يكشنبه 5 خرداد 1398 - 5:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

عليرضا قرائي

 

شيوه‌هاي آشنايي‌زدايي و تدبير فرم مناسب در برگزاري مراسم

 

به مناسبت برگزاري سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي

مقدمه

بيش از ربع قرن از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌گذرد و به تبع آن مولود آن اولين بهار انقلاب اسلامي اين روزها 27 ساله خواهند بود. واقعيتي كه چشم گشودن بر آن در كنار شعف او اميد فراواني كه در درون دل‌ها و جان‌هاي عاشقان انقلاب مي‌آفريند، بيم و نگراني ويژه خود را نيز به همراه دارد. اين نسل تازه، نسلي است كه انقلاب براي او ديگر يك پديده نيست؛ يك تاريخ است و تفسير و تأويل تاريخي او قطعاً متأثر از عمق داده‌ها و فرآورده‌هاي ما و يافته‌هاي بصري و خبري خود او خواهند بود. بدين سان مسئوليت سنگيني كه نسل پديدآورنده و پرورنده انقلاب بر عهده خواهند داشت نقشي يگانه و خطير است كه يادآوري آن با گذشت ربع قرن از تاريخ انقلاب اسلامي و به بهانه بررسي شيوه‌هاي مناسب اجرايي و برنامه‌هاي متناسب جهت جشن‌ها و مراسم اين ايام مبارك، نشأت گرفته از يك دير آگاهي نيست؛ بلكه به جهت وسواس و دغدغه‌اي است كه پيوسته در جان هريك از ما براي بررسي كيفيت و چگونگي انتقال آن پيام والا و ارزش آفرين وجود داشته و خواهد داشت.

تفكيك ملموس نسل‌ها

ما نسل حادثه آفرين انقلاب امروز در وضعيت تازه‌اي قرار داريم كه تدقيق و تدبير در ظرايف آن و مغتنم دانستن فرصت‌هاي پيوسته در حال گذر، بيش از هر زمان ديگري برايمان با اهميت و ارزش است.

امروز ديگر به راحتي مي‌توانيم به تفكيك سه نسل مرتبط و مستحيل در جريان انقلاب اسلامي بپردازيم. نسل اول كه به هر جهت پديدآورندگان انقلاب محسوب مي‌شوند و اكنون پاي از ميانسالي فراتر گذاشته‌اند، با حوادث، محتوا، مناسبات و ضرورت‌هاي اين حركت عظيم اجتماعي. ديني به خوبي درگير و آشنا بوده‌اند و زبان مكالمه و شيوه‌هاي تعامل ويژه خود را هم دارا هستند. نسل دوم نسلي است كه اگرچه شايد به درك فيزيكي و ملموس حوادث و رويدادهاي انقلاب اسلامي نرسيدند، اما در كمتر از يك دهه پس از پيروزي و به بركت وقايع و رويدادهاي فشرده و پيوسته‌اي كه به تبع انقلاب حادث گرديد. از جمله چالش‌هاي مرتبط با حركات ضد انقلاب و حادثه يگانه دفاع مقدس چنان آبديده شدند كه به حق، آنان را مي‌توان نسل فراتر از نسل اول دانست، گرچه تفكيك و تركيب بين اين دو نسل تنها معناي بعد زماني را با خود به همراه دارد و بيانگر انفكاك در ديدگاه و خطي مشي آنان نخواهد بود.

اما نسل سوم از فرزندان انقلاب اسلامي نسلي است كه آرام آرام از پس دود و خاكستر پايان دوران دفاع مقدس پاي به وادي نوجواني گذاشتند و آنچه از آن حماسه‌ها و تلواسه‌ها در خاطرشان به يادگار مانده چيزي جز تصويري كمرنگ از آدم‌ها و وقايع دوران كودكي و نوجواني نيست و طبعاً درك و بينش آنان تنها متكي به تصاوير، كلمات و هنر مردان انقلاب و دفاع مقدس خواهد بود.

ويژگي و نگاه طيفي، رسالت تبليغات امروز

شايد با انفكاك فرضي نسل‌ها، اين تصوير قوت گيرد كه وظيفه تبليغ در پاسداشت و يادآوري آرمان‌هاي انقلاب اسلامي تنها تمركز و توجه در نسل سوم خواهد بود، اما اين يك ايده‌آل انديشي بي‌پشتوانه است. حساسيتي كه امروزه تبليغات در بطن خود با آن روبه‌روست از هر زمان ديگري فراتر رفته و ديگر حتي بحث از شاخه‌بندي نسل‌ها براي برنامه‌ريزي تبليغي امري ساده انديشانه محسوب خواهد شد. آنچه طي اين سال‌هابراي نسل‌ها روي داده است تنها متكي به تأخير زماني روبه‌رويي با وقايع نيست گرچه اين خود نكته‌اي كليدي و حائز اهميت ويژه است بلكه حادثه عظيم‌تر در بعدي بيروني نمودار شده است.

التقاط و تداخل فراگيري كه به واسطه تسلط ابزارهاي تبليغاتي بيگانه بروز يافته، ايجاد فاصله طبيعي از مبدأ و منشأ حوادث و وقايع انقلاب كه به تبع خود تفسيرها و تأويل‌هاي متفاوت و حتي متضادي را موجب گرديده. حضور انديشه‌هايي كه آگاهانه قصد استحاله آرمان‌هاي اوليه را دارند، ايجاد شكاف و دوانديشي حتي ميان متعهدان و معتمدان انقلاب اسلامي و ده‌ها پديده نوظهور ديگر موجب گرديده تا مرزبندي بين مخاطبين تبليغات، امري پيچيده و حساس باشد. بديهي است امروزه بر خلاف دهه آغازين انقلاب اسلامي تبليغات يكپارچه و متمركز در يك ساختار و يك معني هرگز پاسخگوي هيچ جرياني نخواهد بود و حتي ممكن است تبديل به ضد خود شود.

به واقع در حال حاضر كفه سنگين تبليغات متعهدانه بيش از هر زماني و فراتر از تمامي شاخه‌هاي جامعه‌شناسي، روانشناسي، ارتباطات و 000 در سمت و سوي بعد هنري خود قرار دارد.

در يك جمله امروز تبليغات تبديل به يك هنر كاملاً ظريف و متفكرانه شده و همچون هنر مدرن لزوم تعالي و تكامل و اثرمندي آن توجه به بعد نسبي‌نگري ساختاري و عدم دگماتيسم و سيستم محوري غير منعطف است. انعطاف در حركت تبليغاتي مدرن با توجه به ويژگي پوست اندازي پيوسته پيام‌هاي مزاحم و تاثيرپذيري مخاطبين از جريانات موازي امري كاملاً عقلاني و طبيعي مي‌نمايد. از اين روي پيشنهاد نگاه طيفي در محور تبليغاتي بيش از هر زماني لزوم طيف‌بندي دقيق و پيچيده مخاطبين و روشمند كردن تبليغات را بر اين مبنا متذكر مي‌شود.
تمهيدات و ابزار تقويت اثرگذاري از طريق مراسم و آيين‌هاي بزرگداشت با توجه به آنچه عنوان شد و برگزاري آيين‌ها و مراسم گراميداشت مناسبت‌هايي كه عموماً توالي ساليانه خواهند داشت از جمله گزينه‌هايي است كه بايد و مي‌تواند در امر تبليغات بسيار جدي و مهم تلقي شود. طبيعي است كه اين حركت خود به تنهايي و بدون لحاظ خلاقيت و تحليل محتوا پس از گذشت ساليان طولاني روال و وضعيتي هنجار و در نتيجه خنثي خواهد يافت، به گونه‌اي كه مي‌تواند تبديل به يك دايره بسته از تحركاتي معمول و تكراري گردد.

در حقيقت يادآوري پيوسته و معمول يك رويداد با بسته‌بندي محتوايي يكسان و در شكلي مشخص در اثر مرور زمان به راحتي ناديدني خواهد شد و بگونه‌اي عادت مبدل خواهد گرديد؛ عادتي كه جذابيت آن تنها در يك تعطيلي ساليانه و يا يك سيكل از تغيير فضاي متداول محصور خواهد ماند. سوال اين است كه چگونه مي‌توان در دنيايي از فراواني فرم و محتوا كه مخاطبين تقريباً يا اكثر بازي‌هاي تبليغاتي را مي‌شناسند و يا از طريق رسانه‌ها و تصوير، درك حداقلي از آن دارند، مراسم و آييني اثرگذار و خاطره‌انگيز را خلق و در نتيجه، موجبات انتقال موثرتر پيام و محتوا را فراهم نمود.

خوشبختانه مراسم، آيين‌ها و جشن‌ها ظرفيت ويژه‌اي را در خود پنهان دارند كه همواره در شكل عريان خود نيز موجبات گرايش حداقلي مخاطبين را در بستري متعارف فراهم خواهند نمود. نيازي به يادآوري اين نكته نيست كه آئين‌ها و مراسم جزء اولين تجليگاه‌هاي آرامش‌بخش انساني بوده‌اند و همواره در هر عصر و زماني از تاريخ بشري به تناسب، فراهم كننده نوعي لذت و شعف جمعي، اعتماد و اطمينان گروهي و موقعيتي براي دريافت تعاريف و محتوا در شكل اعلاي خود نيز به شمار آمده‌اند، لذا همين جذابيت متافيزيكي پنهان در پس ظرفيت مراسم و آئين‌هاي مختلف را مي‌توان به عنوان پايه و كليد اولين حركت طراحي شيوه‌هاي مطلوب اجراي مراسم لحاظ كرد. روشن است كه خاستگاه اين جذابيت در پس پرده فطرت و حقيقت انسان‌ها جايگاه دارد و تدقيق در دلايل و مسائل آن خارج از حيطه اين بحث است.

با اين حال اين نكته قابل تأمل است كه دو عنصر بنيادين اين جذابيت پنهان، يعني بعد معنوي و فرماليستي آن سازنده تمامي ويژگي‌هايش بوده و خواهد بود. به لحاظ معنوي آئين و مراسم به هر طريق به همسويي و وارستگي جمعي انساني و در نتيجه رهيافتي فراجمعي منجر شده و به لحاظ صوري نيز ابزار و فرم‌هاي شكل‌گيري يك آئين و مراسم باعث نوعي تعلق خاطر و در نتيجه جذابيت هنري خواهد بود.

عموماً بعد معنوي آئين‌ها تجلي‌گر و سازنده اشكال صوري آن نيز هستند. مثال بارز آن مراسم و آئيني است كه قرن‌هاست با تأثير از حادثه جانسوز كربلا به شكلي خود جوش و برگرفته از محتوا و ابزار حادثه در ميان ما شيعيان بروز و ظهور يافته است، علم‌ها، كتل‌ها، شمايل و تصاوير مجازي از دست مقدس حضرت ابوالفضل عليه‌السلام، گهواره حضرت علي‌اصغر عليه‌السلام و 000 نمايانگر چگونگي نزديكي فرم و محتوا در مراسم است.

در خصوص موضوع بحث ما يعني آئين‌هاي گراميداشت دهه فجر انقلاب اسلامي، اين تناسب فرم و محتوا كمي از هم بيگانه و كم تناسب نشان مي‌دهد. برخلاف آئين‌هاي گراميداشت دفاع مقدس كه باز هم به شكلي خودجوش نمادهاي مختلفي همچون چفيه، پلاك، سنگر و 000 راه خود را باز نموده‌اند. اما آنچه طي ساليان گذشته و حتي از سال‌هاي آغازين انقلاب اسلامي در مراسم و جشن‌هاي مرتبط با آن شاهد بوده‌ايم چيزي فراتر از آذين‌بندي‌هاي متداول يك جشن و نهايتاً اتكا به تصاوير نمايشگاهي مطبوعات دوران انقلاب را در خود پنهان نداشته است. حتي زماني كه اين جشن‌ها بيش‌تر جنبه خودجوش مردمي داشت؛ خلأ در نمايش فرمي متناسب و جذاب از حقايق و رويدادهاي انقلاب اسلامي محسوس بود به هر روي اين ضعف در طراحي فرم و همچنين عدم عنايت به ظرايفي كه يك مراسم موثر و ارزنده مي‌تواند با خود به همراه داشته باشد، موجباتي را فراهم نموده تا امروزه شاهد آفتي باشيم كه در تبديل شدن يك مراسم به عادت رخ مي‌نمايد. آنگونه كه در بحث مقدماتي اشاره رفت تبليغات در حقيقت به شكل ويژه‌اي تبديل به يك هنر شده است. امروز بسياري از شاخه‌هاي حتي صنعتي و علمي نيز در ترازوي هنر سنجيده مي‌شوند. پس از موضع يك امر هنري، در بعد ترميم فرم و صورت مراسم گراميداشت انقلاب اسلامي، لازم است كه تدابيري را براي آفت‌زدايي از فرم ساختاري مراسم پيشنهاد نمائيم. قطعاً اين مبحث قصد ارائه راهكارهاي جزئي و مقطعي را نخواهد داشت؛ اما مي‌تواند حداقل اصول كلي اين پروسه را در حد بضاعت تبيين نمايد.

اگر بخواهيم به تبليغات و برگزاري مراسم به مثابه يك هنر بپردازيم اشاره به چند سرفصل به عنوان ابزار تقويت مراسم حائز اهميت است.

- تنوع زدايي
- آشنايي زدايي
- آشنايي سازي
- تدبير فرم
- تحليل و دوزبندي محتوا
- تحليل جغرافيا و مخاطب

1- تنوع

تنوع آشناترين حربه ساختار هنري معاصر است. اگر زماني بايد يك قرن يا يك دهه مي‌گذشت تا سبكي هنري با اثري به يادماندني جايگزين بيابد، در قرن اخير به شكل فوق‌العاده‌اي سبك‌ها و مكتب‌ها به هم ريخته و متنوع مي‌نمايد.

تنوع در برگزاري يك مراسم در صورت فهم ناصواب مي‌تواند موجبات ابتذال و انحلال را فراهم نمايد. اما عدم درك و اجراي آن نيز مراسم را تبديل به هنجار و قاعده خواهد نمود. تنوع در حقيقت بيش از هر چيز بر پايه شناخت سلايق و علايق هنري و اجتماعي مخاطبين باز مي‌گردد و بر اين پايه است كه مي‌توان ابتكاراتي را موجب گرديد كه در دنياي شلوغ تصويري امروز براي مخاطب قابل قبول باشد در حقيقت استقبالي كه از جشنواره‌هاي دهه فجر صورت مي‌پذيرد به سبب تنوع شكل صوري آثار هنري است و قطعاً فرم و شكل صوري مراسم همچنان ثابت است.

 

2- آشنايي زدايي

اين بحث جزء اصلي‌ترين بحث‌هايي فرماليست‌هاي هنري و فرهنگي است و با آنكه سابقه آن به آغاز قرن گذشته باز مي‌گردد؛ اما همچنان صلابت و كارايي خود را داراست. آشنايي زدايي به واقع بيگانه ساختن ذهن مخاطب با فرم شكل گرفته و كليشه شده در ذهن اوست. اگر اين اتفاق مبارك انجام پذيرد آنچه روي خواهد داد، به گونه‌اي حك تصوير و تدبير تازه در ذهن مخاطب خواهد بود. البته فرماليست‌ها اعتقادي به محتوا ندارند اما از طريق همين آشنايي زدايي به بهترين شكلي مي‌توان موجبات انتقال محتوا را فراهم نمود. اين موضوع مهم‌ترين اتفاقي است كه بايد در ارائه فرم مراسم بزرگداشت انقلاب اسلامي انجام پذيرد.

مخاطبين مراسم دهه فجر، امروزه انتظار معجزه و دگرديسي را در اين برنامه‌ها ندارند و مهم‌ترين وظيفه طراحان مراسم يافتن راهكارهايي براي آشنايي زدايي از ذهن‌هاي مخاطبين است تا از اين طريق اين معجزه را ممكن سازند.

 

3- آشنايي سازي

آشنايي سازي خود نوعي مراسم و آئين است كه در جهت حضور مخاطبين تازه در جمع گروه مخاطبين هميشگي صورت مي‌پذيرد. به اصطلاح ديگر، نوعي جشن تكليف محسوب مي‌شود. از آنجا كه طي ساليان گذشته به جهت ضعف‌ها و كاستي‌هاي امر تبليغ بسياري از جوانان و نوجوانان كه بايد وارد جشن آشناسازي با انقلاب اسلامي مي‌شدند، همچنان بيگانه با اين رويداد باقي مانده‌اند. وظيفه ديگر طراحان جشن‌هاي انقلاب اسلامي تدبير در خور، جهت ايجاد جذابيت‌هاي لازم براي مراسم آشناسازي است.

اين مراسم قطعاً يك مراسم مقطعي محسوب نمي‌شود و بايد ويژگي‌هاي انحصاري خود را نيز داشته باشد.

 

4- تدبير فرم(شكل)

طي ساليان طولاني كه از ظهور انقلاب اسلامي مي‌گذرد، علاوه بر يكنواختي فرم اجراي برنامه‌ها، آفت ديگري با عنوان عظمت شكني مراسم نيز خود را نمايان ساخته است؛ بدين معنا كه بزرگ‌ترين حضور مردم به شكلي يكنواخت و به صورت راهپيمايي كه فرمي غير هنري محسوب مي‌شود تجلي يافته است. با بررسي مراسم عظيمي كه به مناسبت‌ انقلاب‌هاي ملي بزرگ دنيا برگزار مي‌شود، مي‌توان دريافت كه چگونه بزرگ‌ترين ميدان‌هاي عظيم شهر به محلي براي ايجاد نوعي حماسه انقلابي،‌فرم‌هاي متقارن هنري و نمايشگاه دست‌آوردهاي انقلاب بدل خواهد شد و به تبع آن همه ساله نيز فرم و شيوه اجرا با توجه به جذابيت‌هاي به روز آن تغيير خواهد كرد. متأسفانه عظمت شكني مراسم دهه فجر انقلاب اسلامي با صرف هزينه براي خرده مراسم بسيار فراوان در سطح شهرها و مدارس صورت مي‌پذيرد و آنچه حاصل مي‌آيد چيزي جز يك اثر زماني كوتاه نيست. آنچه به عنوان تدبير فرم از آن ياد مي‌شود به نحوي مي‌توان با نام عظمت فرم نيز از آن ياد كرد. شكل دقيق و متناسب يك «سان نظامي» مثال مناسبي براي تصوير عظمت فرم است و تحيري كه در درون بيننده از نظم و قاعده شكل مي‌گيرد. فرم ديگر آن ايجاد كارناوال‌هاي بزرگ است كه متأسفانه به شكل مبتدي و كودكانه در برخي از مناسبت‌هاي انقلاب اسلامي شاهد آن بوده‌ايم و نتيجه‌اي جز عظمت شكني فرم كارناوال به همراه نداشته است. در حقيقت برگزاري خرده مراسم بدون برنامه‌ريزي و تدبير لازم جز عظمت شكني فرم اثري به دنبال نخواهد داشت.

 

5- تحليل و دوزبندي محتوا

از ديگر آفات مراسم متداول، انتظار انتقال دنيايي محتوا، از يك فرم كوچك و ناكارآمد است. قطعاً هر فرم هنري با توجه به ظرفيت و پديدآورنده خود توانايي حجم خاصي از معنا و محتوا را داراست و لذا نمي‌توان انتظار داشت مثلاً پيام انقلاب اسلامي را در قالب يك پوستر يا چند بولتن به يكبار منتقل نمود و يا با چند پلاكارد و يا يك فيلم سينمايي دست به معجزه تسري ديدگاه‌هاي كلان زد. يكي از بهترين شيوه‌ها و تدابيري كه در مراسم قابل اتخاذ است، دوزبندي يا قطره‌اي كردن محتواي پيام‌هاي انقلاب اسلامي در شكلي هرچند كوچك‌تر و قرار دادن آن در فرم‌هايي متناسب و موثر است. بدين طريق علاوه بر اينكه مي‌توان به ظرايف و دقايق امر پرداخت و از كلي‌گويي پرهيز نمود، مخاطب نيز براي درك و هضم خود فرصت تأمل و تدبر خواهد يافت و به فراخور انديشه‌اش تعمق خواهد نمود. بديهي است در اين ميان وظيفه تحليل‌گران محتوا و تقسيم‌كنندگان آن براي قالب ريزي وظيفه‌اي خطير و يگانه خواهد بود.

 

6- تحليل جغرافيا و مخاطب

مهم‌ترين عنصر هر هنر تبليغاتي، دريافت دقيق از مخاطب و جغرافياي آن است؛ آنچه امروز به عنوان رگ خواب مخاطب و شناخت منطقه‌اي نيز مصطلح مي‌باشد.

آنگونه كه در ابتداي بحث هم از آن ياد شد امروزه بلوك‌بندي مخاطب تنها بر اساس جغرافيا، خانواده، جنس، سن، نژاد و تحصيلات ميسر نيست، بلكه هوشمندي فراتر از آن در كار تبليغات دست به تقسيم ظريف‌تري خواهد زد كه اتفاقاً دقيق‌ترين بخش كار تبليغاتي را نيز شامل خواهد شد. دريافت ميزان امواج و پيام دريافتي هر فرد و هر منطقه، ميزان اثرپذيري تاريخي، تحليل جامعه شناسي و روانشناسي مناطق و حتي محلات از ديگر آيتم‌ها و المان‌هاي مهم مخاطب‌شناسي فعال است كه مي‌تواند به ايجاد دسته‌ها و گروه‌هاي فراواني جهت تمهيدات تبليغي منجر گردد. لذا از كنار تحليل دقيق مخاطب شناسي و جغرافيا است كه مي‌توان بيش از هرچيز به شكل متناسب ارائه پيام و فرم خاص آن دست يافت.

مخاطبيني كه امروزه در برخي از شهرهاي بزرگ كشور جذب گروه‌هاي ذن و مدي تيشن و يوگا شده‌اند با مخاطبيني كه در مناطق روستايي همچنان متوسل به امام‌زاده‌هاي مقدس هستند طيفي فوق‌العاده ناهمگون و عجيب را پديد مي‌آورد و لذا انتقال پيام به آنان نيز هوشمندي و تناسب ويژه خود را مي‌طلبد.

آنچه در بالا آمد در واقع تنها گشودن سرفصل‌ها براي روبه‌رو شدن با واقعيتي به نام هنر تبليغاتي مديريت مراسم‌هاست و تحليل و گشايش زير فصل‌هاي آن و حتي سرفصل‌هاي تازه‌تر امري است كه بايد اتفاق بيفتد. قدم اول پذيرفتن اين واقعيت است كه فرم‌ها و اشكال ارائه پيام در مراسم پس از انقلاب خصوصاً مراسم دهه فجر انقلاب اسلامي نيازمند بازنگري كلي و انقلابي است و همچنين به تحقيق و تدقيق فراواني جهت اثرمند كردن خود نياز دارد. دل سپردن به اينكه جمعي همواره در اين مراسم‌ها حاضرند و چشم بستن بر اينكه حتي ساليانه از اين جمع هم كاسته مي‌شود، در كنار پيشي گرفتن سريع جريانات موازي و مزاحم به لحاظ فرم و صورت و جذب اعضاي مراسم، امري عظيم و خالي از لطف است. اكنون كه فرصت مهم و ارزشمندي در دست تبليغات معنوي و مذهبي ما قرار دارد بايد دست به تدبير و تغيير بزنيم.

 

دوشنبه 10 بهمن 1384 - 13:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری