جمعه 24 آبان 1398 - 5:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

عليرضا قرائي

 

در سرزمين بندگي

 

اين جمله را شنيده‌ايم، كه ماه رمضان، ماه مهماني خداست، اما كمتر انديشيده‌ايم كه حقيقت اين ميهماني چيست و چگونه مي‌توان به اين ضيافت راه يافت؟ آيا همه شايسته تشرف به اين بارگاه هستند يا خير؟ در اين مقاله مي‌خواهيم به پاسخ اين سؤالات از ديدگاه عرفاني بپردازيم، باشد كه در اين ماه مبارك قدري وجودمان را براي درك بركات الهي آماده‌تر كنيم.

ميهماني ماه رمضان كه در لسان روايات اسلامي«ضيافت‌الله» ناميده شده، در قرائت عرفاني آن ميهماني اسم جلاله "الله" است، اين نام اسم اعظم خداست، كه جامع جميع اسم و صفات الهي و مقام احديت ذات است، و در آن حقيقت همه اسماء مضمحل بوده، هيچ اسمي بر اسم ديگر غلبه ظهوري ندارد. اين نام نخستين ظهور اسمائي ذات پروردگار و عالي‌ترين جلوه آسماني آن ذات است.

رسيدن به تجليات اين اسم نهايت آرزوي عارفان و منتهاي آمال اولياء خداست و مقامي بالاتر از درك حقيقت اين اسم براي عارف وجود ندارد. باطن اين اسم حجاب ذات الهي است و ذات او تا هميشه در حجاب اين اسم نهفته است و كسي را به آن عنقاي مغربي دست تمنا نرسد،1 چنانچه سرور كائنات پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه‌وآله در وصف آن مقام مي‌گويد:

ما عرفناك حق معرفتك و ما عبدناك حق عبادتك. ما حق معرفت تو را نشناختيم و حق عبادت تو را بجا نياورديم.

اين اظهار عجز از معرفت و عبوديت آخرين حد معرفت و عبادت است و فلسفه خلقت انسان در قرآن نيز عبوديت بيان شده. و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون. جن و انس را جز براي عبادت نيافريدم.(ذاريات/56)
به اين مقام در قرآن از زبان حضرت عيسي عليه‌‌السلام اين گونه اشاره شده است: تعلم ما في نفسه و لا اعلم ما في نفسك. مي‌داني آنچه در نفس من است و نمي‌دانم آنچه در نفس توست. (مائده/116)
حافظ در اشعارش به اين مقام اين گونه اشاره مي‌كند:2

برو اين دام بر مرغي دگر نه
كه عنقا را بلند است آشيانه
جوابش داد گفتا دام دارم
ولي سيمرغ مي‌بايد شكارم
بگفتا چون بدست آري نشانش؟
كه از ما بي‌نشان است آشيانش

حال كه جايگاه اسم اعظم الله به اندازه بضاعت اين نوشتار روشن گرديد، اين نكته نيز روشن مي‌گردد، كه ضيافت اين اسم هم حقيقت بالايي دارد و هركس شايسته ورود به بزم الهي نيست. براي حضور در اين ميهماني انسان بايد تمام ظرفيت‌هاي وجوديش را نشان دهد و در آخر همه را به پيشگاه الهي تقديم كند.

در اين دنيا رسم بر اين است كه هرگاه شرف حضور در مجلس بزرگان مي‌يابيم، نخست تن از پليدي پا ك مي‌كنيم و سپس خويش را به بهترين عطرها و زيورها و جامه‌ها مي‌آراييم، و آنگاه در مجلس حاضر مي‌شويم، گويي اين رسم در ضيافت‌هاي آسماني هم برقرار است، با اين تفاوت كه آنجا صفاي باطن مي‌طلبند و زيور حسن و كمال و جامه تقوي.

بنابراين براي ورود به ضيافت الله، نخست بايد جان را از پليدي گناه و تعلقات ناپسند خَلقي و خُلقي پاك نماييم، و سپس خود را به زيور كمالات اسمائي و صفاتي مزين كنيم. طبق نظر بزرگان طريقت امكان آماده شدن براي مهماني خدا در ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان فراهم‌تر است. از نظر ايشان اين دو ماه دو حوزه تربيتي هستند، در حوزه تربيتي ماه رجب اين فرصت براي سالك مهيا‌تر است تا از طريق ابراز صداقت و شايستگي به پيشگاه الهي، رحمت خدا را به سوي خود جلب كند و به اين وسيله خويشتن را از پليدي‌ها پاك سازد، چرا كه اگر لطف خدا شامل حال انسان نشود هيچ امكاني براي رهايي روح انسان از گرو اكتسابات نازيبا نخواهد بود، چنان كه خداوند مي‌فرمايد: كل نفس بما كسبت رهينه. هركس در گرو كاري است كه كرده(مدثر/38)

و نيز مي‌فرمايد: لولا فضل الله عليكم و رحمته ما زكي منكم احداً ابداً ولكن الله يزكي من يشاء و الله سميع عليم. اگر فضل خدا و رحمتش نبود هرگز هيچ‌كس از شما پاك نمي‌شد ولي اين خداست كه هركس را بخواهد پاك مي‌گرداند و خداست كه شنواي داناست.(نور/21)

پس او آن سالك به پاكي رسيده، براي ورود به ضيافت الهي بايد خود را به زيور كمالات الهي بيارايد، اين امكان در ماه شعبان از هميشه فراهم‌تر است، در اين ماه سالك جان خود را در فضاي قدس اسماء الهي به پرواز در مي‌آورد، وجود خويشتن را به مظهريت اين اسماء مزين مي‌كند. اين سير اسمائي از اسماء جزء آغاز مي‌شود و سالك در هر مرحله با كشف و ظهور حقيقت هريك از اسماء جزء در جان خود اين امكان را مي‌يابد تا به صعود خويش تداوم بخشد و رفته رفته حقيقت اسماء كل را در يابد، و به امهات اسماء الهي برسد.

اين سفر يك سير معرفتي است كه سالك با براق شهود اين حقايق را درك مي‌كند. اين فرايند از ديدگاه عرفاني يك فرآيند كشفي است، يعني سالك در اين مسير حقيقت اسماء الهي را در جان خويش كشف مي‌كند، و به مظهريت جميع اسماء الهي و مقام انسان كامل مي‌رسد. عرفا اين آيه شريفه را كه اشاره به ديدن آيات بزرگ پروردگار در شب معراج دارد، گوياي اين مطلب مي‌دانند:3

لقد راه نزله اخري، عند سدره المنتهي، عندها جنه المآوي اذا يغشي السدره ما يغشي، ما زاغ البصر و ما طغي، لقد رأي من آيات ربه الكبري. به راستي كه بار ديگر او را ديد، در نزد سدره المنتهي، كه جايگاه بهشت آنجاست، آنگاه كه پوشانده بود سدره را آنچه پوشانده بود، ديده‌اش كژتابي و سرپيچي نكرد، به راستي كه نشانه‌هاي بزرگ پروردگارش را ديد.(نجم/ آيات 13 تا 18)

حال سالك، تمام ظرفيت‌هاي وجوديش كامل شده و در آستانه راه‌يابي به ضيافت الله است، امكان ورود به اين ضيافت در ماه رمضان از هميشه مهياتر است لذا در حديث قدسي آمده است: الصوم لي و انا اجري به. روزه براي من است و من خود به آن پاداش مي‌دهم.

ناگاه در اين مقام جلوات اسم اعظم الهي سالك را در مي‌ربايد و به ضيافت فنا وارد مي‌سازد، سالك در مواجه با جلالت اسم اعظم هستي خويش را به يكباره در مي‌بازد، و خويشتن را در اقيانوس بي‌كران اسم اعظم غرقه مي‌سازد، اين مقام جايگاهي است كه تنها خاص انسان اكمل و مقام شامخ رسول خاتم صلي‌‌الله عليه‌وآله است و هيچ‌كس جز ايشان شايستگي ورود به آن را ندارد، و اگر كسي بتواند به اين جايگاه برسد، تنها به اذن و شفاعت ايشان در نزد خداست.5 اين همان مقامي است كه جبرئيل درباره آن مي‌فرمايد:

اگر يك سر موي برتر پرم
فروغ تجلي بسوزد پرم(سعدي/بوستان)

پس از اين محو سالك در پناه نوازش‌هاي جمالي اسم اعظم به خود آمده و به سهو بعد از محو يا بقاي بعد از فنا مي‌رسد، در اينجا لطف خدا در حق سالك به اكمال رسيده و به مقام خليفه اللهي نايل مي‌شود، در اين هنگام سالك پس از درك ضيافت الهي، به سوي خلق بازمي‌گردد، تا آنها را از آنچه در اين سفر ديده و چشيده با خبر سازد، و در جان آنها آتش اشتياق اين سفر و درك اين ضيافت را برافروزد.

اين سفرها در بيان فيلسوف بزرگ و عارف كامل ملاصدرا به اسفار اربعه تعبير شده است، كه نخست سالك با نفي تعلقات مادي و خَلقي به سوي حق سفر مي‌كند(سير من الخلق الي الحق)، و پس از پاكي از تعلقات مادي و خلقي سير در اسماء الهي را شروع كرده، و به مظهريت تك تك اسماء مي‌رسد(سير من الحق الي الحق بالحق)، و پس از آن به بارگاه اسم اعظم "الله" راه مي‌يابد و در اين اسم فاني مي‌شود(سير من الحق الي حق) سپس با نوازش‌هاي رحماني و جمالي پروردگار خويشتن را درمي‌يابد و به بقاي بعد از فنا مي‌رسد و براي هدايت و راهنمايي خلق به سوي آنها با صفات خلقي باز مي‌گردد.(سير من الحق الي الخلق).6

پي‌نوشت‌ها:

1- مقدمه قيصري بر فصوص الحكم، مصباح الهدايه امام خميني(ره) و تفسير الميزان، علامه طباطبايي(ره).
2- ديوان حافظ
3- تفسير الميزان، علامه طباطبايي
4- به نقل از مكارم الاخلاق شيخ طبرسي
5- شرح اربعين حديث امام خميني(ره)
6- اسفار اربعه ملاصدرا

 

شنبه 16 مهر 1384 - 11:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری