يكشنبه 29 ارديبهشت 1398 - 15:20
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

حميد قنبري

 

مروري بر كاركردهاي جامعه‌شناسانه ادبيات پايداري

 

 

آب در سرپنجه قدرت است، هوا نيز مسخر است.
چه مي‌شد كه اگر نگاه روزگار دگرگون مي‌گشت؟
خوابي كه سلطه فرنگ ديده است
ممكن است تعبير آن خواب دگرگون گردد
تهران اگر ژنو شرق شود
سرنوشت زمين شايد تغيير يابد(اقبال لاهوري)1

اقبال لاهوري كه با فلسفه «خودي» را نقطه عطف و اتكاي مسلمانان در دوران معاصر دانسته و بر اين باور است كه مسلمانان با بازگشت به هويت ديني خود مي‌توانند در بزرگ‌ترين تحولات جهان در قرن بيستم و پس از آن بيش‌ترين نقش را داشته باشند، با سرودن اين شعر پيش‌بيني مي‌كند كه تهران به عنوان مركز انقلاب اسلامي در آيندة نه چندان دور قرارگاه مسلمانان و ژنو شرق خواهد گرديد. اين نگرش آن هم در دوران قبل از پيروزي انقلاب كه هنوز نهضت انقلابي ملت مسلمان ايران، اوج نگرفته بود، حكايت از ديدگاه ژرف و عميق و فلسفي اين فيلسوف شاعر مسلمان‌ دارد كه با بينشي ژرف كشور خود پاكستان را مهياي چنين خيزش عميق و گسترده‌اي ندانسته و ايران را به عنوان مركز تحول عظيم قرن بيستم به جهانيان معرفي مي‌كند. هنوز چند سالي از زمان سرايش اين شعر و قصيده مشهور انقلابي اين شاعر، فيلسوف بزرگ نگذشته است:

اي جوانان عجم جان من و جان شما
چون چراغ سوزم در خيابان شما
فكر رنگينم كند نذر تهيدستان شرق
پاره لعلي كه دارم از بدخشان شما
مي‌رسد مردي كه زنجير و غلامان بشكند
ديده‌ام از روزن ديوار زندان شما
حلقه گرد من زنيد اي پيكران آب و گل
آتشي در سينه دارم از نياكان شما

نظير اين پيش‌بيني را آندره مالرو فيلسوف، نويسنده و سياستمدار مشهور فرانسوي داشته است، چنان كه وي در اثر مشهور خود جايي نوشته:

در جواني، شرق را عرب پيري ديدم كه بر گرده خر خود در خواب بي‌پايان اسلام فرو رفته است.2 و سپس در جاي ديگري از اين نظريه عدول كرده و معتقد شده كه: قرن بيست و يكم قرن مذهب است، اما مذهبي كه منحصراً از غرب انتقام مي‌گيرد.3
با بيان اين مقدمه غرض اصلي نويسنده اين مقاله روشن مي‌گردد: « نقش ادبيات در پيش‌بيني و ترسيم و تحليل وقايع و رخدادهاي انقلابي.» ترديدي نيست كه ادبيات به عنوان يك عنصر اساسي فرهنگ انساني در كنار هنر بيش‌ترين و بزرگ‌ترين سهم را در خيزش‌هاي انقلابي همه اعصار برعهده داشته و آثار و جلوه‌هاي وافر ادبي و هنري خود گوياي اين حقيقت است. اما بحث پيرامون اين موضوع چندان موضوع تازه و بديعي نيست در حالي كه بحث و بررسي تحليل‌ها و پيش‌بيني‌ها در ادبيات مقاومت و پايداري از چند منظر مي‌تواند در نوع خود از تازگي و بداعت برخوردار باشد:

1- اصولاً تحليل‌ها و پيش‌بيني‌هاي ادبي از آنجا كه مستقيماً با روح و احساس و عاطفه شاعر يا نويسنده و اديب مرتبط است از جايگاه مقدس‌تر و بلندتري به لحاظ معنوي و تاثير روحي برخوردار است. به عنوان مثال: آيات اوليه سوره روم با اين پيش‌بيني صريح و بسيار قاطعانه آغاز مي‌شود: «الم، غلبت الروم000» در ايجاد روحيه مسلمانان براي نبرد تبوك و جنگ با روم بسيار مؤثر بوده و در تشويق و تحريك جنگجويان حق طلب صدر اسلام بسيار مفيد بوده است. هرچند اين نوع پيش‌بيني كه از ناحيه وحي صورت گرفته با مقولات مختلف ادبي و هنري نظير: شعر، داستان و نمايش و 000 به جهت اتصال آن به مبدأ وحي كه ذات پروردگار است، متفاوت است، اما به لحاظ ادبي نقش بارز آن در تحولات بعدي جهان اسلام كاملاً مشهود است. همين ويژگي را اشعار حماسي فردوسي و رجز خواني‌هاي شجاعان عرب در جنگ‌ها از جمله اصحاب كبار حضرت اباعبدالله الحسين عليه‌السلام در روز عاشورا، دارد و اشعار اقبال لاهوري كه در فرازهاي اخير اين مقاله بدان اشاره رفت، هرچند بعدها به صورت گسترده به كار رفته است، اما در مواردي در حين نهضت باشكوه انقلاب اسلامي نيز خوانش اين شعر و به ويژه اشعار مشهور شاه نعمت الله ولي كه با رديف«مي‌بينم» سروده شده است، تاثيرات شگرفي در ايجاد روحيه مبارزه و مقاومت جوانان و انقلابيون دوران اوج‌گيري انقلاب اسلامي به دنبال داشته است.

2- اصطلاحات و وجه غالب زباني و ادبيات عاميانه و رسمي دوران انقلاب، خود به عنوان شاخصه‌اي بارز از نقش ادبي، تاثيري مضاعف و پايا و مستمر در گسترش و توسعه مفاهيم انقلابي و ديني داشته است. به طوري كه با هر انقلاب ناخودآگاه گفتماني جديد شكل مي‌گيرد كه با خود زبان مناسب و متجانس با روحيه انقلابيون را ابداع مي‌كند. به زودي خيل عظيمي از اين اصطلاحات و تعبيرات و ضرب‌المثل‌ها و لغات و عبارات وارد فرهنگ عمومي جامعه شده و نويسندگان و رسانه‌هاي گروهي و جمعي با استعمال و به كارگيري آنها عملاً اين زبان و ادبيات نوين را اشاعه داده و همه‌گير مي‌نمايند. بنابراين تحول عظيم فرهنگي، سياسي و اعتقادي به دنبال لرزش منطقه‌اي و جهاني در سطوح انساني ادبيات جديدي خلق مي‌كند كه تشخيص اين كه كدام يك مقدم بر يكديگرند، آيا ابتدا گفتمان و ادبيات مخصوص انقلاب نضج گرفته يا اصل خيزش و نهضت انقلاب مقدم بوده، اگر نگوييم محال و ناممكن كار دشواري است.

دراين راستا نويسندگان، زبان‌‌شناسان مي‌توانند فرهنگنامه‌ها و لغتنامه‌هايي ويژه بنگارند كه بر طبق حروف الفباي زبان، كليه كاربردها و مداخل سياسي، اجتماعي، فرهنگي، علمي، عاميانه و عوامانه و حتي زبان پنهان و مخفي را در خود جاي داده باشد. اين اصطلاحات و واژگان كاملاً با كلمات و كاربردها و مداخل فرهنگنامه‌هاي قبل از نهضت، تفاوت دارند و يا اصلاً فاقد نمونه آنها مي‌باشد، چنان كه به عنوان نمونه اصطلاح مشهور، بنگاه سخن پراكني براي راديو بي‌بي‌سي يا لانه جاسوسي براي سفارتخانه آمريكا اصطلاحات خاصي هستند كه پيش از انقلاب در هيچ لغتنامه و فرهنگنامه‌اي موجود نبوده و خاص دوران شكل‌گيري و عصر پس از پيروزي انقلاب اسلامي است.

3- از آنجا كه در فرهنگ اسلامي و شيعي كشور، ادبيات مقاومت و پايداري در هم تنيدگي فشرده‌اي با نهضت عاشورا و تاريخ وقايع مذهبي دارد، برخي از نمونه‌هاي برجسته‌اي از مبارزه و جهاد را فراروي مردم قرار مي‌دهد تا با الهام از اين نمونه‌ها نهضت خود را پيش ببرند. لذا همين درهم تنيدگي سبب پيشرفت عناصر ادبي تاريخي نيز مي‌گردد. چنانچه در جريان انقلاب اسلامي، مديحه‌سرايي و مداحي و مقتل نويسي«بازنويسي مقاتل» و طرح جلوه‌هاي ايثار در واقعه‌ جانسوز نهضت حسيني عليه‌السلام خود سبب تجديد حيات و اشاعه بيش‌تر اين نهضت و نهضت‌هايي نظير سربداران و نهضت مبارزان دشتي و دلير مردان دشتستان تنگستان، در مبارزه با استعمار پيرو ساير نهضت‌ گرديده است.

ضمن آنكه آثار نوشتاري و تجسمي و گرافيكي و شعري و نقاشي و تصويري و سينمايي بسيار فراواني نيز در خصوص اين حماسه‌هاي بيادماندني، در حوزه دين و انقلاب و پايداري توسط هنرمندان برجسته‌اي خلق گرديد.
به عنوان نمونه برخي از تاثيرپذيري‌هاي متقابل و نمادگرايي‌هاي تاريخي در آثار شاعران معاصري نظير: طاهره صفارزاده، عليرضا قزوه، ابوالقاسم حسيني، سلمان هراتي، سيد حسن حسيني، علي معلم، قيصرامين‌پور، جواد محدثي، نصرالله مرداني، مهرداد اوستا، ايرج قنبري، محمدرضا عبدالملكيان، يوسفعلي ميرشكاك به وفور يافت مي‌شود.

به عنوان مثال صفارزاده در مريم‌ها و شقايق‌ها مي‌گويد:

رزم‌آوران حق
حجتي ديرين دارند
با هر گلوله پيوند مي‌خورند
با اهل بدر
آن پرچم رهايي
آن بدر تا احد
تا جبهه‌هاي غرب و جنوب
دست به دست دليران مي‌گردد
و جواد محدثي در روايت انقلاب مي‌سرايد:
الا اي محرم!
تو آن خشم خونين خدايي
كه از خنجر سرخ و پاك شهيدان برون زد
تو بغض گلوي تمام ستمديدگان جهاني
كه در كربلا، نيم‌روزي به يكباره تركيد
تو خون دل و ديده روزگاري
كه با خنجر كينه‌توز ستم، بر زمين ريخت
تو خون خدايي كه با خاك آميخت
تو شبرنگ سرخي كه در سال‌هاي سياهي درخشيد
و نيز سروده است:
لب را گشوده‌ايم به شكر و ثناي دوست
سر را سپرده‌ايم به حكم قضاي دوست
چون اقتدا به جعفر طيار كرده‌ايم
پرواز ماست با پر جان در فضاي دوست
در پيروي ز خط علمدار كربلاست
دستي كه داده‌ايم به راه رضاي دوست0004

 

نقش ادبيات در تحليل نهضت‌هاي پايداري

با آن كه نهضت‌هاي بزرگ تاريخي و انقلاب‌هاي جهاني، عموماً‌ توسط روانشناسان و مورخين و اديبان به قدر كافي تحليل و تعليل شده است اما جامعه‌شناسي شايد بدين جهت كه دانشي تقريباً جديد و نوين است، كمتر به اين موضوعات پرداخته است. لذا ادبيات مي‌تواند با دقت و ژرف‌نگري خود در اين پديده‌ها به مدد جامعه‌شناسي آمده و تحليل و تفسير رويدادهاي اجتماعي بزرگ نظير انقلاب‌ها و جنگ‌ها را، آسان‌تر نمايد. به عنوان مثال هنگامي كه جامعه‌شناسي در خصوص عامل جنگ مي‌گويد: غريزه پرخاشگري كه معجوني مشترك در سرشت انسان و حيوان است، عامل جنگ است.5

چون پرخاشگري يكي از مكانيسم‌هاي طبيعي انسان است، پديده‌اي فرهنگي نيز قلمداد مي‌شود و ادبيات نيز از همين منظر به پديده جنگ و انقلاب مي‌نگرد. بنابراين تحليل فرهنگي و ادبي در موضوعات پايداري و مقاومت، به منزله چراغي است كه روشن‌كننده زواياي اين پديده انساني و مددرسان تحليل‌گران جامعه‌شناس خواهد بود. از اين رو جامعه‌شناسي ادبيات، نيز به نحو خاص عهده‌دار تحليل و تفسير رويدادهاي اجتماعي و انقلابي است كه ادبيات پايداري جزئي از آن به شمار مي‌رود. در دوران معاصر البته با كمك پديده فيلم و سينما ابعاد مختلف نهضت‌هاي پايداري ترسيم گرديده كه در جامعه‌شناسي هنر به آن اشاره مي‌رود، اما شعر و نثر و داستان‌ چه در اين عصر و چه در دوران گذشته به صورت گسترده طيف وسيعي از تحليل‌ها و تفاسير و تبيين‌ها و تعليل‌ها را در اختيار جامعه‌شناسي ادبيات مي‌گذارد، تا بر پايه آنها به نگرش بهتر و جامع‌تري دست يابند.

رجزخواني‌ها، حماسه‌سرايي‌ها، توصيفات جنگي و ناب و اصيل و زيبا آفريده كه به صورت تطبيقي جامعه‌شناسان را در دوران معاصر براي بررسي رويدادهاي بزرگ انقلابي مدد مي‌رسانند. طرح اسطوره‌ها، اسوه‌ها، دستيابي به آرمان‌هاي بزرگ ديني، به وجود آوردن آرمان قدسي، تشكيل امت واحده و تحريك حافظه ملي براي بخاطر آوردن عظمت مسلمانان در قرن‌هاي گذشته بخشي از جلوه‌هاي محتوايي ادبيات مقاومت است كه مي‌تواند در جامعه‌شناسي ادبيات نوين مورد بررسي و كنكاش و ژرف‌كاوي براي رسيدن به تحليل روشن‌تري از پديده‌هايي نظير انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي قرار گيرد.

به طور كلي شعر مقاومت و پايداري در ايران و جهان شامل سه موضوع اساسي است:

1- طرح آرمان‌ها و تفكرات(توجيه حقانيت)
2- بيان شجاعت و ستايش فتوحات(دعوت به مقاومت)
3- سوگ‌سرايي، ياد كرد جنگ(توصيف فاجعه)

از سه محور فوق حول موضوعات ادبيات مقاومت، بخش سوم كه ويژه توصيف فاجعه‌ها و حوادث وقايع جنگي است، در تحليل جامعه‌شناسان ادبيات بيش‌ترين كاربرد را دارد، هرچند از منظر جامعه‌شناسي هر پديده‌اي كه در حافظه ملتي وجود داشته و در قالب آثار ادبي به يادگار مانده، در تفسير و بررسي‌هاي جامعه‌شناسي مدخليت دارد.

مكتوبات و آثار ادبي قديم و حتي متون مقدس، هم حاوي حكمت‌اند و هم سياست و اخلاق و هنر. هرچند ادبيات رويكردي خيالي و مثالي دارد، اما با علم واقع سروكار دارد. موضوع مقاومت و پايداري و دفاع از ساحت حق و نفي باطل ظهور و بروز پيدا مي‌كند كه مربوط به عالم واقع است. ادبيات عرصه همه انديشه‌ها و افكار و فرهنگ‌ها و تمدن‌هاست. اگر تفكر جان ادبيات باشد، ادبيات چشم تفكر است، به بيان ديگر ادبيات مقاومت و دردمندانه جهان كنوني بيش از آنكه در مقام نفي و طرد و ستيز صرف با جهان باشد در مقام دل‌آگاهي و خودآگاهي انسان است و به بيداري انسان‌ها مي‌انجامد. اينجاست كه در هر دوره تاريخي ادبياتي ظهور مي‌كند كه حاصل آن بيداري قومي است.
اسلام نيز ادبياتي پديد آورد كه به سخن پيامبر صلي الله عليه و آله عقل انسان‌ها را كامل‌كرد و حقيقت را براي آنها بازگفت. انقلاب اسلامي نيز در دوران ما ادبياتي با خود خلق كرد كه بيداري ساير ملل را در مقابله با استعمارگران و بيگانگان رقم زد و بازگشت به هويت ملي و ديني كشورها را نويد بخشيد. اين رويداد در جهان نظير نداشت و رنسانس فرهنگي در ايران، ده ساله دوم انقلاب اسلامي به وقوع پيوست و عليرغم همه كاستي‌ها، آثار گران سنگي خلق نموده و تحولي شگرف در انسان‌ها با خود به ارمغان آورده است. باشد كه با ارج نهادن بر اين ادبيات و حفظ و حراست و گسترش كيفي و كمي آن، در آينده شاهد زايش آثار متنوع‌تر و ماناتري در عرصه ادبيات پايداري جهان باشيم چرا كه همواره اين ادبيات در طول تاريخ اهدافي بزرگ به دنبال داشته و در پي تحقق آرمان‌هاي اصيل انساني بوده است. اينكه تا مشاهده و تحقق اين حقيقت مطلوب و مقصود والا تا چه اندازه فاصله طريق هست، خود حكايت ديگري است.

پي‌نوشت‌ها:

1- كليات اردو، لاهور، شيخ نياز احمد،1984، ص609
2- آندره مالرو، ضد خاطرات، ترجمه ابوالحسن نجفي و رضاسيدحسيني، تهران، خوارزمي، 1365
3- فقه سياسي، ابوالفضل شكوري، ج1، بي‌نا، 1361، ص191
4- روايت انقلاب، ج2، ص 181
5- روان‌شناسي جنگ و ارتش، پيترمي‌ير.

منابع:

1- فصلنامه مصباح، شماره 33، بهار 1379
2- بررسي تطبيقي موضوعات پايداري(در شعر ايران و جهان)، عبدالجبار كاكايي، انتشارات پاليزان، سال 1380
3- نام‌آورد(دفتراول) بيست مقاله درباره ادبيات تاريخ و فرهنگ دفاع مقدس، جنگ ايران و عراق، به اهتمام عليرضا كمري، موسسه پژوهشي فرهنگ، هنر و ارتباطات، دفتر ادبيات و هنر مقاومت حوزه هنري، 1380
4- روايت انقلاب(2)، جواد محدثي، انتشارات تربيت، 1372، قم

 

سه‌شنبه 5 مهر 1384 - 12:25


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری