شنبه 31 فروردين 1398 - 19:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

محمدحسن حبيبي

 

جريان عوام گرايي

 

به مناسبت سخنان ارزشمند رهبر معظم انقلاب در بين جمعي از مداحان كشور

مداحي، به عنوان يك سنت ديرينه در جامعه شيعي ايران سيري طولاني داشته است و در طي سده‌هاي طولاني، ادبيات و زبان خاص خود را يافته و در دوره‌هاي متعدد بنا به روحيات و احساسات هر دوره، لحن و زبان وادبيات ويژه‌اي را برگزيده كه بعضاً خالي از ناخالصي‌ها و تحريفات نبوده است. شايد نخستين عكس العمل جدي در قبال تحريفاتي كه آرام آرام در طي قرن‌ها در لايه‌هاي فرهنگ مداحي و چكامه سرايي اهل‌بيت رسوب كرده بود انتشار كتاب ارزشمند حماسه حسيني از سوي استاد متأله شهيد مرتضي مطهري بود كه در دوره خود بسيار تاثيرگذار واقع شد. استاد مطهري با تشخيص به موقع و حساب شده خود از بيماري‌اي كه جان سنت تعظيم شعائر اهل‌بيت را مي‌آزرد، به زدودن غبار خرافات و پيرايه‌ها از چهره اين سنت حسنه كمر همت بست. شايد در آن زمان حركت ضد استبدادي و ضد استكباري ملت ايران اين سؤال را به وجود مي‌آورد كه در اين وضعيت حساس چه جاي دامن زدن به اين مسائل حاشيه‌اي است. ولي پيدا بود كه تا نگاه جامعه از احساسات گرايي و عوام گرايي به سمت عقلانيت و منطق سوق داده نشود چنان ضربه‌اي بر پيكر فرهنگ و دين كه سلسله جنبان بخش اعظمي از جنبش‌ها و نهضت‌هاي آزاديبخش در جهان بوده است وارد مي‌شود كه حتي در صورت پيروزي نهضت و استقرار نظام اسلامي به قهقرا ميل پيدا مي‌كند.

اكنون نظام اسلامي بيش از يك ربع قرن در كشور اسلامي ما تجربه شده است. بنا به دلايل ويژه‌اي ما بيش از هر نظام سياسي ديگر در جهان براي اثبات مشروعيت خويش نيازمند استحكام پايه‌هاي نظري و مباني تئوريك ديني و اعتقادي هستيم. لذا براي معرفي چهره‌اي منطقي و عقلاني از باورهايمان مي‌بايست به بازنگري در رفتارها و كنش‌هاي برخاسته از اعتقادات كهنمان بپردازيم. چه بسا گذر زمان و ضخامت غبار عادت بر رفتارهايمان بعضاً قبح ابتدايي پاره‌اي از آنها را به ما ننمايد. و البته گذشتن از اين عادت‌ها كه لازم است به فرهنگ عمومي تبديل شود كاري صعب‌ و دشوار است و عزمي همگاني و ملي را مي‌طلبد.

آنچه در سخنان رهبر معظم انقلاب در بين جمعي از مداحان كشور حائز اهميت است رسيدن حساسيت موضوع آسيب‌هاي مداحي به نقطه‌اي است كه معظم له را به موضع‌گيري قاطع در برابر آن واداشته است. معمولاً وقتي پديده‌اي فرهنگي، اجتماعي و000 در بستر جامعه، تبديل به «جريان» مي‌شود واكنش‌هايي از اين دست را شاهد هستيم. پيداست كه «پديده‌ها» امور ساكني هستند كه به صورت منطقه‌اي و حوزه‌اي مي‌توان در برابرشان برنامه‌ريزي كرد و به رفع معضلات موجود اقدام نمود ولي در صورت عدم مقابله، اگر تبديل به «جريان» در بستر جامعه بشوند مانند رودي كه تغيير مسير آن به راحتي ميسر نباشد، جريان‌هاي فرهنگي واجتماعي نيز كه در لايه‌هاي فرودين و عميق‌‌تر اجتماع نفوذ مي‌كنند به راحتي قابل تغيير نخواهند بود. چنانچه ما در دهه هفتاد شاهد موضع‌گيري مستقيم مقام معظم رهبري در قبال مسئله خرافي و ناپسند«قمه زني» بوديم. مخالفت با قمه‌زني كه قدمتي چند صد ساله در ميان توده‌هاي مردم عزادار اباعبدالله الحسين عليه السلام پيدا كرده بود از سوي علماي پيشين همانند آيت الله العظمي بروجردي نيز سابقه داشت لكن به دليل همان عميق شدن رسوخ اين باور در ذهن عامه، توفيقي در جهت حذف اين مورد از شيوه ابراز ارادت به خاندان اهل‌بيت حاصل نگشته بود. ولي در دهه‌هاي اخير كه با پيشرفت تكنولوژي، همه جهانيان در منظر و مرآي يكديگر قرار گرفتند، قمه‌زني به عنوان سنتي غير متعارف به آن سوي مرزهاي ايران اسلامي كه غيرمسلمانان و غيرشيعيان شاهد آن بودند انعكاس گرديد و اين خطر وجود داشت كه چه بسا موجب تخطئه چهره تشيع و دستاوردهاي فكري درخشان آن در طول سده‌هاي متمادي گردد.

شاهد بوديم كه چه مقاومت‌هاي سرسختانه‌اي از سوي برخي لايه‌هاي عوام‌تر جامعه در برابر نسخ اين عمل مذموم كه هيچ پايگاه شرعي، روايي و عقلي نداشت صورت گرفت.

سنت مداحي نيز مدتي است در جامعه ما به شكلي جديد در چنبر اين آفت گرفتار آمده است. كج سليقگي‌هايي بعضاً در برخي مجالس حاكم است از جمله اين كه در ماجراي كربلا اين همه شفيع و مولا بنا به معتقدات شيعه وجود دارد كه هريك به اقتضاي اخبار رسيده از حالاتشان صاحبان كرامتند، اما شنيده مي‌شود كه بعضاً در مجلس سوگواري بر مصائب آنان، يك ساعت شور گرفته مي‌شود: اسب حضرت عباس/ سلطان همه اسباس!

آيت الله مكارم شيرازي سال گذشته در همايش فجرآفرينان عاشورايي با حضور مداحان، شاعران و مسئولان هيئات مذهبي قم كه توسط سازمان تبليغات اسلامي استان قم برگزار شده بود به بسياري از آسيب‌‌هاي مداحي كنوني اشاره كرده بود وي به نكوهش تعبيراتي نظير لااله الا فاطمه الزهرا و لااله الا زينب پرداخته بود.

آنچه حائز توجه است اين نكته مي‌باشد كه در دنياي كنوني اسطوره‌سازي‌هايي كه بنياد عقلاني و منطقي صحيحي نداشته باشد و بر مبناي احساسات صرف بنا شده باشد، مقبول طبع مردم صاحب‌نظر قرار نمي‌گيرد. ابراز احساسات هم كه در عزاداري‌ها در قالب گريه و مرثيه نمود پيدا مي‌كند بر پايه اين بايد قرار داشته باشد كه اهداف و مقاصد عالي حركت‌هاي پيشوايان معصوم ما را نشان دهد.
به هر حال، نصب‌العين قراردادن رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب مي‌تواند به وفاقي بينجامد كه جامعه مداحي كشور را به دور شدن از عوام گرايي سوق دهد.

 

دوشنبه 10 مرداد 1384 - 9:56


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری