دوشنبه 27 خرداد 1398 - 13:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

عليرضا قرائي

 

تقابل ناملموس دو نسل (نگاهي به آخرين فيلم ابراهيم حاتمي‌كيا«به‌ نام پدر»)

 

«به نام پدر» تلاشي است از سوي يك كارگردان نام آشناي سينماي دفاع مقدس براي آنكه نشان دهد به درك بخشي از پيچيدگي‌هاي عميقي كه در رابطه گسسته بين نسل ديروز و امروز پديد آمده دست يافته است. حاتمي‌كيا پيش از اين در «موج مرده» اين رويكرد را با تقابل يك پدر و پسر تجربه كرده بود و حالا اين دوگانه را كامل مي‌كند و به رابطه يك دختر و پدر نيز مي‌پردازد اما آنچه در فيلم به نام پدر رقم خورده آنچنان اميدواركننده نيست.

به نام پدر يك ملودرام خانوادگي است كه حول يك تعليق محوري و چند خرده تعليق رقم خورده است. سوسپانس محوري آن به بيم و اميدي باز مي‌گردد كه از سكانس افتتاحييه فيلم و با انفجار ميني به‌ جا مانده از دوران جنگ كه زير پاي دختر اتفاق مي‌افتد بدواً درخصوص مرگ و زندگي دختر و سپس در مورد احتمال قطع پايش پديد مي‌آيد.

حاتمي‌كيا از اين تعليق محوري توقعات زيادي را در خصوص پيشبرد فيلم، ارتباط با تماشاگر و انتقال پيام انتظار داشته است. به گونه‌اي كه به شكل فيزيكي، بخش وسيعي از صحنه‌هاي فيلم را در بيمارستان و آمبولانس دنبال مي‌كنيم و بسياري از شعارهايي را كه قرار است اصل اساسي فيلم باشد از زبان دختري مي‌شنويم كه در دلهره قطع پايش قرار دارد.

بعنوان مثال دختر پدرش را بخاطر شركت در جنگي كه اين نتايج را در برداشته توبيخ مي‌كند و موضوعي مثل عدم مين‌زدايي از مناطق آلوده به اين واسطه مورد بازگويي و تاكيد قرار گرفته و گرايش برخي رزمندگان به سمت امور اقتصادي و منفعت‌طلبانه نيز مورد نكوهش قرار مي‌گيرد. اينگونه اشاره‌هاي اساسي فيلم كه معمولاً تنها در فيلم‌هاي حاتمي‌كيا و پاره‌اي موارد رسول ملاقلي‌پور امكان طرح را مي‌يابند به اندازه كافي بستر لازم را براي نمايش اهميت ويژه خود در فضاي مجازي فيلم و فضاي حقيقي جامعه پيدا نمي‌كنند.

بيش از هفده سال از پايان جنگ تحميلي مي‌گذرد و مخاطب جوان جامعه امروز ما نيز آنقدر سرگرم دلمشغولي‌هاي خويش است كه نمي‌تواند بياد بياورد در كودكي او جنگي اتفاق افتاده كه مثلاً جمعي در آن درگير بوده‌اند و اين درگيري نتايج خاصي را در فضاي امروز رقم زده، خصوصاً اين مشكل وقتي مضاعف مي‌شود كه حاتمي‌كيا دايره موضوع را بسيار تنگ‌تر كرده و به مسئله مين‌هاي باقي مانده از دوران جنگ مي‌پردازد كه هيچ‌گاه نديده و نشنيده‌ايم كه خيل وسيعي از جامعه امروز ما به ويژه نسل جوان امروز با آن مشكلي داشته باشد.

اين بيگانگي مخاطبان جوان از موضوع و محتواي فيلم موجب مي‌شود تا براي آنان تنها يك داستان خانوادگي، حادثه‌اي با تعدادي تعليق نه چندان محكم باقي بماند. آنان بيش از آنكه نگران موضوع گسست نسل‌ها، ورود پدران رزمنده‌اشان به حيطه امور اقتصادي و همچنين موضوع مين‌هاي باقي مانده باشند به اين فكر مي‌كنند كه آيا بالاخره پاي دختر فيلم قطع خواهد شد يا نه و راحله مادر او كه در اثر اين حادثه‌ها (به شكلي نه چندان منطقي و زمينه‌دار) دچار حمله قلبي شده نجات خواهد يافت يا خير.

پيام و محتواي فيلم براي نسل رزمنده نيز آنچنان شفاف و واضح نيست پدر در نهايت و در اوج تحولي كه با قطع پاي دخترش همزمان است تصميم مي‌گيرد به منطقه باز گردد و مين‌هاي خنثي نشده را خنثي كند، اين تصميم شخصي داراي بار لازم براي انتقال يك پيام گسترده و قابل تعميم براي نسل رزمنده هم نيست.

مگر اينكه بخواهيم بازهم دست به دامن نماد و سمبل شويم و به شكلي خودتحليلي ذهن را در فضايي انتزاعي و هرمنوتيك وارد نماييم و مثلاً مين‌ها را نمادي از مشكلات و مفاسد و معضلات نسل امروز دانسته و پدران را در قبال عدم پاكسازي اين مين‌هاي نمادين كه خود پايه‌گذار آن بوده‌اند مقصر بدانيم.

بدين ترتيب فيلم اخير حاتمي‌كيا چه بعنوان يك اثر رئاليستي و چه در قالب فيلمي نمادين براي انتقال معنا و انديشه خود نقاط ضعف اساسي و غير قابل حلي دارد.

از نظر رئاليستي موضوع داراي پيش زمينه و بنيامتنيت مناسب براي ذهن مخاطب خصوصاً مخاطب امروز نيست، بدين معنا كه ما بندرت شاهد بوده‌ايم كه جوانان و نسل امروز مشكلي به نام جنگ را به پدرانشان نسبت بدهند و يا حتي درباره آن تعامل و يا گفتگوي خاصي كه چالش برانگيز باشد پديد بياورند. بدين معنا كه موضوع جنگ حداقل با حضور هنرمندان و سياست‌گذاران فرهنگي ما آنقدر براي نسل جوان شناخته شده نيست كه بخواهد درباره آن گفتگو و چالش موثري داشته باشد.

از نظر ساختار رئاليستي نيز فيلم مشكلات ويژه خود را داراست تعدد اتفاقات مثلاً سكته مادر، حضور پليس در فرودگاه، انفجار مين، حاضر شدن ناگهاني دشمنان مهندس هنگام ثبت معدن و غيره در كنار سوق دادن فيلم به سوي لحظات عاطفي و حسي صرف كه بارها مورد تأكيد قرار گرفته و همچنين عنصر بيگانه‌اي چون موضوع معدن و ثبت آن و تاكيد بر تعقيب و گريزهاي غلو‌آميز موجب شده تا ساختار واقع‌گراي اثر نيز كاملاً مخدوش و بهم ريخته شود و فيلم به سمت درامي اشك‌انگيز حركت كند.

در شكل نمادين نيز فيلم نتوانسته امكانات و ظرفيت‌هاي اين قالب را مورد بهر‌ه‌برداري قرار دهد اگر سه عنصر پدر، دختر و مين را عناصر و نمادهاي كلي بگيريم و بتوانيم رابطه‌اي نصف و نيمه را بين آنها براي طراحي يك كليت نشانه‌اي بوجود بياوريم ديگر عناصر و اجزاء قابليت قرار گرفتن در اين رابطه را با تعريفي و تفسير مشخص دارا نيستند مثلاً نمي‌دانيم با هواپيما، بيمارستان، نامزد دختر، مادر دختر، مرتضي كه مين‌ها را با سهل‌انگاري خنثي نكرده، معدن و بقيه اِلمانهاي فيلم براي نمادين شدن چه كار كنيم.

هر تماشاگر علاقمند به نمادسازي شايد به فراخور ذهن خود براي اين عناصر بستري نمادين هم بيابد اما كارگردان در اين زمينه كمك موثر و خوبي به او نكرده است.

در مجموع از نظر ساختار فيلم بنام پدر ويژگي ديگر فيلم حاتمي‌كيا يعني آژانس شيشه‌اي را كه در آن طول زمان فيلم به زمان واقعي نزديك بود و همچنين تلاش مي‌شد به تعليق و خرده تعليق دامن زده شود با خود به همراه دارد.

اما در پاره‌اي موارد بر خلاف آژانس شيشه‌اي كه ملموس بودن موضوع در زمان خود و فيلمنامه منسجمتر صحنه‌هاي مكرر و مشابه را توجيه مي‌كرد. با توجه به دور بودن مخاطب از معنا و محتواي فيلم تكرار درد دلهاي دختر، پدر، مادر، مرتضي و نامزد دختر در صحنه‌هايي كه معمولاً در بيمارستان و بالاي سر دختر انجام مي‌گيرد نوعي يكنواختي و افتادگي ريتم را بوجود آورده است.

بازي‌ها خصوصاً بازي پرويز پرستويي، مهتاب نصيرپور و گلشيفته فراهاني ... چيزي فراتر از آنچه تا كنون از آنها ديده‌ايم در بر ندارد اگر چه همين سطح مناسب و استاندارد هم قابل تقدير است كامبيز ديرباز نيز جلوه‌هاي مناسبي را از توان بازيگري خود به نمايش مي‌گذارد.

اگر چه پيوسته بايد از تعهد همواره حاتمي‌كيا به سينماي اخلاقگرا و آرمانگرا و خصوصاً بازگشت مجدد او به موضوع مظلوم مانده دفاع مقدس قدرداني كرد اما نبايد از ياد برد كه او همچنان دريافتن راه‌هاي مناسب‌ براي ارتباط با نسلي كه بنظرش آنها را مي‌شناسد و خود را با آنان هماهنگ مي‌كند دچار مشكل است. قطعاً مشكلات ارتباطي و پيچيده پدران و فرزندان در سرزمين ما كه عصر گذار خود را طي مي‌كند بسيار برجسته است اما پرداختن به ظرايف آن نيازمند نگرشي دقيقتر و هوشمندانه‌تر است.

 

سه‌شنبه 4 بهمن 1384 - 12:13


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری