاركت خواهند داشت مثلاً: آموزش و پرورش، آموزش عالي، نيروهاي مسلح، محيط‌هاي كارگري و خدمات صنعتي از طريق وزارت كار و امور اجتماعي يعني نهضت مي‌تواند پوشش مستقيم خوبي داشته باشد.

يكي از نكات خيلي مثبت طرح نهضت قرآن‌آموزي – اين گونه كه در آن طراحي شده است – مشاركت همه‌ي مراكز فرهنگي، آموزشي در اجراي آن است. وزارت فرهنگي و ارشاد اسلامي، صدا و سيما، آموزش و پرورش و مراكز آموزش عالي همكاران اصلي اين طرح هستند. لذا مي‌تواند الگوي مناسبي براي بقيه‌ي كارهاي ديني، فرهنگي‌اي باشد كه نياز به همياري و مشاركت همه‌ي بخش‌ها دارد.

راجع به نكات منفي احتمالي و يا چالش‌هاي طرح جامع نهضت قرآن‌آموزي صحبت بفرماييد.

نمي‌توان نكات منفي طرح را مطرح كرد. در واقع به‌جاي نكات منفي، تهديدها را مطرح كرد يعني چه تهديدهايي ممكن است به كار نهضت ضربه بزند.

آيا در اين طرح هيچ نكته‌ي منفي‌اي ملاحظه نكرده‌ايد؟ اين كه كانال اجرا صرفاً يك سازمان است كه دايماً مديريتش تغيير مي كند و اين طرح ممكن است دستخوش اين تغيير مديريت قرار گيرد. فكر نمي‌كنيد كه اين طرح بايد از يك كانال بزرگ‌تري انجام مي‌شد؟

من فكر نمي‌كنم كه اين سازمان خيلي مديريتش تغيير كند. با توجه به شناختي كه به وضعيت فعلي سازمان تبليغات اسلامي دارم كه الحمدلله حاج آقاي خاموشي از مديران موفق بوده‌اند و هيچ دليلي وجود ندارد كه مديريت سازمان تبليغات اسلامي تغيير پيدا بكند؛ به‌اضافه اين كه اعتماد حاج آقاي خاموشي به مجموعه‌ي فعلي‌اي - كه در سازمان دارالقرآن مديريت مي‌كنند – خيلي بالا است و آن‌ها نيروهاي تخصصي اين كار هستند. در حوزه‌ي آموزش عمومي مي‌توانيم بگوييم كه جزو سازمان‌هايي است كه گرايش تخصصي‌شان آن حوزه است. از اين جهت به‌نظر من مشكلي ايجاد نخواهد شد.

منتها به‌نظر من يك پيش‌بيني‌ها و پيشگيري‌هايي بايد انجام شود؛ تهديدهايي در آينده ممكن است كار را با مشكل مواجه كند كه از الآن بايد به آن دقت كرد. در خود طرح جامع نيز در بخشي با ‌عنوان: «عوامل كليدي براي كسب موفقيت» به اين موضوع پرداخته است. به برخي اشاره مي‌كنم: يكي «جلب اعتماد سازمان‌هاي غيردولتي و مردمي براي مشاركت در نهضت» است. بعد «جلب همكاري فعال سازمان‌هاي دولتي مرتبط با نهضت قرآن‌آموزي» است. عاملي كه بسيار بسيار مهم است، «ايجاد انگيزه و احساس نياز در مردم نسبت به فراگيري سواد قرآني» است. عوامل ديگري نيز در اين عوامل كليدي مطرح است.

آن‌چه كه عرض مي‌كنم به‌عنوان شاه‌بيت كار مطرح است اين است كه به اين موضوع توجه شود كه يك موقع علمي‌بودن و كارشناسي‌بودن كار فداي تعجيل در اجرا نشود. چون معمولاً وقتي برنامه‌ها شروع مي‌شود و بودجه‌هايش تصويب مي‌شود، دستگاه‌ها به‌دنبال آن مي‌افتند كه به‌هر صورت آن را اجرا كنند. اگر فرايندهاي علمي قبلاً خوب انجام نشده باشند، كار اجرا مي‌شود اما يا اصلاً به اهداف خودش نمي‌رسد يا با بهره‌وري خيلي پايين انجام خواهد شد.

بنابراين تأكيد مي‌كنم كه دبيرخانه‌ي نهضت قرآن‌آموزي مي‌تواند گروه‌هاي تخصصي را - چه در داخل سازمان دارالقرآن كريم چه به‌صورت همكار در داخل دستگاه‌هاي عضو نهضت قرآن‌آموزي - تشكيل دهد و پيشاپيش مباحث تخصصي را در آن‌جا مطرح كند و اگر تحقيقاتي لازم دارد، انجام دهد، اين موضوع بسيار مهمي است كه اولويت اول كار نهضت قرآن‌آموزي است.

ديگر از تهديدهايي صحبت بفرماييد كه ممكن است طرح را در اجرا دستخوش تغيير كند و مسؤولين را به اهداف نرساند.

اين موضوع را اول به خودم مي‌گويم. در كار قرآني مهم‌ترين تهديد «شرك» است؛ به هر نحو كه وارد شود. بنابراين بايد در كار نهضت قرآن‌آموزي به اخلاص در كار توجه شده افرادي جذب اين كار شوند كه اين گونه روحيه دارند. به‌نظر من در بدنه‌ي مردمي – كه تا به‌حال در قالب مراكز و تشكل‌هاي قرآني مردمي فعاليت مي‌كرده‌اند – اين ظرفيت بيش‌تر از بقيه‌ي جاهاست. لذا ارتباط نزديك دبيرخانه‌ي نهضت قرآن‌آموزي با مراكز و تشكل‌هاي قرآني مردمي مي‌تواند در كيفيت‌بخشي و رشد نهضت عامل كليدي محسوب شود.

بحمدالله الآن ارتباط خوبي بين اين دوستان برقرار است و تا آن جايي كه اطلاع دارم از آن‌ها در جلسات كارشناسي و برنامه‌ريزي دعوت مي‌شود. اميد داريم اين ارتباط عميق‌تر و گسترده‌تر شود.

در ارتباط با موانع احتمالي اجراي طرح نهضت قرآن‌آموزي صحبت بفرماييد. موانعي مانند: عدم هماهنگي با سياست‌هاي فرهنگي ساير نهادها و ... و يا ساير موانع احتمالي ديگر.

مشكلي ندارد. به‌نظر من اجراي نهضت قرآن‌آموزي در بدنه‌ي دولت هيچ مشكلي ندارد. چرا كه با توجه به تذكرات مكرر مقام معظم رهبري در خصوص لزوم گسترش سواد قرآني در مردم، بخش‌هاي مختلف دولت نسبت به اين موضوع به‌نحوي حساس شده‌اند؛ اگرچه درجه‌ي حساسيت آن‌ها متفاوت است. از سوي ديگر مسؤولين كشور ما عمدتاً تعلقات مذهبي دارند لذا به‌صورت فردي نيز انگيزه براي كمك به گسترش سواد قرآني در جامعه وجود دارد.

آن‌چه كه مهم است، سازماندهي مناسب و ارائه‌ي پيشنهادهاي شفاف به مسؤولين براي كمك گرفتن از آن‌ها است. اين كار به همان گروه‌هاي كارشناسي – كه عرض شد – نيازمند است. بنده تا به حال برخورد نكرده‌ام كه يك طرح شفاف و روشني در جهت آموزش يا ترويج قرآن به مسؤولي ارائه شود و مورد موافقت قرار نگيرد.

آيا سازمان‌ها و نهادهاي ديگر با طرح نهضت قرآن‌آموزي كاملاً توجيه هستند؟ در اجراي طرح كاملاً اقدام‌هاي هماهنگ و همكاري‌هاي لازم را انجام مي‌دهند يا خير؟

به‌نظر من مشكلي در اين جهت نيست. اگر كار شفاف باشد، پيگيري آن نيز راحت خواهد بود. به‌همين دليل اگر خداي ناخواسته مسؤول يا كارشناسي نسبت به موضوع كوتاهي كند، مي‌شود از طريق مسؤولان بالاتر موضوع را پيگيري كرد.

اين نكته را متذكر مي‌شوم كه اگر در مواقعي مشكلي توسط افراد داخل دستگاه‌هاي دولتي براي پيشرفت كار نهضت يا هر كار قرآني ديگر ايجاد مي‌شود، به‌نظر من به‌هيچ وجه نبايد آن را تبليغاتي كرد و بايد بي‌سر و صدا از طريق تعامل اخلاقي با همان فرد و نهايتاً مسؤولان مافوق آن، موضوع را پيگيري كرد. براي هر كاري راه‌هاي متعددي وجود دارد كه بايد به‌دنبال آن رفت تا به نتيجه رسيد.

به‌نظر شما چگونه مي‌توان نهادهاي داراي مخاطب بالا مثل: آموزش و پرورش، آموزش عالي، وزارت كار، نيروهاي مسلح و ... در اجراي طرح نهضت قرآن‌آموزي مشاركت داد؟

مشاركت بخش تصميم‌‌ساز هريك از نهادهاي همكار نهضت در طراحي برنامه‌ها، تضمين عيني براي اجرايي شدن برنامه‌ها خواهد بود. اين كار ممكن است موجب كندي فرايند تصميم‌سازي و تصميم‌گيري شود اما به‌جاي آن به‌صورت مؤثر موجب تسريع فرايند اجرايي خواهد شد. افراد به كاري كه خودشان كرده‌اند، تعلق دارند.

چگونه مي‌توان در مردم انگيزه و احساس نياز نسبت به قرآن به‌خصوص در مورد طرح جامع نهضت قرآن‌آموزي ايجاد كرد؟

نسبت به فراگيري قرآن در كشور ما خوشبختانه انگيزه‌ي منفي وجود ندارد و اين سرمايه‌ي خيلي بزرگي است. ما نياز نداريم كه اول بياييم نگاه منفي را اصلاح كنيم بعد نگاه مثبت ايجاد كنيم.

برخي تحقيقات انجام شده حاكي از آن است كه اقشار مختلف جامعه‌ي ما علاقه‌ي قلبي به آشنا شدن با قرآن و به‌خصوص فهميدن آيات قرآن دارند يعني به‌نحوي نگرش مثبت در جامعه نسبت به فراگيري قرآن وجود دارد. ما اين نگرش را بايد بتوانيم به يك «رفتار» تبديل كنيم يعني افراد عزم كنند كه به اين تعلق دروني‌اشان پاسخ دهند.

اگر مردم تصميم بگيرند كه قرآن را ياد بگيرند، خود به خود جريان آموزش قرآن رشد خواهد كرد. كاري كه مراكز مي‌توانند انجام دهند آن است كه امكان فراگيري دردسترس مردم قرار دهند. اين امكانات شامل: بسته‌هاي آموزشي مناسب، كلاس‌هاي دردسترس، استقبال خوب از مردم و ... مي‌تواند باشد. يعني هر كسي قصد كرد كه قرآن را ياد بگيرد با كم‌ترين هزينه و زمان بتواند نسبت به اين كار اقدام كند.

بايد توجه كنيم كه در فضايي هستيم كه فعاليت‌هاي فرهنگي به‌نحوي رقيب يكديگر هستند و گسترش فن‌اوري باعث شده است كه انواع حوزه‌هاي مختلف فرهنگي به مردم عرضه شوند. اين در حالي است كه وقت، توان مالي و ساير امكانات مردم محدود است. بنابراين حوزه‌ي فرهنگي‌‌اي موفق‌تر خواهد بود كه دردسترس‌تر و كم هزينه‌تر باشد مثل: قانون رقابت بازار.

براي تبديل علاقه‌ي مردم به رفتار، به‌نظر من يك كار پژوهشي جدي نياز است كه در اين كار، قرآن به‌درستي و زيبايي به مردم معرفي شود. يك گزاره‌ي منطقي و مبتني بر فطرت آدم‌ها مي‌تواند مسير زندگي اشخاص را به‌سمت خاصي هدايت كند و يك گزاره‌ي غلط هم به‌همين نحو مي‌تواند افراد را از راه صحيح منحرف كند. اين موضوع بسيار ظريفي است.

نمونه‌هايي نيز در اين مورد موجود است: اگر در جامعه اين گونه تبليغ شود كه فهم قرآن بايد توسط متخصصين انجام شود و ما مكرر موضوع تفسير به رأي را تبليغ كنيم، نتيجه‌ي طبيعي آن هراس جامعه‌ي متدين از ارتباط مستقيم با قرآن و استفاده از معارف آن خواهد بود. بالعكس اگر مفهوم واقعي «للناس بودن» قرآن را به جامعه منتقل كنيم، اقبال مردم نسبت به قرآن و استفاده از آن زياد خواهد بود.

به‌نظر من در يك كار پژوهشي جدي بايد تمام گزاره‌هايي كه توسط نهادهاي مختلف تبليغ ديني و ساير نهادهاي اجتماعي در رابطه با قرآن به افراد عرضه مي‌شود، شناسايي و اعتبارسنجي شود. ممكن است كه در درون خانواده‌ها مطالبي در مورد قرآن به بچه‌ها منتقل شود كه در آينده مانع ارتباط آن‌ها با قرآن شود. مثل همين مي‌تواند در هيئات مذهبي، كارشناسان صدا و سيما، مطبوعات و حتي محتواي فيلم‌ها مطالبي به مردم منتقل شود كه مانع يا عامل ارتباط با قرآن باشد.

پس از اجراي پژوهش و استخراج گزاره‌هاي واقعي و مؤثر بايد براي انتقال اين مفاهيم به جامعه، كار علمي كرد تا بتوان از ابزارهاي مختلف رسانه‌اي براي اين كار استفاده كرد و اين كار خيلي مهمي است.

راجع به چگونگي شناسايي نيروهاي مخلصي كه براي اجراي بخش‌هاي مختلف طرح نهضت قرآن‌آموزي مناسب باشند، صحبت بفرماييد.

همان‌طور كه عرض كردم، ارتباط نزديك با بخش مردمي راهكار طبيعي آن است. افراد و عناصر مخلصي هم كه در بخش دولتي بوده و داراي خصوصيات لازم هستند معمولاً با بخش مردمي ارتباط نزديك دارند يعني ارتباط نزديك با بخش‌هاي مردمي عملاً منجر به ارتباط با اين افراد در بخش دولتي نيز مي‌شود. اين در حالي است كه اگر بخواهد ارتباط رسمي عادي با بخش دولتي برقرار شود، طول مي‌كشد تا شناسايي كاملي از افراد ايجاد شود.

در جامعه‌ي ما ظرفيت‌هاي زيادي وجود دارد كه مي‌تواند در خدمت نهضت قرآن‌آموزي باشد كه مهم‌ترين آن آدم‌هاي باانگيزه و بااخلاصي هستند كه حتي ممكن است آشنايي با آموزش قرآن نداشته باشند اما ظرفيت‌هايي دارند كه مي‌تواند در خدمت اين كار قرار بگيرد.

براي شناسايي اين افراد بايد فكر جدي‌اي كرد. شايد تشكيل يك تيم خاص عملياتي – كه كار آن‌ها تحقيق، شناسايي و معرفي اين افراد در بخش‌هاي مختلف باشد – لازم است. الآن در بين اساتيد و دانشجويان دانشگاه‌ها و ساير اقشار جامعه افراد زيادي هستند كه حاضرند براي كمك به كارهاي ديني به‌خصوص قرآني وقت بگذارند.

گسترش نهضت در بدنه‌ي مردمي و غيردولتي عامل انگيزشي جدي براي جذب اين افراد خواهد بود. چرا كه اگر تصور دولتي از نهضت قرآن‌آموزي و فعاليت‌هاي آن وجود داشته باشد، ممكن است كه بخش قابل‌توجهي از اين نوع افراد تمايلي به نزديك شدن به اين كار از خود نشان ندهند. اما بخش غيردولتي – كه به‌صورت غيرانتفاعي كار مي‌كنند – زمينه‌ي بيش‌تري براي جذب اين گونه افراد خواهد داشت.

شما وقتي از طرف سازمان تبليغات اسلامي سراغ يك نفر متخصص مي‌رويد، وي مي‌گويد كه سازمان تبليغات اسلامي بودجه و امكانات دارد. قاعدتاً و به‌طور طبيعي نگاه او بر اين است كه حق‌الزحمه‌اي مي‌خواهد. كم‌تر پيش مي‌آيد كه كسي براي يك دستگاه دولتي - كه بودجه و امكانات مشخصي دارد - كار بكند و به‌صورت مجاني كاري را انجام دهد. اما بخش مردمي – كه عمده عناصر آن به‌صورت افتخاري كار مي‌كنند – ظرفيت آن را دارد كه از اين افراد نيز به‌صورت افتخاري استفاده بكند.

با توجه به صبغه‌ ارتباط دبيرخانه‌ي نهضت قرآن‌آموزي با تشكل‌هاي مردمي و غيردولتي، به‌نظرتان آيا مي‌شود اين ارتباط قوي باشد؟

خيلي زمينه براي ارتباط قوي وجود دارد. ارتباط تشكل‌هاي مردمي با سازمان دارالقرآن خيلي مي‌تواند نزديك و عميق باشد. براي اين كار هم مي‌تواند دلايل متعددي وجود داشته باشد:

- يكي آن كه برداشت من آن است كه هر دو مجموعه خالصانه به‌دنبال ترويج قرآن در جامعه هستند؛

- از سويي ديگر نيروهاي انساني دبيرخانه‌ي نهضت قرآن‌آموزي خودشان محصول يا عناصر مؤثر بخش‌هاي مردمي بوده‌اند. به‌همين جهت ارتباط عاطفي عميقي بين اين افراد وجود دارد.

هرچه به هم نزديك شوند و با هم بيش‌تر كار كنند، اين ارتباط عميق‌تر خواهد شد. مطمئن هستم كه بين جناب آقاي خواجوي رئيس سازمان دارالقرآن كريم و جناب آقاي وظيفه‌ شعاع مديرعامل اتحاديه‌ي تشكل‌هاي قرآني مردمي – علاوه بر ارتباط موضوع كاري – تعلق عاطفي شديد و احترام فراوان متقابل وجود دارد و اين سرمايه‌ي بسيار بزرگي است.

فرموديد كه كارهاي علمي نبايد فداي سرعت و اجراي طرح شود. به‌نظر شما چه تحقيقاتي بايد در راستاي اجراي طرح نهضت قرآن‌آموزي اجرا شود؟

به‌نظر من اولين كاري كه بايد براي نهضت قرآن‌آموزي انجام شود آن است كه يك بازنگري در مفاهيم اصلي مربوط به دوره‌هاي تربيت معلم قرآن انجام شود و ضروري است كه يك برنامه‌ي‌ درسي عالمانه با اهداف جامع براي دوره‌هاي تربيت معلم قرآن تنظيم شود.

نكته‌ي دوم كار علمي در خصوص روش‌هاي آموزش قرآن براي مخاطبان مختلف است؛ براي مثال، پيشينه‌هاي آموزشي آموزش قرآن در قشر دانشجو شايد مانع جدي براي آموزش مجدد در قالب آموزش‌هاي مصطلح روخواني و روان‌خواني باشد. به‌همين جهت شايد نياز باشد كه روخواني و روان‌خواني دانشجويان از راه مفاهيم و يا زيباخواني قرآن آموزش داده شود.

به‌نظر من اين ضعف فعلاً در سازمان دارالقرآن كريم وجود دارد كه تنها يك روش و تنها يك قالب تربيت معلم ارائه مي‌شود و اگر قرار باشد كه در تمام گستره‌ي نهضت و براي همه‌ي مخاطبان به‌همين شيوه عمل شود، نتيجه رضايت‌بخش نخواهد بود.

اين را هم بايد اضافه كنم كه به‌نظر من برنامه‌ي موجود تربيت معلم و جزوات آموزشي سازمان تبليغات اسلامي اشكالات كارشناسي متعددي دارد كه در صورت لزوم به عزيزان دارالقرآن ارائه مي‌شود.

در پايان اگر مطلب ديگري درباره‌ي طرح جامع نهضت قرآن‌آموزي داريد، بفرماييد.

ان‌شاء‌الله به‌زودي پيش‌نويس طرح جامع نهضت قرآن‌آموزي به‌تصويب برسد و عملياتي شدن آن شروع شود. با توجه به آشنايي كه به زواياي طرح جامع نهضت قرآن‌آموزي دارم، اين نكته را عرض كنم كه اجراي اين طرح و برنامه‌هاي داخل آن در درجه‌ي اول نياز به تشكيل گروه‌هاي فكري براي تدوين دقيق برنامه‌ها دارد. لازمه‌ي اين كار هم آن است كه دوستان سازمان تبليغات اسلامي تمام افرادي را كه در بخش‌هاي مختلف كشور صاحب‌نظر در حوزه‌ي آموزش عمومي قرآن هستند به‌نحو مطلوبي در كميسيون‌هاي تخصصي علمي سازمان‌دهي كند و از درون اين كميسيون‌ها، نيازهاي علمي برنامه‌هاي نهضت را تأمين كنند: بخشي از اين نيازها با بحث‌هاي كارشناسي بدست مي‌آيد و بخش ديگري هم با تدوين طرح‌هاي تحقيقي كه مي‌تواند توسط اعضاي كميسيون‌ها و يا مراكز علمي كشور انجام شود.

نكته‌ي ويژه‌اي را هم بايد عرض كنم كه براي اين كه اين نهضت جدي پيش برود، بايد بدنه‌ي ستادي سازمان تبليغات اسلامي با همان نگاه استراتژيك به موضوع نگاه كند. يعني با اين تصور كه اگر نهضت قرآن‌آموزي موفق شود، ساير فعاليت‌هاي ديني سازمان تبليغات اسلامي چند گام اساسي به جلو خواهد رفت.

اگر خداي ناخواسته نهضت قرآن‌آموزي يك برنامه‌ي معمولي از برنامه‌هاي فرهنگي، آموزشي سازمان تبليغات اسلامي محسوب شود، در عمل توفيق چنداني نخواهد داشت. اين مي‌تواند ضربه‌ي اساسي هم به ساير فعاليت‌هاي سازمان تبليغات اسلامي و هم به جريان آموزش قرآن در كشور بزند. چرا كه حركتي را با يك عنوان بزرگ يعني «نهضت» آغاز كرديم اما در واقع باطن اين كار يك برنامه‌ي ساده‌ي معمولي بوده است. اين مي‌تواند مصداق خيلي واضحي از عدم مطابقت قول و عمل محسوب شود و آثار منفي جدي‌اي به‌دنبال داشته باشد.

از اين که وقت خود را در اختيار «مؤسسه‌ فرهنگي تسنيم نور» سازمان تبليغات اسلامي گذاشتيد و به سؤال‌هاي ما پاسخ فرموديد، تشکر و قدرداني مي‌شود.

 

 

دوشنبه 22 خرداد 1385 - 11:55


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری