پنجشنبه 1 فروردين 1398 - 13:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

دكتر رضا دهقاني

 

ميزان فضيلت

 

به‌مناسبت 24 آبان روز كتاب و كتاب‌خواني و روز بزرگداشت علامه طباطبايي فيلسوف و مؤلف تفسير شريف «الميزان»

 

علامه سيدمحمد حسين طباطبايي بي‌گمان جزو شخصيت‌هاي سترگ و برجسته است. وي فيلسوف و مؤسس و مؤثر در تفكر معاصر و انديشه فرداست كه نقشي ماندگار در تاريخ تفكر اسلامي براي نسل‌هاي آينده برجا گذاشت. وي در سال 1281ش در تبريز متولد شد و در سال 1360در قم به ديار باقي شتافت. ايشان زندگي‌نامه خودنوشتي دارند كه براي آشنايي با شرح حال و زندگاني ايشان خود بهترين مرجع است و عيناً آن را نقل مي‌كنيم:

«نويسنده، محمدحسين طباطبايي، سال هزار و دويست هشتاد و يك شمسي در تبريز در ميان يك خانواده علمي به وجود آمده‌ام. در سن پنج سالگي مادر را و در سن نه سالگي پدر را از دست دادم و به مناسبت اينكه كم و بيش مايه معاش داشتيم، سرپرست ما(وصي پدرم) وضع زندگي ما را (من و برادر كوچكتر از خودم را كه داشتم) به هم نزد و تحت مراقبت و پرستاري يك نفر خادم و يك نفر خادمه قرار گرفتيم. كمي پس از درگذشت پدر به مكتب و پس از چندي به مدرسه فرستاده شديم و بالاخره به دست معلم خصوصي كه به خانه مي‌آمد سپرده گشتيم، و به اين ترتيب تقريباً مدت شش سال مشغول فراگرفتن فارسي و تعليمات ابتدايي بوديم. آن روزها تحصيلات ابتدايي برنامه معيني نداشت. همين قدر به ياد دارم كه در فاصله ميان 1296- 1290 كه مشغول بودم قرآن كريم را كه معمولاً پيش از هرچيز ديگر خوانده مي‌شد و كتاب گلستان و بوستان سعدي و نصاب و اخلاق مصور و انوار سهيلي و تارخ معجم و منشآت اميرنظام و ارشادالحساب را خواندم. سال 1297 وارد رشته‌هاي علوم دينيه و عربيه شدم و تا سال 1304 به قرائت متون سرگرم بودم.

در ظرف همين هفت سال در «علم صرف» كتاب‌هاي امثله و صرف مير و تصريف؛ و در «نحو» كتاب‌هاي عوامل و انموذج و صمديه و سيوطي و جامي و مغني‌الاديب؛ و در «بيان» كتاب مطول؛ و در «فقه» كتاب‌هاي شرح لمعه و مكاسب؛ و در «اصول» كتاب‌هاي مقالم و قوانين و رسائل و كفايه؛ در «منطق» كبري و حاشيه و شرح شمسيه؛ و در «فلسفه» كتاب شرح اشارات؛ و در «كلام» كتاب كشف‌المراد را خواندم و به همين ترتيب دروس متن (در غير فلسفه و عرفان) خاتمه يافت. سال 1304 براي تكميل تحصيلات خود عازم حوزه نجف گرديدم و به مجلس درس مرحوم آيت‌الله آقاي شيخ محمدحسين اصفهاني حاضر شده يك دور «خارج اصول» كه تقريباً شش سال طول كشيد و چهار سال نيز «خارج فقه» معظم‌له را درك نمودم و همچنين هشت سال در «خارج فقه» مرحوم آيت‌الله نائيني و يك دوره خارج اصول معظم‌له حضور يافتم و كمي نيز به خارج فقه مرحوم آيت‌الله آقاي سيد ابوالحسن اصفهاني رفتم. كليات علم رجال را نيز پيش مرحوم آيت‌الله حجت كوه‌كمري رفتم. در فلسفه نيز به درس حكيم و فيلسوف معروف وقت مرحوم آقا سيدحسين بادكوبه‌اي موفق شدم. در ظرف شش سال كه پيش معظم‌له تلمذ مي‌كردم منظومه سبزواري و اسفار و مشاعر ملاصدرا و دوره شفاي بوعلي و كتاب اثولوجيا و تمهيد ابن‌تركه و اخلاق ابن‌مسكويه را خواندم. مرحوم بادكوبه‌اي از فرط عنايتي كه به تعليم و تربيت نويسنده داشت براي اينكه مرا به طرز تفكر برهاني آشنا ساخته به ذوق فلسفي تقويت بخشد، امر فرمود كه به تعلم رياضيات پردازم. در امتثال امر معظم‌له به درس مرحوم آقا سيدابوالقاسم خوانساري كه رياضيدان زبردستي بود، حاضر شدم و يك دوره حساب استدلالي و يك دوره هندسه مسطحه و فضايي و جبر استدلالي را از معظم‌له فراگرفتم. سال 1314 در اثر اختلال وضع معاش ناگزير به مراجعت شده، به زادگاه اصلي خود تبريز برگشتم و ده سال و خرده‌اي در آن سامان به سر بردم كه حقاً بايد اين دوره را در زندگي خود دوره خسارت روحي بشمارم زيرا در اثر گرفتاري ضروري به معاشرت عمومي وسيله تامين معاش كه از مجراي كشاورزي بود، از تدريس و تفكر علمي جز مقداري بسيار ناچيز بازمانده بودم و پيوسته با يك شكنجه دروني به سر مي‌بردم. در سال 1325 از سر و سامان خود چشم پوشيدم، زادگاه اصلي را ترك گفتم و متوجه حوزه قم گرديده، بساط زندگي را در اين شهر گستردم و دوباره اشتغالات علمي را از سر گرفتم و تاكنون كه اوائل سال 1341 مي‌باشد روزگار خود را در اين سامان مي‌گذرانم.

من اگر خارم و گر گل چمن‌آرايي هست
كه از آن دست كه مي‌پروردم مي‌رويم

آثار علامه طباطبايي

علامه طباطبايي آثار كثيري به زبان‌هاي فارسي و عربي نگاشته‌اند كه البته برخي از آنها هنوز به زيور طبع آراسته نشده‌اند كه اميد است هرچه زودتر به طبع برسند و كام تشنگان معرفت و حكمت را سيراب كنند. اهم آثار عربي علامه را مي‌توان چنين برشمرد: الف- رسائل سبعه شامل: 1- البرهان
2- المغالطه 3- التركيب 4- التحليل 5- الاعتبارات 6- المنامات و النبوات 7- القوه و الفعل، ب- سنن النبي، ج-‌رسائل التوحيديه شامل: 1-التوحيد 2- الاسماء 3- الافعال 4- الوسائط 5- الانسان قبل الدنيا، 6-الانسان في الدنيا 7-الانسان بعد الدنيا. د- حاشيه الكفايه. ه- تعليقه علي بحارالانوار. و- تعليقه علي الاسفار الاربعه. ز- رساله في التوحيد. ح- بدايه الحكمه. ط- الميزان في‌تفسير القرآن و از آثار فارسي ايشان مي‌توان به تاليفات زير اشاره كرد: اصول فلسفه و روش رئاليسم، شيعه، مجموعه مذاكرات با پروفسور هانري كربن فرانسوي 1338 شمسي، رسالت تشيع در دنياي امروز، گفت وگويي ديگر با هانري كربن، شيعه در اسلام، قرآن در اسلام، آموزش دين براي كودكان، اسلام و انسان معاصر، مجموعه اشعار و‌000، و از آثار منتشر نشده معظم‌له: رساله‌اي در مبدا و معاد، رساله‌اي در نبوت، رساله‌اي در عشق، حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري، سلسله انساب طباطبائيان در آذربايجان.

شرايط فرهنگي خاص و اولويت يافتن علوم فلسفي و تفسيري

شرايط فرهنگي و اجتماعي كه علامه در آن مي‌زيست، از نظر فكري و فرهنگي شرايطي بس نامناسب بود. مرحوم علامه در هنگام ورود به قم بدون آنكه تحت تاثير روش و محتواي آموزشي رايج قرار بگيرند در صدد ارزيابي نيازها و شرايط فرهنگي آن روز و كمبودها و خلاهاي موجود برآمدند و در نهايت بر خلاف سنت آموزشي حوزه قم و حتي نجف كه اهميت را به تدريس فقه و اصول مي‌دادند به تدريس فلسفه و تفسير روي آوردند. علامه در قم به تشكيل درس اسفار پرداختند ليكن از طرف مقام مرجعيت آن دوره يعني حضرت آيت‌الله بروجردي مورد سوال واقع شدند و از ايشان تقاضا شد تا درس فلسفه را به صورت پنهاني و خصوصي برگزار كنند، ليكن ايشان با توجه به احساس نياز حوزه‌هاي علمي به درس فلسفه در پاسخ آيت‌الله بروجردي چنين فرمودند: «من كه از تبريز به قم آمده‌ام فقط و فقط براي تصحيح عقايد طلاب بر اساس حق، و مبارزه با عقايد باطله ماديين و غير ايشان مي‌باشد. در آن زمان كه درس فلسفه به صورت مخفي و خصوصي خوانده مي‌شد طلاب و قاطبه مردم بحمدالله مومن و داراي عقيده پاك بودند و نيازي به تشكيل حوزه‌هاي علني اسفار نبود، ولي امروزه هر طلبه‌اي كه وارد دروازه قم مي‌شود با چند چمدان پر از شبهات و اشكالات وارد مي‌شود و امروز بايد به درد طلاب رسيد و آنها را براي مبارزه با ماترياليست‌ها و ماديين بر اساس صحيح آماده كرد000» علامه طباطبايي با ورود به عرصه تدريس فلسفه و تفسير در واقع با شخصيت خود بازي كرد و به تعبير ديگر شخصيت خود را فدا و قرباني كرد. چرا كه در حوزه‌هاي درسي آن زمان تدريس فلسفه امري ناپسند و مكروه پنداشته مي‌شد و از طرف ديگر، تدريس تفسير نيز دليل بر بي‌اطلاعي و كم‌مايگي مدرس قلمداد مي‌شد به گونه‌اي كه حتي يكي از مراجع بزرگ نجف در مورد تدريس تفسير علامه تعبير قرباني كردن شخصيت را به كار بردند. ايشان مي‌فرمايند: آقاي طباطبايي با صرف وقت در تفسير خودشان را قرباني كردند و از نظر شخصيت اجتماعي ساقط شدند. ليكن بايد دانست كه مرحوم طباطبايي چنان شيفته غايت و هدف و وظيفه خود بودند كه از باختن شخصيت اجتماعي و علمي مرسوم باكي نداشتند و چنان دلباخته و سرباخته كوي حقيقت و رسالت ديني و علمي خود بودند كه از اين بادها نمي‌لرزيدند. موقعيتي كه علامه در آن مي‌زيستند بسي خطرناك و حساس بود. عوامل متعددي دست به دست هم داده و موقعيت فرهنگي نامتعارفي را براي اذهان مردم و دانش‌پژوهان ايراني و 000 فراهم آورده بودند. شخصيت فرهنگي و ديني و علمي كشوري كه سال‌ها علمدار فلسفه و حكمت و معنويت و انديشه بود زير سوال رفته بود. عواملي كه اين شرايط را ايجاد كرده بودند از اين قرار بودند:

1- مطرح شدن آراي فلاسفه غربي و تدوين صريح و ساده آنها و عرضه آنها در سطح دانش‌پژوهان و مردم؛ مانند تدوين كتاب سير حكمت در اروپا اثر محمدعلي فروغي

2- ترويج گسترده و شديد ماركسيسم كه توسط مفسران و شارحان بااستعداد داخلي از قبيل دكتر تقي آراني و با جو سازي‌هاي سياسي و اجتماعي صورت مي‌گرفت و در بين اقشار مردم پخش مي‌شد.

3- ضعف و فتور حوزه‌هاي علمي از جنبه آموزشي و محتواي آموزشي.

حوزه‌هاي علمي از پرداختن به مسائل جديد نظري و علمي بازمانده بودند. از حوزه‌ها، حركتي به جانب جذب آراي جديد و نقد و بررسي آنها صورت نمي‌گرفت و از اين رو مسائل و مشكلات نظري و علمي جديدي كه از جانب مروجان انديشه‌هاي غربي و ماركسيست‌ها صورت مي‌گرفت بلاجواب و بدون تحليل باقي مي‌ماند و سبب گسستن روزافزون مردم و دانش‌پژوهان از سنت فكري و فرهنگي و ديني خود مي‌گرديد. در اين گيرودار علامه بر خود لازم مي‌ديد كه به احياي سنت ديني و عقلي اين مرز و بوم به زبان جديد و در قالب جديدي بپردازد و حاصل اين اقدام، آثار گرانقدري در فلسفه و تفسير بود.

نوآوري‌هاي اساسي علامه طباطبايي در حوزه‌هاي معرفتي

علامه داراي برخي از نوآوري‌ها در حوزه‌‌هاي مختلف معرفتي است كه پيامدهاي پر بار و اساسي براي آن حوزه‌ها در برداشته در فلسفه عنايت به نگارش مباحث فلسفي به زبان فارسي و توام با ساده‌نويسي و پرهيز از دشوارنويسي، طرح مباحث معرفت‌شناسي و مقدم داشتن آن بر مباحث هستي‌شناسي، نشان دادن امكان گفت و گو و بحث فلسفي با دستگاه‌هاي فلسفي غربي و شرقي، احياي سنت فلسفي با تقرير و تحليل جديد از سنت فلسفي، طرح و تاليف فلسفه در قالب اصلْ موضوعي يا آكسيوماتيك، احياي روش مشايي در طرح و تاليف مباحث فلسفي و پيرايش فلسفه از دخالت دادن گزاره‌هاي غيرفلسفي (شعري، خطابي، ديني، عرفاني و000) تلاش براي تفكيك حقايق از اعتباريات در مباحث فلسفي. در كلام نيز مي‌توان به مواردي از قبيل آشكار ساختن خلط حقايق و اعتباريات در تاريخ كلام و مباحث كلامي، پرداختن به مسائل جديد كلامي از قبيل حقوق زن، برده‌داري در اسلام، تكامل انسان، نظام اجتماعي و سياسي اسلام و‌000 و طرح موضوعات جديد كلامي اشاره داشت.

در تفسير احياي روش تفسيري قرآن با قرآن، اهميت دادن به تفسير و احياي سنت تفسير قرآن در حوزه‌ها، عنايت به گفت‌وگو، بحث قرآن با مسائل جديد فردي و اجتماعي و يافتن پاسخ قرآن در باب اين مسائل، عنايت به سازگاري دين با عقل و علم در فعاليت تفسيري خود، پيرايش پيش‌‌فرض‌ها در هنگام تفسير و‌000 در فقه نيز مي‌توان براي مثال طرح نظريه اساسي وجود قوانين ثابت و متغير در دين به طرح مساله دخالت زمان و مكان، در تغيير احكام و نيز مساله مصلحت و دخالت آن در قوانين و 000 اشاره كرد. در اخلاق نيز علامه با طرح ايده مكتب خاص اخلاقي قرآني و تمايز آن از مكاتب اخلاقي عقلي و ديني عالم، اخلاق را از قالب سنتي و بي‌روح آن درآورده است. موتور حركت اين نوع اخلاق حب و عشق است و غايت آن ذات مقدس الهي است.

منابع:

1- طباطبايي، علامه‌سيدمحمد حسين، بررسي‌هاي اسلامي، به كوشش سيدهادي خسروشاهي، دفتر تبليغات اسلامي، 1362
2- مهرتابان، يادنامه علامه طباطبايي، تاليف حسين طهراني، دانشگاه باقرالعلوم، 1368
3- دومين يادنامه علامه طباطبايي، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1363
4- طباطبايي، علامه سيدمحمدحسين، اصول فلسفه و روش رئاليسم، با مقدمه و پاورقي مرتضي مطهري، دفتر انتشارات اسلامي،1371
5- مرتضي مطهري، انسان كامل، انتشارات صدرا، 1372

 

دوشنبه 23 آبان 1384 - 9:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری