دوشنبه 27 خرداد 1398 - 13:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

دكتر حسن بلخاري

 

آسيب‌شناسي انتظار

 

به كوشش: دفتر برنامه‌ريزي پژوهش‌هاي كاربردي

 

عنوان بحث و محور كلام«آسيب‌شناسي انتظار» است و قطعاً نه به اين دليل كه امروزه مد شده كه معمولاً براي هر بحثي يك آسيب‌شناسي هم مي‌گذارند و نه قطعاً به اين دليل كه ما در قلمرو انتظار و مهدويت بالذات با يك سري آسيب‌ها يا چالش‌هايي روبرو هستيم، هيچ كدام از اينها نيست. ما در فضاي پارادوكسيكال و به شدت متناقضي بسر مي‌بريم كه از يك سو وزيدن نسيم انتظار و مهدويت به ويژه در اين ايام شعبانيه، عاملي براي استدام اميد، انتظار و قوت روحيه ماست و از سوي ديگر در هيچ قلمروي چون قلمرو انتظار در معرض مهلكه و خطر قرار نداريم. يك سري عوامل وجود دارد كه اين عوامل سبب شده به همان اندازه كه انتظار قله اميد ما و عاملي براي شكوفايي جان و روح ما هست، به همان اندازه از زاويه مهدويت، خطرهاي جدي را احساس بكنيم. 12 مورد را استقصا كرده‌ام، كه اين عوامل مستقيم به مسأله مهدويت و انتظار مربوط و خطر آفرين است. در برهه‌اي كه همه بر مهميز احساسات انتظار با شدت و قدرت مي‌كوبند، مي‌خواهم از زاويه‌اي ديگر، خطرات برخورد سطحي با اين معناي عميق را تبيين كنم. فلذا در عرصه‌اي كه همه اين معنا را تجليل مي‌كنند، بايد از آسيب‌ها گفت و گرنه در سال‌هاي آتي مهم‌‌ترين چالش ما در قلمرو مباحث اعتقادي و امنيتي، مسأله انتظار خواهد شد. نقش جدي و مهمي كه حوزه‌ها بايد داشته باشند، متأسفانه بدلايلي رها شده است و دانشگاه و سازمان‌‌هاي ديگر بايد عهده‌دار آن شوند و فقدان اين همت و تلاش سبب شده كه عوامي‌گري به شدت وسيعي در سطح مراسم اعتقادي ما نفوذ بكند كه عاشورا و نيمه شعبان به نحوي از دست ما بگريزد.

ضرورت بحث آسيب‌شناسي انتظار به اين دليل است كه نقطه اميد و قوت ماست و نمي‌خواهيم به نقطه ضعف و چالشي براي بنيان‌هايي اعتقادي ما تبديل بشود، فلذا اگر همه تجليل مي‌كنند، بگذاريد چشماني هم باشند با آسيب‌شناسي آن، چالش‌ها را گوشزد كنند، كه موفقيت فقط تلاش در رسيدن به مقصد نيست بلكه دفع مانع هم هست، به همين دليل اين بحث براي اولين بار مطرح مي‌شود. آن 12 عاملي كه سبب مي‌شود ما بحث آسيب‌شناسي انتظار را جدي بگيريم به اين شرح است:

اولين عامل: به گفته وزير اطلاعات جمهوري اسلامي ايران، شصت نفر در زندان‌ها با ادعاي امام زماني به سر مي‌برند، اين رقم پاييني نيست. اگر سري فيلم‌هاي عرفان دم خروسي كه وزارت اطلاعات تهيه كرده را ببينيد كه چگونه بحث انتظار و مسأله مهدويت مورد سوءاستفاده برخي كيدان نامعتقد مي‌افتد و بحران به وجود مي‌آيد ولي براي ما بسيار عجيب است كه زمينه جامعه‌شناختي ما آنقدر مستعد است كه شصت نفر ادعاي امام زماني مي‌كنند و عملكرد آنها رواج پيدا مي‌كند و بعد وزارت اطلاعات وارد مي‌شود در يك محله و شهركي شخص را دستگير مي‌كند، اگر كمي تأمل بكنيم مهم كميت افراد نيست بلكه اين روانشناختي آن اجتماعي است كه مي‌پذيرد و سطح خرد و معرفت آن جامعه آنقدر نيست كه اين مسأله را دفع كند.

دومين عامل: سه يا چهار ماه پيش در يك يا دو شهر از شهرهاي ايران، بين نماز جمعه 150 الي 200نفر شمشيرها را از زير قباها بيرون مي‌كشند و نداي الله اكبر سر مي‌دهند كه سيد حسني در عراق ظهور كرده، عاشقان و منتظران به او بپيوندند! بخش مهمي از اين افراد از مرزهاي عراق وارد ايران شده بودند. ماهيت و ريشه قضيه برمي‌گردد به يك سارق عنوان طلبه كه از عراق آمده بود و مقدمات دروس حوزوي را خوانده و موج درست كرده بود، مسأله اصلي به اين مجنونين و ديوانگان برنمي‌گردد بلكه به زمينه‌اي برمي‌گردد كه جامعه در نگاه اول اين موج‌ها را پس نمي‌زند بلكه به نحوي مي‌پذيرد.

سومين عامل: جريان اهورا يا پيروز اهورا خالقي يزدي است كه قرار بود عصر جمعه مورخ 10/7/83 با پنجاه هواپيما به ايران بيايد و ايران را تسخير بكند، از پنجاه و پنج كانالي كه در لس‌آنجلس و شهرهاي ديگر آمريكا و اروپا وجود دارد نزديك به 35 كانال مطلق سياسي نيستند ولي 10 الي 15 كانال فعاليت سياسي دارند،‌ اين كانال‌هاي تلويزيوني اين شخص را اوج هوش و خرد يا «آي كيو» ناميده‌اند. براي اولين بار در تاريخ امنيت جمهوري اسلامي مواجه با اين مسأله شديم. ساعاتي را كه او ذكر كرده بود يعني عصر يكشنبه مورخ 5/7/83 از ساعت 5 الي 8 شب مردم بين دانشگاه تهران و ميدان ونك راه بروند، اين امر محقق شد. ناآرامي در چند شهر وجود داشت و بعضاً هم در يكي از شهرها يك كشته داشتيم، براي اولين بار مشخص شد كه از خارج يك جريان يا موجي خفيف در داخل كشور ايجاد شد و محور اصلي اهوراي مجنون مسأله ظهور امام زمان بود، يعني انتخاب روز نيمه‌شعبان يكي از مواردي بود كه به نحوي از نكات آسيب‌شناسي انتظار را به ما گوشزد مي‌كند.

چهارمين مسأله: پخش شب‌نامه‌هايي به بشارت ظهور آقا بقيه الله. اين شب‌نامه‌ها كلام تحريف شده‌ ابراهيم ميرزايي در سطح شهر تهران است، ايشان در زمان طاغوت مربي‌ كنگ‌فوي گارد بودند و به هند و چين هم سفر كرده‌اند. با ذن و مديتيشن و روانشناسي يونگ كامل آشنا شده و ادعاي پيغمبري هم كرده است. ما وارد فضا و جايگاهي كه بين جوانان دارد نمي‌شويم. در سال 1369 و 1370 در و ديوار تهران و محافل عمومي از بشارت با جهانيان را بر ظهور آقا بقيه الله، ابراهيم ميرزايي حجت خداي بر زمين، پخش شد، امسال هم پخش اين شب‌نامه‌ها را به شكل ديگر داشته‌ايم.

پنجمين عامل: در جامعه ما افرادي هستند كه دكان باز كرده‌اند و من كاملاً با ادعاهاي يكي از آنها آشنا هستم. در سال 1382 ايشان قرار بود سلمان رشدي را به ايران بياورد و به قتل برساند و در جلسات خودش نگاهي به تركيه انداخته و ادعا كرده كه زلزله در تركيه به خاطر آتش زدن قرآن بوده است و بعضاً بعضي اهل دل بنا به خلوص و صداقتي كه دارند با اين جريانات همراه مي‌شوند، لكن اخلاص هرگز نبايد محمل جهالت باشد ولي در طول تاريخ اتفاق افتاده است. به طوري كه بعد از پنهان شدن حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف يا در جريان امامت امام هفتم اگر بررسي كنيم مي‌بينيم كه چند نفر به اسم امام زمان ظاهر شده‌اند و انحراف ايجاد كرده‌اند، مثل وهابيت، بابيت، امام مهدي سوداني و به خاطر داريد كه چند ماه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مكه و كعبه را تصرف كردند و آب به زيرزمين‌هاي كعبه انداختند. كسي به نام محمد بن عبدالله قريشي قيام كرده بود و آل سعود همه آنها را در كعبه از بين برد. در كتاب خاطرات مستر هنفر، وي مي‌گويد كه چگونه از مسأله امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف استفاده كردند و محمدعلي باب را، باب من ابواب كردند و اين بحث چون تاريخي است وارد آن نمي‌شويم.

قضيه انتظار، تنها نقطه نجات و اميد ما و تنها نقطه انحراف اعتقادات ماست. شهر قم به شدت بايد اين مسئله را جدي بگيرد، نبايد بر مهميز احساسات كوبيد. اگر اين احساسات با معرفت آغشته نشود قطعاً به ضد خود تبديل مي‌شود و خارجي درست مي‌كند. اين افراد ادعاهاي بسيار عجيب و غريبي دارند و مي‌گويند با حضرت ولي‌عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف ارتباط داريم. پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم راه خود را اينگونه پيش نمي‌برد. امام خميني(ره) زماني كه رحلت كردند ما فهميديم كه ايشان عارف بوده است. هيچ‌گاه در هيچ جايي ما يك كلمه پيدا نمي‌كنيم كه بگويند ما با حضرت ولي‌عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف ارتباط داشته‌ايم. شب نوزدهم بهمن ماه سال 1357 ساعت 4 بعدازظهر ايشان فرمودند حكومت نظامي را لغو كنيد.

ظاهراً سازمان تبليغات اسلامي هيئت‌هاي مذهبي را رها كرده است، هيأت‌ها همان ngo ها است(اما در اين هيأت‌‌ها امكانات مادي مي‌دهند يا نه، غرض نيست) غرض اين است كه چه حرف‌هايي در آن هيأت‌ها زده مي‌شود و اينكه مريد و مريد بازي در آن هيأت‌ها وجود دارد خطرناك است چون سبب تعطيلي عقل و جان مي‌شود. در شيعه ما تعطيلي عقل را نداريم، ما ولايت را داريم ولي مريدي را به اين معنا كه سبب قفل عقل بشود نداريم.

ششمين عامل: مسأله مقتدا صدر است كه از پيچيده‌ترين معضلات سياست خارجي ما است. برنامه‌هاي بسوي ظهور كه از شبكه يك سيما پخش مي‌شود تقريباً گزيده فيلم‌هاي هاليوود استخراج شده است كه بر روي اين فيلم‌ها بحث مي‌شود و همچنين يك برنامه مفصلي به نام آخرالزمان و سربازان رايانه‌اي كه برخي از بازي‌ها به نام شهرك قائم است كه شخص بايد وارد شود و تكيه بر استفاده از رنگ سبز و تمامي انگاره‌ها بر اساس انگاره‌هاي صاحب‌الزماني ما طراحي شده است، و بعد پوسترهايي كه در عراق به اسم مقتدا صدر پخش شده است. گويا اين موضوع است و كتاب مقتدا صدر به نام«عجل علي ظهورك» مصداق اين مسأله است. اسم سپاه مقتدا صدر«جيش المهدي» نام دارد. چرا اصلاً آن بازي «يا مهدي» را مي سازند و چرا در فيلم حيرت‌انگيز«موساداموس»، كدهايي را مي‌دهد و خيلي سعي مي‌كنند اتفاقاتي كه در عراق واقع مي‌شود را يك طوري به كدهاي موساداموس ربط بدهند. يعني مسأله انتظار و مهدويت براي غرب خيلي جدي‌تر از ماست فلذا طبق بررسي تطبيقي در برنامه«بسوي ظهور» كدها و تصاوير آن را پخش مي‌كنيم. به اين نتيجه رسيده‌ام كه تلاش مي‌شود تمامي جريانات ناآرامي در عراق و مسأله نجف به نفع موساداموس و برنامه مهدويت‌ستيزي ربط داده مي‌شود كه ظرف 20 الي 25 سال پيش غرب داشته است.

هفتمين عامل: حمله به نجف مصادف با رجب مي‌شود و رجب يكي از ماه‌هايي است كه جزء نشانه‌هاي ظهور و عامل كشته شدن سيديماني،‌ ظهر نجف،(پشت نجف) آمده و در لابلاي همين هيأت‌ها در ايران، نجف و عراق تلاش مي‌كنند مثل همان 150 نفري كه در نماز جمعه شمشير بدست بلند مي‌شوند و مي‌گويند سيد ظهور كرده يكي از مباني آن همين است كه به جريان عراق و نجف برمي‌گردد.

نشانه جداي از علت است. ما بر مهميز نشانه رانده و تاخته‌ايم فلذا حادثه روز 11 سپتامبر را به آيه 99 سوره توبه ربط مي‌دهند و مي‌گويند به اين دليل رخ داده است. به همين جهت بايد عوامي‌گري‌ها را از خود دور كنيم و همه اين مسائل بيهوده است و اگر هم وجود دارد بايد دست ولي و عارف آن باشد، اگر اين مسائل بدون مبنا منتشر شود موجي درست مي‌كند كه آنوقت هرچيز لايتچسبكي به اين قلمرو چسبانده مي‌شود و رشته كار از دستمان فرار خواهد كرد.

هشتمين عامل: به گفته برخي از مسئولين، مجلس به امضاي امام زمان رسيده است. شأن اين عزيزان و بزرگواران محفوظ؛ ولي اينكه مجلسيان مي‌گويند اگر چنان باشد امام زمان وارد مجلس مي‌شود، اين يك اميد و اعتقاد است، و الله قصد من هم تخريب اين اعتقادات نيست ولي وقتي مي‌بينيم برخي از جرايد دنبال اين هستند كه اين موضوعات را سوتيتر كنند. مصداق اين شعر:

عاشقي چون به جلوت آيد بد تعبير مي‌شود

بايد ايمان داشت كه بعضي دل‌ها در نيمه شب‌ها برخي پيام‌ها را مي‌گيرند. مگر ما آن جريان شيخ مفيد و سيدبن‌طاووس را منكريم مگر ما آن كسي را كه در طول شبانه‌روز با حضور دل راه را مي‌پيمايد منكر هستيم؟ اين نكته كه (اعتقاد ما) روح، جان، قوت وجود ماست. اما اين مسائل بحث تبليغي نيست، برخي از مسئولين ما نكاتي را ذكر مي‌كنند و بعد برخي از دوستان اين جملات را مي‌گويند، درباره افعال حضرت ولي‌عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در زمان غيبت روايت داريم كه خود حضرت وقتي ظاهر شد پاسخ مي‌دهد. البته ايشان بسيار عالي برخورد كرده و كلمه«ممكن است» يا «احتمالاً» را بكار برده است. مثلاً ممكن است فروپاشي شوروي و يا عدم پيروزي آلمان در جنگ جهاني از كارهاي حضرت باشد، شايد اگر آلمان در جنگ پيروز مي‌شد كل جهان را به بردگي مي‌گرفت.

اما بزرگواران مسئولي كه مي‌دانند كلام آنها نافذ است بايد بسيار مواظب باشند، ابتدا مواضع را روشن بكنند و بعد نتايج را بگويند، ذكر نتيجه در جهان امروز بدون تبيين مباني، با نيت و ذهن و روح متكلم به نتيجه معكوس خواهد انجاميد. مسأله بعدي تبليغات بسيار وسيع و آهنگ‌سازي و احساس محوري‌هاست، اما اين مسأله مبنا شده. اگر امام زمان صرفاً در جشن‌ها، احساس‌ها،‌گريه‌ها و در ندبه‌ها تحليل و تعريف بشود، ما قطعاً نمي‌توانيم آن مباني كه حضرت ولي‌عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف بدنبال تحقق آن هست را در جامعه جا بياندازيم، به همين دليل احساسات گرايي در جامعه ما خيلي بالا است.

نهمين عامل: سوءاستفاده‌هاي وهابيون است. براي مصداق اين مسأله مطلبي را مي‌خوانم.

در روايات اجماع بر اين است كه آغاز حركت امام زمان از سرزمين شرق است، حتي در روايات سني آمده است كه«يخرج من المشرق» لذا وهابي‌ها يك نفر را بنام محمدعبدالله از اهل وريدا در نزديكي رياض پيدا كردند از ظاهر او خوششان آمد، گفتند انشاءالله همان مهدي است. او را پيش«بن‌باز» بردند، بن‌باز كور بود، سخنش را شنيد و گفت: انشاءالله خودش است، اما مهدي بايد از بني‌هاشم باشد. گفتند: اشكالي ندارد، زيرا رواياتي داريم كه ضروري نيست از بني‌هاشم باشد، يا اينكه روايت‌هاي صحيح السند است كه حضرت ولي‌عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف از نسل علي و فاطمه عليهما السلام است. پس گفتند: تنها بحث« يخرج من المشرق» مي‌ماند لذا او را به افغانستان و چچن بردند كه او از آنجا يعني از شرق بيايد. پس گفتند:«انصاره وايات السود» كه همان گروه طالبان است. پس منظور از اهل شرق همان خراسان و ايران است.

واقعيت قضيه اين است كه در قلمرو وهابي‌ها سوءاستفاده از مسأله انتظار وجود دارد.

دهمين عامل: بحران‌هاي اجتماعي از قبيل سرخوردگي‌ها،‌ يأس‌ها و نااميدي‌ها است. جامعه ما از لحاظ روحي و رواني در شرايط خوبي بسر نمي‌برد. مسائل اقتصادي و سياسي دخيل بوده‌اند و جامعه به نحوي دنبال يك نفر مي‌گردد. اگر جامعه به جايي رسيد كه بخواهد به نحوي خود را تخليه كند آن وقت مسائل اعتقادي يكي از سهل‌ترين و قوي‌ترين مفاهيمي است كه مي‌تواند جريان سازي‌ بكند. ما به شدت نياز داريم كه مسأله اميد و روحيه را در ابعاد سياسي و اقتصادي در جامعه بالا ببريم. جامعه مأيوس،‌ طبيعي‌ترين بستر بروز اعتقادات غلط است. اين يك امر كاملاً‌ روانشناختي اجتماعي است. جامعه ما از اين لحاظ در شرايط خوبي قرار ندارد و همين امر باعث مي‌شود وزير اطلاعات اعلام مي‌كند ما شصت نفر مدعي امام زمان در زندان‌ها داريم.

يازدهمين عامل: تبليغات شديد فيلم‌هاي هاليوود است كه در برنامه تلويزيوني بسوي ظهور بايد بحث كنيم. طبق بررسي‌هايم از سال 1980 تا به امروز پنجاه فيلم در هاليوود پر فروش بوده است كه از اين پنجاه فيلم حدود 22 فيلم را بررسي كرده‌ام كه در برنامه تلويزيوني بسوي ظهور پخش مي‌شود. از اين 22 فيلم حدود 19 فيلم آن به آخرالزمان برمي‌گردد. يك بحثي داريم كه مسأله صهيونيزم مسيحي است و سرمايه‌گذاري بسيار گسترده‌اي كه صهيونيزم مسيحي در ظهور آخرالزمان دارد. اكثر اين فيلم‌ها بازسازي از مكاشفات يوحنا است. يا ماشين‌ها بر انسان مسلط مي‌شوند(مثل ترميناتور) يا حيوانات بر انسان‌ها مسلط مي‌شوند.(مثل سياره ميمون‌ها و جومانجي) يا كامپيوترها بر انسان مسلط مي‌شوند مثل ماتريكس، يا اختلالات ژنتيكي رخ مي‌دهد و هيولاهايي توسط انسان ساخته مي‌شود و انسان‌ها را از بين مي‌برند و اين سبب شده كه آن كساني كه در معرض امواج هاليوود قرار دارند يك نوع عدم اطمينان، يك نوع نهاد ناآرام، ناآرامي رواني را تجربه كنند كه هر لحظه ممكن است اين اتفاقات بيافتد. بعنوان محقق اگر مجموعه اين مسائل را كنار هم بگذاريم(كه مسائل به صورت مختصر و منقبض بيان شد) به اين نتيجه مي‌رسيم كه اگر با مسأله انتظار يك برخورد معرفتي عميق نشود در جامعه ما سه مشكل بوجود مي‌آيد:

اولين مشكل عدم آسيب‌شناسي انتظار، امنيتي است. يعني جريان‌هاي اهورا، ابراهيم ميرزايي و000 همه امنيتي است كه در آينده مي‌تواند به اسم امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف از خارج كشور موج سازي‌هايي در داخل جامعه صورت بگيرد.
مشكل ديگر اين است كه اگر بزرگواران ما بر اين مهميز انتظار به شدت بكوبند اما نشانه‌ها محقق نشود، هرچند آن كسي كه ايمان خود را از زمزم معرفت گرفته باشد با عدم تحقق نشانه، ايمان او متغير نمي‌شود اما طبق يك بررسي كه در تاريخ اديان كرده‌ام آن امتي كه به مهميز معجزه مؤمن شد، به كذب مسيلمه‌اي كافر مي‌شود به همين دليل پيغمبر ما، پيغمبر معجزه مادي نيست، او كتاب دارد. آن كسي كه بنا به اعجاز فاضرب بعصاك الحجر مؤمن موسي شد، چهل سال در بيابان سرگردان مي‌شود. مهميز معجزه آناً متحول مي‌كند ولي اگر به معرفت پيوند نخورد ضد خود را بوجود مي‌آورد. اورشليم مگر عيسي عليه‌السلام را به زعم مسيحيان بر سر دار نكرد. به نظر ما مقدمات بر سر دار شدن او و بعد عروج را مهيا نكرد در حالي كه پيش از آن هم ديده بود كه در مقابل چشمان خودش نابينايي را بينا مي‌كند. منطق پيغمبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله و منطق شيعه استفاده كردن از هر علامت و نشانه‌اي براي جذب افكار نيست.

به عنوان يك محقق-كه پيامبر خود اجازه چون و چرا را داده است- بايد طرح مسأله كنيم. اگر كسي گفت: «واستغفره» (همان واستغفره يي كه من و شما مي‌فهميم) يعني يك نوع طلب استغفار است. در بحث توليد علم هم بيان شد كه اگر خودمان مسأله بسازيم و قضايا را بشكافيم، اگر كسي اين استغفار را استغفار ظاهري گرفت و اين طور تفسير كرد كه اي پيغمبر! ما نيمه شب‌ها نگاه منتظر تو را به آسمان مي‌ديديم كه چگونه آن حرص عظيم را دارد كه اي كاش اين مردم مؤمن مي‌شدند و طاقت بياوريم كه آن قدر چشمان منتظرت به آسمان را ببينيم.«رايت الناس يدخلون في دين الله افواجا» يعني اينكه اي پيغمبر، ما از تو نمي‌خواهيم كه مؤمنان فوج فوج بيايند«واستغفره» ما مي‌خواهيم كه اين‌ها به دل و معرفت خود بيايند وگرنه بعد از 74 روز پس از رحلت پيامبر،‌ چنان بلايي به سر حضرت زهرا سلام الله عليها مي‌آورند و هنوز غسل مقدست خشك نشده در سقيفه كودتا مي‌كنند. اسلام و قرآن بدنبال اين نيست كه مؤمنين فوج فوج بيايند. يعني چه كه من به اسم چهار مسأله ماورائي بخواهم مؤمن درست بكنم! پيغمبر صلي الله عليه و آله و حضرت علي عليه‌السلام اين كار را نكرده‌اند،‌ هيچ كدام از اين مسائل نفي كرامت نيست، يك آسيب‌شناسي بسيار دقيق است، ما بايد دست به احياگري و اصلاح‌گري بزنيم و آن وقت متد آن را هم از اسلام و قرآن مي‌گيريم. در هويت اسلام،‌ اجتماع مؤمن به مهميز معجزه نيست، به آن كيمياي معرفت است. دومين مسأله‌اي كه آن آسيب‌ها مشكل ايجاد مي‌كند اين است كه مردم بعد از مدتي دلسرد مي‌شوند و مي‌گويند اين نشانه بود كه محقق نشد، آن نشانه بود كه محقق نشد و آن وقت هم كمتر كسي را مي‌بينيم كه در تلويزيون برنامه‌هاي معرفتي عميق بگذارد و از برنامه‌ها انتقاد بشود، برنامه بسوي ظهور در مواردي موفق بوده يعني بعد از انقلاب يكي از پر بيننده‌ترين برنامه‌هاي تلويزيوني بوده است. اگر برنامه‌اي هدف معرفتي دارد به اين برنامه بايد بها بدهيم؛ نه اينكه فقط آهنگ پخش شود.

پخش مستقيم دعاي ندبه بسيار عالي است. ما هنوز شرح دعاي ندبه و كميل نداشته‌ايم، فقط گريه‌ها را نشان داده‌ايم. دومين مشكل كه به وجود مي‌آيد بعد از مدتي سرخوردگي بوجود مي‌آيد و توجه نمي‌شود. آخرين مشكل عدم آسيب‌شناسي انتظار، رواج عوام‌گري است. شهيد مطهري در بحثي پيرامون روحانيت مي‌فرمايد: «ما از آيت الله بروجردي شنيديم كه ايشان فرمود هنگامي كه ما به مرجعيت برسيم ما مي‌دانيم و اين مردم، آن انحرافات را درست مي‌كنيم. بعد هنگامي كه مرجع شديم، ديديم كه نه خير، اين طوري‌ها هم نيست، خيلي صريح به ما پيام مي‌دهند كه سال هجري شمسي 365 روز است 364 روز ما مقلد شما هستيم و يك روز باقي‌مانده را نمي‌گوييم مقلد ما باش ولي ما كار خودمان را انجام مي دهيم و قمه مي‌زنيم.» نگراني شديد اين است كه به اسم مصلحت پيرو عوام بشويم اين خطرناك است، گاهي براي اينكه عوام سر و صدا نكنند، دين را بد تفسير مي‌كنيم.

مشكلات را بيان كرديم حالا راه‌حل‌هايي عنوان مي‌كنم: ما نياز به يك ميزگردهايي داريم كه تلويزيون بايد به آن موضوع اهميت بدهد. ما مي‌بينيم ميزگردها را تشكيل مي‌دهند ولي وارد فضاهاي انتزاعي مي‌شوند. ما امروز نياز به حكمايي داريم كه بتوانند نظر را به عمل تبديل بكنند، آن حلقه مفقوده‌اي كه بين نظر تجريدي بالذات با عمل مجسم به ذات وجود دارد. اين حكماي زمان شناس كه در دست خود علوم ديني را دارند خيلي موفق بوده‌اند مثل شهيد مطهري، شهيد مفتح چون آنجا قلمرو تجريد است اينجا قلمرو برنامه است. اگر ما حلقه مفقوده را داشته باشيم ديگر بحث‌هاي انتزاعي نمي‌كنيم و تيم‌هاي پژوهشي ما هم دغدغه كاربردي دارند. حالا در بحث كاربردي بايد برخي از قضايا را روشن بكنيم، ما در مساله ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف يك علت داريم و ديگر يك علامت، بين علامت و علت هم تفاوت وجود دارد يعني هر علامت دليلي بر علت نيست، هر علامت علتي است. لكن جمع علامات به ذات علت است، نه افراد علامت. مسأله علت ناقصه را همه مي‌دانيم كه مثلاً براي پرورش گل شش عامل لازم است من جمله آب، آب را چرا علت مي‌گوييد؟ چون فقدان آب موجب عدم مي شود يعني فقدان آب موجب عدم اين گل مي‌شود و بوجود نمي‌آيد. پس شرط لازم است اما كافي نيست. وقتي همه اين عوامل جمع شد علت محقق مي‌شود. بزرگ‌ترين آسيب‌ اين مي شود كه هر كسي شمشير بدست از يك طرف بلند مي‌شود و مي‌گويد امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ظهور كرده و خيلي از قضاياي ديگر، اين مسائل بايد روشن شوند و براي روشن شدن اين قضايا،‌ حركت ما بايد خيلي دقيق باشد مثل حركت روي لبه شمشير،‌ ما نبايد ايمان‌ها را زخمي بكنيم، ما با يك گل طرف هستيم، به همان لطافت، بايد چنان خارها را از گل‌ پاك كنيم كه اين لطافت‌ها از بين نرود و شخص يك دفعه ضد دين نشود. كار خيلي ظريفي است و بايد ببينيم از اين زاويه چقدر كار كرده‌ايم يا اصلاً آيا به قضيه نگاه كرده‌ايم. ذكر اعداد و ارقام دليل بر مفهوم انتظار نيست، ما بايد در بحث‌هاي آسيب‌شناسي بگوييم كه اگر 7 عامل محقق شد حتي زمان ظهور را خود حضرت نمي‌داند و اين جز علم مخزون و مكنون حق است، در اين قلمرو تفاوت‌ها را معرفتي بررسي كنيم. ما نياز به آسيب‌شناسي داريم كه هركس به سادگي فريب نخورد و زماني كه جامعه معرفتي شد آن وقت ديگر در وزارت اطلاعات كرسي دستگيري جاعلان اسم امام زمان را نداريم، اگر دقيق تبيين شود كه نشانه جداي از علت است.

جريان مقتدا صدر راتوضيح دهم، بزرگ‌ترين چالش آمريكا در اين منطقه وجود نيروهاي شيعه است. اگر مصاحبه هانتينگتون را بخوانيم قسمتي از جملاتش اين بود كه هرچه قدر سن مسلمين جهان اسلام رو به پيري مي‌رود، به همان اندازه آمار ترور هم كمتر مي‌شود. هانتينگتون تئوري‌پرداز است و روي كلمه،‌كلمه حرفش حساب باز مي‌شود. مي‌گويد: 82% ترورهاي جهان توسط مسلمين بين 18 تا 25 سال اتفاق افتاده است.

هرچه قدر سن به طرف پيري مي‌رود چون جوان كمتر مي‌شود پس بنابراين ترور هم كمتر مي‌شود. آمريكا مي‌داند كه اين جوانان بالقوه خطر آفرين براي او هستند يعني وقتي عراق ايمن مي‌شود كه شيعه سياسي نباشد، ما نبايد عراق را با افغانستان مقايسه كنيم، بدليل اين كه عراق، كربلاو نجف را دارد. اين كار عظيم آيت الله سيستاني بود كه ثابت كرد هنوز روحانيت در قلب شيعه جايگاه دارد و پنتاگون به گيجي مطلق رسيده بود چون مي‌دانست اگر نجف را مورد اصابت قرار دهد خيلي از جريانات پشت آن اتفاق خواهد افتاد و از طرف ديگر مي‌خواست جريان صدر را تمام كند و به همين دليل آيت الله سيستاني راهپيمايي را به راه انداخت. يكي از استراتژي‌هاي آمريكا اين است كه مقتدا صدر از چرخه حذف نشود و دادوفرياد بزند كه به اسم ايشان شيعه‌هاي پر شور دور هم جمع بشوند و آنگاه ظرف 48 ساعت با يك حركت به قضيه پايان دهد؛ ما بايد خودمان را به مرجعيت ربط بدهيم و تبعيت كنيم. آن جوان‌هايي كه جان خود را براي مقتداصدر مي‌دهند ايمان دارند كه اين جزء علامات ظهور است. در مسأله امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در داخل خود شيعه دو دستگي مي‌بينيم. به همين خاطر ما بحث معرفت شناختي امام زمان را نداريم. فقط گفتيم اميد، انتظار، اين قدر بر اين مهميز كوبيديم كه ديديم 12 عامل در سال 1383 عواملي هستند كه از جريان امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف سوءاستفاده كرده‌اند.

شيعه اگر شمشير عظيم امام حسين عليه‌السلام را دارد تقيه امام جعفرصادق عليه‌السلام را هم دارد. در شيعه اصل بر تدبير است نه شمشير. گاهي اين تدبير ذوالفقار را اقتضا مي‌كند؛ گاهي سياست و استراتژيك را و به همين دليل شما ملاحظه مي‌كنيد كلمات آنها حجت مي‌شود. نبايد هر كلامي را هر جا گفت.

 

دوشنبه 10 مرداد 1384 - 9:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر