يكشنبه 26 آبان 1398 - 5:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عبدالهادي

 

نگارنده قرآن بر روي ريزترين اجسام با چشم غيرمسلح: مي توانم روي نقطه‌‌‌اي كه با مداد بركاغذ گذاشته ‌شده، يك آيه قرآن بنويسم

 

 

اشاره: به بهانه برگزاري نمايشگاهي در ساختمان مركزي سازمان تبليغات اسلامي با عنوان نگارش آيات قرآن و اسماء متبركه بر روي ريزترين اجسام و همچنين نگارش نفيس‌ترين قرآن دنيا با استفاده از طلا و برليان توسط رائين خانزاده هنرمند تواناي كشورمان، خبرنگار اداره روابط عمومي در حاشيه نمايشگاه با اين هنرمند، همسرش و همچنين فدوي، سرمايه‌گذار اين قرآن نفيس گفت‌وگويي انجام داده است كه در پي مي‌خوانيد:

گفت‌وگو: محمد عبدالهادي

آيا اين ويژگي به مهارت شخصي شما مربوط مي‌شود و يا اينكه يك موهبت خدادادي است؟

خانزاده: اين كار به سه ويژگي احتياج دارد: 1- بينايي فوق‌العاده 2- اعصاب، كه نبايد دست بلرزد 3- علاقه به قرآن.

تلاش شما براي اينكه به اين مهارت دست پيدا كنيد چقدر بود؟

خانزاده: من روز اول به هيچ وجه تلاش نكردم به اين امر دست پيدا كنم اما شد، من هم تلاش كردم كه ديگر از دستم نرود.

چطور و چگونه به اين ويژگي خود پي برديد؟

خانزاده: در دوران سربازي يك نامه به من داده شد كه به قسمت دارالقران ببرم. هنگامي كه در حال تحويل نامه بودم مسئول آنجا گفت: يك فرد هندي با قلم مخصوص ميكروسكوپي، آيه‌‌الكرسي را بر روي يك دانه برنج نوشته است. در آن وقت من اصلاً متوجه نشدم كه او چه گفت. فقط از روي لجبازي به او گفتم اين كه كاري ندارد، من هم مي‌توانم اين كار را انجام دهم. وي در پاسخ گفت اگر بتواني اين كار را كه غيرممكن هم است انجام دهي من 20 روز به تو پاداش (مرخصي) مي‌دهم. من هم كه در آن زمان خيلي به مرخصي احتياج داشتم و مي‌خواستم از زير خدمت در بروم، به خانه رفتم يك برنج برداشته و با مداد يك آيه قرآن روي آن نوشتم و فرداي آن روز هنگامي كه دانه برنج را به او نشان دادم ابتدا باور نكرد. از آنجايي هم كه فكر نمي‌كرد من بتوانم اين كار را انجام دهم فكر 20 روز مرخصي را هم نكرده بود و واقعاً اختيار اين كار را هم نداشت. اما به خاطر اينكه قسم خورده بود، اين موضوع را با فرمانده وقت سپاه در ميان گذاشت و فرمانده نيز با مشاهده چنين چيزي پيشنهاد داد در نمايشگاه قرآن سپاه يك غرفه گرفته و من در آنجا اين كار را انجام دهم و به ديد عموم بگذارم. اين كار انجام شد و غرفه سپاه نيز در آن نمايشگاه رتبه نخست را كسب كرد. از آنجا بود كه پس از ملاقات با مقامات كشور و همچنين ديدار با مقام معظم رهبري، به خارج از كشور فرستاده شدم و نمايشگاه‌هاي مختلفي در خارج از كشور برگزار كردم و از آن پس طول دوران خدمتم را در خارج از كشور به سر بردم.

قبل از اينكه اين اتفاق در دوران خدمت براي شما بيفتد، از مهارت خود اطلاع داشتيد؟

خانزاده: چرا، مثلاً در دوران تحصيل و مدرسه هميشه در امتحانات، برگه بغل دستي خودم را مانند اينكه ذره‌بيني به چشمم زده‌ام مي‌توانستم به خوبي ببينم. اما فكر مي‌كردم كه همه همين‌طور مي‌توانند برگه بغل دستي خودشان را خوب ببينند. اما بعد از آن ماجرا متوجه شدم كه اين ديدن با بقيه ديدن‌ها فرق مي‌كند.

شما ظاهراً با هر نوع قلم مي‌نويسيد.

خانزاده: بله. من با هر شئ نوك تيز و يا در كل با هر چيز كه بشود با آن نوشت مي‌توانم بنويسم. مثلاً يك تكه گچ را در نظر بگيريد، اگر با لبه تيز آن بنويسيد خططان كوچك‌تر مي‌شود. من هم به همين ترتيب عمل مي‌كنم. با لبه تيز مداد مي‌نويسم و چون خوب مي‌بينم مي‌توانم بسيار ريز بنويسم، اما شما چون درست نمي‌بينيد نوك مداد را فشار مي‌دهيد و بزرگ مي‌نويسيد تا ديده شود.

آيا غير از شما كس ديگري هم، چه در ايران و چه در خارج از كشور هست كه بتواند اين كار را انجام دهد؟

خانزاده: بله، يك نفر در هند اين كار را انجام مي‌دهد اما نه با چشم غيرمسلح. در ايران هم از آن موقع كه من شروع كردم چندين نفر اقدام به اين كار كردند اما آنها فقط مي‌توانند كلمه «الله» و يا عبارت «بسم الله الرحمن الرحيم» را روي دانه برنج بنويسند. اما من 9 سوره قرآن همراه با آيه‌الكرسي را با چشم غيرمسلح كه جمعاً ‌ 480 كلمه مي‌شود روي يك دانه برنج نگارش كرده‌ام.

با توجه به اين قدرت بينايي خدادادي، آيا شما اجسام ريز و دور را هم به راحتي مي‌توانيد ببينيد؟

خانزاده: من يك مدت عضو تيم ملي تيراندازي بودم اما بعد از مدتي متوجه شدم كه اگر در زمينه‌هاي قرآني فعاليت كنم موفق‌تر خواهم بود و همچنين اين كار ثواب زيادي هم دارد. در جواب سوال شما بايد عنوان كنم من اگر روي اجسام تمركز كنم مي‌توانم آنها را بزرگ ببينم زيرا كه قدرت بينايي من سه برابر افراد عادي است. اما اين قدرت تحت كنترل خودم است زيرا اگر اين قدرت كنترل شده نبود من بايد به در و ديوار مي‌خوردم. لذا در هنگام نوشتن تمركز ‌مي‌كنم تا كلمات بزرگ شود و بتوانم راحت‌تر ببينم.

اگر روي سيارات هم تمركز كنيد مي‌توانيد آنها را درست و بزرگ ببينيد؟

خانزاده: خوب قطعاً بهتر از شما مي‌توانم ببينم، ولي نه اينكه خيلي از ديدني‌‌ها را به راحتي ببينم. مثلاً در ماه رمضان بعضي‌ها مي‌گفتند برو بالاي پشت بام و ماه را زودتر ببين! بايد عنوان كنم، من در آن حد و حدود نيستم. فقط 3 برابر افراد عادي مي‌توانم ببينم.

نگارش اين آيات بر روي اجسام ريز چقدر زمان مي‌برد؟

خانزاده: چون حجم كارم كمتر است از نوشتن افراد عادي هم زودتر اين كار را انجام مي دهم. حتي اگر شما يك نقطه ريز بر روي يك كاغذ با مداد بگذاريد من مي توانم داخل آن نقطه يك سوره قرآن در كمترين زمان بنويسم.

در مورد نفيس‌ترين قرآن كه بر روي طلا به نگارش درآمده توضيح دهيد؟

خانزاده: از مدت‌ها برنامه‌ريزي كرده بودم كه بتوانم يك قرآن نفيس و ارزشمند بنويسم. انگيزه‌ام در اين كار اولاً جذابيت قرآن بود. دوماً دوست داشتم اين ركورد را به ثبت برسانم. سومين انگيز‌ه‌ام هم اين بود كه خداوند در قرآن كريم آورده است: «ما در روز قيامت روي ذرات ريز نشانه‌هاي قدرت خداوند را به نظاره مي‌گذاريم.» بنابراين من كه بنده او هستم و مي‌توانم بر روي دانه شكر بنويسم پس حتماً معجزات بهتر از اين مشاهده خواهيم كرد. و همچنين مسئله ديگر اين كه خواندن هر سوره در ماه مبارك رمضان برابر است با ختم قرآن و در روزهاي ديگر بسيار ثواب دارد. لذا من كه بسم الله الرحمن الرحيم را بر روي تار مو نوشته‌ام. كسي كه مي‌خواهد اين كار من را چك كند، بايد آن را بخواند و هنگامي كه آن را خواند يك آيه از قرآن را خوانده است. بنابراين من باعث ثواب شده‌ام.

برمي‌گردم به نگارش در مورد قرآن نفيس. من يك روز به موزه ملي رفتم و مشاهده كردم كه لوح‌هاي ذره‌بيني بسيار ريزي وجود دارد كه فرمان داريوش را روي طلا، نقره و‌000 كنده‌كاري كرده بودند. اين موضوع يك‌دفعه به فكر من خطور كرد كه چرا من نبايد فرمان خداوند را بر روي طلا بنويسم. اما نمي‌دانستم كه چطور و با چه وسيله‌اي بايد اين كار را انجام دهم كه بالاخره تصميم را گرفتم و با كمك جناب آقاي فدوي كه يكي از جواهرسازان قديمي تهران هستند مشورت كردم. ايشان زحمت كشيدند و در ابتدا ورقي از طلا براي من ساخت و من نيز شروع كردم به نوشتن و كنده‌كاري بر روي طلا. هنگامي كه پس از يك سال كار نگارش به پايان رسيد خواستم كه براي تذهيب دور آن از اتم استفاده كنم. اما آقاي فدوي پيشنهاد كرد كه بهتر است براي ماندگاري از برليان استفاده كنم و كل هزينه‌هايش را هم خودش متقبل شد. در كل، همه حمايت‌ها اعم از تهيه و نصب برليان را خود ايشان به عهده گرفتند.

شما به غير از ايران براي برپايي نمايشگاه تا به حال به چه كشورهايي سفر كرده‌ايد؟

خانزاده: كشورهاي عربي، اروپايي و آسيايي كه جمعاً حدود 14 كشور مي‌شود.

آيا در كشورهاي مختلف، نمايشگاه‌ها توسط مراكز اسلامي و براي مسلمانان برپا مي‌شود؟

خانزاده: خير. خودم به دعوت آن كشور در هر جايي كه خواستند نمايشگاه برپا مي‌كنم و عموم مردم (مسلمان و غيرمسلمان) مي‌آيند و بازديد مي‌كنند.

استقبال در آن كشورها چگونه است؟

خانزاده: بد نيست . بعد از اينكه خبرش پخش شد به نسبت استقبال خوبي هم به دنبال دارد.

آقاي فدوي، چطور تمايل پيدا كرديد با اين هنرمند همكاري كنيد؟

فدوي: به نظر من هر انسان اگر توانش را داشته باشد تا در راه قرآن فعاليت كند بسيار ايده‌آل است و اگر بتواند در اين راه هدفي را نيز دنبال كند بسيار ارزنده خواهد بود. خداوند هم خواست اين راه جلوي من گذاشته شود و من با اين هنرمند آشنا شوم.

چطور با آقاي خانزاده آشنا شديد؟

فدوي: قاب طلاي كوچك‌ترين قرآن را كه ايشان روي كاغذ نوشته بودند و آن اثر هم اكنون در موزه حلبچه است، من درست كرده‌ام؛ اين رابطه از آنجا آغاز شد. دومين كار هم همين كار است كه آيات قرآن بر روي طلا به نگارش درآمده و دور آن نيز از برليان ساخته شده است. در اين كار نيز لياقت همكاري با وي را داشته‌ام كه اميدوارم در آينده كارهاي بهتري هم انجام دهيم.

آيا اين كارها ارزشي مادي هم پيدا مي‌كند و آيا بازگشت هزينه انجام خواهد شد؟

فدوي: قاعدتاً اين كار علاوه بر ارزش معنوي ارزش مادي زيادي دارد. اما من اصلاً تا به حال به اين مسئله فكر نكرده‌ام و حتي فكر نكرده‌ام كه چقدر هزينه براي ساخت اين اثر صرف مي‌شود. اين كار فقط بايد در موزه‌اي براي ديد عموم نمايش داده شود. من معتقد هستم اين يك كار ماندگار است و بايد در جايي نگهداري شود.

در اين زمينه براي آينده برنامه‌اي داريد؟

فدوي: هنوز تصميمي گرفته نشده است، اما قصد دارم كه با آقاي خانزاده صحبت كرده و آثار ديگري نيز به همين شكل با كمك ايشان خلق كنيم.

آيا شما براي همكاري با آقاي خانزاده ترديد هم داشتيد؟

فدوي: به هيچ وجه. براي خود من بسيار عجيب بود كه در اين كار همه چيز به خوبي و سريع انجام مي‌شد و هر كاري را كه اراده مي‌كرديم به زودي به نتيجه مي‌رسيد‌. حتي اين كار كه از نظر طلا و برليان زياد كار برده است در طول يك هفته تمام شد كه اين بسيار براي من جالب بود.

آقاي خانزاده شما خودتان چقدر اطلاعات قرآني داريد و چه اندازه به قرآن اشراف داريد؟

خانزاده: در ابتدا هنگام شروع، زياد اطلاعات نداشتم. اما بر اثر مرور زمان و برپايي نمايشگاه‌هاي متعدد و نشست و برخاست با افراد قرآني، اگر هر روز يك كلمه ياد گرفته باشم تا به حال كه چهار سال مي‌گذرد مي‌بايست هزاران كلمه ياد گرفته‌ باشم. من تا به حال در حفظ و قرائت قرآن كار نكرده‌ام اما بعضي از كلمات يا داستان‌هاي قرآن را بر اثر مرور زمان به خاطر سپرده‌ام.

شما هزينه‌هاي زندگي‌تان را چگونه فراهم مي‌كنيد؟

خانزاده: با برپايي نمايشگاه‌ها در كشورهاي مختلف، هديه‌هايي از آن كشورها دريافت كرده‌ام، البته به هيچ وجه خودم نمي‌گويم به من هديه بدهيد. در ايران هم همين طور. هنگامي كه خدمت رهبر معظم انقلاب رسيدم ايشان به من گفتند: از من چه چيزي مي‌خواهي؟ من گفتم: نمي‌خواهم. در آن موقع ايشان انگشترشان را به من هديه دادند. در خصوص نمايشگاهي كه در سازمان تبليغات اسلامي برگزار كردم انگيزه‌ خاصي داشتم. بسياري از ارگان‌ها به من پيشنهاد كردند كه مبلغ زيادي به من مي‌پردازند كه خبر اين قرآن با نام آن ارگان انتشار يابد. اما من اين كار را نكردم و به خودم گفتم كه بايد اين قرآن نفيس در جايي نمايش داده شود كه برازنده آن مكان باشد و سازمان تبليغات اسلامي را بهترين مكان براي نمايشگاه دانستم. همچنين به علت اينكه دكتر خاموشي را از قبل مي‌شناختم و هزينه طلاي قاب قرآن قبلي من را ايشان تقبل كرده بودند از خصوصيات اخلاقي وي شناخت كافي داشتم كه هيچ چشمداشتي به خود اثر ندارند. من هم به همين دلايل و نيز به دليل تقارن با ايام ولادت پيامبر اعظم صلي‌‌الله عليه‌وآله اين قرآن را در سازمان تبليغات اسلامي به نمايش گذاشتم.

تا به حال اتفاق افتاده است كه گروه‌هاي غير قرآني هم براي پيشنهاد كار به سراغ شما بيايند؟

خانزاده: بسيار زياد اتفاق افتاده است. ارگان‌هاي مختلف مانند ارتش، سپاه، وزارت اطلاعات، موزه ملي پيشنهاد كار به من داده‌اند اما من نمي‌توانم شغل دولتي داشته باشم زيرا هميشه در حال سفر و برپايي نمايشگاه هستم و تا زماني كه اين نياز را در خودم ببينم اين كار را انجام مي‌دهم.

غير از اين كار به كار ديگري هم مشغول هستيد؟

خانزاده: خير. به علت كمبود زمان مدتي از وقتم را صرف نگارش مي‌كنم. مدتي در حال كارهاي برپايي نمايشگاه هستم و مدتي نيز خود نمايشگاه را راه‌اندازي مي‌كنم. با اين تفاصيل حتي وقت استراحت هم ندارم.

آيا همسر شما از وضعيت زندگي شما راضي است؟

خانزاده: اين طور كه خودش مي‌گويد راضي است. چون من از ابتدا به ايشان گفته بودم كه من با وضعيت فعلي، ممكن است دائماً در حال سفر باشم. اما اتفاقاً خانواده وي موافق استخدام در جاي دولتي بودند كه آنها را متقاعد كردم.

ببينيد، من نمي‌دانم كه در آينده چه اتفاقي خواهد افتاد اما به خودم مي‌گويم من چون براي قرآن كار مي‌كنم قرآن هم مرا كمك مي‌كند. در اينجا ياد يك خاطره افتادم. سالروز وفات پيامبر صلي‌‌الله عليه‌وآله بود كه براي نگارش قرآن پيشنهاد كمك به شخصي كه نامش را هم نمي‌برم دادم. او در جواب به من گفت: وقتي اين قرآن تمام شد براي من چه سودي دارد؟ اگر به مغازه بقالي ببرم به من مايحتاج زندگي‌ام را مي‌دهند؟ من در جواب وي گفتم اين كار هيچ درآمدزايي ندارد فقط كار دل است. اما او گفت من به جاي اين كار مي‌روم سرمايه‌ام را در جاهاي ديگر به كار مي‌برم. من در آن موقع با گفتن حرف وي بسيار ناراحت شدم اما بعد از مدتي جناب آقاي فدوي بر سر راه من قرار گرفت و با كمك وي توانستم اين كار را انجام دهم و در سالروز ولادت پيغمبر اين كار به بهره‌برداري رسيد و همان موقع به همسرم گفتم همانطور كه در وفات پيامبر ناراحت بودم مطمئن بودم در سالروز ولادتشان با تكميل اين اثر بسيار خوشحال مي‌شوم كه اين اتفاق افتاد.

اجازه بدهيد چند جمله‌ هم از زبان همسرتان بشنويم. يك روز پرمشغله همسرتان كه صبح از خواب بيدار مي‌شود را تشريح كنيد؟

همسر خانزاده: آقاي خانزاده بسيار اكتيو و فعال است و هميشه هنگامي كه صبح از خواب بيدار مي‌شود مشغول كارهاي قرآني بوده و به دنبال بهتر‌شدن كارهايش است. هميشه اكثراً صبح‌ها در بيرون از خانه به دنبال برپايي نمايشگاه و بعدازظهرها تا شب كار نگارش قرآن بر روي اجسام ريز را انجام مي‌دهد.

آيا شما در اين كارها به همسرتان كمك مي‌كنيد؟

همسر خانزاده: بله. در هر كاري كه بتوانم خصوصاً كارهاي قرآني دوست دارم به ايشان كمك كنم و هر كاري كه از دستم برمي‌آيد براي ايشان انجام مي‌دهم. نه فقط براي آقاي خانزاده بلكه براي قرآن كار مي‌كنم.

آقاي خانزاده، آيا اين قرآن نفيس را در نمايشگاه‌هاي ديگر هم به نمايش گذاشته‌ايد؟

خانزاده: خير، اين قرآن براي نخستين بار در ساختمان مركزي سازمان تبليغات اسلامي به معرض ديد عموم گذاشته شده است. اما در آينده در موزه به نمايش گذاشته مي شود.

شما در طول اين مدت كه از چشم‌هايتان براي نوشتن كمك مي‌گيريد. آيا بينايي چشم شما تغيير كرده است؟

خانزاده: من به تازگي به چشم‌پزشكي مراجعه كردم. دكتر به من گفت در طول اين چهارسال به علت اينكه با چشم تمركز داشته‌اي بايد چشمانت بسيار ضعيف شده باشد اما اين يك معجزه است كه چشمانت از اول هم قوي‌تر و بينايي‌اش بيشتر شده است.

معني اسم‌تان را براي ما مي‌گوييد؟

خانزاده: هنگام تحصيل در مدرسه من هميشه با اين اسم مشكل داشتم و هميشه معلم هايم سركلاس‌ به من مي‌گفتند معني اسمت چيست؟ من هم روزي از مادرم پرسيدم اسمم يعني چه؟ او به من گفت معني‌اش را نمي‌دانم اما هنگام تولدت‌، حضرت مسيح عليه‌السلام را در خواب ديدم و او به من گفت كه اسم تو را «رائين» بگذارم. اين موضوع گذشت تا اينكه چند وقت پيش من براي برپايي نمايشگاهي به كويت رفته بودم كه يكي از استادان ادبيات عرب در آنجا به من گفت: مي‌داني اسمت يعني چه؟ من گفتم: خير. او در پاسخ به من گفت: معني اسمت يعني «تيزبين» و «بيننده‌تر»، كه با گفتن اين حرف من دگرگون شدم.

برنامه آينده‌تان چيست؟

خانزاده: برنامه آينده من كه در رابطه با آن صحبت‌هايي هم شده اين‌ است كه قصد دارم نمايشگاه‌هاي يك‌روزه يا دو روزه متعدد در تمام مساجد تهران برگزار كنم.

استقبال مردم از نمايشگاه‌ها‌يتان تا به حال چطور بوده است؟

خانزاده: استقبال مردم به حدي بود كه مثلاً‌ در نمايشگاه قرآن بعضي‌ها ساعت‌ها در صف مي‌ايستادند تا اين آثار را مشاهده كنند. در اينجا لازم است عنوان كنم با توجه به اينكه رهبر معظم انقلاب اسلامي امسال را سال پيامبر اعظم نام‌گذاري كرده‌اند من خوشحالم در روزهاي اول اين سال بدون كمك گرفتن از هيچ ارگاني توانستم نمايشگاه قرآني در سال پيامبر اعظم برپا كنم.

تهيه امكانات براي برپايي اين نمايشگاه‌ها را چه كسي فراهم مي‌كند؟

خانزاده: تمام امكاناتي كه من در برپايي نمايشگاه‌هايم فراهم مي‌كنم خودم خريداري كرده‌ام. از ميكروسكوپ‌ها گرفته تا حتي زنجيرهاي دور تا دور نمايشگاه. هيچ كس تا به حال مرا در اين امر ياري نكرده است. همه چيز را خودم تهيه كرده‌ام و هم اكنون يك نمايشگاه سيار شده‌ام كه حتي در خيابان هم مي‌توانم اين نمايشگاه را احداث كنم.

آيا از نظر چشم‌ پزشكي مواردي همانند شما وجود دارد؟

خانزاده: در دنيا چشم با نمره 11 هم وجود دارد و در ايران هم همين‌طور، اما چشم‌پزشكان عنوان مي‌كنند كه چشم من 16 است و در دنيا چنين موردي مشاهده نشده است.

تا به حال در مورد اين موضوعات خواب هم ديده‌ايد؟

خانزاده: به هيچ‌وجه تا به حال خواب نديده‌ام. بعضي‌ها به من مي‌گويند كه چرا خواب نمي‌بيني! اما هنگامي كه مي خواهم بخوابم به متكايم مي‌گويم خدا كند امشب يك خواب ببينم و فرداي آن روز براي مطبوعات تعريف كنم. اما تا به حال اين امر اتفاق نيافتاده است.

در ايران كسي هم هست كه كار شما را انجام دهد؟

خانزاده: در روزنامه‌اي مشاهده كردم كه نوشته بود فرد ديگري پيدا شده كه روي تار مو و دانه برنج آيات قرآن مي‌نويسد. من هم براي كنجكاوي به غرفه آن خانم در نمايشگاه قرآن رفتم و از او درباره آثارش كه در نمايشگاه موجود نداشت سوال ‌كردم. اما او جواب سربالا به من مي‌داد و گفت كه آثارش را به موزه‌هاي خارج از كشور سپرده است. در آن هنگام متوجه شدم اين فرد به مطبوعات دروغ گفته و چنين آثاري از وي وجود ندارد. بلافاصله حضور وزير ارشاد رسيدم و موضوع را به وي گفتم اما ايشان به جاي اينكه او را از نمايشگاه به دليل فريب بيرون بيندازند به من گفتند اگر ناراحت هستي از نمايشگاه برو. من نمي‌دانم رسانه‌هاي كشور ما به چه صورت و با چه منبعي خبر را چاپ مي‌كنند كه هيچ استنباطي ندارد. من هم از اين موضوع ناراحت شده و به هيچ وجه ديگر قصد شركت در نمايشگاه قرآن را كه همه ساله داير مي‌كنند، ندارم.

اگر خاطراتي در طول برپايي اين نمايشگاه‌ها برايتان اتفاق افتاده است، برايمان عنوان كنيد؟

خانزاده: موارد جالب و خنده‌دار زيادي در طول برپايي اين نمايشگاه‌ها اتفاق مي‌افتد. مثلاً كساني كه بدون توجه به اين آثار، از آنها اشكالات فتحه و كسره مي‌گيرند و يا مثلاً فردي در يك نمايشگاه به سمت ميكروسكوپ رفت و بدون اينكه توجه به آثار ميكروسكوپي داشته باشد دست خود را به زير ميكروسكوپ گذاشت و در حال مشاهده دست خود بود. در موردي ديگر در كشور بوسني يك فرد بلافاصله هنگامي كه زير ميكروسكوپ را ديد سريعاً تار مويي را كه بر روي آن آيه قرآن نوشته بودم به روي زمين انداخت. هنگامي كه از او پرسيدم چرا اين كار را انجام دادي؟ در جواب به من گفت: من فكر كردم اين تار مو آشغال است كه زير ميكروسكوپ افتاده و نمي‌گذارد آثار را ببينم! در نمايشگاهي ديگر من براي هديه به مردم روي دانه برنج آيه قرآن نوشته و روي آن براي اينكه دست نخورده نشود. لاك سفيد مي‌زدم. فردي در آنجا به من مراجعه كرد و گفت اگر ممكن است يك دانه برنج به من بده بدون آنكه روي آن لاك بزني. من هم اين كار را براي او انجام دادم و هنگامي كه دانه برنج را به او تحويل دادم بلافاصله وي دانه برنج را خورده و قورت داد. وقتي از او علت كار را پرسيدم گفت چند روزي است كه دل درد دارم و مي‌خواهم با اين كار دل‌دردم خوب شود. از اين موارد در نمايشگاه‌هايم زياد پيش مي‌آيد.

 

 

چهارشنبه 6 ارديبهشت 1385 - 16:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر