پنجشنبه 27 دی 1397 - 8:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

آرام

 

اگر فيلم‌ها به اعتقادات ديني لطمه بزند ضرر كرده‌ايم

 

 

ضمن تبريك به خاطر موفقيت‌هاي كسب شده براي حوزه هنري در جشنواره بيست‌ و سوم، اگر موافق باشيد صحبت را از سياست‌هاي مديريت جديد معاونت سينمايي حوزه هنري آغاز كنيم

سياست‌هاي ما حول دو محور اصلي رسالت‌هاي حوزه تعريف شده است. رسالت اول تلاش جهت شناسايي نيروهاي نخبه و پرورش استعدادهاي جوان براي آينده كشور است و رسالت دوم اين است كه سعي كنيم آثار توليدي از نظر خودمان قابل دفاع باشد و به اين‌گونه آثار، آثار فاخر مي‌گوئيم.

پايه‌اي كه براي اجرائي شدن اين رسالت تعريف شده متكي به تحقيق و پژوهش است و بر اساس فرمولي كه براي خودمان داريم بايد براي هر كارمان به اصطلاح «اطاق فكر» داشته باشيم. يعني ابتدا بايد فكر شود و بعد عصاره و خلاصه آن جريان فكري تبديل به يك اثر شود. قطعاً چنين شيوه‌اي ثمر خواهد داد. آثاري كه تا قبل از نتيجه‌اي كه در جشنواره بيست و سوم گرفتيم توليد شده، بايد با توجه به دوران تغيير مديريت و شناخت اوليه‌اي از شرايط موجود كه مي‌بايست حاصل مي‌شد سنجيده شود، و اين كار قطعاً زماني را از ما گرفت تا بتوانيم به اهداف مورد نظر و ديدگاه مديريت ارشد حوزه كه متأثر از ولايت است نزديك شويم.

در اين دوره سه ساله، تيم‌هاي فكري ما فعال بودند. حركت‌هايي را سامان دادند و آثاري را توليد كردند كه از لحاظ محتوايي قابل دفاع است. ما موظفيم كه به شكلي ويژه به مفهوم و محتوا دقت داشته باشيم و اين انتظاري است كه نخبگان ديني از ما دارند و جايگاه حوزه هم چنين اقتضا مي‌كند. با اين وصف بايد بپذيريم كه خيلي هم مسائل اقتصادي محور نباشد، اما آنچه ما را زنده نگه مي‌دارد اين است كه بتوانيم سرمايه‌اي را كه جهت اين كارها دريافت مي‌كنيم گردش‌كار و خروجي مناسب مالي داشته باشد.

برخي آثاري را كه در گذشته توليد كرده‌ايم و متأثر از فضاي آن زمان بود به لحاظ مالي جواب نداده است. به هر حال فضاي پيچيده سينماي امروز و سالن‌هاي نيز در اين مسئله مؤثرند.

 

منظورتان فيلم‌هاي توليدي در پايان مديريت قبلي است؟

نه، در ابتداي ورود مديريت جديد.

 

مثلاً‌ همين كار آقاي بهزادپور كه در حال اكران است نيز فروش خوبي نداشته است.

ببينيد فيلم «خداحافظ رفيق» يك كار ارزشي است و يك هنرمند و كارگردان ارزشي ما آن را ساخته است، اما من نمي‌دانم چه مشكلي وجود دارد كه حتي نهادهاي مكتبي و ارزشي ما هم ،آن‌گونه كه بايد، از اين كار حمايت نكردند. اين‌گونه كارها بايد مورد حمايت نظام و نهادهاي انقلاب قرار گيرد.

 

آيا برنامه‌ريزي و ساخت اين فيلم هم بر اساس سياست‌هاي مورد اشاره و در اتاق فكر انجام گرفته يا آن را بايد مقدمه كارهاي مديريت جديد محسوب كرد؟

اين يك «ورود» بود. به اين معنا كه ما در حوزه دفاع مقدس يك سري چهره‌هاي هنري محدود و خاص داريم. آقاي بهزادپور كه صاحب طرح بود در ابتداي قضيه خيلي زحمت كشيده بود. فكر مي‌كنم در زمينه دفاع مقدس اين واقعيت وجود دارد به‌محض اينكه كمپاني‌هاي خارجي اثري را مربوط به ارزش‌هاي دفاع مقدس مي‌بينند، سريعاً عكس‌العمل نشان مي‌دهند. «خداحافظ رفيق» به‌نظر من كار بسيار ارزشمندي است ولي نه مناسب سالن‌هاي سينمايي ما با مخاطبانش است و نه در نهايت در دنياي بيرون جواب مي‌دهد. از اين كارها بايد حمايت خاص بشود.

 

امسال در موضوع دفاع مقدس شاهد كاري از آقاي اعظميان با فيلم «مرزي براي زندگي» بوديم، آيا مي‌توان گفت حوزه اين‌گونه كارها را مطلوب مي‌داند و در سينماي دفاع مقدس قصد حركت در اين راستا را دارد؟

من يك انتقاد به مجموعه بزرگاني كه در عرصه فرهنگ و هنر كشور هستند دارم و آن اين است كه ما در برنامه‌هاي خاص صاحب استراتژي نيستيم. به‌عنوان مثال يك زمان دشمنان ما موضوع جزاير سه‌گانه را مطرح مي‌كنند و ما بايد از قبل اين تدبير را داشته باشيم كه چهار اثر بزرگ سينمايي پرمعنا توليد كنيم تا وقتي اين آثار در كشورهاي دنيا پخش شد مردم آن كشورها حاكمانشان را تحت فشار بگذارند كه به كشور ما حمله نكنند و براي ما مزاحمت ايجاد نكنند و بدانند به ضررشان تمام مي‌شود. متاسفانه ما براي اين كارها صاحب استراتژي نيستيم. امروز بايد حرف‌هايمان را در لايه‌هاي پنهان و با امكانات و ابزار دنياي جديد بزنيم.

فيلم اعظميان كاري فكر‌شده و در همين راستاست. به هر حال كار دفاع مقدس است و كاري است كه قطعاً در بخش‌هايي از دنياي بيرون هم مشتري خود را دارد، در كشورهاي اسلامي كه قطعاً حامي خواهد داشت و مورد توجه مخاطبان قرار خواهد گرفت.

 

آقاي اعظميان كار اولشان را ساختند و سرمايه آنچناني هم صرف نشده است، آيا حوزه هنري نمي‌خواهد با كارگردانان حرفه‌اي‌تر و سرمايه‌هايي كلان‌تر -لااقل هم رديف فيلم دوئل- روي آثار ارزشي دفاع مقدس سرمايه‌گذاري كند؟

براي هر حركتي بايد امكانات مناسب با آن را فراهم نمود. اعظميان بچه‌مسلمان همين كشور است. بچه جنگ و جبهه است. «مرزي براي زندگي» اولين كارش به‌عنوان يك كارگردان است. او بايد خيلي تمرين كند تا برسد به جايي كه ان‌شاءالله در آينده نزديك موفق بشود. چون استعداد رشد كردن را دارد. كار اول او به اعتقاد من يك معركه است. اثري است كه نزديك 100 دقيقه ساختار تصويري دارد و شايد بيش از 20 دقيقه ديالوگ ندارد، اين يعني معركه در عرصه سينما. پس در كار بعدي به آقاي اعظميان حتماً‌ بايد متناسب با فضاي فيلم‌نامه‌اش امكانات خوب داده شود. البته در اين حركت هم با توجه به فضايي كه فيلم‌نامه داشت به هرحال كمبود -به آن معنا كه خودش حداقل گله‌مند شود- نبوده است. ولي چون كار اول بود مطمئناً نمي‌شد به آقاي اعظميان گفت برود «دوئل» بسازد، هرچند كارهايي مثل دوئل هم جاي حرف دارد كه البته در جاي خودش مي‌شود در ارتباط با آن صحبت كرد.

 

آيا حوزه قصد ندارد در آينده با كارگردانان حرفه‌اي‌تر كار كند؟ امسال آقاي مجيدي بود كه از كارگردان‌هاي قديمي حوزه‌ است، آيا امكانش وجود دارد به شكل گسترده‌تري با افراد بزرگ و حرفه‌اي سينما وارد فعاليت بشويد؟

مدعي هستيم در فضاي كاري‌مان بدون مرزبندي كار مي‌كنيم؛ مي‌خواهيم با بزرگ و كوچك، با جوانان خوش‌فكر و بااستعداد كشور همكاري داشته باشيم. ما بايد چندين مجيدي، حاتمي‌كيا و ميركريمي داشته باشيم كه بتوانند پايه‌هاي مذهبي و ملي باشند. در اين جهت ما بر اساس همين فكر عمل كرديم كه طيف‌هاي مختلف با ما كار ‌كنند. ما مدعي هستيم كه مديريت كرديم تا اين جو حاكم شده است و اين امر بر اساس مديريت خاص و هدايت خوب رياست حوزه و نگاه ويژه رياست سازمان تبليغات اسلامي و ناشي از همفكري‌هايي بوده است كه در زيرمجموعه وجود دارد. آنچه در جشنواره‌ بيست و سوم به دست‌ آورديم حاصل تفكر جمعي است. اميدوارم خدا اين توفيق را بدهد از اين نعمت‌ها پاسداري كنيم. خودمان هم باور نداريم اين كارها را ما انجام داده‌ايم. اين عنايت خاص خدا بود كه به مجموعه‌اي به‌نام حوزه هنري ارزاني شد و ما هم بايد آن را پاس بداريم تا بتوانيم در ادامه مسير بهر‌ه‌برداري خوبي داشته باشيم؛ به معناي اينكه كارهاي آينده كارهاي قابل دفاع و ارزشمند باشد. و آنجا از همديگر نپرسيم كه چرا جوان‌هاي خوب و با‌استعداد را نياورديم و چرا بزرگان سينما در عرصه، حاضر نيستند. الان مدعي هستيم كه مجموعه بزرگان عرصه هنر كشور در اختيار حوزه هنري است و جوانان پاك كشور به حوزه دل بسته‌اند، ولي اينها همه امكانات مي‌خواهد. ما در بحث تأمين منابع نبايد محدوديت داشته باشيم؛ گرچه قبول داريم كه بايد نظارت خاص بر روي منابع و اعتبارات داشته باشيم ولي قطعاً محدوديت منابع ما را عقب مي‌نشاند.

 

در جشنواره امسال دو اثر اجتماعي با رويكرد عرفاني داشتيم، «بيد مجنون» و «خيلي دور خيلي نزديك»؛ آيا گرايش عمده حوزه به اين سمت است، يا در انتخاب موضوع براي شما محدوديتي وجود ندارد؟

ما در موضوعات مختلف هيچ محدوديتي نداريم. بايد مخاطب را بشناسيم و برايش كار كنيم ولي مخاطب ما مخاطب جهاني است. اگر اين ادعا را داشتيم و نتوانستيم جامه عمل بپوشانيم حتماً ضعف از ما بوده است. حوزه با جايگاهي كه برايش متصور است بايد اتفاقات مهم‌تر بيافريند. ما بايد در همه زمينه‌ها حضور فعال داشته باشيم و توليداتي ارائه كنيم كه معناي ويژه داشته باشد و از كار كليشه‌اي بپرهيزيم. مثل ديگران نيز كار نمي‌كنيم و قصد رقابت با ديگران هم نداريم. ما بايد فضاسازي بكنيم. ما مدعي هستيم بايد فضاي كارمان بر اساس پايه‌هاي اعتقادي دين‌مان باشد. به هر حال بايد كاري انجام دهيم كه قابل دفاع باشد. دوست داريم منتقدان هم بيايند كارهايمان را ببينند و به نقد بنشينند.

 

آيا مي‌توان از حوزه هنري باز هم انتظار فيلم‌هايي مثل آدم‌برفي و مرد عوضي را داشت؟

بنا نيست كه ما برگرديم به 15‌سال قبل. ما بايد نه‌تنها در زمان خودمان حركت كنيم بلكه بايد يك قدم هم جلوتر باشيم تا ديگران ما را قبول كنند. يك مطلب را فراموش كردم عرض كنم، ما در جشنواره هفت فيلم داشتيم؛ 5 فيلم در بخش كارهاي بلند سينماي ايران بود با نام‌هاي «بيد مجنون» مجيد مجيدي، «خيلي دور خيلي نزديك»رضا ميركريمي، «تنهايي باد» وحيد موسائيان، «غروب شد بيا» انسيه شاه‌حسيني، و «مرزي براي زندگي» حسين اعظميان، كه از اين 5 فيلم 4 اثر صد در صد متعلق به حوزه بود و يك اثر كه 30 درصد آن را حوزه سرمايه‌گذاري نموده بود. دو فيلم كوتاه هم داشتيم كه يكي از آنها در ميان 12فيلم كوتاه شركت‌كننده در بخش مسابقه جشنواره، در بين دو فيلم برنده قرار گرفت.

 

اگر فيلم‌هايي كه امسال در جشنواره عنوان‌هايي را كسب كردند هنگام اكران فروش خوبي نداشته باشند، آيا حوزه هنري سياست‌هاي فعلي را همچنان دنبال مي‌كند؟

اين بخش بر مي‌گردد به تصميم مقامات ارشد سازمان، ولي ما به‌عنوان افراد امانتدار در اين بخش سعي كرديم مسيري را كه طراحي شده است تا به اينجا طي كنيم. در جشنواره بيست‌ و سوم اگر جوايزي نصيب حوزه شده قطعاً حاصل مديريت خوب مجموعه‌اي بود كه در رأس آن جناب آقاي خاموشي و جناب آقاي بنيانيان قرار دارند. ولي آنچه كه به نظر من مي‌رسد اين است كه ادامه اين كارها منوط به اين است كه آثار از لحاظ اقتصادي هم جواب بدهد. هرچند ممكن است در افكار عمومي اين‌ طور متصور شود كه اين آثار سرمايه زيادي را به خود اختصاص داده است -همانگونه كه يك نگاه جفاگونه نسبت به بعضي از آثار گذشته وجود دارد كه نمي‌توانم آن آثار را نام ببرم، زيرا ممكن است به اين امر متهم شوم كه آنها دوستان بنده هستند- ولي كل كارهاي انجام شده طوري نبوده كه ما بگوييم يك ميليارد هزينه كرديم. هزينه هريك از كارها، 500 مليون‌تومان يا 200 ميليون‌تومان بوده است. ما مي‌گوييم در بخشي كه امانتدار حوزه بوديم خوب عمل كرديم. حالا اگر نتوانيم اين رقم را [در گيشه] برگردانيم خيلي بد است. قطعا كاري كه مورد قبول جشنواره قرار بگيرد پس توانسته مخاطبي را جلب كند. در نتيجه بايد با قاطعيت بگويم اين آثار مطمئناً جواب خواهد داد. اگر جواب ندهد معلوم مي‌شود جايي گره‌اي وجود دارد و لذا بايد در برنامه‌ريزي كلان فرهنگي هنري كشور تجديد نظر بشود. در آن‌صورت بايد با نخبگان كشور به مشورت نشست و ديد آيا سينماي ما مشكل پيدا كرده يا مخاطبين ما مشكل پيدا كرد‌ه‌اند، و حلقه گمشده را پيدا كرد.

شيوه تعامل حوزه با كارگردانان چگونه است؟ چه شاخص‌هاي را براي انتخاب در نظر مي‌گيريد؟

با توجه به فضاي فكري طراحي‌شده كه متأثر ازاهداف تعريف شده حوزه است، فيلم‌نامه را مي‌خوانيم، بعد با كارگردان در آن ارتباط بحث مي‌كنيم و در نهايت اگر به نتيجه رسيديم كار شروع مي‌شود. بحث مشاركت ما با تهيه‌كنندگان ديگر توافقي است. ممكن است با كسي 30درصد،70درصد و با بعضي‌ها 40‌درصد يا60درصد و با تعدادي50 درصد همكاري كنيم.

 

در اين مشاركت‌ها سياست‌هاي حوزه بيشتر رعايت مي‌شود يا سياست‌هاي طرف مقابل نقش بيشتري دارد؟

در كليه مشاركت‌ها نظر و سياست ما اعمال خواهد شد. ما مدعي هستيم بايد نيروي فكري ما بر روي فيلم‌نامه اثرگذار باشند. يعني نكات و نقاط انحراف كه ممكن است در كارها بوجود آيد براي ما تعريف شده و اين امر در گوشه‌اي از اهداف ما گنجانده شده است.

 

آيا از آقاي مجيدي دعوت به‌كار نموده‌ايد؟

آقاي مجيدي يكي از همكاران قديمي ما در حوزه است. ايشان با توجه به دلبستگي‌اي كه به حوزه دارد معمولاً‌ با حوزه كار مي‌كند. يك فيلم نامه مطرح شد به ايشان طرح موضوع شد و قرار شد با حوزه كار كند.

 

در ارتباط با سالن‌هاي سينماي متعلق به حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي توضيح بفرماييد كه در حال حاضر از لحاظ مديريتي داراي چه شرايطي است؟ آيا برنامه‌اي براي گسترش سالن‌ها در آينده داريد؟

كليه سينماهايي كه از قبل در اختيار حوزه بود هنوز كمافي‌السابق در اختيار حوزه است؛ به‌غير از يك سالن در مشهد كه مورد اختلاف است. از لحاظ مديريتي از ابتداي سال 1383 تغييراتي ايجاد كرديم. در سال‌هاي گذشته نظارت به‌صورت متمركز و توسط خود معاونت سينمايي بود، ولي از ابتداي خرداد امسال اين امر بدين شكل شد كه مديريت و نظارت سالن‌هاي هر شهرستان را به خود حوزه هنري همان شهرستان محول نموديم. ولي درباره تغيير سياست‌ها يا روش‌هايي كه مد نظرتان است حوزه ممكن است سينماها را واگذار كند يا تغيير كاربري بدهد. اينها دور از تصور نيست. مطمئناً در فضاي بعدي حوزه بايد يك فكر اساسي بكند تا اين سينماها سرپا بماند و بهره‌گيري لازم را داشته باشد. در بخش افزايش سالن‌ها بايد عرض كنم كه در اين بخش اگر اعتبارات مهيا شود مي‌توان در فضاي موجود سالن‌هاي سينما را افزايش دهيم. به‌عنوان مثال كاري كه در سينما سپيده انجام داديم و بحث نمايش حرفه‌اي فيلم كوتاه را به اين بهانه راه‌اندازي كرديم. استفاده از فضاهاي بلااستفاده‌مان نيز در برنامه‌هاي ما قرار دارد.

 

كدام يك از اثرهايي كه حوزه در چند سال اخير توليد نموده با سود خوب مواجه بوده و كدام اثر متضرر شده است؟

خدمت شما عرض كنم كه اگر ضرر را مالي ببينيم و با مدل بازار امروز سنجيده شود ظاهراً همه فعاليت‌هاي هنري و فرهنگي ضرر است؛ ولي اگر نگاه يك نگاه معنوي باشد فيلم خداحافظ رفيق كه به اعتقاد خيلي‌ها ما در اين فيلم متضرر شديم به اعتقاد من اين طور نبوده است. نسل آينده نياز به اين مستندات دارد. با اين معنا در هيچ كاري ضرر نكرد‌ه‌ايم، ولي اگر فيلم‌ها به اعتقادات ديني لطمه بزند، بله! ما ضرر كرده‌ايم. در مجموع، در چند فيلم توليد شده وضعيت پاياپاي را داشته‌ايم.

 

در مقايسه با فضاي مديريت گذشته اينگونه مي‌توان تصور نمود كه مديريت جديد دغدغه فرهنگي دارد، زيرا در سياست‌هاي گذشته علاوه بر انديشه‌هاي فرهنگي دغدغه اقتصادي بيشتري مد نظر بود، كمي در اين ارتباط صحبت كنيد؟

قطعاً‌ همين طور است. اين امر نشان از انديشه‌هاي مديريت جديد دارد. بحث گنجاندن نگاه تجاري در توليد آثار هنري، در بسياري از فضاهاي ديگر نيز در گذشته وجود داشت، در آن زمان فعاليت‌هاي اقتصادي هم انجام مي‌‌شد كه آن فضاها تعطيل شده‌اند. ولي در فضاي جديد صرفاً تكيه بر اعتباراتي است كه از سوي سازمان اختصاص داده مي‌شود، زيرا قرار است با همين نقدينگي محدود كارهاي خوب و ارزشمندي انجام شود. ما بايد خدا را شكر كنيم، اتفاق خوبي كه افتاده و موقعيتي كه نصيب حوزه شده است و آثاري كه عرضه كرده، اتفاق مطلوبي است كه مرتبط با يك شخص خاص نيست. ما بايد اين تراز را حفظ كنيم، زيرا مديران فرهنگي كشور از ما اين انتظار و توقع خاص را دارند. ان‌شاءالله با راهنمايي مديران ارشد سازمان بتوانيم در اين مسير موفق عمل كنيم.

 

نگاه حوزه هنري به فيلم‌هاي كوتاه چكونه است؟ آيا فعاليت در اين موضوع نيز در دستور كار حوزه قرار دارد؟

كارهاي كوتاه را هم ما با نگاه حرفه‌اي مي‌بينيم، ولي به هرحال بستگي به نوع سوژه و موضوع دارد. ما براي توليد فيلم كوتاه دو بخش خانه فيلم‌سازان جوان و خانه مستندسازان ايران را داريم.
حوزه در اين دو قسمت هم مثل سينماي حرفه‌اي عمل مي‌كند. يعني نمي‌توانيم به مانند سينماي تجربي عمل كنيم. آنجا هم موضوعات خاصي را كه تاكنون كمتر كار شده، كار كنيم و علاقه‌مندان مي‌توانند به ساختمان حوزه در خيابان زرتشت مراجعه كنند، فيلم‌نامه‌شان را بدهند. مطالعه مي‌شود. اگر با سياست‌هاي سازمان همخواني داشت جهت ساخت وتوليد ‌آنها اقدامات بعدي صورت مي‌گيرد.

آقاي غفاري (نماينده حوزه هنري در سينماي رسانه‌ها در جشنواره اخير) گفت حوزه در سال جديد حتي يك پلان از فيلم‌هاي توليد شده را مميزي نكرده است، آيا اين موضوع را تأييد مي‌كنيد؟ درمجموع وضعيت مميزي در حوزه چگونه است؟

وقتي يك پايه فكري را تعريف كرديم قطعاً همديگر را براي همكاري پذيرفته‌ايم. نتيجه آن هم اين خواهد شد كه هيچ اثري از ما مميزي نمي‌شود. نكته‌اي كه ايشان مطرح كرده‌اند اين است كه ما در داخل خودمان همه صحبت‌ها را كرده‌ايم. ولذا كارهايي كه از سوي ما به ارشاد رفته حتي يك مورد هم حتي تذكر نداشته ‌است. ممكن است آقاي غفاري «اين موضوع» را متذكر شده است؛ زيرا كليه آثار ما ابتدا توسط افراد خودمان كه آشنايي كامل با فضاي حاكم در جامعه دارند و سياست‌هاي موجود حوزه را مي‌دانند بررسي و ملاحظه شده سپس به ارشاد ارسال مي‌شود.

اما به نظرم آقاي غفاري منظورشان اين بود كه ما حتي در حوزه هم مميزي نمي‌كنيم.

نه فكر نمي‌كنم منظور آقاي غفاري اين موضوع بوده باشد؛ زيرا حتي راش‌هاي فيلم‌ها را هم مي‌بينيم، كليه دقت نظرها را اعمال مي‌كنيم تا به قسمت تدوين و توليد نهايي مي‌رسيم. اين كارها قطعاً در حوزه شده كه نتيجه آن اين مي‌شود كه هيچ يك از كارهاي حوزه مميزي نمي‌شود.

 

فيلم‌هاي امسال كمي خشك بودند، با توجه به فضايي كه جامعه طالب آن است آيا حوزه نمي‌خواهد به توليد فيلم‌هاي شاد فكر كند؟

قرار است همه پرنشاط باشيم، شاد باشيم،‌ با هم بخنديم، نه اينكه به هم بخنديم. در خنده‌اي كه قرار است با هم باشيم قطعاًً طرح توليد كارهاي پرنشاط و شادي‌بخش كه در قالب طنز بوده و بتواند شكل مطلوب را پيدا كند، در دستور كار هست، ان‌شاءالله در آينده نزديك يكي از آن كارها نمايش مي‌دهيم تا شما خوب بخنديد!

 

در پايان در ارتباط با فعاليت‌هاي آينده حوزه و اثرهاي در دست اقدام توضيح دهيد.

ما اعلام كرده‌ايم كه توانايي توليد سالانه 10 عنوان فيلم بلند سينمايي، 20 عنوان فيلم ويديو‌يي سينمايي و 30 عنوان فيلم كوتاه را داريم، ولي تمام اينها نياز به تأمين منابع دارد كه البته كليه ادعاهاي ما به‌صورت روان در حال انجام است. سه فيلم در دست اقدام داريم كه 2 مورد آن احتمالاً با مشاركت موسسات ديگر توليد مي‌شود و يك اثر -كه توسط آقاي عرب كارگرداني مي‌شود و آقاي سجادپور تهيه‌كنندگي آن را به‌عهده دارد- 100 درصد متعلق به حوزه است. معمولاً كليه تصميمات در ارديبهشت ماه اتخاذ مي‌شود چون اعتبارات در آن زمان ارسال مي‌شود. البته كار «شب‌بخير فرمانده» به كارگرداني انسيه شاه‌حسيني نيز از ارديبهشت ماه كليد خواهد خورد.

 

چهارشنبه 19 اسفند 1383 - 11:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری