پنجشنبه 27 دی 1397 - 7:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمدحسن حبيبي

 

سازمان تبليغات اسلامي در زمينه توليد فرهنگي رويكرد ايجابي دارد

 


گفت و گو با حجت الاسلام و المسلمين سيدجواد موسوي هوايي،
معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي


 

مهم ترين مسائل فرهنگي‌اي كه برنامه‌ريزي درباره آنها در جامعه ما به صورت ضرورت و نياز ديده مي‌شود كدامند و سير معاونت پژوهشي و آموزشي تاكنون به سمت اهداف از پيش تعيين شده چگونه بود‌ه است؟

تشكيل يك سازمان بر مبناي يك سري آرمانها و پاسخ‌گويي به نيازهاي جامعه شكل مي ‌گيرد و چارت آن تعريف مي‌شود. بنابراين بايد نيازهايي تشخيص داده ‌شود تا يك سازمان تاسيس ‌شود و سپس آن سازمان اندام‌وارگي خودش را تعريف ‌مي كند تا بتواند نيازهاي جامعه را جواب دهد. در اين جا اصلي‌ترين نياز، خصوصاً براي مخاطبين جوان در جامعه ما، گسترش و توسعه فرهنگ ديني است كه از مأموريت‌ها و اولويت‌هاي اصلي سازمان تبليغات اسلامي است. هنگامي كه به آن تعريف و هدف بلند نگاه كنيم مشاهده مي كنيم اين كار مي‌بايست از لحاظ شكلي و روش علمي و همچنين از لحاظ محتوايي نيز علمي و معتقد به تحقيقات و پژوهش‌هاي مختلف باشد. منظورم از علمي اين نيست كه فقط نظريات غربي را مطرح كنيم، منظورم اين است كه به پشتيباني آيات قرآن و روايات و استدلال‌هايي كه علماي دين نسبت به مسائل مختلف دارند مسائل را بررسي كنيم. لذا يك نگاه وسيع علم در معناي تام كلمه به معناي معرفت و بصيرت است كه در آن مبنا، بايد حركت سازمان تبليغات اسلامي شكل گيرد. قطعاً بحث اساسنامه و حتي شرح وظايف معاونت پژوهشي و آموزشي نيز اينچنين بوده و ايجاد خلاقيت نسبت به آينده فرهنگ ديني جامعه ديده مي شود و ترسيمي بوجود آمده كه معاونتي به نام معاونت پژوهشي و آموزشي ايجاد شود.

اولين نكته‌اي كه معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان مدنظر دارد اين است كه بايد اعتماد و پشتيباني علمي، تحقيقي، پژوهشي و محتوايي، ياريگر ديگر فعاليت‌هاي سازمان باشد. مثلاً سازمان افرادي را به عنوان روحانيون مستقر در سراسر كشور دارد و روحانيون طرح هجرت كارهاي پشتيباني را انجام مي‌دهند، و به هر حال بحث سركشي و مباحث نرم‌افزاري آنها را ترغيب مي‌كنند. لذا اين مجموعه 3500 نفري از شبكه تبليغي شناخته شده ما در سراسر كشور بايد تغذيه فكري شود و ما نيز مي بايست به آنها خوراك معنوي برسانيم، طوري كه محتواي تبليغي به دست آنها برسد و بر مبناي آن محتوا تبليغ خودشان را انجام دهند. بنابر اين اگر بخواهيم چنين كاري انجام دهيم مي بايست مخاطب شناسي كنيم و ببينيم كه مخاطبان آنها چه كساني و نيازمند چه كارهايي هستند و چه چالش‌ها و پرسش‌هايي در اذهانشان وجود دارد.

سپس هنگامي كه بخواهيم اين موضوع را بررسي كنيم مي‌بايست طرح پژوهشي تعريف كنيم و در ادامه بايد به بومي سازي آن هم توجه كنيم. لذا همين طور كه به اين مسئله به طور عميق وارد ‌شده و يك كار ماندگار و داراي اثري را انجام مي دهيم، به پايانه‌هاي پژوهشي و علمي مي‌رسيم. اينجاست كه ضرورت تقويت معاونت پژوهشي و آموزشي كاملاً محسوس است. در كل بحمدالله حركتي در اين 4 ساله در سازمان انجام گرفته است و رياست سازمان در اين راه تلاش كرده و در تقويت اين معاونت از هيچ كاري فرو گذار نكرده است.

معاونت پژوهشي مي‌بايست از عمليات‌ مختلف سازمان پشتيباني كند؛ چه عمليات‌ درون سازماني و چه عمليات‌ برون سازماني. در عمليات‌هاي برون سازماني دو معنا وجود دارد، چه مخاطبين عام و چه مخاطبين خاص. مخاطبين خاص به نهادها و ادارات شناخته شده فرهنگي مثلاً دانشگاهها و مخاطبين تقسيم مي‌شوند. بدين شكل است كه مثلاً ما تعاملاتي با سازمان مديريت، شوراي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي داريم و رياست سازمان بسيار فعال در اين محافل شركت كرده و نظراتشان را ارائه داده‌اند و اين موضوعات در بخش‌هاي زيادي به معاونت پژوهشي و آموزشي ارجاع داده مي‌شود. بنا بر اين بايد روي اين فضاها كار و تحقيق شود و نتيجه و ماحصل كار به رياست سازمان ارائه شود كه بر اين اساس سياست سازمان هم به شوراي عالي فرهنگي ارائه شود كه تا به حال نيز اين كار انجام شده است. اين مسائل مستلزم ارائه طرح‌هاي تحقيقاتي براي رسيدن به سياست‌گذاري‌هاي كلان بوده است. مثلاً در تقويت باورهاي ديني جامعه چه كارهايي موثر است و چه بايدها و نبايدهايي بايد رعايت شود؟ لذا ما اين كار را به صورت تحقيق و پژوهش تعميق كرده و اين را انجام داده‌ايم و منجر به يك دستورالعمل‌ها و سياست‌هاي كلان شده است كه بايد از آن استخراج شود. اين سياستگذاري‌هاي كلان به شوراي عالي انقلاب فرهنگي سپرده شده كه در آنجا روي آن بحث شود و بسياري از آنها نيز تصويب شده و نيز موضوعات ديگري مانند راه‌هاي تقويت و استحكام بنيان خانواده و بسياري مباحث ديگر به سازمان ارجاع مي‌شود.

در واقع عمليات دروني سازمان نسبت به فضاهايي مانند مسجد، قرآن، كتاب، تبليغ، مبلغين، مبلغات، آموزش‌ها، اوقات فراغت، اردوها و اردوگاهها و مقوله‌هاي اينچنيني كه در برنامه‌هاي معاونت‌هاي مختلف ما است و حتي مجامع وابسته، به نحوي متصل به معاونت پژوهشي است. و بحمدالله آنچه كه به عهده ما سپرده شده سعي كرده‌ايم در حد توان اين كارها را به حد مطلوب انجام دهيم كه البته خودمان راضي نيستيم و بايد اين كارها گسترش و عمق پيدا كند. به هر حال جايگاه معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان اينچنين است و بايد پشتيباني علمي و تحقيقي از فعاليت‌هاي مختلف سازمان داشته باشد.

طرح و برنامه‌هاي شما در چه فضايي شكل مي‌گيرد و رابطه آن‌ها با سند بيست ساله چشم‌انداز چگونه سنجيده مي‌شود؟

در همين راستا ما هنگامي كه مي‌خواهيم طرح‌ها و برنامه‌هايمان را تعريف كنيم به دو فضا نگاه مي‌كنيم: 1-فضاهاي فرهنگي جامعه و خلأهايي كه وجود دارد 2- چالش‌ها و شبهات موجود و000 كه شناسايي شده و در مورد آنها نيز كار مي‌شود. بنابراين آنچه كه براي ما مهم است اين است كه با يك اطمينان خاطر خاصي به كارمان مي‌پردازيم. مسئله ديگري كه براي ما مهم است و با انجام دادن تحقيقات و پژوهش‌هاي مختلف انجام شده اين است كه برنامه‌هايمان طوري باشد كه ما را به سند چشم‌انداز 20 ساله كشور نزديك كند و در آن فضاگام برداريم. اين يك حركت بزرگ و موثري است كه سازمان تبليغات اسلامي نسبت به مباحث فرهنگي و ديني انجام داده است و مباحث كلي فرهنگي كه مؤلفه‌هايي بسيار قوي در برنامه توسعه چهارم كه اولين گام برنامه رسيدن به چشم انداز 20 ساله است به عهده سازمان قرار گرفته و بر مبناي آن چندين كار اساسي در معاونت انجام شده و هدايت، حمايت و نظارت آن از سوي اين معاونت صورت مي‌گيرد. نكته اساسي كه وجود دارد اين است كه معاونت پژوهشي در پي ايفاي نقش مياني براي كل سازمان تبليغات اسلامي است.

يعني نيروهاي اين معاونت كه به شدت هم تقليل يافته‌اند، نقش واسط و مياني را بين توليدكنندگان علم و پژوهش‌ها و مخاطبين و يا كساني كه از اين محصولات فرهنگي استفاده مي‌كنند دارند. بنابراين با يك اشراف علمي و دقت در نيازهاي علمي مخاطبين، اين كار را انجام گرفته و برنامه‌ريزي مي‌شود.

اين نقش مياني را كه بين «اهالي شناخته شده علم» عنوان كرديد، به چه شيوه‌اي ايفا مي‌كنيد يا بهتر است سؤالم را اينگونه مطرح كنم كه چگونه اهالي علم را در راستاي اهداف سازمان به خدمت مي‌گيريد؟

خوشبختانه ما در چند زمينه فعاليت قوي و مستمر داشته‌ايم و به پژوهشگران، محققين، سخنرانان و توليدكنندگان مباحث ديني و علمي متصل شده‌ايم. لذا در بخشي از اين فعاليت به سراغ كساني رفتيم كه ارتباطي بين علوم جديد و فرهنگ ملي و اسلامي‌ ما و مباحث دين برقرار كرده‌اند. يعني در واقع اين مسائل را با نگاه به علوم انساني جديد و مباحث مختلف با فرهنگمان و مباني ديني تلفيق كرده‌ايم و به اصطلاح خودمان انسان‌هاي دو نبشي هستيم كه يك نبش به دين و يك نبش به معارف جديد بشري نگاه دارد. با اين گروه تا به حال تعامل بسيار خوبي داشته‌ايم.

در بحث گفتمان‌هاي ديني‌مان كه هم در دانشگاه‌ها و در مساجد كشور انجام مي‌شود چيزي حدود 2000 گفتمان انجام شده كه اين فضاي فرهنگي بسيار موثر بوده و از طرفي آشنايي ما با اساتيد بزرگ و استفاده از آنها و بالعكس آشنايي آنان از سازمان تبليغات اسلامي و سطح نفوذ سازمان و گسترش آن در فضاهاي مختلف كشور و از طرفي ديگر در مباحث تحقيقي و پژوهش‌هايمان كه اجرا مي‌شود و كارمندان ما متخصص آن نيستند پلي مي‌شوند براي ارتباط با آن متخصص كه وي بيايد و اين مباحث را مطرح و پيگيري كند. در اينجا نيز بر آن مباحث نظارت مي‌شود كه به نظر من اين كارهاي قوي علمي كه انجام شده است آرام آرام آثارش در جامعه بيرون خواهد آمد. البته آثار تاليفي معاونت دراين موضوعات دخيل بوده است. شايد قريب به 20 اثر منتشر شده و بيش از حدود 30 الي 35 اثر وجود دارد كه نامي از سازمان در آنها نيست و ما مي‌خواستيم كه با اين كار تنها پشتيبان آنان باشيم.

اصولا مخاطبين سازمان تبليغات اسلامي را عمدتا نخبگان جامعه تشكيل مي دهند يا قشر عمومي جامعه؟

براي شناسايي مخاطبين سازمان تبليغات اسلامي در سطوح مختلف، اقدامات متعددي انجام شده است. از جمله در تازه‌ترين اقدام، امر بررسي نحوه تاثيرگذاري اخلاق اسلامي بر جوانان و نوجوانان در يك پژوهش ميداني و كتابخانه‌اي در دست انجام است. در اين برنامه‌ روحيه جوانان و فضاي فرهنگي كشور و مسائل رسانه بررسي شده و يك پروسه تحقيقي برايمان بوجود مي‌‌آيد. اين عوامل را بايد بررسي ‌كنيم تا بتوانيم يك عمليات اخلاقي -و به عبارت ديگر- طرحي كه از لحاظ روش و محتوايي موثرتر است براي جوانان امروز ارائه دهيم. اين موضوع معمولا بايد به صورت مواردي از قبيل كليپ و يا آهنگ باشد كه به حوزه هنري محول مي‌شود و براي شناسايي اين نياز و پاسخگويي متناسب به آن بايد كار علمي و كارشناسي انجام شود. در توليدات معاونت، عواملي مانند توليدات مستقيم كتاب براي مخاطب مي بايست بررسي مي شد كه در چه فاكتورها و عواملي باشد و همچنين توليد غيرمستقيم كتاب در زمينه تربيت مبلغين و مبلغات كه بايد چه آموزش‌هايي به آنها دهيم و چه سطحي از علميت را داشته باشند كه بتوانند با مخاطب ارتباط برقرار كنند. اين حركت‌ها شروع شده و در سال 82 و 83 از كارها و تحقيقاتي كه انجام شده بود در اين امر كمك گرفت. يعني در واقع به عبارتي، چشم بسته عمل نشد و بر مبناي پژوهش‌هايي كه انجام شده بود عمليات كاري معاونت تنظيم گرديد. بنابراين مخاطبين سازمان هم نخبگان، فرهيختگان، هنرمندان و هم جوانان، نوجوانان و اقشار مختلف مردم هستند و معاونت مي بايست براي تمام آنها برنامه‌ريزي علمي داشته باشد. بحمدالله اين پتانسيل در سازمان هست و در گذشته اين طور گمان نمي‌رفت كه سازمان بتواند در جذب نخبگان، موثر عمل كند. البته هنوز آن بروكراسي اداري و قوانين دست و پا گيري وجود دارد و مانع جذب اين فرهيختگان مي‌شود اما ما سعي خودمان را تا به حال براي جذب اين افراد كرده‌ايم. مثلاً بحث ميزانديشه، كه مباحث بسيار اساسي در آنجا مطرح كرده و با مشاركت نخبگان جامعه آثار برجسته اي بر جاي مانده است. در نظارت بر توليد كتاب در پژوهش‌هاي ميداني و كتابخانه‌اي و در مورد پشتيباني كردن از طرح‌هاي مختلف سازمان و مسائلي كه از شوراهاي بالادستي به ما ارجاع مي‌شود، معاونت از پژوهشگراني كه در اين موضوعات خبره و استاد فن هستند سعي كرده و اين تعامل ادامه دارد. خصوصاً با رابطه‌اي كه با وزارت ارشاد، پژوهشكده امام خميني(ره)، پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامي و دوستان خود در حوزه داشته‌ايم. از فكر و انديشه اين نخبگان در مسير توسعه فرهنگ ديني براي رسيدن به آرمانهاي فرهنگي- ديني چشم انداز 20 ساله، هم در طراحي پژوهش‌ها و هم در مرحله عملي استفاده مي شود. بحمدالله حدود 40% از اين مباحثي كه گفته شد را كارشناسان معاونت انجام مي‌دهند اما به جهت گستردگي، دگرگوني و تنوعي كه وجود دارد معاونت از پژوهشگران خارج از سازمان استفاده كند تا هدف غايي حذف تصدي گري را عملي نمايد.

معمولا اينگونه است كه وقتي به كارهاي انجام شده و برنامه‌هاي پياده شده در سطح جامعه نظر مي‌كنيم بويژه از لحاظ كمّي در بسياري از حوزه‌ها چه حوزه‌ پژوهش، تأليف و چه در حوزه عمليات ميداني و كتابخانه‌اي كارهاي بعضاًً برجسته‌اي به‌چشم مي‌خورد. اما يك سو‌ال عملگرايانه هميشه ناجواب مي‌ماند كه علي‌رغم اين فعاليت‌ها چرا بازخورِ مطلوبي كه در خور جامعه دين مدار ماست مشاهده نمي‌شود؟

جذابيت رسانه‌هاي تصويري‌اي همچون تلويزيون را نمي‌توان ناديده گرفت ولي آيا واقعا اين جذابيت تا اين حد است كه بين تاثيرگذاري برنامه‌هاي آن رسانه و برنامه‌هاي رسانه‌ فرهنگي‌اي كه مجموعه‌اي مثل سازمان توليد و عرضه مي‌كند، بايد فاصله‌اي به اين زيادي وجود داشته باشد؟ جاي دوري نمي‌روم؛ همين مجموعه تلويزيوني طنز شب‌هاي برره كه اين ايام از شبكه 3 سيما پخش مي‌شود در محاورات روزمره مردم و گويش آنها و بعضا از گوشه و كنار شنيده مي‌شود كه در سطح مسئولين هم تأثير گذاشته است. قطعا بخش وسيعي از اين افراد همان‌هايي هستند كه مخاطبان برنامه‌هاي سازمان تبليغات اسلامي نيز محسوب مي‌شوند. اين آسيب چگونه توجيه مي‌شود؟

من يك بحثي را به نام آسيب‌شناسي فرهنگي در استان‌ها مطرح كرده‌ام كه اين آسيب‌‌شناسي فرهنگي به اين معني بوده است كه ما بررسي كنيم و ببينيم آسيب‌ فرهنگي كه به جامعه ما از طرق مختلف، چه از بيرون و يا از داخل وارد شده چگونه و چقدر نفوذ داشته و تا كجاها پيشرفت داشته است. آنچه كه ما در سطح جامعه مي‌بينيم معتقديم ريشه قوي ندارد. مثلاً شب‌هاي برره، بازيگران اين سريال همان كساني هستند كه نماز مي‌خوانند و يا عبادتشان را بجا مي‌آورند و منظوري هم از اين نوع ديالوگ ندارند، تنها به خاطر تفنن كه لازمه شغلشان هم است اين نوع گفتگو را انجام مي دهند. من عقيده دارم اين يك ضعف فرهنگي نيست. لذا در كل مي‌خواهم بگويم نمي‌شود گفت اين موضوع يك آسيب فرهنگي است. منتها مي‌بايست دقت روي اين امر داشته باشيم و سعي كنيم اينها را در روش محتواهاي اجتماعي، اعتقادي و ارزش‌هاي انساني دخيل كنيم زيرا در اين گونه طرح‌ها ارزش‌هاي ديني را نمي‌شود جاي داد اما ارزش‌هاي انساني را مي‌توان. مثلاً مي شود از طريق طنز به اين گونه‌ها پرداخت البته بايد آن فردي كه اين برنامه‌ها را مي‌نويسد تقويت شود و خوراك فكري فرهنگي به او داده شود. مثلاً بايد بررسي شود آيا صداوسيما براي اين افراد كلاس‌ها يا فيلم هاي آموزشي ديني در قالب‌هاي گوناگون مي‌گذارد؟ اما نكته ‌مهمي كه وجود دارد اين است كه جامعه از لحاظ اعتقادي و توجه به دين عمق پيدا كرده است. گرچه اين عمق در ظاهر عملي نشان داده نمي‌شود. چه بسا 89% مردم اذعان دارند كه ما قيامت را قبول داشته و دين را قبول داريم و هنگامي كه اين موضوع را من به عنوان كارگزار فرهنگي مي‌بينم متوجه مي‌شوم كه بايد يك حركتي با ابزارهاي مختلف انجام داد كه مردم را از سطوح اعتقادي به مرحله عمل رساند و آنان با عمل خود نشان دهند كه شيعه و مسلمان هستند. لذا اين موضوع را مي‌بايست طراحي كرد و تحقيقات وسيع و گسترده‌اي را به دنبال دارد كه در اين رابطه نيز ما بانك داده‌هاي ديني را طراحي كرده‌ايم و بايد در اين راه نيز كمك شود كه بحمدالله رياست سازمان در اين طرح‌ها همواره ما را كمك مي كند. مثلاً در مركز داده‌هاي ديني، ما مي‌توانيم به صورت مرتب آن را آناليز كرده و حركت فرهنگي كشور، حركت فرهنگي دانشگاهها، جوانان، نوجوانان و000 را زير نظر داشته باشيم. اينها مسائلي است كه دست يك مسئول فرهنگي را براي ديگر تصميمات نسبت به فرهنگ جامعه باز مي‌گذارد. مثلاً بعضي از تظاهرات ضدفرهنگي را مشاهده مي‌كنيم كه درصد كمي هم به خود اختصاص داده‌اند. اما از طرفي ديگر تظاهرات ديني را هم بايد ببينيم. مثلاً در روز عيد فطر مشاهده كنيد چه افراد و چه جواناني در اين مراسم و از قبيل اين مراسمها حضور پيدا مي‌كنند. اينها مسائلي است كه ما بايد اميدوارانه از اين پتانسيل و نيرو و قدرت بالقوه‌اي كه در جامعه است خوب استفاده كنيم. بايد زبان مخاطب و زبان جهان را بفهميم، ارتباط مخاطب را با رسانه‌ها درك كنيم و آنچه كه در ذهن او وارد مي‌كند را بر مبناي مسائل ديني خودمان توليد كنيم كه اين وظايف معاونت پژوهشي و آموزشي است.

يكي از مباحثي كه انجام داده‌ايم سامانه پاسخگويي به شبهات ديني است كه در استان تهران به شكل بسيار خوبي تعريف و عمل مي‌شود و هم اكنون كه هيچگونه تبليغي در اين رابطه نشده حدود 250 تماس در روز داريم و اين آمار بسيار خوبي است. در مباحث پرسش و پاسخ و مشاوره ديني و همچنين در بحث كتاب، چه كتاب‌هايي كه توليد كرده‌ايم و چه بسيار از كتاب‌هايي كه حمايت كرده‌ايم. اينها نيز كمك بزرگي در بهبود اين فرهنگ دارد. با يك آگاهي اينچنيني نسبت به مخاطبان وارد عمل شده‌ايم كه مباحث مختلفي در گزارش عملكرد معاونت اشاره شده است، حتي ما در يك پژوهش كه مشغول كار بر روي آن هستيم و در سال 85 نتايج آن را خواهيم ديد يك مقايسه‌اي مي‌كنيم بين روش‌هاي تبليغ مسيحيت و تبليغ اسلام كه به نكات بسيار خوبي نيز دست يافته‌ايم. پشتيباني رسانه‌اي وسيع و سرمايه عظيم و سياست‌هايي هم پشت اين كار هست. سواي اينها روش‌هاي تبليغي نيز استخراج شده است. معتقديم كه در قرآن كريم بهترين روش‌هاي تبليغي وارد شده است كه آنها را هم كار كرده‌ايم و انشاءالله آثارش را خواهيم ديد. اين كار عظيمي است و ما با دشواري‌هاي انقلاب فرهنگي چيزي حدود 2 سال است كه روي آن كار مي‌كنيم و فكر مي‌كنم كه تا اواخر امسال تدوين آن تمام خواهد شد. در جمع بندي اين سؤال بايد گفت طنز شب هاي برره نيم نگاهي تلخ نسبت به واقعيات رفتارهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي جامعه در سطوح مختلف آحاد جامعه و مسئولين دارد و بحمدالله ذره اي ديالوگ يا رفتار ضدديني در آن ديده نمي شود.

برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي فرهنگي خصوصا امر تبليغات اسلامي و توسعه فرهنگ ديني در كشور ما تا چه ميزان از انسجام و نظام واحد برخوردار است؟ اصولا آيا وجود مديريت واحد و سياستگذاري يكپارچه در اين حيطه ضرورت دارد ياخير؟

نكته كلي درسطح جامعه اين است كه ما اين فعاليت ها را نمي‌بينيم و در امور تبليغاتي خصوصاً تبليغات ديني ناهماهنگي وجود دارد؛ مثلاً ناهماهنگي بين وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد، صداوسيما. گرچه ما سياست‌هاي فرهنگي كلان، مبحث چشم انداز و مبحث نظام توسعه را داريم اما هنگامي كه به حيطه عمل نزديك مي‌شويم خيلي با هم فاصله مي‌گيريم و در برخي از موارد خنثي‌سازي نسبت به همديگر وجود دارد. مثلاً شما در آموزش و پرورش سعي مي‌كنيد تعصب و غيرت ديني فرد، آشنايي با گزاره‌ها و آموزه ‌هاي ديني و ديگر مسائل اخلاقي و رفتاري را بالا ببريد، اما بعد به فيلمي مجوز داده شده كه اين فيلم در جامعه اكران مي‌شود و تمام آموزش‌ها و آنچه كه در آموزش و پرورش گفته شده را از بين مي‌برد و يا اينكه اثرش را به حداقل مي‌رساند. نظريه‌پردازان فرهنگي معتقد هستند آن آموزه‌هايي كه بوده، حتي آموزه‌هاي انساني و ارزش‌هاي انساني كه مطرح مي‌شود را از بين مي‌برد لذا اين موضوع يك هماهنگي مي‌خواهد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در بخش سينمايي، موسيقي، توليد كتاب، تئاتر و 000 اينها همه مي بايست با هم هماهنگ شوند و بحمدالله هم اكنون اين هماهنگي‌ها بسيار قوت گرفته است.

سازمان تبليغات اسلامي هم اكنون با وزارت ارشاد بسيار هماهنگ است و يا به عبارت صحيح‌تر مشاركت دارد و با هم كمك مي‌كنيم كه آن شكل فرهنگ و ارشاد اسلامي بوجود آيد نه اينكه ما بحث نظريه‌پردازي و ابراز عقيده را چه در نشر، چه در حوزه فيلمنامه‌نويسي و يا تئاتر و سينما ببنديم، بلكه اينها را در يك سطح واكسينه كنيم كه جامعه را دچار آسيب‌هاي فكري، اخلاقي و رفتاري نكند و اين در حال انجام است.

در بحث كتاب در حال انجام عمليات خوبي هستيم و در بحث سينما، تئاتر و موسيقي نيز مطلع هستم كه تلاش مي‌كنند آن فضاي موسيقي سنتي و معنويت‌گرا را بيشتر زنده كنند كه در فضاي فرهنگي كشور بيشتر نمايان شود. همچنين با صدا و سيما جلسات مشتركي بوده كه اين برنامه‌ها بسيار مثمر ثمر بوده، مثلاً در جلسه‌اي كه خدمت آقاي ضرغامي بوديم وي به دكتر خاموشي گفت آمادگي همه نوع همكاري را با شما داريم و هر سخنراني و هر مداحي كه شما صلاح مي‌دانيد ما پخش خواهيم كرد، و همينطور قول پخش كليپ‌ها و 000 را به ما دادند. واقعاً در كل، يك فضاي بسيار موفقيت‌آميز و همكاري خوبي است كه انشاءالله بايد از اين فضا استفاده شود. در عين حال اين هماهنگي بسيار بيشتر از گذشته است خصوصاً نسبت به وزارت ارشاد و صداوسيما، اما سازمان مي‌بايست گام‌هاي وسيع‌تري بردارد و از لحاظ برنامه‌ريزي و طراحي وسيع‌تر عمل كند و بودجه سازمان نيز مي‌بايست ارتقاي خوبي داشته باشد كه بتواند سطوح مختلفي را پوشش دهد و در توليد برنامه و پيشنهاد توليد برنامه به صداوسيما و همچنين وزارت ارشاد و مكان‌هاي مختلف فعال باشد. البته نه تنها معاونت پژوهشي و آموزشي بلكه معاونت فرهنگي و همچنين مجامع وابسته به سازمان نيز بايد بتوانند در توليد محصولات فرهنگي و فعاليت‌هاي فرهنگي كه در كشور انجام مي‌شود مشاركت فكري و اجرايي داشته باشند.

جناب آقاي هوايي، تاكنون برخوردهاي سلبي زيادي با عَرضه هاي فرهنگي بسياري از عناصر فرهنگ غيرديني داخلي انجام شده است. در جايگاه يك كارگزار فرهنگ ديني بفرماييد نظرتان نسبت به چنين مقابله هاي منفي و برخوردهاي سلبي چيست و اگر نظر مساعدي نسبت به اين رويكرد داريد آيا مقابله هاي مثبت و برخوردهاي ايجابي را در كنار آن لازم نمي دانيد؟ اصولا چرا جاي برخوردهاي ايجابي در صحنه اجتماع خالي است و عرضه هاي فرهنگ ديني يا حمايت از آنها در جامعه اينقدر ضعيف دنبال مي شود؟

اگر كسي از لحاظ بهداشت جسماني جامعه را تهديد كند مثلاً به آنفولانزا يا وبا و 000 مبتلا باشد متخصصين اين امر مثلاً وزارت بهداشت بايد به صورت فعال و به محض اين كه موردي در يك استان مشاهده شد بلافاصله از اين بيماري جلوگيري كند كه اين بيماري اپيدمي نشود و همه جا را فرا نگيرد. اگر اين طور شود خسارت بزرگي در پي خواهد داشت. لذا ما مي‌خواهيم بگوييم كه در مسائل ديني نيز يك چنين مباحثي مطرح است. يعني در جايي كه قرآن به طور كلي مي‌خواهد زير سؤال برود و يا عصمت انبياء و اوليا الهي مي‌خواهد زير سؤال برود، اينجا جاي خطر براي ما است. مثلاً صدها رمان در تهييج شهوات يك فرد و بعضي از آنها در غضب و خشونت، در سطحي قوي كار مي‌كنند و مي‌توانند تاثيرگذار باشند؛ به طوري كه توانايي دارند فرزاندان ما را در سطحي پايين از انسانيت بكشانند. اينجا چه كسي موظف است؟ در مثال فوق كه گفته شد وزارت بهداشت و درمان موظف بود؛ اما در در اينجا وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي، صداوسيما، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و متوليان فرهنگي بايد تمامي قواي خود را به كار انداخته و متوجه شوند كه چنين اتفاقي در حال انجام است.

هم اكنون تقريباً حدود 150 عنوان از كتاب‌هاي مربوط به انديشه‌هاي ماركس و مكتب ماركسيسم چاپ مي‌شود و به طور مجموعه‌هاي بسيار زيبا و در تيراژهاي بالا در كتابخانه‌هاي بزرگ كشور در دست جوانان قرار مي‌گيرد. مي‌خواهم بگويم كه در جنبه سلبي هم ما واقعاً نبايد شلوغش كنيم، زيرا در آنجا كاري انجام نشده و ما جلوي آن را نگرفته‌ايم و بسياري ازكتاب‌هاي غيرديني در جامعه ما وارد شده و جامعه را مسموم كرده است. البته بحمدالله سطح آگاهي‌ عموم مردم ما و آن عرق مذهبي كه وجود دارد با گوشت و خون آنها مخلوط شده و اين اجازه را به آنها نمي‌دهد كه آنها انحراف زيادي در اين زمينه پيدا كنند اما ما بايد حواسمان بسيار جمع باشد و جلوي اين معضل بايستيم.

در بحث ايجابي معاونت پژوهشي بسيار خوب عمل كرده‌است و در حدود سه سال كه مسئوليت اين معاونت را برعهده داشته‌ام چيزي حدود دو ميليون جلد كتاب به استان‌هاي مختلف ارسال كرده‌ايم و اين كاري است كه در بحث توزيع به هيچ وجه اتفاق نيفتاده است يعني اجازه نمي‌دادند كتاب دين در ويترين‌ها مطرح شود و كتاب دين را به هيچ وجه در دسترس بچه‌هاي ما قرار نمي‌دادند و كتاب‌هايي با محتواي خطرناك در اختيار آنها مي‌گذاشتند. در گردونه توزيع كتاب، اين مافيا وجود داشت كه كتاب‌هاي ديني به حاشيه رانده شود گرچه قبول دارم بسياري اوقات، محتواي كتاب‌هاي ديني طوري نبود كه بتواند جوانها را جذب كند اما انتشارات اميركبير با تلاشي كه كرده و با يك تغيير در صفحه‌بندي و طراحي، صحافي و جلد جديد و تغييرات مختصر ظاهري، همان كتب را چاپ كرد و فروش فوق‌العاده‌اي نيز داشت. لذا جامعه ما تشنه كتاب است و اگر به آن سلائق خاص خودش عمل شود با استقبال زيادي روبرو خواهد شد و اين يكي از حركت‌هاي ايجابي ما بوده كه با استقبال زيادي هم روبرو شده است. از طرفي ديگر بحث‌هايي كه خود ما داشته‌ايم، مثلاً‌ ما كتاب‌هاي بزرگان را به زبان امروزي خلاصه كرده‌ايم كه اينها چاپ مي‌شود و در اختيار مردم قرار مي‌گيرد و اين كار در سازمان اتفاق افتاده، يعني اين جاده هم ساخته شد و هم اين مسير هموار شده است. ما هم اكنون حدود 50 اثر در بحث اجلاس دوسالانه بررسي ابعاد وجودي حضرت مهدي عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف داريم كه در مرحله چاپ است و ان‌شاءالله در يك ماه آينده اين آثار به چاپ رسيده و در اختيار جامعه فرهنگي قرار مي‌گيرد. اين آثار ايجابي ما در مقابل اين مباحث سلبي كه گفته شد مي‌باشد. در اين راه نيز ما در مقابل عرفان منحرف كتاب‌هاي عرفان مثبت تهيه كرده‌ايم. مثلاً همين كتاب "آئين عاشقي" ، مسيري است در تفسير الميزان، اين كتاب به سفارش خود ما بوده است اما هيچ نامي از سازمان برده نشده است. اين كتاب يك سري مباحث عرفاني بسيار زيبا را از دل الميزان درآورده و در دسترس قرار داده است و هم اكنون نيز مخاطبان بسياري دارد. در اين موضوع نيز ما با جهاد دانشگاهي مذاكره كرديم. آنها عنوان كردند كتابخانه‌هاي ما احتياج به پالايش دارد، شما به ما كمك كنيد، كتاب‌هاي ما را پالايش و 30% نيز پشتيباني كنيد تا ما بتوانيم جاي اين كتاب‌ها را پر كنيم. بنابراين، چنين كار بزرگي پشتيباني قوي‌اي طلب مي كند و نياز به بودجه و هماهنگي زيادي دارد.

از چه طريق ها و ارزيابي هايي متوجه مي شويد كه اين كتاب‌ها مراجعه كنندگان زيادي در پي خواهد داشت؟

از طريق مراجعاتي كه به ما مي‌شود و گزارش‌هايي كه به دست ما مي‌رسد. مثلاً اين هزار كتابخانه‌اي كه ما در سراسر كشور با بيش از هزار جلد كتاب راه‌اندازي كرده‌ايم و مي‌بايست سقف آن به پنج هزار جلد برسد، باز هم نيازمند يك پشتيباني مالي است. لذا هم اكنون حدود 70% از كتابخانه‌هاي ما به طور مستمر فعال است و جوانان و نوجوانان به آنها مراجعه مي‌كنند. البته اين مسائل نياز به پژوهش دارد زيرا ما بايد اين كارها را انجام داده و سپس feed backو يا بازخور آن را بسنجيم، و محاسبه كنيم كه چه روش‌ها و محتواهايي مي‌بايست در كتاب‌ها بكار بريم. (اين عمليات ميداني هم اكنون در حال اجراست.) اما در كل بايد بگويم هم اكنون هنگامي كه ما به صورت اتفاقي استانهاي مختلفي را انتخاب كرده و از آنها گزارش مي‌گيريم و پس از ارزيابي، مسئولين آنجا به ما عنوان مي‌كنند كه رفت و آمد جوان‌ها از هنگامي كه اين كتابخانه‌ها و كتاب‌ها آمده چندين برابر شده است ما متوجه مي شويم يك عمليات وسيع فرهنگي بوجود آمده است كه مسائل مختلفي در آ‌ن ديده شده است. البته اين امر نيز نياز به تحقيق و پژوهش دارد. در همين بررسي سرانگشتي كه ما انجام داده‌ايم متوجه شده‌ايم اين كارها اثر بسياري داشته است. دبيرستان‌هاي معارف را در استان‌ها راه انداخته‌ايم. مشاهده كنيد كه در همين ابتدا چقدر در استانها موثر و تاثير گذار بوده است به طوري كه محصولات آن يعني خود دانش‌آموزان، پرورش يافته و براي استان مربوطه مثمر ثمر شده‌اند.

كارهاي ديربازده و زودبازده بسياري در اين معاونت انجام شده است و البته در ابتداي راه هستيم. چشم‌انداز 20 ساله‌اي داريم و مي‌بايست واقعاً شبانه‌روزي تلاش كرد. ارتقاي سطح دانش، بينش، ارزش، گرايش و كنش دين، تمام اين 5 عنصر و فاكتور كه ذكر شد از آرزوهاي ما و اصل زندگي ماست و هم اكنون سازمان متكفل بخش عظيمي از اين كار شده و هم از لحاظ پشتيباني فكري و هم از لحاظ ارائه طرح‌ها و برنامه‌ها جايگاه خودش را پيدا كرده و معاونت هم به اندازه خودش تلاش كرده و مي‌تواند تلاش مضاعفي داشته باشد و حتماً سطح و عمق كارمان را بيشتر خواهيم كرد.

آيا درست است كه مردم بدانند يك كتاب يا هر توليد فرهنگي ديگر، محصول سازمان تبليغات اسلامي است و يا اينكه براي سازمان مهم نيست كه مردم، آن را بشناسند؟

سازمان تبليغات اسلامي حداقل 15 سايت اينترنتي و موسسات تابعه و 000 دارد. اما گستره فرهنگ جامعه چه از لحاظ گستره جغرافيايي و چه از لحاظ موضوعات بسيار زياد است. سازمان تبليغات اسلامي با يك بودجه مثلاً 500 ميليون توماني براي اوقات فراغت جامعه ما چه كار مي‌تواند انجام دهد؟ بحث الگو دادن بحثي است كه بحمدالله سازمان در حال انجام اين كار است و بسياري از قشرها از اين الگوها استفاده مي‌كنند و اينها مي‌تواند تاثيرگذارتر باشد و اگر طبق قانون توسعه چهارم كشور بر مبناي آن عمل شود در بسياري از اين زمينه‌ها سازمان افكار خودش را خواهد گفت و مسئولين نيز موظف هستند مطابق با فكر علمي و ديني و پشتيباني‌هاي تخصيصي سازمان عمل كنند.

يعني نهادها و وزارت‌خانه‌هاي مختلف، عمليات فرهنگيشان را با نرم‌افزار و برنامه سازمان انجام دهند. در اينجا نيز شما نامي از سازمان نخواهيد ديد اما فكر آن وجود دارد. و يا در موضوع تربيت بدني، فكر سازمان تبليغات اسلامي كار مي‌كند. لذا بعضي مواقع شايد به صلاح نباشد كه نام سازمان مطرح شود. دكتر خاموشي از همان اوايل معتقد بود كه اصلاً به تابلوي سازمان تبليغات اسلامي نياز نيست زيرا اگركار فرهنگي انجام شود مردم خودشان متوجه مي‌شوند كه سازمان در آن دخيل بوده است. لذا ما خيلي از كارها را انجام داده‌ايم كه نامي از سازمان در آنجا نيست و تنها كساني كه بايد از اين كارها اطلاع پيدا كنند متوجه مي‌شوند و مردم هم نمادهاي آن كارها را در جامعه مي‌بينند. مثلاً جايي ديگر در بحث اوقات فراغت، اكثر مردم، فرزندان خودشان را به كلاس‌هاي اوقات فراغت مي‌سپارند و يا مثلاً در تشكيل كلاس‌هاي ديني و غيره. در كل بحمدالله كارهاي سازمان و همچنين موسسات تابعه در اين چند سال طوري بوده است كه فرهيختگان و بسياري از اقشار مختلف جامعه به سازمان رو آورده‌اند. بنابراين سازمان تبليغات اسلامي جايگاهش مي‌بايست در نهادهاي دولتي و مجلس و 000 يك جايگاه ديني، فني و اجتماعي شود و جايگاهش براي ارتقاي سطح فرهنگ ديني و اخلاقي جامعه به طور گسترده حفظ و تقويت شود.

در رابطه با لباس ملي و بحث مد آيا معاونت پژوهشي و آموزشي دخيل بوده و يا كاري انجام داده است؟

اين كار به معاونت فرهنگي محول شده است و آنها در حال كار بر روي آن هستند و چون از طرفي جايگاهش در معاونت پژوهشي است مي‌بايست بر روي آن پژوهش شده و سپس به صورت ابلاغيه به نهادهاي ديگر ارجاع شود.

 

يكشنبه 4 دی 1384 - 10:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری