شنبه 31 فروردين 1398 - 11:19
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

حجت الاسلام دكتر داود كميجاني
استاد دانشگاه و پژوهشگر اديان

 

كاربردي‌بودن شريعت قرآن نسبت به شريعت كتب مقدس

 

- شريعت كاربردي
- ارزيابي شريعت اوستا
- ارزيابي شريعت عهد قديم
- ارزيابي شريعت عهد جديد
- ويژگي شريعت قرآن
- كاربردي بودن شريعت قرآن

هر مكتبي تركيبي از دو دسته تعاليم است. يك دسته، مجموعه‌اي از آموزه‌هاي هستي‌شناسانه كه جهان‌بيني آن مكتب را ترسيم مي‌كنند و ديگري مجموعه‌اي از تعاليم اخلاقي كه شريعت آن مكتب را تشكيل مي‌دهند. اين تركيب جهان‌بيني و ايدئولوژي(شريعت) در هر مكتبي مجموعاً مدعي ارائه مشي صحيحي براي زندگي انسان‌ها به سوي سعادت مي‌باشد.

در كل، يكي از معيارهاي تعيين‌كننده حيات فرهنگي كتب مقدس در بين پيروان خويش و ميزان تاثيرگذاري آن در زندگي آنان، ميزان كاربردي‌بودن شريعت آنها مي‌باشد. يعني بايد ديد، آن شيوه زندگي كه شريعت هريك از كتب مقدس ارائه مي‌دهند در اين برهه از زمان، براي پيروان‌شان قابل استفاده مي‌باشد يا خير؟

در اين مقال تلاش مي‌شود تا با بررسي چهار كتاب مقدس «اوستا»، «عهد قديم»، «عهد جديد» و «قرآن» كه مورد وثوق خيل كثيري از انسان‌هاي جهان امروز مي‌باشد در ديدي تطبيقي ميزان كاربردي‌بودن شريعت ارائه شده در هريك از آنها را نقدي بزنيم.

ميزان كاربردي بودن شريعت اوستا

در نسك‌هاي مختلف اوستا، نوعي دستورالعمل‌هاي عبادي كه ارتباط انسان با اهورامزدا و موجودات مينوي را مشخص مي‌نمايد، بيان شده است. در اين بين توصيه‌هايي مكرر نيز در خصوص نحوه جهت‌گيري مثبت در زندگي و نزديكي به اَشَه(نيكي) و دوري از دروج(پليدي) و اهريمن‌صفتي، ارائه شده است.

اصلي‌ترين مجموعه قوانين ديني(شريعت) زرتشتي در نسك «ونديداد» بيان شده است. اين شريعت به صورت سلسله سؤال و جواب‌هاي متعدد شرعي نقل شده كه بين زرتشت و اهورامزدا صورت گرفته است. مجموعه اين احكام بيانگر سيستم اخلاقي فردي و اجتماعي است كه آيين زرتشتي براي انسان ترسيم نموده است. اين شريعت و ايدئولوژي طبعاً متناسب با قشربندي اجتماعي و نظام طبقاتي جامعه زرتشتي مي‌باشد كه سزاوار تأمل است.

بر اساس آنچه از اوستا برمي‌آيد، جامعه آرماني زرتشت داراي سه طبقه است:

اولاً جامعه ايراني در دوران زرتشت و پيش از آن به سه گروه تقسيم مي‌شده است. در سروده‌هاي زرتشت(گاهان) اسامي اين سه طبقه اين‌گونه بيان شده است.

1- «نرها» nar كه مراد از آن «مردان جنگنده» يا سپاهي بود.
2- «زوتر» zaotarبه معناي «روحاني» يعني كسي كه مأمور اجراي مراسم نذر و قرباني بوده‌اند (و يا كسي كه مأمور تضرع و التماس بوده است.)
3- «واستر» vastr به معناي «گله‌بان» كه مأمور رسيدگي به گله و حشم در چراگاه است.

البته اين طبقه‌بندي اجتماعي، وجه مشترك جوامع هندو- ايراني در حدود هزاره دوم قبل از ميلاد بوده است. (مري‌بويس، 1367، ج1، ص20و21)

بعدها در اوستاي نو اسامي اين سه طبقه جامعه آرماني زرتشتي تغيير مي‌كند و به اسامي جديدي ناميده مي‌گردند.

1- سپاهي را «رتشتار» rathaestar به معني «ارابه‌ران» مي‌خواندند. نامي كه بايستي پس از آشنا‌شدن ايرانيان با ارابه جنگي وضع شده باشد و ديگر «باسار» basar به معني «سواركار»، اصطلاحي است كه در متون نو اوستايي، ديده مي‌شود. البته اسب سواري احتمالاً بسيار بعد، شايد در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد رواج يافته است.

2- روحانيان را به جاي «زوتر» به واژه كلي «آتروان» athrvan يا آتوروان athurvan (در سانسكريت اتروان) ناميدند كه ريشه اصلي آن چندان معلوم نيست.

3- چوپان‌ها به نام «واستريوفشويانت» vastryo fusyant به معني «پرواربند» و گاهي «خواشار» khvasar به معني «چرادهنده خوب» خوانده شده‌اند. (مري‌بويس، 1367، ج1، ص20و21)

از اين طبقه‌بندي مشخص مي‌گردد كه جامعه آرماني زرتشتي، حتي سال‌ها پس از روزگار زرتشت نيز، همچنان داراي ساختار كشاورزي- دامداري بوده است و طبعاً احكامي كه در شريعت زرتشتي تبيين شده متناسب با نيازهاي اقوام كشاورز و دامدار بوده است. اين امر در احكام بيان شده در نسك ونديداد كاملاً مشهود است. مثلاً در بخش (فرگرد) سوم بيان مي‌شود كه بهترين امكنه جايي است كه مرد مقدس، هيزم مقدس در دست داشته و آتش، آب، گاو، گوسفند، زن و فرزند و اهل بسيار و علف بسيار، سگ فراوان، چارپايان، چراگاه و اسباب زندگي زياد و زمين پر آب داشته باشد. (اوستا، ونديداد، فرگرد3)

يا مثلاً در فردگرد 11 مطالبي در مورد آتش، آب، درخت، مرد پركار، زن زرتشتي، آفتاب و ساير مخلوقات خوب و خواندن دعاي تطهير بيان گرديده است كه همگي از مؤلفه‌هاي جوامع كشاورز و دامپرور مي‌باشد. اين امر در 90% احكام بيان شده در ونديداد صادق است.

علاوه بر اين برخي از اين احكام، امروزه حتي در نظر جوامع كشاورز و دامدار نيز قابل قبول و پذيرش نيست. مانند احكامي كه در فرگرد هفتم همين نسك بيان شده است. در اين فرگرد حكم شده كه «ادرار گاو نر از مطهرات است و كثافات مرده مانند بول و مني و ساير اشيا را پاك مي‌كند. كسي كه مرده حيواني را نزديك آتش ببرد براي هميشه نجس مي‌باشد. و...»

با اين بيان مشهود است كه اين سيستم اخلاقي و احكام اجرايي در بسياري از جوامع انساني كنوني قابل اعتماد و اجرا نيست و اگر هم برخي از احكام آن امكان بهره‌مندي داشته باشد تنها در جوامع كشاورزي- دامداري مي‌توان از آنها استفاده نمود و در جامعه‌هايي مانند جامعه شهرنشيني، زمينه‌اي براي اجراي آنها وجود ندارد.
ميزان كاربردي‌بودن شريعت عهد قديم
عهد قديم مانند كتب مقدس ديگر اديان، داراي شريعت و سيستم اخلاقي- اجتماعي خاصي مي‌باشد. بيش‌تر اين شريعت در سفرهاي تورات مخصوصاً در قسمت‌هايي از سفر خروج، سفر لاويان، سفر اعداد و سفر تثنيه بيان شده است و ديگر كتب مقدس بيش‌تر جنبه تاريخي دارند. اما اين شريعت داراي چند ويژگي ساختاري است.

اولاً: در تورات بارها ذكر شده كه بني‌اسرائيل تنها قوم برگزيده خداوند مي‌باشد، و يهوه خداي مخصوص آنهاست. تعاليمي نيز كه تورات براي آنها آورده تنها مختص آنان مي‌باشد. يعني از آنجا كه دين يهودي ديني انحصاري براي قوم بني‌اسرائيل مي‌باشد و غيرجهان‌شمول است شريعت آنها نيز تنها مخصوص قوم بني‌اسرائيل مي‌باشد و بس.

ثانياً: شريعت تورات بيش‌تر بر آيين عبادي يعني چگونگي ارتباط بني‌اسرائيل با يهوه و ترسيم چگونگي آن پرداخته است و به مسائل مبتلابه امروزي انسان، مانند اقتصاد، حقوق مدني، مسائل اجتماعي و... توجه چنداني ننموده است.

ثالثاً: قسمت‌هايي از شريعت عهد قديم كه به امور اجتماعي و حتي اخلاق فردي مي‌پردازد، عمدتاً كلي بيان شده است و مانند اوستا به جزئيات توجهي نكرده است. البته در كتاب‌هاي ديگري از عهد قديم مانند كتاب امثال نصايح حكيمانه‌اي بيان شده است كه مي‌توان آن را حركتي در جهت ارائه يك سيستم اخلاقي براي انسان دانست.

با اين بيان، مشهود است كه با توجه به انحصاري بودن اين شريعت به قوم بني‌اسرائيل و نژادي بودن دين يهودي، كاربردي بودن شريعت آن براي ديگر انسان‌ها منتفي مي‌باشد. يا بهتر بگوييم از آنها مقبول نخواهد بود و غير يهود اجازه ندارند كه يهودي زندگي كنند.

علاوه بر اين گستردگي زندگي انسان و رشد عرصه كاركرد او نيازهايي بسيار وسيع‌تر از اين مقدار شريعت را مي‌طلبد. هم اكنون يهوديان با استعانت به كتاب تلموذ به برخي احكام اخلاقي و ديني خود آگاه مي‌شوند. اما نقصان انحصار همچنان وجود دارد.

ميزان كاربردي‌بودن شريعت عهد جديد

شريعت در عهد جديد امري نامفهوم است. بايد توجه داشت كه مسيحيت از بطن يهوديت پديد آمد و مادر عيسي ناصر(مسيح) مريم صديقه و معلمانش ذكريا و يوسف همه از يهوديان مومن و بسيار مقيد بوده‌اند. حتي مسيح در انجيل صريحاً اعلام مي‌دارد: گمان مبريد كه آمده‌ام تا تورات موسي و نوشته‌هاي ساير انبياء (بني‌اسرائيل) را منسوخ كنم، من آمده‌ام تا آنها را تكميل نمايم و به انجام رسانم. (انجيل متي، 5 :‌17)

بنابراين شريعت عيسوي را بايد ادامه شريعت موسوي دانست. اما اين در صورتي است كه شريعتي در انجيل بيان شده باشد. اما در اناجيل، شريعت و احكام ديني مشخصي بيان نشده است حتي در متن آن احكامي در خصوص چگونگي عبادت خداوند وجود ندارد. البته در نامه رسولان و تنها در لابه‌لاي نامه‌هاي پولس يك يا دو حكم مانند‌ديني بيان شده است.

(پولس (سن‌پل) در اولين نامه خود به مسيحيان قرنتس به بيان برخي مسائل شرعي مي‌پردازد: منع مراجعه به دادگاه غيرمسيحي، مسائل ازدواج و زناشويي در بين مسيحيان، همچنين بيان امور مربوط به بيوه‌ها و مجردها (باب‌هاي 6-8)، ترتيب مراسم عبادت (باب14: 39-26)،‌ مسائل اعتقادي مانند مرگ و قيامت (باب) و از همه جالب‌تر بيان حكم «حجاب» است كه به زنان مسيحي تأكيد مي‌كند كه بايد در مقابل ديگران روسري به سر داشته باشند و اگر نه بايد موهاي خود را از ته بتراشند. (باب 11: 7-5))

البته چندان معلوم نيست كه استناد اين احكام چيست؟ يعني جناب پولس اين احكام را از كجا و به چه استنادي بيان نموده است. چون مسلماً اين احكام از كلام مسيح يا احياناً‌ كلام خداي پدر(اب) صادر نشده است. و اگر به استناد كلام مسيح كه اذعان نمود تعاليم او ناسخ آيين يهود نيست و احكام يهود همچنان شريعت و حرمت دارند، باز مشكل انحصار‌طلبي و اختصاص احكام ديني به فرهنگ و هويت يك ملت خاص پديد مي‌آيد، كه قابليت كاربردي‌بودن شريعت مسيحي را به صورت جدي زير سؤال مي‌برد.

علاوه بر اين هرچند مسيحيان از قرن چهارم، يعني در سال 382 ميلادي در شوراي روم به صورت رسمي شريعت موسوي را پذيرفتند و آن را شريعت دين خود قلمداد نمودند. اما از همان ابتدا در عمل به صورت گزينشي و متفاوت با آنها رفتار نموده‌اند. مانند روز عبادت و استراحت كه از شنبه به يكشنبه منتقل شد و يا احكام قرباني‌ها و اجراي اعيادي مانند عيد پسه و نمازهاي يوميه و برخي احكام ديگر. به هر حال اين شريعتي هم كه الآن مورد استفاده مسيحيان مي‌باشد برآمده از بايد و نبايدهاي انجيل و يا به طور كلي عهد جديد نيست.

با اين بيان مشهود است كه شريعتي كه در انجيل بيان نشده است سنديتي ندارد و حتي كلام مختصر شريعت‌گونه‌اي كه در نامه رسولان بيان شده، آن هم از زبان مبلغين مسيحي كه حتي مسيح را نديده بودند چندان قابل توجه نمي‌باشد و اگر هم شريعت هم جديد را به شريعت عهد قديم احاله دهيم، مشكل انحصاري بودن شريعت همچنان باقي است. (بر اساس اعتراف‌هاي خود پولس در بخش اعمال رسولان مسيح (بخش دوم عهد جديد) او نه تنها مسيح را نديده بود بلكه در ابتدا يكي از دشمنان سرسخت ميسح نيز بوده است. (اعمال رسولان، باب9))

ميزان كاربردي‌بودن شريعت قرآن

اما شريعت قرآن از ويژگي خاصي برخوردار است. زيرا آيات قرآن در طول23 سال نازل گرديد، و اين نزول تدريجي و به مرور صورت گرفت. مكانيزم اين نزول تدريجي، بدين گونه بود كه هرگاه براي پيامبر صلي‌‌الله عليه‌وآله يا مسلمين در تقابل‌شان با كفار يا تعامل‌شان باهم حادثه‌اي فردي يا اجتماعي پديد مي‌آمد، آياتي از قرآن بر پيامبر صلي‌‌الله عليه‌وآله نازل مي‌شد و ايشان با ابلاغ آن به مسلمين، رهنمودهايي الهي را براي اصلاح امور و يا عكس العمل‌هاي صحيح عرضه مي‌نمود. لذا:

اولاً موضوع و مفهوم آيات نازله، متناسب با موارد نزول وحي بوده است. بدين معنا كه هم‌ساز با حادثه يا اتفاق خاص اجتماعي، اقتصادي، نظامي و يا سياسي كه بر جامعه اسلامي نوپاي آن زمان حادث مي‌شده يك يا چند آيه كه مباني و قوانين شريعت اسلامي در آن مورد را بيان نموده‌اند نازل مي‌گرديد. بدين صورت در كنار نزول تدريجي آيات سلسله اين حوادث و وقايعي كه بعدها در زبان اهل تفسير قرآن آنها را شأن نزول آيات ناميدند مطرح گرديد. (حجتي، تاريخ قرآن، ص46)

اين ويژگي منحصر‌به‌فرد قرآن و وجود اين تناسب و همسازي مفهومي آيات با حوادث مبتلابه زندگي اجتماعي انسان، شريعت آن را در زندگي روزمره بسيار كارآمد و رهگشا نموده است، چنانكه مسلمان مي‌تواند در هر موردي از زندگي و در هر واقعه پيش‌آمده و در هر مورد تصميم‌گيري با رجوع به شريعت قرآن، آياتي متناسب و هم‌موضوع را يافته، راه صحيح از خود بروز دهند. (صبحي صالح، علوم قرآن، ص80-88)

ثانيا: وسعت نگرش و تنوع موضوعي آيات قرآن آن چنان گسترده است كه تمامي شئونات زندگي انسان را در برمي‌گيرد. از احكام ازدواج (نكاح)، ارث، حجاب گرفته تا احكام قصاص، عهد و معاملات و احكام روزه، حج، زكات و 000 تماماً در قرآن وجود دارد. مخصوصاً كه اين تعاليم جهان‌شمول و هدايت‌گر تمامي انسان‌هاي جهان مي‌باشد. (البته بايد توجه داشت كه اساس شريعت و احكام موضوعات ياد شده در قرآن بيان شده است و صورت احكام و شرايط ضمني و مشتقات احتمالي آنها توسط پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله كه خود پس از خداوند شارع مقدس (قانونگذار الهي) در اسلام قلمداد مي‌شود بيان شده است.)

تمام موضوعات متنوع و علمي دقيقي كه در لابه‌لاي آيات قرآن مطرح شده در همين راستا بيان گرديده است. مباحثي در خصوص تاريخ، نجوم، زيست‌شناسي، كشاورزي، جامعه‌شناسي، روانشناسي و تماماً در حول محور هدايت انسان به كمال وجوديش و سراي سعادت اخروي او طرح گرديده است.

تمام مثال‌هاي قرآني (بقره: 26) و تمام داستان‌هاي تاريخي (بيش از 70داستان) و تمام حقايق ماوراءالطبيعي كه در آيات قرآن بيان شده است. همگي در جهت هدايت انسان نازل گرديده است. اين امر يكي از وجوه امتياز و ملاك‌هاي مهم ماهيت‌شناسي قرآن مي‌باشد. كتابي كه خداوند مهربان و كريم آن را از ماوراء اين دنياي مادي و از پشت پرده هستي براي دستگيري و راه‌يابي انسان فرستاده تا با استعانت از آن، نور هدايت را به‌دست آورد و به سعادت برسد.

قرآن تجلي هدايت بالغه الهي است. هر‌ آنچه كه براي هدايت انسان لازم است در خود دارد. (نحل: 89) شيوه و وجه هدايت‌گري در نهايت استواري است.

همانا اين قرآن به صورت استواري هدايت مي‌كند و بشارت باد بر مومنين. (اسراء: 9)

نتيجه

بررسي ميزان كاربردي بودن تعاليم كتب مقدس در زندگي روزمره آدمي، در ارزيابي ميزان ارزش حضور و تاثيرگذاري آنها بر جوامع امروز، امري مهم و قابل تأمل است. در اين ارزيابي براي قرآن هم‌ترازي نديديم قرآني كه وسعت نگرش و تنوع موضوعي آياتش آنچنان گسترده است كه تمام شئونات زندگي انسان را در بر مي‌گيرد. مخصوصاً كه اين تعاليم جهان‌شمول و هدايتگر تمامي انسان‌هاي جهان مي‌باشد.

با اين وصف به جرأت مي‌توان كه شريعت قرآن، كامل‌ترين شريعت‌ ديني دنياست و احكام آن براي هر انساني ترسيم‌كننده زندگي كمال‌گرا و سعادتمند مي‌باشد؛ زندگي‌اي كه رهگشاي سعادتمندي ثابت اخروي تا روز قيامت است.

كتاب‌شناسي مآخذ:

1- دوستخواه، جليل، ترجمه اوستا، تهران، انتشارات مرواريد، 1377ش
2- بهار، مهرداد، اديان آسيايي،‌تهران،‌نشر چشمه، 1357ش
3- (كشيش) خاچيكي، سارو، ترجمه عهد عتيق، ((the living bible تهران، انتشارات عهد جديد، سال 1375ش
4- بوكاي، موريس، مقايسه‌اي ميان تورات، انجيل، قرآن و علم، ترجمه ذبيح‌الله دبير، تهران، نشر فرهنگ اسلامي، سال 1374ش
5- حجتي، سيد محمد باقر،‌ پژوهشي در تاريخ قرآن، تهران، نشر فرهنگ اسلامي، سال 1360ش
6- كميجاني، داود، گزارشي توصيفي از كتب مقدس، تهران، سازمان چاپ و نشر ارشاد، سال 1384
7- هوشمندي، ليلا، مقاله راهنماي كتاب‌شناختي، مسيحيت و تاريخ آن (2)، تهران، مجله كتاب ماه دين، شماره 68و69، خرداد و تير 1372ش، ص89و93
8- وير، رابرت (ويراستار كلي)، جهان مذهبي(‌اديان در جوامع امروز)، ترجمه عبدالرحيم گواهي، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي، سال 1374ش

 

 

چهارشنبه 20 ارديبهشت 1385 - 11:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری