چهارشنبه 4 مرداد 1396 - 17:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عبدالهادي

 

اين سينما تنهاست

 

وحيد موسائيان در سال 1348 در خرم آباد متولد شد. او فعاليت در عرصه فيلمسازي را از سال 1365 در انجمن سينماي جوان خرم آباد آغاز كرد. و فيلم هاي هشت ميليمتري «روزيكه آن مرد رفت»، «روزگار نو»، «اشكي بر خاك» را در انجمن سينماي جوان خرم آباد ساخت. پس از آن فيلم هاي شانزده ميليمتري «پايان يك روز»، «ياسهاي آشفته در باد» و «صداي باد» را در مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و انجمن سينماي جوان تهران كارگرداني كرد و موفق به اخذ جوايز داخلي و خارجي گرديد. موسائيان فعاليت حرفه اي خود را با فيلم «خون بس» به عنوان دستيار دوم كارگردان آغاز كرد و بمدت هفت سال به دستياري پرداخت. او اولين فيلم بلند سينمايي خود را در سال 1380 با نام «آرزوهاي زمين» كارگرداني كرد و هم اكنون مراحل فيلم برداري چهارمين فيلم بلند وي به نام "خانه روشن" با مشاركت حوزه هنري به پايان رسيده است. سايت اطلاع رساني سازمان تبليغات اسلامي براي آگاهي بيشتر مخاطبان خود با نظرات اين كارگردان گفتگويي را با وي انجام داده است كه در پي مي آيد.

 

 

چند سال سن داريد و فعاليت‌هاي هنري خودتان را از چه زماني آغازكرديد؟

متولد سال 1348 هستم و در حدود 19 سال است مشغول فعاليت‌هاي هنري هستم. از دهه 60 اين فعاليت‌ها را با كارهاي كوتاه آغاز کردم تا اين كه شروع به ساخت فيلم‌هاي نيمه حرفه‌اي و سپس كاملاً‌ حرفه‌اي نمودم.

 

با توجه به اين كه شما كارهايتان را از فيلم‌هاي كوتاه آغازكرديد چقدر ساخت فيلم‌هاي كوتاه را براي شروع ساخت فيلم‌هاي حرفه‌اي موثر مي‌دانيد؟

به نظر من بسيار موثر است اما متاسفانه هم اكنون اهميت آن بسيار كم شده است. اهميت فيلم كوتاه به عنوان اينكه مي‌تواند يك بخشي از خلأهاي فرهنگي را پركند بسيار مهم است ،ثانيا مي‌تواند عده اي از فيلم‌سازان را براي سينما تربيت كند لذا ما نمي‌توانيم بگوييم فيلم‌سازي كه فيلم كوتاه مي‌سازد فقط مي‌تواند اين كار را انجام دهد، فيلم كوتاه باعث مي‌شود افق ديد فيلم ساز براي ساخت فيلم‌هاي بلند و حرفه‌اي بهتر و آماده‌تر شود و اين اتفاق هنگامي كه شكل نگيرد و فيلم‌هاي كوتاه آن جايگاه خود را پيدا نكند قطعاً‌ فيلمسازانش نيز جايگاه خود را پيدا نخواهند کرد.

بنابر اين من معتقد هستم بسياري از فيلم‌سازاني كه هم اكنون فيلم كوتاه مي‌سازند در آينده از فيلم سازان حرفه‌اي فيلم‌‌هاي بلند خواهند بود.

 

اولين فيلمتان "آرزوهاي زمين" را در محل زندگي خودتان ساختيد آيا اين دغدغه و يا مشكلي بود كه در محل زندگي‌تان با آن درگير بوديد و به آن فكر مي‌كرديد يا اين كه همانطور كه گفتيد اين سوژه‌ها بر اثر مرور زمان به ذهن شما آمد؟

سينماي كوتاه يك سينماي جستجوگر و متفاوت است و طبيعي خواهد بود شما با اين اتفاقات سروكار داشته باشيد. اين ظرفي بوده كه در طول زمان پر شده و هم اکنون نتيجه‌اش به ساخت يك فيلم منجر شده است. لذا من فكر مي‌كردم هرچقدر از معضلات و مشكلاتي آن مناطق گفته شود بازهم كم است و به نظر من ساخت اين گونه فيلم‌هاست كه مي‌تواند در جامعه ما معضلات و مشكلات مناطق و شهرهاي ديگر را برطرف كند.

 

ساخت اين گونه موضوعات با توجه به اينكه فيلم‌سازان نام آشناي ديگري مانند مهرجويي، غلامرضايي و000 نيز به آن پرداخته‌‌اند آيا تاثيري روي ذهن مسئولين داشته است؟

اين نوع سينما بسيار تنهاست و بايد به صورت مجموعه درآيد بنابراين در كنار آن مي‌بايست كارهاي ديگري صورت گيرد مثلاً مكان‌هايي كه متولي مسائل فرهنگي درمناطق هستند بايداين فيلم‌ها را خريداري كرده و به طور رايگان پخش كنند زيرا ما عده زيادي از مخاطبين اين كارها را از دست داده‌ايم وكسي تمايل به پرداخت وجه نقد براي ديدن اين فيلم‌ها ندارد. تلويزيون نيز اين فيلم هارا به علت داشتن لهجه محلي و بسياري از مسائل ديگر پخش نمي‌كند. بنابر اين اين فيلم ها ساخته شده و مدتي در بين سينما گردش پيدا مي کند و چند خبر نيز درباره آن نوشته مي‌شود و سپس به صورت آرشيو در مي‌آيد. به همين دلايل که ذکر شد مي توانم بگويم "اين سينما تنهاست".

 

آيا فكر نمي كنيد شايد مشكل از خود فيلمسازان باشد كه فيلم را آنقدر جذاب نمي‌سازند كه بتواند در اكران موفق باشد؟

خير، در هر صورت بازهم رفتن به آن فضاو محيط مشكلات خاص خودش را به همراه دارد. بعضي از فيلم ها و برنامه‌هاي تلويزيوني باعث شده فضايي جديد براي اين گونه فيلم‌ها بوجود آيد كه از اين فضا به خوبي استفاده نشد و فقط به سمت و سوي ابتذال و ديگر مسائل سوق پيدا كرد. تلاش نشد كه از اين فيلم‌ها و فضاي جديدي كه بوجود آمده است استفاده و بهره لازم برده شود. بنابر اين مي شود نتيجه گرفت آن سينماي تجاري اين سينما را نابود كرده است.

 

اگر از لحاظ موضوعي بخواهيم فيلم هاي بلند شما را بررسي كنيم در فيلم اولتان يك نوع تابوي عشق زنان را مي‌توان ديد اما دومين و سومين كارتان در خصوص مهاجرت است و به گفته خودتان اين فيلم‌ها هركدام يكديگر را تكميل مي کنند. آيا مي‌توان گفت دغدغه شما در اين كارهاي اخير يك نوع دغدغه تنهايي و مهاجرت باشد؟

اتفاقاً فيلم اخيرم هم در همين رابطه است اگر شما به عنوان يك انسان با اين موضوعات برخورد داشته باشيد هنگامي كه مواجه مي‌شويد كساني در گذشته شما بوده‌اند و يكدفعه حالا انسان‌هاي گمشده اي براي شما هستند، بنابراين ناخودآگاه به سمتي مي رويد كه فيلم آن افراد و يا خودتان را بسازيد.

 

اين دغدغه از کي در شما شكل گرفته است آيا به زمان كودكي برمي‌گردد؟

من در سفرهاي زيادي كه براي فيلم‌هاي كوتاهم داشتم به سوژه‌هاي بسياري بر‌خوردم و در آن زمان فكر كردم، هنگامي كه با آن مردم صحبت مي‌كنيد و از درد و دل‌هاي آنها باخبر شده و از موضوعاتي كه تا به حال نشنيده‌ايد آگاه مي‌شويد، ناخواسته به سمتي مي‌رويد كه آن موضوعات مي‌تواند دستمايه كارتان شود.لذا دستمايه كار من منجر به سه كار شد كه به نحوي به هم متصلند.

 

از ابتدا قصد داشتيد اين سه فيلم را پشت سر هم و تكميل‌كننده يكديگر بسازيد يا اين كه هركدام از اين كارها جدا بوجود آمده و در آخر تكميل كننده همديگر شد؟

هركدام از اين فيلم‌ها جدا از هم بوجود آمد و هنگامي كه به عينيت رسيد مشاهده كردم وجه مشتركي در آنها وجود دارد. يعني آدم‌هايي ناخواسته وارد فضايي در جامعه مي‌شوند كه برگشت براي آنها سخت است و هنگامي كه برمي‌گردند مانند انسان اوليه از آنها پذيرش نمي‌شودو اين تم در سه فيلم من مشترك است.

 

چه ويژگي‌هاي مشتركي در اين چهار كار بلند شما وجود دارد و چه طور مي‌توان يك پس زمينه‌اي را از نظر انديشه در اين كارها مشاهده كرد؟

موردي كه در همه اين كارها مشترك است اينست كه نشان مي‌دهد سينماگري از يك سينماي تجربي وارد سينماي حرفه‌اي شده و تلاش كرده آن تجربياتي را كه بدست آورده در سينماي حرفه‌اي به كار برد. ثانياً سعي داشته باشد كماكان با موج و جرياني كه در سينما هست پيش نرود و همه انديشه هايش را در فيلمش پياده كندو به دنبال سينمايي رود كه درست است در اين سينما مشكلاتي وجود دارد اما بسيار لذت‌بخش است.

 

در زمينه ساختار و محتوا بيشتر از كدام كارتان راضي هستيد؟

فكر مي‌كنم در "خاموشي دريا" فضا متفاوت ‌تر بود ودر کل فيلم موفق‌تري براي خودم بود.

 

در فيلم هايتان تا به حال سر صحنه بداهه داشته‌ايد يا خير؟

بله، بداهه هميشه با شما هست و يكي از دلمشغولي‌هاي سينما همين است. خصوصاً هنگاميكه با بازيگران غيرحرفه‌اي كار مي‌كنيد يكي از جذابيت‌هاي كار اينست كه عكس‌العمل‌هاي آنها را در موقعيت‌هاي بداهه پيدا كنيد و داستانتان را بر اساس آنها پيش ببريد.

 

مسعود رايگان با بازي در "فيلم خيلي دور، خيلي نزديك" چهره نام آشنايي شد نه در "فيلم خاموشي دريا" با توجه به اين كه وي سابقه بازي زيادي هم داشته است آيا مي‌شود اين مسئله را انتقاد از بازيگرداني شما دانست؟

من به شخصه فكر مي‌كنم مسعود رايگان بهترين بازي خودش را در فيلم "خاموشي دريا" انجام داد اما به علت آنکه "خاموشي دريا" ، فيلمي بود كه كارگردان غير نام آشنا آن را مي‌ساخت و به آن فيلم با ناشناختگي‌اش برخورد مي‌شد، موضوع بسيار عادي و طبيعي بود كه در آن فيلم مسعود رايگان مطرح نشده و بازي‌اش ديده نشود. حتي من در آن زمان شنيدم عده‌اي مي‌گفتند مسعود رايگان اصلاً بازيگر نيست بعد يك دفعه ورق برگشت و مسعود رايگان در فيلم "خيلي دور خيلي نزديک" بازيگر شد، لذا روي هم رفته من فكر مي‌كنم مسعود رايگان در فيلم "خاموشي دريا" به علت اين كه بكرتر بود، بازي زيبايي از خودش ارائه داد. اما خيلي چيزها دست به دست هم مي‌دهد كه يک بازيگر در فيلمي مطرح شود و يا در فيلمي ديگر اينچنين نباشد.

 

در مجموع از كل بازي‌هايي كه در كارهاي شما انجام مي‌دهند چقدر رضايت داريد؟

شما بازيگري را در فيلم‌هاي من به عنوان يك بازي حرفه‌اي و سينماي حرفه‌اي نگاه نكنيد. من هيچگاه نخواستم در فيلم‌هايم اسم بازيگر را برروي كسي بگذارم، يعني كساني كه خودشان هستند و از جامعه بيرون آمده و شکل گرفته‌اند ديگر نمي‌توان اسمشان را بازيگر با آن متدهاي خاصي كه وجود دارد گذاشت. لذا به نظر من هنگامي كه شما وارد آن محيط خاص مي‌شويد تمام فكر خود را براي پيشبرد موضوع مي‌گذاريد نه چيزي ديگر.

 

فيلم تنهايي باد پس از فيلم‌هاي آرزوهاي زميني و خاموشي دريا سومين كار بلند شماست، در رابطه با اين فيلم و چگونگي شكل‌گيري فيلم‌نامه فيلم توضيح دهيد؟

من بر اساس طرحي كه در ذهنم داشتم مي‌خواستم فيلمي در كردستان بسازم. هنگامي كه براي كارهاي تحقيقاتي آن طرح به سليمانيه عراق سفر كردم، در آنجا يکدفعه مواجه شدم با سوژه فيلم "تنهايي باد" و فكر كردم اين سوژه قابليت‌هاي زيادي براي ساخت يك فيلم سينمايي دارد. لذا آن طرح اوليه را كنار گذاشته و بر روي فيلم‌نامه" تنهايي باد" كار كردم. اين سوژه براي هر فيلم‌ساز بسيار وسوسه‌انگيز بود كه ببينيد چنين مصيبتي زماني براي عراق اتفاق افتاده است و فيلم سازي مي‌تواند اين موضوع را به صورت فيلم درآورد، بنابر اين همان طور كه گفتم با ديدن اين سوژه، سوژه نخستي كه در ذهنم بود از بين رفت، و اين طرح جديد به فيلم تبديل شد.

 

با توجه به اين كه فيلم مخاطبان عام بسياري داشت به چه علت زبان اين فيلم گويش اصلي مردم آن مكان بود؟

به نظر من فيلم‌سازي كه در گونه خاص از سينما كار مي‌كند سعي بر اين دارد به همه چيز وفادار باشد و آن رنج و سختي را بر خود تحمل كرده و به مكان‌هايي مي‌رود كه داستان فيلم در آنجا شكل مي‌گيرد. لذا در آن هنگام فيلمساز به سمتي سوق پيدا مي‌كند كه مي بايست از همان گويش و لهجه مردم آن منطقه استفاده كند. البته بحث گويش بحثي است كه سال‌ها قبل در سينماي ايران وجود داشته و خوشبختانه هم اكنون بسيار كم‌رنگ‌تر شده است و يا شايدعادتي كه از طرف مخاطبان با خواندن زيرنويس بوجود آمده اين موضوع را تا حدي حل كرده است. بنابر اين من اميدوارم شرايطي بوجود آيد كه اينچنين فيلم‌ها خصوصاً فيلم" تنهايي باد" نه فقط در جشنواره بلكه در مكان‌هاي عمومي با همين شرايط قابل پخش شود.

 

آيا به دنبال اين كه فروش فيلم‌هايتان بالا برود هستيد و چرا تا به حال فيلم‌هايتان آن طور كه بايد فروش نرفته است؟

امر تبليغ در هر جا و در رابطه با هرچيز بسيار موثر است هنگامي كه تبليغ اصلاً صورت نمي‌گيرد نبايد بيش از اين توقع داشت. چرا مشاهده مي‌شود بعضي از فيلم‌ها بسيار پر فروشند در صورتي كه حتي اصلاً در جشنواره هم نبوده‌اند، اين موضوع برمي‌گردد به مقوله تبليغ كه متأسفانه در اين نوع فيلم‌ها اصلا وجود ندارد و اين کارها فقط در جشنواره استقبال مي‌شود.

 

علت کم بودن فاصله ساخت فيلم‌هاي شما چيست؟

اين فاصله زياد هم کم نيست. هركدام از فيلم‌هاي من به فاصله دو سال از يكديگر است و من معتقد هستم سينما يك مقوله‌اي است كه شما به انرژي احتياج داريد و هنگامي كه انرژي نباشد انگيزه نيز از بين مي‌رود و لذا معتقد هستم تا وقتي شرايط براي فيلم ساختن مهيا است بايد فيلم ساخت. فيلم خوب فيلمي نيست كه حتماً به فاصله ده سال از يكديگر ساخته شود و يك كارگردان مي‌بايست در طول دوران زندگي هنري‌اش در كارنامه خود كارهاي زياد و متنوعي داشته باشد و اين گوياي آن است كه هر وقت شرايطش مهيا بود فيلم بسازد.

 

بعد از پيروزي انقلاب ما در هر سال چند فيلم متفاوت مانند فيلم‌هاي شما و يا فيلم‌هاي آقاي قنبري، قبادي و000 داشته‌ايم.اين جريان به كجا كشيده خواهد شد آيا بايد تا آخر به همين نحو فيلمي ساخته شود و فقط در جشنواره پخش شده و حتي برخي اكران عمومي هم نداشته باشد؟ به نظر شما اين وضعيت نتيجه‌اش به كجا مي‌رسد؟

به نظر من اتفاق خاصي نيفتاده است مثلاً براي خود شما اين جاذبيت را ندارد كه فيلم متفاوت‌تري را در سينما مشاهده كنيد. اين كجدار و مريز رفتار كردن نه تنها در سينما بلكه در تأتر و 000 هم وجود دارد و اين چيزي نيست كه بگوييم مثلاً با 4 فيلم‌ساز حل مي شود. بنابر اين، اين اتفاقات هميشه هست. تجربيات كشورهاي صاحب سينما در اين زمينه بسيار جالب است، آنها يك جايگاه ويژه‌اي براي سينمايشان قائل هستند و يك بخش را به اين نوع سينما كه مورد بحث ماست اختصاص مي‌دهند و براي آن هم كارکرده و زمان بندي مشخص نيز معلوم مي کنند. مثلاً‌ اگر كسي در آنجا گاهي اوقات از سينماي تجاري خسته مي‌شود به خود مي‌گويد بروم فيلمي كه متفاوت از فيلم‌هاي ديگر است ببينم و مي داند چه وقت و به کجا برود اما در كشور ما آيا شما مي‌دانيد كه مثلاً در فصل بهار چه فيلمي پخش خواهد شد. تمام اينها برمي‌گردد به يك سياست و برنامه‌ريزي كه براي آنها برنامه ريزي و تقويم گذاشته شود به عنوان مثال همين برنامه براي «آسمان باز» در حال اتفاق بود اما اينقدر مورد انتقاد قرار گرفت كه ديگر تقريباً اين موضوع نيز از بين رفت.

 

با موسسه سينمايي سوره مشكلي نداشته‌ايد و همكاريتان تا به حال خوب بوده است؟

نه، تا به حال مشكلي نداشته‌ايم. در فيلم "آرزوهاي زمين" كل مخارج فيلم بر عهده سوره بود و هزينه بخشي از فيلم "تنهايي باد" به عهده اين موسسه بود و همين فيلم آخر «خانه روشن» نيز بر عهده موسسه توسعه سينمايي سوره بوده است اما در كل به عنوان پروژه‌هاي ارزان قيمت تا آنجايي كه براي آنها توجيه اقتصادي و يا مسائل ديگر داشت سرمايه‌گذاري كرده‌اند.

 

فيلمسازاني که براي ساخت بعضي از فيلم هايشان از دستگاه‌ها و نهادهاي دولتي به عنوان تهيه‌كننده استفاده مي کنند شايد با توجه به يكسري فيلترهاي موجود، در آن مركز قادر به بيان تمام انديشه خود نباشند. به نظر شما اين مشكل وجود دارد؟

اين يک موضوع معمولي است، زيرا بسياري از فيلمسازان بزرگ براي ساخت فيلمشان از نهادها و يا سازمانهاي دولتي استفاده مي‌كنند و لذا نمي‌توان فيلمي را نشان داد كه از اين امكانات استفاده نكند. درست است که سينماي بدنه ادعاي اينكه مي‌خواهد مستقل عمل كند را ندارد و فقط مي‌خواهد براي مردم فيلم بسازد اما يك هنرمند مستقل معمولاً تلاش مي‌كند انديشه‌هاي خود را همانطور كه مي‌خواهد پياده كند. در تمام دنيا، هنر شما اين است كه بتوانيد مبلغي كه براي فيلمتان احتياج داريد از جايي تهيه كنيد كه آنجا مي‌تواند جاي دولتي و يا000 باشدواين استقلال هم كه شما عنوان كرديد مي‌تواند در فيلم معلوم شود. بنابراين ، اين موضوع بستگي به خود فيلم ساز دارد نه ارگاني که تهيه کنندگي کار را بر عهده دارد.

 

به هر حال مركزي كه فيلم را مي‌سازد بايد توافق‌هايي با اصل طرح و يا حتي دستي بر جزئيات داستان داشته باشد به نظر شما اين طور نيست؟

به هيچ وجه، ما اصلاً به اين صورت نمي نويسيم كه مثلاً يک سكانس طوري باشد که بر اساس سياست‌هاي تهيه‌كننده آن كار باشد؛ زيرا شما اصلاً سفارش از كسي نمي‌گيريد، مثلاً كسي به شما نگفته است فيلمي در رابطه با مهاجرت براي ما بساز. البته بحث خودسانسوري در همه جا وجود داردو در اين بحث ما نمي‌گنجد. اما در موردي كه شما ذكر كرديد در کل مي‌توانم بگويم به هيچ عنوان اين مسئله وجود ندارد، لذا اين امكانات را مي بايست به صورت وامي در نظر گرفت كه به بسياري از فيلم‌ها و فيلم سازان مي‌دهند.

 

فكر مي‌كنيد در كارهايي كه انجام داده‌ايد بحث افزايش سرمايه چقدر مي‌توانست در كيفيت فيلم‌هاي شما تاثير داشته باشد؟

عموماً بودجه ساخت فيلم‌هاي من روي هم رفته به اندازه 2 فيلم سينماي تجاري نمي‌شود و در جواب سوال شما بايد عنوان كنم كه چه كسي مي‌تواند بگويد اگر امكانات خوبي داشته باشم بازدهي خوب ندارم. البته با توجه به مشکل سرمايه، فيلم‌ساز از يكسري كارهايي كه بايد انجام دهد خواهد گذشت اما اين بدين معنا نيست که از فيلم کم بگذارد، راه‌هاي ديگري براي حل اين مشكل وجود دارد که فيلم ساز آن را پيدا خواهد کرد. البته فيلم‌هايي هم وجود دارد كه با بودجه‌هاي بسيار كلان ساخته شده اما نتوانسته‌ آن بازده فرهنگي و 000 را داشته باشد. اما روي هم رفته از آنجا كه در سينما با ابزار و امكانات طرف هستيم اگر از سرمايه بالايي براي كارها برخوردار باشيم قاعدتاً بخشي از ذهن راحت‌تر است كه آن بخش راحت ذهن مي‌تواند به كارهاي هنري بيشتري بپردازد.

 

با توجه به اين كه سينماي ايران هم اكنون به سمت سينماي تجاري سوق پيدا كرده است پيش بيني شما از آينده اين سينما چيست؟

با وجود نسل جديدي كه هم اكنون وارد سينما شده و آرام آرام در حال شكل گرفتن است اميدوارم فيلم سازان جوان نگاه‌ها و برداشت‌هايشان از مسائل اجتماعي متفاوت باشد و خلا هاو مشکلات موجوداين سينما را در آينده پر كنند.

 

به نظر شما اين مسئله يك برنامه مدون و از پيش تعيين شده‌اي بوده است و يا اينكه در واقع يك گريز از وضعيت تکراري بوده كه فيلمسازان در زمان گذشته به آن دچار بوده‌اند؟

فكر نمي‌كنم سيستمي پشت اين ماجرا باشد واين برنامه‌ها را ترويج كند زيرا در عمل همه شعار سينماي فرهنگي و 000 را مي‌دهند اما فكر مي‌كنم يك جريان و جوي درست شد كه اين اتفاقات افتاد و بسياري از فيلمسازاني كه مي‌توانستند حتي در سينماي بومي تاثيرگذار باشند نيز از صحنه كنار رفتند. حتي فيلمسازاني كه در فيلم‌هايشان به جريانات اجتماعي مي‌پرداختند آرام آرام به حاشيه رانده شدند.

 

از دوستان شما که در اوايل كارتان در سينماي جوان بوده و در اين نوع سينما کار کرده اند كساني را مي‌شناسيد كه از اين سينما خسته شده و به سينماي تجاري روي آورده باشند و يا اينکه به کل سينما را فراموش کرده باشند؟

از علاقه‌مندان ابتدايي به سينما بسيار زياد هستنداما هنگامي كه صحبت ازعمل مي‌آيد بسياري در طول زمان به اين کار ادامه نداده و تنها تعداد محدودي اين حرفه را ادامه مي‌دهند. اما در رابطه با دوستانم بايد بگويم تعدادي از آنها هم اکنون هستند که هنوز وارد آن سينما ( سينماي تجاري ) نشده‌اند و به خوبي مشغول ساخت فيلم هاي پر محتوا هستند.

 

فيلم‌سازان ديگري مانند: رهبر قنبري، قبادي و000 كه هم دوره شما هستند و اين سينما را تجربه كرده‌اند و با ديدگاه هنري به قضيه نگاه مي‌كنند احساس مي‌شود كه يك زماني كم بياورند و با توجه به اينكه ديده مي‌شود گاهي هيجان زده عمل ‌مي‌كنند آيا با اين تفاصيل فيلمسازان بزرگ اين نسل در آينده وجود خواهند داشت؟

البته احساس شما را به آينده بايد سپرد. هر سينما و يا جامعه‌اي بايد اين تحمل را داشته باشد كه براي انسان‌هاي خاص در هر نسل هزينه‌هايي را بپردازد و اين هزينه ها باعث مي‌شود يكسري برنامه‌هاي فرهنگي ساخته شود. لذا من به اين حرف شما معتقد نيستم که اين فيلم سازان ممکن است يک زماني کم بياورند، مثلاً‌ شما منكر دستاوردهاي آقاي قبادي ويا ... هستيد.بنابر اين من معتقد هستم اين فيلم سازان ،از جمله خود من تلاش مي کنيم تا در آينده نيز همانند گذشته فيلم هايي با موضوعاتي که مطرح شد بسازيم.

 

به نظر شما اين درست است كه مهار انديشه خودمان را به دست جشنواره‌هاي خارجي بسپاريم يعني صرفا فقط براي جشنواره هاي خارجي فيلم بسازيم؟

البته فيلم‌هايي كه شما عنوان مي کنيد تنها براي جشنواره‌هاي خارجي ساخته مي شود بسيار انگشت شمار است و درصد بسيار كمي از سينماي ايران را تشكيل مي‌دهد. مثلا شما مي‌توانيد بگوييد فيلم آقاي رهبر قنبري فيلم جالبي نيست! به نظر من اين كم لطفي است كه بگوييم اين فيلم ها تنها براي جشنواره‌هاي خارجي ساخته مي شود. من معتقدم اگر اين سينماگر توان صحبت آزادانه در فيلمش را داشته باشد مي‌تواند كارهاي بسيار جالب‌تري از خود ارائه دهد لذا تمام دنيا به كسي كه فيلم‌هاي هنري مي سازدافتخار مي‌كند. اما متأسفانه در ايران اين مسأله ننگ شده و انگار فيلم ساز جنايت كرده است كه افتخاراتش در سينما باقي مي‌ماند و همه لذت مي برند اما براي خود فيلم‌ساز چه اتفاقي مي‌افتد جز اين كه مي‌گويند فيلمش جشنواره‌اي است نه مخاطب ‌پسند، پس اگر اين طور باشد چرا اين همه جشنواره‌هاي متنوع در سراسر جهان وجود دارد. بنابر اين ما نمي‌توانيم بگوييم جشنواره خوب نيست خصوصاً جشنواره‌هاي خارجي، "جشنواره يعني جايگاه نخبگان".

 

در رابطه با فيلم‌هاي خود به نظر كدام يك از كارهايتان معناگرا بوده است؟

به نظر من تمام فيلم‌هايي كه تا به حال ساخته‌ام معناگرا بوده و هيچ كدام خارج از تعابير معنايي که ذکر کردم نبوده است.

 

از نظر شما سينماي ديني و فيلم‌هاي معناگرا چه فيلم‌هايي است؟

سينمايي كه به شيوه درست انساني به يك انسان نگاه ‌كند مي‌تواند بخشي از اين سينما باشد يعني اينها از هم جدا نيستند اما اگر اين سينما به سمتي برود كه بخواهند از آن سوء استفاده كنند آنگاه اين مسئله براي سينما خطرناك خواهد بود. يعني اگر به صرف پرداختن به يك موضوع مذهبي كه شايد در مکان هاي ديگر براي ترويج آن بهتر بازدهي داشته باشد و نتيجه دهد در سينما به آن بحث شود مي‌تواند اين مسئله را که هم اكنون هم باب شده است لوث كند. اما اگر فيلم از درون شما آمد و فيلم با شما صادق بود آنگاه مي‌تواند معناگرا باشد حتي اگر جاذبيت‌هاي تجاري داشته باشد اما اگر اسير تظاهر شود معنوي بودن آن فيلم از بين خواهد رفت ولي اصولاً سينماي معناگرا سينمايي است كه در يك شرايط درست انساني و اخلاقي كار شود.

 

در رابطه با آخرين فيلمتان "خانه روشن" توضيحاتي دهيد اين فيلم كي كليد خورد و چه مدت فيلم‌برداري اين فيلم طول كشيد؟

فيلم "خانه روشن" شهريور ماه كليد خورد و تا اواخر آبان ادامه داشت و كلاً‌ حدود يك ماه فيلم‌برداري اين كار به طول انجاميد که بخش اعظم لوكيشن‌هاي اين فيلم در تهران و مابقي در خرم‌آبادبود. همانطور که گفتم فيلم برداري اين فيلم به اتمام رسيده و هم اکنون در مرحله تدوين است که انشاءالله براي جشنواره آماده خواهد شد.

 

هم اکنون دغدغه بعدي‌اتان مشخص است اين كه در چه رابطه‌اي مي‌خواهيد كار كنيد؟

بله شايد يك موضوع متفاوت‌تري باشد و شايد هم در رابطه با همين موضوعاتي كه ساخته شده، كلا چند كار در ذهنم است كه انشاءالله انجام خواهم داد.

 

در آخر اگر صحبت باقي مانده‌اي داريد بفرماييد.

انشاءالله سينماي ما از اين يکنواختي خارج شده و از اين گونه فيلم ها خصوصا فيلمهاي معنا گرا بيشتر ساخته شود.

 

يكشنبه 22 آبان 1384 - 11:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر